راز ماندگاری نمایشی به قدمت قرن ها/ داستان هزار ساله تعزیه از سوگ سیاوش تا دشت نینوا
تحریریه آوش/ اما اهمیت تعزیه تنها در ریشههای تاریخی آن نیست. تعزیه یکی از منحصربهفردترین گونههای نمایش در جهان به شمار میرود. در این نمایش، مرز میان بازیگر و تماشاگر از میان میرود. مردم تنها بیننده نیستند؛ با شخصیتها همدردی میکنند، اشک میریزند و در روایت مشارکت دارند. موسیقی، شعر، رنگها و نمادها نیز هر کدام بخشی از زبان ویژه تعزیه را میسازند.
هر سال با فرا رسیدن محرم، در گوشهوکنار ایران صحنههایی برپا میشود که قرنهاست تکرار میشوند؛ صحنههایی که در آن بازیگران جامههای سبز و سرخ بر تن میکنند، اسبها به میدان میآیند، نوحهها طنین میاندازند و روایت کربلا بار دیگر پیش چشم مردم جان میگیرد. نام این آیین، تعزیه است؛ هنری که بسیاری آن را مهمترین نمایش مذهبی ایران و یکی از کهنترین سنتهای نمایشی زنده جهان میدانند.تعزیه در ظاهر روایت واقعه عاشوراست؛ بازآفرینی شهادت امام حسین و یارانش در صحرای کربلا. اما داستان تعزیه بسیار فراتر از یک مراسم سوگواری است. این آیین در طول قرنها به نقطه تلاقی تاریخ، مذهب، هنر و حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شده است.
ریشههای تعزیه را معمولاً در آیینهای عزاداری شیعی جستوجو میکنند؛ مراسمی که از قرنهای نخستین اسلامی شکل گرفت و در دوره صفویه، همزمان با رسمی شدن تشیع در ایران، گسترش یافت. اما شکوفایی واقعی تعزیه در عصر قاجار رقم خورد؛ دورانی که تکیههای بزرگ ساخته شدند، نسخههای متعدد تعزیه نوشته شد و هزاران نفر برای تماشای این نمایشهای آیینی گرد هم آمدند. با این حال، بسیاری از پژوهشگران معتقدند بخشی از ریشههای تعزیه از تاریخ بسیار دورتر میآید؛ از اعماق فرهنگ ایران باستان. آنها میان تعزیه و آیینهای سوگ سیاوش، شاهزاده بیگناه شاهنامه، شباهتهایی میبینند. سیاوش نیز همچون امام سوم شیعیان، نماد مظلومیتی بود که مرگش به سوگی جمعی تبدیل شد. از همین رو برخی پژوهشگران بر این باورند که فرهنگ ایرانی پیش از اسلام نیز تجربهای دیرینه از سوگ قهرمانان مظلوم داشته و بخشی از آن میراث در تعزیه ادامه یافته است.
اما اهمیت تعزیه تنها در ریشههای تاریخی آن نیست. تعزیه یکی از منحصربهفردترین گونههای نمایش در جهان به شمار میرود. در این نمایش، مرز میان بازیگر و تماشاگر از میان میرود. مردم تنها بیننده نیستند؛ با شخصیتها همدردی میکنند، اشک میریزند و در روایت مشارکت دارند. موسیقی، شعر، رنگها و نمادها نیز هر کدام بخشی از زبان ویژه تعزیه را میسازند.
شاید به همین دلیل است که تعزیه پس از صدها سال همچنان زنده مانده است. نه فقط به عنوان یک مراسم مذهبی، بلکه به عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان؛ آیینی که در آن اسطوره و تاریخ، هنر و ایمان، گذشته و حال در کنار یکدیگر قرار میگیرند.تعزیه در حقیقت تنها روایت یک واقعه تاریخی نیست. تعزیه روایت حافظه یک ملت است؛ حافظهای که از سوگ سیاوش تا کربلا امتداد یافته و هنوز در هر محرم، در میدانها و حسینیههای ایران، دوباره جان میگیرد.