تابآوری ایران فوقالعاده است
شرایط آینده ایران پس از آغاز جنگ توسط اسراییل و امریکا چه خواهد بود؟ آیا امریکا قادر به پیاده کردن نیروی زمینی در کشورمان خواهد بود؟ گذشت زمان تا چه اندازه به نفع ایران و به زیان امریکاست؟
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با سعید لیلاز منتشر کرده است:
شرایط آینده ایران پس از آغاز جنگ توسط اسراییل و امریکا چه خواهد بود؟ آیا امریکا قادر به پیاده کردن نیروی زمینی در کشورمان خواهد بود؟ گذشت زمان تا چه اندازه به نفع ایران و به زیان امریکاست؟ نقش کنشگران جهانی و منطقهای ازجمله چین و روسیه در این رخدادها چه خواهد بود؟ این ابهامات بخشی از پرسشهایی است که این روزها فکر و ذکر بسیاری از ایرانیان را معطوف خود کرده است. سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبردی در گفتوگو با «اعتماد» تلاش میکند به بخشی از این پرسشها پاسخ بدهد. بهزعم لیلاز هر ثانیه مقاومت بیشتر ایران به معنای شکست اسراییل و امریکا و آغاز عصر جدیدی در منطقه است. به اعتقاد این تحلیلگر، امریکا نه در اجرای پلن A که ضربه به ایران از طریق حملات هوایی است و نه در پلن B که ارسال نیروی زمینی است، توفیقی خواهد داشت. لیلاز که همواره بر ضرورت افزایش قدرت نظامی ایران پافشاری داشته در این گفتوگو هم اعلام میکند این قدرت توپهای دو طرف و ظرفیت مقاومت ایران است که سرنوشت نبرد را مشخص میکند. او با اشاره به اینکه تنها در دولت پزشکیان سه دوره مذاکرات برای دستیابی به توافق صورت گرفت، به این واقعیت اشاره میکند که امریکای مدل ترامپ اساسا برنامهای برای توافق نداشت و به دنبال تسلیم کردن ایران بود. او در نهایت تیک تاک ثانیهها و تداوم مقاومت ایران را نشانهای از شکست دشمن و توفیق ایران ارزیابی میکند.
یک بار دیگر در کشاکش مذاکرات ایران و امریکا، ناقوسهای جنگ علیه ایران به صدا درآمد و اسراییل و امریکا حملات همهجانبهای را آغاز کردند. با گذشت حدود یک هفته پس از آغاز تهاجمات برخی زمزمهها نیز شنیده میشود که چین، روسیه، ترکیه و... به دنبال میانجیگری در این تنازع هستند. تحلیل شما از شرایط چیست؟
قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمیکردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند. از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمیتوان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زدهاند. رهبر انقلاب 48 ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانیشان، صحبتهای تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت.
برخی رفتار امام (ره) در ماههای پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه میکنند. امام قطعنامه آتشبس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند. بستری که باعث شکلگیری این دو نوع تصمیم شده کدام است؟
این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. آقای خمینی آتشبس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. با ذکر یک خاطره میگویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه 1404 از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عدهای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز میدادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکرهکنندگان امریکایی قرار میگرفت، سپس برای انجام هماهنگی میرفتند و باز میگشتند، میگفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس میزنیم تا پایان دسامبر 2025 یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.»
چرا این حرفها را به شما میزدند؟
میخواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاعرسانیها در این است که مردم را آگاه میکند. برخی تصور میکنند، جمهوری اسلامی میتوانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمیتواند خواسته امریکاییها را برآورده سازد، چون این خواستهها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار میکنم، در مواجهه با امپریالیسم یا بردهاید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. هیچ گونه توافقی نمیتوانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد. رهبر انقلاب میخواست به همه ثابت کند که مساله امریکا ایران است نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویرسازی کردند. رهبری اگر میخواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا میدادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمیزند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیتالله خامنهای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال 1401 به روزنامه «اعتماد» گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد.
7 روز از حمله اسراییل و امریکا به ایران میگذرد و هر لحظه که میگذرد، تحولات تازهای به وقوع میپیوندد. برخی خبرها حاکی است که امریکا پس از شکست در پلن a (حمله هوایی و فروپاشی ایران) به دنبال اجرای پلن b و ارسال نیروی زمینی به ایران است. فکر میکنید امریکا قادر به اجرای چنین نقشهای خواهد بود؟
برای من هر ثانیه مقاومت ایران، ارزشمند است. مطمئن هستم زمان به ضرر امریکا و اسراییل است. من به شما قول میدهم هیچ نیروی امریکایی در ایران پیاده نمیشود.
حرف از ارسال نیروی زمینی امریکایی نیست، بلکه صحبتهایی درباره استفاده از برخی گروههای کرد میشود.
به هر حال برای اجرای این ایده به یک زمینی نیاز دارند. عراق به آنها اجازه نمیدهد. نه فقط عراق، بلکه حتی پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و... چنین اجازهای نخواهند داد. تمام کشورهای همسایه ایران در برابر نیروهای بیثباتکننده، آسیبپذیر هستند. امروز مساله کردها، اردوغان را بیشتر از ایران میترساند. هرگز ترکیه اجازه نمیدهد یک نیروی مخالف تقویت شده توسط امریکا به ایران حمله کند. این نیرو اگر پا بگیرد بیش از اینکه ایران را تهدید کند، ترکیه را تهدید میکند. همه دنیا میگویند درگیری بین اسراییل و ترکیه قریبالوقوع است، بنابراین ترکها به لحاظ ژئوپلیتیک اجازه نمیدهند نیروهای کرد به ایران حمله کنند. در صورت وقوع چنین اشتباهی، رخدادی مثل مرصاد شکل میگیرد. اردوغان با توجه به اینکه یک درگیری بین اسراییل و ترکیه گریزناپذیر است اجازه نمیدهد مساله تازه حل شده کردها در جای دیگری سر باز کند. از سوی دیگر دولت عراق و اقلیم کردستان اجازه چنین رخدادی را نمیدهند. مساله سوم این است که استفاده از کردها، مشکلاتی ایجاد میکند که عراق و ترکیه و ایران و حتی سوریه را با هم درگیر میکند. اصلا شما فرض کنید کردهای تجزیهطلب آمدند و بوکان را گرفتند. این اتفاق قبلا هم در زمان انقلاب افتاد. بوکان در زمستان 62 آزاد شد و 5 سال تحت کنترل نیروهای مخالف جمهوری اسلامی بود و به سرعت به مام وطن بازگشت. امروز که از نظر زمینی ایران به همه کشورهای منطقه برتری و توفق دارد چنین خیالی تقریبا محال است. البته اسراییل دوست دارد چنین حملهای رخ بدهد، اما نمیتواند. بعید میدانم امریکاییها بتوانند از چنین ابزاری استفاده کنند.
یکی از متغیرهای مهم نحوه کنشگری روسیه و چین در منطقه است. روز پنجشنبه آقای عراقچی اعلام کردند روسیه و چین درخواستهایی برای میانجیگری در بحران داشتند و ایران ممانعتی به عمل نیاورده است. حضور روسیه با توجه به تلاشهایی که اوکراین برای حمایت از برخی کشورهای عربی دارد اهمیت بیشتری پیدا میکند. شما این نوع کنشگریها را چطور ارزیابی میکنید؟
قبل از هر چیز به شما بگویم که زلنسکی اگر بیلزن بود، باغچه خود را بیل میزد. اخبار حاکی از آن است که چینیها به ایرانیها مراجعه کرده و گفتهاند آیا علاقهمند هستید ما دخالت کنیم؟ نباید فراموش کرد که چین از نظر انرژی آسیب دیده است. بخش قابل توجهی از نفت چین از این تنگه تامین میشود. از سوی دیگر چون ترامپ قرار است 10 فروردین راهی پکن شود، ممکن است چین از این اهرم استفاده کند و مساله را با یک آتشبس فیصله بدهد. اما در کل ایران تا به امروز تابآوری خارقالعادهای از خود نشان داده است. امیدوار هستم تا آخر اسفند به یک آتشبس برسیم. اما معتقد نیستم دو طرف به یک توافق پایدار میرسند، چون زمان هم به زیان امریکاست.
چرا این قدر میگویید، زمان به ضرر امریکا و اسراییل است؟ طولانی شدن جنگ چرا به ضرر امریکا و اسراییل است؟
توجه کنید که هیچ کدام از کشورهای اروپایی و غربی حاضر نشدند در جبهه ترامپ بایستند و علنی و مفصل وارد نبرد با ایران شوند. اگر اروپاییها احتمال پیروزی امریکا را میدادند، تلاش میکردند در غنایم این پیروزی سهیم باشند. هنوز نمیدانیم مسلمانان مقیم اروپا چه واکنشهایی نشان میدهند. امریکا هنوز به موعد رویارویی با رفتارهایش نرسیده است. این اصلا موضوع سادهای نیست. این قدرت ایران است که باعث شد ترامپ، هم حاضر به مذاکره با ایران شود و هم در عین حال با ایران بجنگد! امریکا در دوره ترامپ جز ایران با هیچ کشور دیگری نجنگیده است. این روند نشان میدهد استراتژی «قدرت لوله توپ ایران» جواب داده و جلوی فروپاشی و تسلیم ایران را گرفته است. اگر کسی فکر میکند با تسلیم شدن ایران، امریکا دست از سر ایران بر میداشت، باید به لیبی و عراق و سوریه و ونزوئلا و حتی لبنان نگاه کند. به ونزوئلا گفتهاند باید نفت خود را به هر کشوری که امریکا میگوید، بفروشد! در بدو امر، باید 20 درصد از کل پول فروش نفت را امریکاییها بردارند و باقی پولها را هم به حسابی در خزانهداری امریکا واریز کنند تا هر وقت امریکا صلاح دانست این پول را به ونزوئلا بدهد. هیچ رهبر ایرانی قبول نمیکند چنین خفتی را بپذیرد. مگر اینکه مانند پهلویچیها اساسا ایرانی نباشند، یکی از کارمندان موساد و سیا باشند و در راستای منافع امریکا قدم بردارد. به همین دلیل است که میگویم شهادت آقای خامنهای بسیار حیاتی و راهگشا خواهد بود. من شهادت میدهم که رهبران و مسوولان درجه یک ایران در مهر و آبان ماه گذشته هر کاری که میتوانستند برای توافق انجام دادند، اما امریکاییها تسلیم کامل ایران را میخواستند. فقط در دولت آقای پزشکیان سه دور مذاکره انجام شد. دور نخست در مذاکرات منتهی به جنگ 12 روزه و سپس مذاکرات نیویورک با وساطت مکرون و نهایتا در جریان مذاکرات منتهی به جنگ فعلی. اگر جمهوری اسلامی مذاکره نمیکرد برخی انتقاد میکردند که تلاشی برای توافق صورت نگرفته است. لازم بود تودههای مردم بدانند هرگونه تلاش برای جلوگیری از تسلیم کامل ایران و تبدیل شدن به مستعمره امریکا، باعث جنگ میشد. ایران چارهای جز این راه نداشت. نباید تصور کنیم با دیپلماسی میشد جلوی این مشکلات را گرفت.
از نظر تاریخی این جنگ و این تنازع را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
ببینید، یگانه کشور جهان که در برابر ایالات متحده ترامپ ایستاده، ایران است. این امر نشان میدهد یک دلار از هزینههایی که برای حوزه دفاعی کرده بودیم، هدر نرفته و امروز نتیجه این هزینه را برداشت میکنیم. این جنگ، جنگ ایران و امریکا نیست، بلکه ناتو و کشورهای غربی و عربی همه در کنار هم هستند. ایران راه دیگری برای حفظ استقلال خود نداشت. این حرف من به هیچوجه ایدئولوژیک نیست و ارتباطی با مذهب و ماهیت جمهوری اسلامی ندارد. ما انقلابی کردیم که مفروض بیرونی ما بوده و بر ما بروز کرد. ایران میخواست یک قدرت مستقل منطقهای باشد، غربیها اما بر نمیتابند. امریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که اگر امروز با ایران نجنگند، چون نظام تک قطبی فرو ریخته، چین در حال قدرت گرفتن و اوکراین در حال باختن است، زمان به زیان امریکا خواهد بود. میدانستند یا امروز باید تکلیف ایران را مشخص کنند یا دیگر هیچ وقت نمیتوانند به ایران دست پیدا کنند. بنابراین حمله به ایران را آغاز کردند. این حرفی است که من از سال 96 به آن رسیدم، زمانی که ترامپ از برجام خارج شد و از سال 1400 مدام از رسانهها آن را تکرار کردم. ما مسیری جز مقاومت نداریم.
شما گفتید تا قبل از پایان اسفند آتشبس محتمل است. اگر آتش بسی در کار باشد و مقاومت ایران تداوم داشته باشد، ایران با چه شرایطی روبه رو میشود؟
به نظرم از سال 1405 عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز میشود. انفجار صنعتی و اقتصادی مهمترین ویژگی عصر جدید ایران است. مسیر روشن است و در صورت پافشاری بر مقاومت ایرانیان به سمت رشد و پیشرفت و توسعه قدم برمیدارند.