وقتی خانه هم برای کودکان امن نیست/ واکاوی ابعاد فرزندآزاری و نقش مجهول حمایتهای قانونی
تحریریه آوش/صدای نالههای خفه شده در پس دیوارهای خاموش، داستانی است تکراری که هر از گاهی با تلخی یک فاجعه رسانهای میشود و دوباره در سکوت قوانین به فراموشی سپرده میشود. آخرین پرده از این تراژدی غمناک، در سنندج رقم خورد؛ جایی که «نارین» و «آیلین»، دو خواهر بیدفاع، قربانی شکنجههای بیرحمانه پدر و نامادری خود شدند.
صدای نالههای خفه شده در پس دیوارهای خاموش، داستانی است تکراری که هر از گاهی با تلخی یک فاجعه رسانهای میشود و دوباره در سکوت قوانین به فراموشی سپرده میشود.آخرین پرده از این تراژدی غمناک، در سنندج رقم خورد؛ جایی که «نارین» و «آیلین»، دو خواهر بیدفاع، قربانی شکنجههای بیرحمانه پدر و نامادری خود شدند. تصویر جراحات جسمی و روانی این دو دختر، بار دیگر افکار عمومی را تکان داد، اما واقعیت هولناکتر این است که بسیاری از این روایتها هرگز به صفحات رسانهها راه پیدا نمیکنند.آمارهای رسمی اورژانس اجتماعی گواهی بر این بحران پنهان است؛ به طوری که در میان تمامی گزارشهای آسیبهای اجتماعی، کودک و فرزندآزاری همواره بالاترین میزان تماسها و مداخلات بحران را به خود اختصاص میدهد که در این میان، سهم غفلت و مسامحه ساختاری بیش از ۶۰ درصد و آزارهای خشن جسمی نزدیک به ۲۰ درصد گزارش شده است.این زنجیره دردناک سالهاست که قطع نشده؛ از خونبهای رومینا اشرفی که با داس پدر پرپر شد، تا عسل، نیما، آوا و آیلار، خانه همچنان برای بسیاری از کودکان ناامنترین جای جهان است.
پس از قتل فجیع رومینا در سال ۱۳۹۹، جامعه با تصویب «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» امیدوار بود دیواری قانونی میان کودکان و خشونت کشیده شود. اما با گذشت سالها از ابلاغ این قانون ۵۱ مادهای، پرونده سنندج نشان داد که خلاهای جدی در مداخلات پیشگیرانه و ساختارهای حمایتی باعث شده قانون نتواند پیش از وقوع فاجعه، ناجی جان طفل در معرض خطر باشد.
در این میان، پرسش اساسی که پیش چشم فعالان حقوق کودک خودنمایی میکند، ساختار صلب قوانین حضانت است. چرا در نظام حقوقی ما، حتی در شرایطی که مادر حضور دارد و واجد صلاحیت عاطفی است، اولویت حضانت و ولایت قانونی با پدر باقی میماند؟در ماجرای دختران سنندج، مادر بارها برای حق حضانت تلاش کرد، اما سد محکم قوانین او را ناامید ساخت؛ تا جایی که کودکان تحت تهدید پدر، ناچار به سکوت شدند. سپردن آسان حضانت به مادران در پروندههای طلاق نه یک امتیاز، بلکه ضرورتی زیستی برای حفظ جان فرزندان است.اگرچه اکنون و پس از آسیبهای هولناک، این دو دختر به آغوش مادر بازگشتهاند، اما حقیقت این است که پیشگیری و پناه دادن به موقع مادر، میتوانست مانع از وقوع این فاجعه شود.زمان آن رسیده است که بازنگری در قوانین حضانت و تقویت قانون حمایت از کودکان، اولویت اصلی قرار گیرد تا دیگر هیچ کودکی پشت درهای بسته، قربانی بیدفاعی و سکوت نشود.