EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۹۷۰۳

تیم ملی میان دو قطب رسانه‌ای؛ وقتی نقد جای خود را به جدال می‌دهد

تیم ملی فوتبال ایران سال‌ها یکی از معدود نقاط اشتراک جامعه بود؛ جایی که هواداران فارغ از رنگ باشگاهی و اختلاف سلیقه، برای موفقیت آن کنار هم قرار می‌گرفتند. اما امروز فضای پیرامون تیم ملی بیش از هر زمان دیگری دچار دوگانگی شده است؛ فضایی که در آن، نقد فنی به‌سادگی با تخریب اشتباه گرفته می‌شود و حمایت نیز گاهی به دفاع بی‌قید و شرط تبدیل می‌شود.

تیم ملی میان دو قطب رسانه‌ای؛ وقتی نقد جای خود را به جدال می‌دهد

این دوقطبی فقط محدود به فوتبال نیست و ریشه در فضای عمومی جامعه دارد، اما در سال‌های اخیر بیش از هر جای دیگری در اطراف تیم ملی خود را نشان داده است. از یک سو گروهی بدون توجه به نتایج و عملکرد فنی، هر اتفاقی را بهانه‌ای برای حمله به تیم ملی قرار می‌دهند و از سوی دیگر، هر انتقادی با برچسب‌هایی مانند دشمنی یا مخالفت با منافع ملی پاسخ داده می‌شود.

ردپای رسانه‌ها در شکل‌گیری شکاف

در میان چهره‌های رسانه‌ای، نام عادل فردوسی‌پور و محمدحسین میثاقی بیش از دیگران در این فضای پرتنش دیده می‌شود. دو مجری که زمانی در یک مجموعه فعالیت می‌کردند، امروز هر کدام نماینده بخشی از جریان رسانه‌ای فوتبال ایران شده‌اند و روایت‌های متفاوتی از عملکرد تیم ملی ارائه می‌کنند.

بسیاری معتقدند یکی از نقاط آغاز این شکاف به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از حذف ایران مقابل پرتغال، کارلوس کی‌روش در گفت‌وگویی با محمدحسین میثاقی، که در آن زمان برای ویژه‌برنامه عادل فردوسی‌پور از مسکو گزارش تهیه می‌کرد، حملات تندی را علیه برانکو ایوانکوویچ مطرح کرد. اختلافی که از قبل وجود داشت، پس از آن مصاحبه وارد مرحله تازه‌ای شد و به سرعت فضای هواداری فوتبال ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد.

نتیجه آن، شکل‌گیری دو جبهه مشخص بود؛ بخشی از هواداران پرسپولیس در تقابل با کارلوس کی‌روش قرار گرفتند و در مقابل، گروهی دیگر نیز از شکست‌های پرسپولیس استقبال می‌کردند. اتفاقاتی که به مرور، تیم ملی را نیز وارد همان فضای رنگی و باشگاهی کرد.

انتقاد؛ برای یک نفر تند، برای دیگری ملایم؟

یکی از بحث‌هایی که امروز دوباره مطرح شده، تفاوت نگاه عادل فردوسی‌پور به سرمربیان مختلف تیم ملی است. امیر قلعه‌نویی بارها به نقدهای تند برنامه ۹۰ پس از حذف ایران در جام ملت‌های ۲۰۰۷ اشاره کرده و هنوز هم آن مقطع را فراموش نکرده است.

در مقابل، منتقدان فردوسی‌پور معتقدند او در سال‌های حضور کارلوس کی‌روش، حتی پس از حذف‌های متوالی تیم ملی در جام جهانی و جام ملت‌های آسیا، لحن متفاوتی داشت و در بسیاری از مواقع از عملکرد سرمربی پرتغالی دفاع می‌کرد.

تیم ملی با هدایت کی‌روش در سه جام جهانی و دو جام ملت‌های آسیا نتوانست به مرحله‌ای فراتر از آنچه نسل‌های قبل تجربه کرده بودند برسد، اما نوع روایت این نتایج در برخی برنامه‌های رسانه‌ای، با برخوردی که نسبت به سایر مربیان صورت می‌گرفت، تفاوت داشت؛ موضوعی که همچنان محل بحث میان موافقان و مخالفان این مجری است.

سوی دیگر ماجرا؛ دفاعی که جایی برای نقد نمی‌گذارد

در نقطه مقابل، ویژه‌برنامه‌های تلویزیونی با اجرای محمدحسین میثاقی نیز از سوی بسیاری مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. منتقدان می‌گویند در این برنامه‌ها، هر نقدی نسبت به امیر قلعه‌نویی یا عملکرد تیم ملی، به سرعت با ادبیاتی تند پاسخ داده می‌شود و مرز میان حمایت و جانبداری کامل از بین رفته است.

از نگاه این گروه، استفاده از برخی تعابیر و ادبیات جنجالی در پاسخ به منتقدان، نه‌تنها کمکی به آرام شدن فضای فوتبال نکرده، بلکه باعث عمیق‌تر شدن شکاف موجود شده است.

آنچه تیم ملی به آن نیاز دارد

واقعیت این است که عملکرد تیم ملی در جام جهانی اخیر نه آن‌قدر موفق بود که تنها با تحسین از کنار آن عبور کنیم و نه آن‌قدر ضعیف که همه چیز را شکست مطلق بدانیم. ایران برای نخستین بار بدون شکست از مرحله گروهی حذف شد، اما در شرایطی که جام جهانی با حضور ۴۸ تیم برگزار می‌شد، نرسیدن به مرحله حذفی نیز نمی‌تواند بدون نقد باقی بماند.

مشکل اصلی، نه اختلاف نظر درباره کیفیت تیم ملی، بلکه فضایی است که اجازه گفت‌وگوی منطقی را از بین برده است؛ فضایی که در آن یا باید بی‌قید و شرط از تیم حمایت کرد یا در صف مخالفان قرار گرفت.

تیم ملی بیش از هر چیز به نقد منصفانه، حمایت مسئولانه و رسانه‌هایی نیاز دارد که به جای دامن زدن به دوقطبی‌ها، زمینه گفت‌وگو را فراهم کنند. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، هر موفقیت یا ناکامی تیم ملی نیز بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق ورزشی باشد، به سوخت تازه‌ای برای ادامه همین جدال‌های رسانه‌ای تبدیل خواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار