در روزگاری که فشار معیشتی، تورم و کاهش قدرت خرید به بخشی از زندگی روزمره خانوارهای ایرانی تبدیل شده است، گفتوگو درباره اقتصاد دیگر به کلاسهای دانشگاهی محدود نمیماند.
در روزگاری که فشار معیشتی، تورم و کاهش قدرت خرید به بخشی از زندگی روزمره خانوارهای ایرانی تبدیل شده است، گفتوگو درباره اقتصاد دیگر به کلاسهای دانشگاهی محدود نمیماند.
مردم ایران امروز بیش از آنکه کمرشان زیر بار تحریم، تورم یا تهدید خارجی خم شده باشد، زیر سنگینی نوعی بیاعتنایی فرساینده روزگار میگذرانند؛ بیاعتناییای که هر روز پشت یک باجه، آن سوی یک خط تلفن، در دل یک سامانه از کار افتاده یا پشت در بسته یک اداره، چهره واقعی خود را آشکار میکند. درد اصلی، گرانی یا تنگنای معیشت نیست؛
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم همانند بسیاری دیگر از کارشناسان سیاسی یا فرهنگی معتقد است که موفقیتها و پیروزیهای نظامی در جنگ رمضان بخشی از دستاوردهای ایرانیان بوده است. تحولات انجام شده در لایههای اجتماعی اما گویا بیشتر نظر او رابه خود جلب کرده و بر همین اساس توصیههایی برای تثبیت این دستاوردها مطرح میکند.
چهل روز گذشته است؛ چهل روزی که خیابان فقط خیابان نبوده،سنگر روایت بوده است.
در روزهایی که خبرها از تشدید درگیریها و هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی ایران حکایت دارند، یک پرسش کلیدی در فضای عمومی و رسانهای برجسته شده است: چرا جامعه ایرانی، برخلاف انتظار برخی تحلیلگران خارجی، دچار هراس جمعی گسترده نشده است؟
اعتراضاتی که در هفتههای اخیر در کشور رخ داد، فارغ از فراز و فرودهای میدانی آن، حامل پیامهایی بود که شاید هیچیک از بازیگران صحنه سیاست و اجرا علاقهای به دیدن و شنیدن کامل آن نداشته باشند.
گفته میشود روزنامهنگار، چشم بینا و زبان گویای جامعه است. اما اینکه روزنامهنگاری چقدر در کل جامعه و توسط حاکمیت جدی گرفته میشود، بحث دیگری است.
کاهش سرمایه اجتماعی صرفا در حوزه اشتغال نیست. اعتماد عمومی بشدت آسیب دیده، بحران ها و چالش های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی شرایط کشور را دگرگون کرده و زبان مفاهمه و گفت و گو میان حاکمیت و مردم دچار لکنت شده است.
رئیسجمهور، با تأکید بر ضرورت مشارکت عمومی در حل مسائل کشور گفت: بدون همراهی مردم هیچ برنامهای به نتیجه نخواهد رسید و همه افراد توانمند باید برای رفع مشکلات به میدان بیایند.
حسین کاشفی، فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: توصیه من به تندروها که عموما به جبهه پایداری وابسته هستند، این است که با اصرار به سیاه نمایی و نادیده گرفتن مطالبات مردم، در آینده ای نه چندان دور چاره ای جز حاشیه نشینی مطلق نخواهند داشت.