تغذیه خزانه از جان تولید با نابودی سرمایه/ چگونه تورم، پایه پنهان مالیاتستانی شده است؟
تحریریه آوش/۱۶ تیرماه در تقویم رسمی کشور روز مالیات نامگذاری شده؛ روزی که در ویترین رسانههای دولتی، نماد خوداتکایی اقتصادی و هجرت از بودجه نفتی معرفی میشود، اما در راهروهای بازار و قلب بخش خصوصی، این مناسبت بیشتر یادآور یک ماراتن نفسگیر برای بقا زیر سایه یکی از تهاجمیترین سیاستهای انقباضی تاریخ معاصر است
۱۶ تیرماه، روز مالیات، در رسانههای دولتی نماد اقتصاد و هجرت از بودجه نفتی است، اما در بازار و بخش خصوصی، یادآور ماراتن بقا زیر سیاستهای انقباضی است. مالیاتستانی در ایران ابزاری برای توسعه نیست، بلکه مکانیسم مصادره سرمایه است.سوال بنیادین: دولت از سود واقعی مالیات میگیرد یا تورم خودساخته؟ در محیطی با تورم چند ده درصدی، رشد قیمتها و سود حسابداری صرفاً بازتاب سقوط ارزش ریال است، نه خلق ارزش افزوده واقعی. سازمان امور مالیاتی با تکیه بر ارقام اسمی و بدون تعدیل تورمی، فعال اقتصادی را جریمه میکند. این دیگر مالیات بر درآمد نیست؛ باجگیری از تورم و فرسایش سرمایه در گردش بنگاههاست.تغییر ریل بودجهها به سمت درآمدهای مالیاتی برای جبران کسری، بخش رسمی را به مسلخ برده. فشار مالیاتی بیسابقه، نرخ بازگشت سرمایه را سرکوب کرده و منجر به فرار سرمایه و رکود در بخش تشکیل سرمایه ثابت شده است. نقدینگی به پناهگاههای امن مثل طلا و ارز میگریزد، هرچند دولت این حوزهها را هم از مالیات معاف نگذاشته است. دولت با انقباض اقتصاد رسمی، بخش زیرزمینی را بزرگتر میکند.مغالطه مسئولان ارجاع درآمدهای مالیاتی به خدمات عمومی است. واقعیت این است که این وجوه به زیرساختها تبدیل نمیشوند، بلکه صرف حقوق بوروکراسی فربه و جبران زیان شرکتهای دولتی ناکارآمد میشوند تا چرخه مدیریت دولتی معیوب ادامه یابد.