چرا جامعه ایرانی در برابر جنگ فرو نمیریزد؟
در روزهایی که خبرها از تشدید درگیریها و هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی ایران حکایت دارند، یک پرسش کلیدی در فضای عمومی و رسانهای برجسته شده است: چرا جامعه ایرانی، برخلاف انتظار برخی تحلیلگران خارجی، دچار هراس جمعی گسترده نشده است؟
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در روزهایی که خبرها از تشدید درگیریها و هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی ایران حکایت دارند، یک پرسش کلیدی در فضای عمومی و رسانهای برجسته شده است: چرا جامعه ایرانی، برخلاف انتظار برخی تحلیلگران خارجی، دچار هراس جمعی گسترده نشده است؟ پاسخ به این پرسش را باید در مفهومی جستوجو کرد که در ادبیات جامعهشناسی از آن با عنوان «تابآوری اجتماعی» یاد میشود؛ مفهومی که امروز به یکی از کلیدواژههای فهم رفتار جمعی ایرانیان تبدیل شده است.
تابآوری ایرانیان در مواجهه با بحرانها، پدیدهای تازه نیست. تجربههای تاریخی، از جنگها گرفته تا تحریمها و بحرانهای اقتصادی، نوعی «حافظه جمعی مقاوم» در جامعه شکل داده است. این حافظه، به تعبیر جامعهشناسان، همچون یک سرمایه نمادین عمل میکند که در بزنگاههای بحرانی فعال میشود و مانع از فروپاشی روانی و اجتماعی میگردد. به همین دلیل است که حتی در شرایطی که زیرساختهای حیاتی هدف قرار میگیرند، واکنش عمومی جامعه بیش از آنکه مبتنی بر ترس باشد، مبتنی بر سازگاری و ادامه زندگی روزمره است.
اعتراف دشمن به سرسختی ایرانیان
در همین چارچوب، اشاره به اظهارات دونالد ترامپ در روز ۱۲ حنگ هم این موضوع را تایید می کند که در گفتوگویی با یک شبکه خبری آمریکایی، ایران را کشوری «سرسخت» توصیف کرد. این توصیف، هرچند از منظر سیاسی بیان شده، اما ناخواسته به یک واقعیت جامعهشناختی اشاره دارد: سرسختی بهمثابه یک ویژگی جمعی، که ریشه در ساختارهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی دارد. در کنار این نگاه کلان، تحلیلهای کارشناسان داخلی نیز به روشنتر شدن ابعاد این پدیده کمک میکند. سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی، با ارائه تعریفی دقیق از تابآوری اجتماعی، تأکید میکند که «تابآوری اجتماعی به معنای سوختن و ساختن نیست، بلکه یک رویکرد فعالانه و منطقی رفتار کردن در بحران است.» این تعریف، یک تمایز مهم را برجسته میکند: تابآوری نه به معنای تحمل منفعلانه رنج، بلکه به معنای کنشگری آگاهانه در شرایط بحرانی است.
او همچنین به یک الگوی رفتاری رایج در جوامع بحرانزده اشاره میکند: «معمولاً افراد و جوامع درگیر بحران، به جای مسئولیتپذیری و مدیریت کردن بحران، منتظر کمک بودهاند، درحالیکه تابآوری اجتماعی به معنای ایفای نقش است.» این گزاره، نشان میدهد که جامعهای تابآور است که اعضای آن خود را صرفاً قربانی شرایط نمیدانند، بلکه بهعنوان بازیگران فعال، در مدیریت بحران مشارکت میکنند.
عاملیت اجتماعی در بستر همبستگی
از منظر جامعهشناسی، این نوع از کنشگری را میتوان در قالب «عاملیت اجتماعی» تحلیل کرد؛ مفهومی که بر توانایی افراد و گروهها در تأثیرگذاری بر شرایط خود تأکید دارد. در جامعه ایران، به نظر میرسد این عاملیت، بهویژه در شرایط بحرانی، تقویت میشود. مردم، بهجای انفعال، تلاش میکنند راهحلهایی(در مقیاس خرد)برای سازگاری با شرایط بیابند؛ از مدیریت منابع خانوادگی گرفته تا ایجاد شبکههای حمایتی غیررسمی. موسوی چلک در ادامه، بر اکتسابی بودن این مهارت تأکید میکند: «تابآوری، امری ذاتی نیست بلکه مستلزم کسب مهارتهایی است که بتواند به افراد کمک کند در برخورد با شرایط سخت، مدیریت درستی داشته باشند.» این نکته، از منظر سیاستگذاری اجتماعی اهمیت زیادی دارد. اگر تابآوری یک مهارت آموختنی است، آنگاه نظامهای آموزشی، رسانهها و نهادهای مدنی میتوانند نقش تعیینکنندهای در تقویت آن ایفا کنند.
در همین راستا، او به پیامدهای مثبت تابآوری نیز اشاره میکند: «این مهارت کمک میکند اعتماد به نفس بالاتری داشته باشیم، توانایی حل مسائل را در خود افزایش دهیم… و برای عبور از این موانع و مشکلات آماده شویم.» از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، این ویژگیها به شکلگیری «خودکارآمدی جمعی» منجر میشود؛ یعنی باوری مشترک در میان اعضای جامعه مبنی بر اینکه میتوانند بر چالشها غلبه کنند.
این خودکارآمدی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی بحرانها دارد. به گفته او، «تابآوری، پیامدهای منفی بحرانهای خانوادگی و اجتماعی را کاهش میدهد، چراکه اصولاً کارکرد مهارت تابآوری این است که سلامت اجتماعی افراد را حفظ کند.» به بیان دیگر، تابآوری همچون یک سپر اجتماعی عمل میکند که از گسترش آسیبهای روانی و اجتماعی جلوگیری میکند.
در سطح کلانتر، این پدیده به تقویت همبستگی اجتماعی نیز میانجامد. موسوی چلک تصریح میکند: «اگر تابآوری اجتماعی در جامعه نهادینه شود، همبستگی اجتماعی در بحرانها نهادینه میشود.» این گزاره، یکی از اصول بنیادین جامعهشناسی بحران را یادآوری میکند: بحرانها، در عین حال که میتوانند موجب فروپاشی شوند، ظرفیت آن را دارند که پیوندهای اجتماعی را نیز تقویت کنند.
در مقابل، گزارشهایی از سوی دیگر جبهه نیز نشاندهنده ابعاد متفاوتی از تأثیرات این درگیریهاست. بهعنوان نمونه، مدیرعامل کارخانه تولید پهپاد «Aero Sol Aviation Solutions» در پتخ تیکوا اعلام کرده که این کارخانه پس از اصابت مستقیم موشک بالستیک ایران در دوم آوریل، «به طور کامل منهدم شده است». این نوع اخبار، نشاندهنده شدت و دامنه درگیریهاست، اما در عین حال، واکنشهای اجتماعی در دو سوی منازعه میتواند متفاوت باشد و به میزان تابآوری اجتماعی هر جامعه بستگی دارد.
در جمعبندی، آنچه امروز در جامعه ایران مشاهده میشود، صرفاً «شجاعت» به معنای فردی آن نیست، بلکه تجلی یک سازوکار پیچیده اجتماعی است که در طول زمان شکل گرفته و تقویت شده است. تابآوری اجتماعی ایرانیان، ترکیبی از تجربه تاریخی، فرهنگ جمعی، شبکههای اجتماعی غیررسمی و مهارتهای آموختهشده است. این تابآوری، تا زمانی که حفظ و تقویت شود، میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده در برابر تحقق اهداف دشمنان عمل کند. با این حال، همانطور که کارشناسان تأکید میکنند، این ظرفیت نباید بدیهی انگاشته شود. تابآوری، یک فرآیند پویا و نیازمند بازتولید مداوم است؛ فرآیندی که بدون سرمایهگذاری در آموزش، تقویت نهادهای اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی، ممکن است تضعیف شود. بنابراین، اگرچه امروز نشانههای روشنی از تابآوری در جامعه دیده میشود، اما حفظ و تعمیق آن، نیازمند توجهی مستمر و سیاستگذاری آگاهانه است.