بزرگترین تلاش «سرو، سپید، سرخ»، شکستن مارپیچ سکوت در جامعه نخبگانی بود
فرزاد رنجبر، کارگردان اپیزود «چادر مسافرتی» از سریال «سرو، سپید، سرخ»، گفت: ساخت این سریال پروژهای بزرگ بود.
فرزاد رنجبر، کارگردان اپیزود «چادر مسافرتی» از سریال «سرو، سپید، سرخ» که با محوریت جنگ رمضان از شبکه یک سیما در حال پخش است، درباره این اثر توضیح داد: «چادر مسافرتی» درباره زوجی است که به دلیل اختلاف مذهبی قصد طلاق گرفتن دارند اما بعد از جنگ از تهران فرار می کنند و مجبور میشوند در چادری با یکدیگر زندگی کنند اما به تدریج به درک متقابلی از یکدیگر میرسند.
او افزود: من از مدتی قبل روی این ایده کار کرده بودم و حتی بعد از جنگ 12 روزه قصد ساخت آن را داشتم. وقتی پیشنهاد کارگردانی یک اپیزود داده شد آن را مطرح کردم و تصویب و خیلی زود وارد مرحله تولید شد.
رنجبر درباره شرایط تولید بیان کرد: فیلمبرداری ما بیشتر در قائمشهر و ساری بود. تا حد زیادی از صداها و بمباران دور بودیم اما یکبار بابلسر را زدند که آسیبی برای پروژه نداشت. باید بگویم بازیگران و عوامل بسیار همراه بودند و اساسا ساخت این کار نیاز به یک حس وطن دوستی و فداکاری در تیم داشت. چون زمانی را از خانوادههایشان با وجود اضطراب جنگ دور بودند و در شرایطی سخت کار انجام شد.
وی خاطرنشان کرد: سریال «سرو، سپید، سرخ» و جمع شدن این تعداد کارگردان در شرایط آیندهای نامعلوم پروژه بزرگ و سختی بود که در رسانه راهبری شد. حضور مهدی آذرپندار به عنوان نقطه کانونی در اوج و اشراف و ارتباط گسترده او با فیلمسازان از یک سو و تهیهکنندگان جسور و پای کار سریال آقایان موحد، شفاه و والینژاد باعث شد تا کار به خوبی پیش برده شود.
رنجبر تصریح کرد: من در جلسه اول ایدهپردازی گفتم امروز برای همه ارکان کشور به مثابه یک آزمون است؛ به ویژه برای جبهه فرهنگی انقلاب که آیا میتوان در روزهای صفر جنگ امتحان خود را به درستی پس بدهد.
این کارگردان درباره پیشرو بودن سینمای داستانی در کنار سینمای مستند در ایام جنگ رمضان گفت: اینکه ابتدا مستند به سراغ یک بحران میرود، یک برخورد ساختاری است اما قدرت نمایی جبهه فرهنگی انقلاب در ساخت سریال «سرو، سپید، سرخ» این بود که توانستیم به موازات سینمای مستند در سینمای داستانی هم واکنش داشته باشیم. نکته دیگر هم مربوط به جامعه نخبگانی است که باید در هر رویدادی موضع گیری و تحلیل داشته و در ساخت انگاره های ذهنی جامعه موثر باشد اما متاسفانه در سالهای اخیر به واسطه قدرتگیری شبکههای اجتماعی و تسلط دشمن بر آنها این ماجرا برای ما برعکس شده است. به این معنا که در واقع جامعه دنبال کننده است که دارد نخبگان را به دنبال خود میکشاند و جامعه نخبگانی را عملا فلج و بی هویت و بدون کنش میبینیم. این را میتوان به واکنش هنرمندان به جنگ اخیر هم نسبت داد.
او ادامه داد: دشمنان ما برنامهریزی دقیقی داشتند که در زمانی مشخص کنشگری را از جامعه نخبگانی ما بگیرند. همانطور که بسیاری از هنرمندان در روزهای اول سردرگمی داشتند و منتظر بودند بیینند چه بگویند که کمترین ضرر را برایشان داشته باشد. وقتی موضع گیری هم کردند کاملا خنثی و از سر رفع تکلیف بود تا صرفا متهم به سکوت نشوند. در این شرایط ساخت «سرو، سپید، سرخ» دقیقا نقض این برخورد بود. درست در روزهایی که هنرمندان چنین سکوتی را در پیش گرفته بودند این کنشگری اثرگذار بود. سریال موضعی به جنگ گرفته که کاملا مشخص و پیشرو است.
او با اشاره به نیاز مردم به پیشروی هنرمندان عنوان کرد: چند روز پیش در پارک ملت مردی از من آدرس پرسید و ناگهان گفت: آیا تجمعکنندگان این روزها در خیابان کار درستی میکنند؟ گفتم: بله چون از کشورشان دفاع میکنند. به من گفت: معلوم است تو هم با حکومتی. به او گفتم من طرفدار وطنم هستم. خودش گفت من هم وطنفروش نیستم و به یکباره نظرش تغییر کرد. در واقع شبکههای معاند آنقدر مغزش را شستشو داده بودند که نیاز داشت یک نفر کار درست را به او یادآوری کند. این نقطهای است که یک ورزشکار، بازیگر و سلبریتی باید بر آن دست بگذارد و هدایت کند.
او درباره سریال و اپیزود خود گفت: بزرگترین تلاش این سریال، شکستن مارپیچ سکوت در جامعه نخبگانی بود. من حتی روزهای اول جنگ اصرار داشتم در مصاحبههای تلویزیونی شرکت کنم و مردم را به حفظ میدان تشویق کنیم و هرکس به میزان توانایی و هنر خود کمکی کند.