چگونه جنگ، خشونت علیه زنان و کودکان را افزایش میدهد؟
تحریریه آوش/ طبق آمارهای بینالمللی که در منابع داخلی نیز بازتاب داشته، در شرایط جنگی، شکایات ثبت شده در حوزه خشونت خانگی تا ۵۶ درصد رشد میکند، اما کارشناسان معتقدند این تنها «نوک کوه یخ» است. در ایران، افزایش آمار تماسهای ۱۲۳ نشان دهنده این است که کودکآزاری در دوران بحرانهای ملی، رشدی تصاعدی دارد. خشونت علیه کودکان در این دوران فقط فیزیکی نیست؛ سوتغذیه ناشی از بحران، محرومیت از تحصیل به دلیل ناامنی و آسیبهای روانی جبران ناپذیر ناشی از مشاهده خشونت در خانه، آینده یک نسل را به یغما میبرد.
جنگ تنها در خطوط مقدم و با غرش توپخانهها معنا نمیشود؛ جنگ وحشتناکترین و عریانترین چهره خود را به پستوی خانهها میبرد، جایی که دیوارهای پناهگاه، خود به قفسی برای بازتولید خشونت علیه بیدفاعترین اقشار جامعه تبدیل میشوند. تاریخ و آمارها نشان دادهاند که هرگاه جامعهای با بحران، تنش نظامی یا فشارهای ناشی از جنگ مواجه میشود، اولین قربانیان، زنان و کودکان هستند. این واقعیتی تلخ است که اخیرا در کلام مقامات رسمی نیز بازتاب پیدا کرده است. اخیرا زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، با اشاره به آمارهای نگرانکننده اورژانس اجتماعی ۱۲۳، پرده از واقعیتی برداشت که سالهاست فعالان مدنی نسبت به آن هشدار میدهند؛ خشونت خانگی در زمان بحران، نه یک اتفاق جانبی، بلکه یک پیامد سیستماتیک و تصاعدی است.

برداشته شدن نقاب آمارها
آمارهای اخیر ارائه شده از سوی معاونت امور زنان و سازمان بهزیستی نشاندهنده یک جهش معنادار در میزان گزارشهای خشونت خانگی است. طبق آخرین دادههای رسمی که توسط سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در فروردین ۱۴۰۵ اعلام شد، تنها در بازه زمانی کوتاه از ابتدای درگیریهای نظامی اخیر در اسفند ۱۴۰۴ تا اوایل سال ۱۴۰۵، بیش از ۴۵ هزار تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ در سراسر کشور ثبت شده است.
این رقم تکان دهنده نشان میدهد که در شرایط جنگی، میانگین تماسها برای گزارش آسیبهای خانگی به شدت جابهجا شده است. بهروزآذر در تحلیل این وضعیت به صراحت اعلام کرده است که خشونت مردان علیه زنان در این بسترها ۳۰ برابر بیشتر از خشونتهای معکوس است. اضطراب ناشی از ناامنی ملی، فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم و جنگ، و فرسایش روانی مردان درگیر در تنشها، مستقیما به محیط خانه پمپاژ میشود. گزارشها نشان میدهد که در ماههای اخیر، سهم خشونتهای جسمی و روانی علیه زنان در خانوادههایی که با بحرانهای معیشتی و ترس از آینده روبهرو هستند، به طرز چشمگیری بالا رفته است. این آمارها نه فقط عدد و رقم، بلکه صدای خفه شده زنانی است که در میان دو جبهه گیر افتادهاند؛ یکی جبهه دشمن خارجی و دیگری جبهه استبداد خانگی.
تجربه پاندمی کرونا
برای درک بهتر آنچه امروز در سایه تهدیدهای نظامی رخ میدهد، باید به عقب بازگشت و فاجعه قرنطینه در زمان کرونا را بازخوانی کرد. در آن دوران، همسرآزاری و کودکآزاری به دلیلی مشابه یعنی حبس شدن در فضای بسته و استرس شدید محیطی، رشدی ۳۰ تا ۵۰ درصدی را تجربه کرد. بر اساس آمارهای سازمان بهزیستی، در سالهای اوج کرونا، آمار رسمی خشونت خانگی شامل همسرآزاری و کودکآزاری به مرز ۷۵ هزار مورد در سال رسید. محمود علیگو، رئیس سابق اورژانس اجتماعی، در آن مقطع تایید کرده بود که میزان تماسها با سامانه ۱۲۳ جهش بیسابقهای داشته است.
حالا همان الگو در زمان جنگ تکرار میشود، با این تفاوت که در جنگ، «فرهنگ نظامیگری» نیز به معادلات قدرت در خانه اضافه میشود. وقتی جامعه به سمت خشونت سوق داده میشود، آستانه تحمل افراد پایین آمده و «مردانگی سمی» برای تخلیه هیجانات ناشی از ترس و حقارت، به سراغ ضعیفترین حلقههای زنجیره یعنی کودکان و زنان میرود. آمارهای مرکز آمار ایران نیز تایید میکند که ۹۶ درصد موارد همسرآزاری ثبت شده در پزشکی قانونی مربوط به زنان است، عددی که در دوران بحران با شدت بیشتری به نفع خشونتگر سنگینی میکند.

قربانیان خاموش زیر آوار تنشهای نظامی
اگرچه بحث خشونت علیه زنان در رسانهها بازتاب بیشتری دارد، اما وضعیت کودکان در زمان جنگ و بحران به مراتب هولناکتر است. گزارشهای اخیر سازمان بهزیستی حکایت از آن دارد که از میان 56 هزار تماس ثبت شده در دوران درگیریهای اخیر، بخش بزرگی مربوط به کودکآزاریهای ناشی از استرس والدین بوده است. در دوران جنگ، کودک نه تنها با خطر بمباران روبهروست، بلکه با والدین مضطربی مواجه است که به دلیل ناامنی شغلی و روانی، تمام خشم خود را بر سر فرزندان تخلیه میکنند.
طبق آمارهای بینالمللی که در منابع داخلی نیز بازتاب داشته، در شرایط جنگی، شکایات ثبت شده در حوزه خشونت خانگی تا ۵۶ درصد رشد میکند، اما کارشناسان معتقدند این تنها «نوک کوه یخ» است. در ایران، افزایش آمار تماسهای ۱۲۳ نشان دهنده این است که کودکآزاری در دوران بحرانهای ملی، رشدی تصاعدی دارد. خشونت علیه کودکان در این دوران فقط فیزیکی نیست؛ سوتغذیه ناشی از بحران، محرومیت از تحصیل به دلیل ناامنی و آسیبهای روانی جبران ناپذیر ناشی از مشاهده خشونت در خانه، آینده یک نسل را به یغما میبرد.
بر اساس دادههای موجود، ضریب آسیبپذیری کودکان در جوامع درگیر تنش نظامی تا چند برابر افزایش پیدا میکند که بخش عمده آن در بستر خانواده رخ میدهد.

جنگ خشونت خانگی را بازتولید میکند
تحلیلگران اجتماعی معتقدند جنگ باعث جابهجایی اولویتهای حاکمیتی میشود. وقتی تمام بودجهها و توجهات به سمت دفاع نظامی و امنیت ملی میرود، نهادهای حمایتی مانند اورژانس اجتماعی و خانههای امن به حاشیه رانده میشوند.
در این فضا، ضارب احساس امنیت بیشتری میکند، چرا که میدانند دستگاه قضا درگیر مسائل «مهمتر» است. زهرا بهروزآذر با تاکید بر لزوم تصویب لایحه امنیت زنان، اشاره کرده است که خلاهای قانونی در زمان بحران بیشتر خودنمایی میکنند. از سوی دیگر، بازگشت افراد از فضاهای تنشآلود به خانه با آسیبهایی مانند PTSD یا اختلال استرس پس از سانحه یکی از عوامل اصلی انفجار خشونت در خانوادههاست. وقتی در سطح کلان، زبان تفنگ جایگزین گفتوگو میشود، در سطح خرد و در اتاقخوابها نیز، مشت جایگزین کلمات میشود. این همان پیوند شومی است که میان میدان نبرد و خانه وجود دارد.
شکستن سکوت تنها راه مقابله با اپیدمی خشونت
آمارهای ارائه شده از سوی معاونت امور زنان و دادههای هزاران تماسی اورژانس اجتماعی در ماههای اخیر، زنگ خطری است که نباید در هیاهوی اخبار سیاسی گم شود. اگرچه در زمان بحران، امنیت مرزها حیاتی است، اما نباید فراموش کرد که امنیت ملی بدون امنیت خانگی معنایی ندارد. جامعهای که در آن نیمی از جمعیتش و تمام آیندهاش در زیر فشار خشونتهای سیستماتیک ناشی از بحران له میشوند، پیش از آنکه به دست دشمن خارجی بیفتد، از درون فروپاشیده است. افزایش چشمگیر آمار پروندههای ارجاعی به ۱۲۳ نشان میدهد که ما با یک وضعیت اضطراری اجتماعی روبهرو هستیم.
دولت و نهادهای مدنی باید بدانند که حمایت از قربانیان خشونت خانگی در زمان جنگ، بخشی از پدافند غیرعامل است. نباید اجازه داد که به بهانه شرایط ویژه، حقوق اولیه انسانها در محیط خانه به مسلخ برود. هر تماسی که با ۱۲۳ گرفته میشود، فریاد دادخواهی از جامعهای است که در حال از دست دادن انسانیت خود در زیر سایه سنگین جنگ است. طبق گفتههای اخیر مقامات بهزیستی، انجام ۹ هزار عملیات حمایتی برای خانوادههای آسیب دیده از جنگ تنها شروعی برای مقابله با این تروماست و جادهای طولانی برای بازگرداندن امنیت به خانهها در پیش است.