EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۶۵۱
گزارش روز

تراژدی تعدیل‌های دسته‌جمعی/ وقتی نان و روان زیر آوار جنگ می‌ماند!

تحریریه آوش/گزارش‌ها و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که استان‌های تهران، خوزستان و گیلان به عنوان قطب‌های صنعتی و خدماتی کشور، بیشترین آسیب را از این سونامی اقتصادی دیده‌اند. عمق این فاجعه زمانی آشکارتر می‌شود که به آمارهای خیره‌ کننده پلتفرم‌های کاریابی نگاهی بیندازیم. تنها در سامانه جاب‌ویژن، ثبت حدود ۳۲۰ هزار درخواست کار در یک بازه زمانی کوتاه، رکوردی بی‌سابقه را در تاریخ فعالیت این پلتفرم به ثبت رسانده است.

تراژدی تعدیل‌های دسته‌جمعی/ وقتی نان و روان زیر آوار جنگ می‌ماند!

جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا تنها به ویرانی‌های فیزیکی و زیرساختی محدود نماند، بلکه بلافاصله پس از فروکش کردن شعله‌های مستقیم جنگ، موج سهمگین و بی‌سابقه‌ای از تعدیل نیروی انسانی در ایران آغاز شد که لرزه‌های آن هنوز بر تن بدنه کارگری کشور باقی است. گزارش‌ها و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که استان‌های تهران، خوزستان و گیلان به عنوان قطب‌های صنعتی و خدماتی کشور، بیشترین آسیب را از این سونامی اقتصادی دیده‌اند. عمق این فاجعه زمانی آشکارتر می‌شود که به آمارهای خیره‌ کننده پلتفرم‌های کاریابی نگاهی بیندازیم. تنها در سامانه جاب‌ویژن، ثبت حدود ۳۲۰ هزار درخواست کار در یک بازه زمانی کوتاه، رکوردی بی‌سابقه را در تاریخ فعالیت این پلتفرم به ثبت رسانده است. این حجم عظیم از متقاضیان کار که بخش بزرگی از آن‌ها را نیروهای تازه تعدیل شده تشکیل می‌دهند، نشانه‌ای آشکار از تشدید بحران بیکاری و فروپاشی امنیت شغلی در کشور است. هم‌زمان با این وضعیت، ادامه اختلالات گسترده در شبکه اینترنت و قطع دسترسی‌های بین‌المللی، فشار مضاعفی را بر بازار کار، به ‌ویژه در بخش استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای آنلاین وارد کرده است. سینا جهانی، روزنامه‌نگار حوزه اقتصادی، با انتشار لیست‌های تکان‌دهنده‌ای از تعدیل نیرو در شرکت‌های بزرگ، این ارقام را سند اندوه چندصد خانواده توصیف کرده و هشدار داده است که تداوم این وضعیت می‌تواند به یک فروپاشی اجتماعی تمام ‌عیار منجر شود.

تعدیل نیرو.


گیلان و رشت در محاصره بیکاری

در میان استان‌های درگیر، رشت به یکی از کانون‌های بحرانی تبدیل شده است. منابع کارگری در این منطقه از افزایش ناگهانی و دسته‌ جمعی تعدیل‌ها در واحدهای تولیدی و صنعتی خبر می‌دهند. گزارش‌های واصله از خبرنگاران مستقر در گیلان حاکی از آن است که از ابتدای سال جاری، روند اخراج کارگران به بهانه پایان قرارداد یا کمبود مواد اولیه کلید خورده و اکنون ابعاد گسترده‌ای به خود گرفته است. طبق آمارهای تایید شده و گزارش ایلنا، دست‌کم ۲۰۰۰ کارگر در رشت و حومه آن شغل خود را از دست داده‌اند. برای مثال، در شرکت پینک حدود ۴۹۰ کارگر و در شرکت پایا مدرن نزدیک به ۵۰۰ نفر بیکار شده‌اند. این وضعیت در شرکت‌های دیگری چون گیل‌آرا با ۱۹۰ نفر و مرغداری پیمان با ۵۵ نفر تکرار شده است. حتی واحدهای کوچک‌تری نظیر داروگر رشت و لاستیک یاران گیلان نیز از این موج در امان نمانده‌اند. کارفرمایان این واحدها علت اصلی این تصمیمات تلخ را کمبود شدید مواد اولیه، نوسانات برق ناشی از آسیب‌های جنگی و کاهش قدرت خرید جامعه عنوان می‌کنند که منجر به کاهش فروش و انباشت بدهی‌ها شده است. اکثر این کارگران در حالی راهی اداره کار برای دریافت بیمه بیکاری شده‌اند که سال‌ها سابقه کار در این واحدها را داشته‌اند و اکنون در میان‌سالی با بن‌بست معیشتی روبرو هستند. منابع محلی تاکید دارند که میانگین سابقه این افراد بین ۷ تا ۲۰ سال است و بیکاری ناگهانی آن‌ها در آستانه بازنشستگی، ضربه جبران ‌ناپذیری به مستمری آتی آن‌ها وارد خواهد کرد.


وضعیت قرمز در تهران و خوزستان

وضعیت در استان خوزستان به مراتب فاجعه‌بارتر است، چرا که این استان علاوه بر تبعات اقتصادی، مستقیما زیر ضربات نظامی نیز قرار داشته است. قربان درویشی، دبیر اجرایی خانه کارگر خوزستان، با اشاره به آسیب‌های مستقیم جنگ اعلام کرده که دست‌کم ۳۵ واحد تولیدی عمده در مناطق ویژه اقتصادی بندر امام، ماهشهر و بخش‌های حساس پتروشیمی و فولاد بر اثر حملات آسیب جدی دیده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد که بین ۵۰ تا ۵۵ هزار نفر در این استان به صورت مستقیم بیکار شده‌اند. خوزستانی که پیش از این هم با بحران‌های زیست‌محیطی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کرد، اکنون با لشکری از بیکاران مواجه است که نان‌آور خانواده‌های پرجمعیت بوده‌اند. در تهران نیز وضعیت مشابهی حاکم است. اکبر قربانی، دبیر اجرایی خانه کارگر غرب تهران، هشدار داده است که بسیاری از کارخانه‌های استراتژیک در منطقه غرب پایتخت پس از تعطیلات نوروز دیگر قادر به ادامه فعالیت با ظرفیت کامل نبوده‌اند. تعدیل در غول‌های فناوری نظیر دیجی‌کالا با ۳۱۰ نفر، اسنپ‌فود با ۱۶۵ نفر و تکنولایف با ۱۰۵ نفر تنها بخشی از این تراژدی است. مجموعه‌های دیگری چون خانمی، آپارات، فیلیمو و اسنپ‌پی نیز با اخراج بخشی از نیروهای خود، به این صف پیوسته‌اند.

این تعدیل‌ها نه تنها در واحدهای بزرگ، بلکه در کارگاه‌های کوچک و متوسط نیز به شدت در حال وقوع است و روزانه ده‌ها پرونده شکایت در هیئت‌های تشخیص اداره کار به ثبت می‌رسد که نشان‌دهنده عمق بحران در پایتخت است.

تعدیل نیرو3

کارگرانی که جز توان بازو مهارتی ندارند

نکته دردناک در این میان، وضعیت تخصصی و مهارتی کارگران تعدیل شده است. بسیاری از این افراد که در صنایع سنگین یا خطوط تولید سنتی فعالیت می‌کردند، کارگرانی هستند که به جز مهارتی که طی ده یا بیست سال در همان واحد خاص کسب کرده‌اند، تخصص دیگری ندارند. این فقدان مهارت‌های چندگانه باعث می‌شود که امکان بازگشت آن‌ها به بازار کار در حوزه‌های دیگر تقریبا غیرممکن باشد. برای کارگری که تمام عمر خود را در یک کارخانه نساجی یا فولاد گذرانده، تغییر حرفه در سنین بالا آن هم در اقتصادی که رو به انقباض است، به معنای ورود به دنیای فقر مطلق است. بیکاری این قشر تنها یک آمار اقتصادی نیست، بلکه محرک اصلی فروپاشی کانون خانواده‌هاست. وقتی نان‌آور خانه توان تامین ابتدایی‌ترین نیازهای معیشتی را ندارد، اقتدار فردی و خانوادگی او در هم می‌شکند و این موضوع به سرعت به تنش‌های خانوادگی، طلاق و آسیب‌های اجتماعی برای فرزندان منجر می‌شود. این کارگران آسیب‌پذیرترین قشر جامعه هستند که در میانه بازی‌های سیاسی و نظامی، امنیت زیستی خود را به کلی از دست داده‌اند و هیچ چتر حمایتی موثری برای بازآموزی یا اشتغال مجدد آن‌ها تعریف نشده است.
 

آغاز سونامی مشکلات روان‌پزشکی

همین وضعیت بحرانی باعث شده که زنگ خطر از سوی مقامات بهداشتی و فعالان حقوق کارگر به صدا درآید. دکتر محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، در دیدارهای اخیر خود به صراحت بر پیامدهای روانی جنگ و بیکاری تاکید کرده است. او معتقد است که مردم ایران در حال حاضر علاوه بر آسیب‌های جسمی و اقتصادی، دچار تروماهای روحی شدیدی شده‌اند که نباید مورد غفلت قرار گیرد. بیکاری، به ‌خصوص برای فردی که تا مدتی پیش در یک چارچوب منظم شغلی فعالیت می‌کرده، به شدت استرس ‌آفرین است و مستقل از فشارهای مالی، احتمال بروز اختلالات روان‌پزشکی نظیر افسردگی حاد، اضطراب فراگیر و حتی روان‌ گسیختگی را افزایش می‌دهد. دکتر شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی وزارت بهداشت نیز در تحلیل این وضعیت به نقش امنیت شغلی در سلامت روان اشاره کرده و می‌گوید که نبود ثبات شغلی و استرس‌های اقتصادی ناشی از آینده نامعلوم، فرد را به سمت فرسودگی روانی سوق می‌دهد. بحران‌های روان‌پزشکی دقیقا از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرد احساس می‌کند دیگر کنترلی بر زندگی و آینده خود ندارد. اختلال در ریتم خواب و بیداری، از دست دادن اعتماد به نفس و انزوای اجتماعی اولین نشانه‌های تخریب روان در کارگران بیکار شده است که در صورت عدم درمان، به رفتارهای پرخطر و تخریب‌گر تبدیل خواهد شد.

فروپاشی روانی در محیط‌های کارگری

علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر، در نشست‌های تخصصی خود بارها تاکید کرده است که عدم تعادل اقتصادی مستقیما به عدم تعادل روانی دامن می‌زند. در فرهنگی که بیکاری نوعی انگ اجتماعی تلقی می‌شود، کارگر تعدیل شده با سرکوب احساسات خود و عدم مراجعه به روان‌شناس، در چرخه‌ای از خشم و ناامیدی گرفتار می‌شود. این خشم پنهان در نهایت به شکل پرخاشگری در محیط خانه یا رفتارهای ناهنجار در اجتماع نمود پیدا می‌کند. فعالان کارگری معتقدند که دولت باید بلافاصله با ایجاد بسته‌های حمایتی روان‌شناختی در کنار مستمری‌های بیکاری، از وقوع یک بحران ملی در حوزه سلامت روان جلوگیری کند. نبود امنیت شغلی باعث می‌شود حتی کارگرانی که هنوز تعدیل نشده‌اند، با وحشت دائم از اخراج زندگی کنند که این موضوع کارایی آن‌ها را به شدت کاهش داده و آن‌ها را مستعد ابتلا به بیماری‌های روان‌تنی می‌کند. مدیرکل دفتر سلامت روانی وزارت بهداشت هشدار داده است که استفاده نکردن از مرخصی و فشار کاری مضاعف برای حفظ شغل، به فرسودگی پنهان کارکنان منجر شده است که در نهایت با یک جرقه کوچک به انفجار روانی ختم می‌شود.

تعدیل نیرو1

ضرورت مداخله حاکمیتی در بازار کار

در نهایت، آنچه امروز در رشت، تهران، خوزستان و سایر نقاط کشور شاهد هستیم، نه تنها یک بحران اقتصادی، بلکه یک فاجعه انسانی است که ابعاد روانی آن تا نسل‌ها باقی خواهد ماند. تعدیل نیروهای گسترده در شرکت‌های استارتاپی پایتخت و اخراج‌های دسته ‌جمعی در کارخانجات تولیدی گیلان و خوزستان، سندی بر مظلومیت نیروی کاری است که تخصصش تنها در بازوانش بود و اکنون آن بازوان نیز از کار افتاده‌اند. اگر نظارت‌های سخت‌گیرانه برای حفظ بازار کار و تقویت صندوق‌های حمایتی صورت نگیرد، موج اندوهی که از آن سخن می‌گویند، به زودی به سیلابی تبدیل خواهد شد که تمام ارکان جامعه را با خود خواهد برد.

نیاز است که دولت با رویکردی متفاوت، واحدهای آسیب ‌دیده را دسته‌بندی کرده و برای هر بخش سیاست حمایتی خاصی در پیش بگیرد. واحدهایی که به دلیل کمبود مواد اولیه دچار مشکل شده‌اند باید با ارز دولتی و تسهیلات گمرکی حمایت شوند و کارفرمایانی که از شرایط جنگی برای فرار از پرداخت حقوق و مزایا سواستفاده می‌کنند، باید مورد بازخواست قانونی قرار گیرند. صیانت از نیروی انسانی، نه تنها وظیفه وزارت کار، بلکه وظیفه کل نظام سلامت و امنیت کشور است.
 

مهاجرت و تبعات اجتماعی بیکاری

بیکاری ناشی از جنگ در استان‌های مرزی و صنعتی، علاوه بر فقر، می‌تواند منجر به مهاجرت‌های داخلی بی‌رویه و حاشیه ‌نشینی در اطراف کلان ‌شهرها شود که خود مولد جرایم و معضلات جدیدی است. کارگری که ۲۰ سال در خوزستان یا رشت ریشه داشته، وقتی از کار بیکار می‌شود، ناچار به فروش دارایی‌های اندک خود و مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ می‌شود تا شاید در کارهای کاذب روزگار بگذراند. این تغییر محیط در کنار فشار بیکاری، تیر خلاصی بر سلامت روان فرد و خانواده اوست. وزارت بهداشت و سازمان تامین اجتماعی باید با همکاری یکدیگر، طرح‌های غربالگری روانی را در مراکز بیمه بیکاری مستقر کنند تا از تبدیل شدن استرس‌های شغلی به اختلالات روان‌پزشکی مزمن جلوگیری شود. آموزش مدیریت خشم و ایجاد ساعات تنفس و امید آفرینی در محیط‌هایی که هنوز فعال هستند، می‌تواند تا حدودی از تنش‌ها بکاهد. اما راهکار نهایی تنها و تنها در گرو بازگشت رونق اقتصادی و ایجاد امنیت پایدار در کشور است. جامعه ایران در این برهه حساس، بیش از هر زمان دیگری به مکالمات مهربانانه، حمایت‌های دولتی شفاف و برنامه‌های اقتصادی واقع ‌بینانه نیاز دارد تا بتواند از این پیچ تند تاریخی با کمترین تلفات انسانی عبور کند.
 

ماجرای نان و روان در بهار ۱۴۰۵

در آخر، باید به یاد داشت که آمارهای تعدیل نیرو در شرکت‌هایی چون دیجی‌کالا و اسنپ یا کارخانه‌های بزرگ، تنها نوک کوه یخ هستند. زیر این سطح، هزاران کارگاه کوچک و بی‌نام و نشان قرار دارند که بدون هیچ سر و صدایی نیروهای خود را اخراج کرده‌اند و صدای کارگران آن‌ها به هیچ رسانه‌ای نمی‌رسد. این سکوت سرد در محیط‌های کارگری، آرامش پیش از طوفان است. اگر امروز روان‌شناسان صنعتی و متخصصان بهداشت حرفه‌ای به سراغ این قشر نروند، فردا باید در راهروهای بیمارستان‌های روان‌پزشکی به دنبال درمان آن‌ها باشیم. کارگر ایرانی ثابت کرده است که در سخت‌ترین شرایط پای کار ایستاده، اما تحمل بار بیکاری ناعادلانه در کنار فشارهای روانی جنگ، فراتر از توان هر انسانی است. دولت موظف است با نظارت دقیق بر عملکرد کارفرمایان و جلوگیری از تعدیل‌های سلیقه‌ای، اعتماد مخدوش شده جامعه کارگری را بازسازی کند. ابعاد این فاجعه در رشت با ۲۰۰۰ بیکار، در خوزستان با ۵۵ هزار بیکار و در تهران با صدها تعدیل در بخش مدرن اقتصاد، گویای آن است که ما با یک بحران تمام‌عیار ملی روبه‌رو هستیم که مدیریت آن دانش، تعهد و انسانیت مضاعفی را می‌طلبد. امید است که این هشدارها، پیش از آنکه به فاجعه‌ای جبران ‌ناپذیر تبدیل شوند، شنیده شوند و برای نان و روان این ملت، تدبیری اندیشیده شود.

ارسال نظر

آخرین اخبار