هشدار درباره سوتغذیه و تهدید سلامت نسل آینده/ مصرف لبنیات ایرانیان یک سوم استاندارد جهانی
تحریریه آوش/ سقوط آزاد مصرف لبنیات در ایران، فاجعهای خاموش در حوزه سلامت عمومی است. در حالی که میانگین استاندارد جهانی سرانه مصرف لبنیات حدود ۱۸۰ کیلوگرم در سال است، این رقم در ایران به شکل نگران کنندهای به حدود ۵۰ کیلوگرم کاهش یافته است؛ این یعنی مصرف مردم ایران تنها نزدیک به یک سوم تا یک پنجم استانداردهای جهانی است
با موج سنگین و بیسابقه تورم اقتصادی، سفرههای مردم روز به روز کوچکتر میشود و اقلام حیاتی مانند مرغ، گوشت و لبنیات به صورت تدریجی از زنجیره غذایی خانوارها حذف شدهاند. آمارهای رسمی و تکان دهنده نشان میدهند که قیمت کالاهای اساسی لبنی در سالهای اخیر رشد سرسامآوری داشته است؛ به طوری که قیمت شیر افزایش خیرهکننده ۱۳۷ درصدی و پنیر و ماست بیش از ۱۳۰ درصد جهش قیمت را تجربه کردهاند.این گرانی افسارگسیخته قدرت خرید جامعه را به شدت کاهش داده و بر اساس دادههای موجود، دهکهای یک تا پنج، یعنی جمعیتی نزدیک به ۴۰ تا ۴۵ میلیون نفر از ایرانیان، دیگر توان مالی برای خرید فرآوردههای لبنی را ندارند.
سقوط آزاد مصرف لبنیات در ایران، فاجعهای خاموش در حوزه سلامت عمومی است. در حالی که میانگین استاندارد جهانی سرانه مصرف لبنیات حدود ۱۸۰ کیلوگرم در سال است، این رقم در ایران به شکل نگران کنندهای به حدود ۵۰ کیلوگرم کاهش یافته است؛ این یعنی مصرف مردم ایران تنها نزدیک به یک سوم تا یک پنجم استانداردهای جهانی است. نگاهی به گذشته نشان میدهد سرانه مصرف کشور در سال ۱۳۸۹ نزدیک به ۱۳۰ کیلوگرم بود، اما اکنون به کمتر از نصف آن دوران سقوط کرده است. این بحران شدید کمبود کلسیم و فقر غذایی، زنگ خطر بزرگی را برای سلامت جسمی جامعه به صدا درآورده است.پیامدهای این عدم مصرف فراتر از زمان حال است و آینده زیستی جامعه را هدف گرفته است.
متخصصان تغذیه و پزشکان هشدار میدهند که محرومیت مداوم سلولها از کلسیم و پروتئینهای حیاتی، در میانمدت و بلندمدت تغییرات فیزیولوژیکی شدیدی ایجاد خواهد کرد. همین امروز نشانههای فقر ساختاری تغذیه در کاهش میانگین قد نسل جدید ایرانی نمایان شده است. محرومیت از پروتئین و املاح، روندهای طبیعی رشد را مختل کرده و جامعه را در آیندهای نزدیک با موج عظیمی از پوکی استخوان حاد، شکستگیهای زودرس در میانسالان و سالمندان، و ضعف شدید سیستم ایمنی روبهرو خواهد ساخت. این فقر غذایی تحمیلی، ژنتیک و پتانسیل رشد نسلهای بعدی را تضعیف کرده و سرمایه انسانی کشور را به سمت فرسودگی ساختاری پیش میبرد. آسیبی جبرانناپذیر که هزینههای درمانی سنگین آن بر دوش آینده این مرز و بوم سنگینی خواهد کرد.