EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۹۵۴۲
گزارش روز

سایه‌روشن‌های آفتاب تموز با نسیم افسردگی/ گرمای تابستان به دل‌ها سردی می‌آورد؟

تحریریه آوش/ همیشه فکر می‌کنیم افسردگی مختص به روزهای کوتاه و آسمان گرفته پاییز و زمستان است، اما تابستان‌ها هم با آن آفتاب داغ و تموزش می‌تواند موجب افسردگی در انسان‌ها شود. این تجربه تلخ و ناخوشایند که در اصطلاح علمی به آن اختلال عاطفی فصلی تابستانه می‌گویند، پدیده‌ای واقعی، ملموس و شایع است که برخلاف تصور عموم، گریبان بسیاری از افراد را در گرم‌ترین روزهای سال می‌گیرد و روان آن‌ها را به چالش می‌کشد.

سایه‌روشن‌های آفتاب تموز با نسیم افسردگی/  گرمای تابستان به دل‌ها سردی می‌آورد؟

همیشه فکر می‌کنیم افسردگی مختص به روزهای کوتاه و آسمان گرفته پاییز و زمستان است، اما تابستان‌ها هم با آن آفتاب داغ و تموزش می‌تواند موجب افسردگی در انسان‌ها شود. این تجربه تلخ و ناخوشایند که در اصطلاح علمی به آن اختلال عاطفی فصلی تابستانه می‌گویند، پدیده‌ای واقعی، ملموس و شایع است که برخلاف تصور عموم، گریبان بسیاری از افراد را در گرم‌ترین روزهای سال می‌گیرد و روان آن‌ها را به چالش می‌کشد.

افسردگی 2

رازهای سرپوشیده پشت درخشش طلایی خورشید

هنگامی که صحبت از افسردگی فصلی یا همان اختلال عاطفی فصلی به میان می‌آید، ذهن اکثر ما به سمت برگ‌ریزان پاییز، آسمان ابری و شب‌های طولانی و تاریک زمستان می‌رود. تصویر کلیشه‌ای این اختلال همواره فردی است که زیر پتو پناه برده و به قطرات باران روی شیشه خیره شده است. با این حال، واقعیت روان انسان بسیار پیچیده‌تر از این کلیشه‌هاست. تابستان با تمام درخشش، گرما و هیاهویش، برای گروهی از افراد نه تنها نویدبخش شادی و تفریح نیست، بلکه آغاز دوره‌ای از کرختی، اندوه عمیق و اضطراب مداوم است. تحقیقات نوین نشان می‌دهند که اتمسفر پرانرژی تابستان می‌تواند به طرز عجیبی نتیجه عکس بر سلامت روان بگذارد و بستر مناسبی برای هجوم افکار تاریک فراهم کند.

ریشه‌ها و دلایلی که در تار و پود گرما تنیده شده‌اند

برای درک اینکه چرا آفتاب درخشان تابستان می‌تواند چنین تاثیر سنگینی بر روان بگذارد، باید ابتدا به سراغ بیولوژی و فیزیک بدن برویم. یکی از مهم‌ترین عوامل محرک در بروز این نوع افسردگی، افزایش شدید دما و رطوبت بالا است. گرمای طاقت‌فرسا از نظر فیزیکی بدن را تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد که به صورت مستقیم بر سیستم عصبی اثرمی‌گذارد. ترشح هورمون‌های استرس در پاسخ به گرمای شدید افزایش پیدا می‌کند و فرد را در حالتی از کلافگی و بی‌قراری مداوم قرار می‌دهد. این وضعیت جسمی نامساعد به مرور زمان به فرسودگی روانی و کاهش آستانه تحمل منجر می‌شود.

از سوی دیگر، عامل نور خورشید که در زمستان کمبود آن مشکل‌ساز است، در تابستان به دلیل افراط در تابش به یک چالش تبدیل می‌شود. نور شدید و طولانی ‌مدت روز، ساعت بیولوژیک یا همان ریتم شبانه‌ روزی بدن را به شدت مختل می‌کند. مغز ما برای تولید ملاتونین که هورمون تنظیم‌ کننده خواب است، به تاریکی نیاز دارد. وقتی روزها طولانی‌تر می‌شوند و نور خورشید تا دیر وقت در آسمان می‌تابد، تولید ملاتونین سرکوب شده و روند طبیعی خواب دچار اختلال جدی می‌شود. بی‌خوابی مداوم یا خواب سبک و بی‌کیفیت در شب‌های گرم تابستان، زمینه‌ ساز اصلی بروز خلق تیره، پریشانی ذهنی و افسردگی است.

فشار اجتماعی برای شاد بودن اجباری و تداخل برنامه‌ها

علاوه بر جنبه‌های فیزیولوژیک، بسترهای اجتماعی و روانی نیز نقش پررنگی در تشدید افسردگی تابستانه دارند. در فرهنگ عمومی، تابستان به عنوان فصل سفر، مهمانی، تفریح و شادی بی‌وقفه تعریف شده است. رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی پر از تصاویری از سفرهای تفریحی، گشت‌وگذارهای ساحلی و دورهمی‌های شادمانه هستند. این هجمه تصویری، نوعی فشار روانی ناخواسته و پنهان ایجاد می‌کند که می‌توان آن را شادمانی اجباری نامید. افرادی که به هر دلیلی توانایی مالی، فیزیکی یا روحی مشارکت در این بزم همگانی را ندارند، دچار احساس انزوا، عقب‌ماندگی و سرخوردگی شدید می‌شوند و مدام خود را با دیگران مقایسه می‌کنند.

همچنین، به هم خوردن روتین‌های روزانه و برنامه‌های منظم زندگی عامل دیگری است که روان را به هم می‌ریزد. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، سفرهای ناگهانی اعضای خانواده، تغییر ساعت کاری ارگان‌ها و حتی جابجایی زمان استراحت، نظم ذهنی فرد را به هم می‌زند. برای بسیاری از انسان‌ها، ساختار و روتین روزانه مانند داربستی است که سلامت روان آن‌ها را حفظ می‌کند؛ وقتی این داربست در تابستان از بین می‌رود، احساس سردرگمی و پوچی به سرعت جایگزین آن می‌شود.

افسردگی

تفاوت دو چهره یک بیماری

اگرچه هر دو اختلال ریشه فصلی دارند، اما نشانه‌های بالینی افسردگی تابستانه تفاوت‌های آشکاری با افسردگی زمستانه دارد. در پاییز و زمستان، افراد افسرده معمولا با افزایش اشتها، میل شدید به مصرف کربوهیدرات‌ها، افزایش وزن و خواب‌آلودگی مفرط روبه‌رو هستند. آن‌ها تمایل دارند تمام روز را بخوابند و انرژی بسیار کمی دارند.

در مقابل، سیمای افسردگی تابستانه کاملا متفاوت و حتی معکوس است. مبتلایان به این نوع اختلال معمولا از کم‌اشتهایی شدید رنج می‌برند که به مرور زمان منجر به کاهش وزن ناخواسته می‌شود. به جای خواب‌آلودگی، بی‌خوابی مفرط و آشفتگی خواب گریبان‌گیر آن‌هاست. همچنین، خلق‌وخوی این افراد بیشتر متمایل به اضطراب، بی‌قراری، تندخویی و تحریک ‌پذیری بالا است تا بی‌حسی و خمودگی صرف که در زمستان دیده می‌شود.

راهکارهای عملی برای گذر از سد گداخته تابستان

برای مقابله با این پدیده کلافه ‌کننده، برداشتن گام‌های هوشمندانه و تغییر در سبک زندگی بسیار کارساز خواهد بود. در وهله نخست، مدیریت محیط فیزیکی اهمیت ویژه‌ای دارد.

تلاش برای خنک نگه داشتن فضای خانه و محل کار از طریق به کارگیری خنک ‌کننده‌های مناسب، گرفتن دوش آب ولرم مایل به خنک و استفاده از لباس‌های نخی و روشن، فشار فیزیکی دما بر بدن را به شکل چشمگیری کاهش می‌دهد. تاریک کردن اتاق خواب با استفاده از پرده‌های ضخیم چند ساعت پیش از خواب نیز می‌تواند به بازسازی ترشح ملاتونین و بهبود کیفیت خواب کمک شایانی کند.

در وهله بعدی، بازتنظیم انتظارات و اهداف شخصی نقشی کلیدی دارد. نباید اجازه داد استانداردهای کاذب شبکه‌های اجتماعی درباره چگونگی گذراندن تابستان، آرامش درونی را از بین ببرد. پذیرفتن این واقعیت که گذراندن یک روز معمولی در خانه بدون انجام هیچ فعالیت خاصی کاملا طبیعی و پذیرفتنی است، بار سنگینی را از روی دوش روان برمی‌دارد. برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های ورزشی سبک در ساعت‌های خنک روز، مانند اوایل صبح یا پس از غروب آفتاب، بدون اینکه بدن را دچار تنش حرارتی کند، ترشح اندورفین را بالا برده و به بهبود خلق‌وخو کمک می‌کند. در نهایت، اگر نشانه‌ها شدید و مداوم بودند، مراجعه به روان‌درمانگر و استفاده از درمان‌های شناختی ‌رفتاری یا در صورت نیاز دارودرمانی، مسیر هموارتری را برای عبور از این فصل داغ پیش روی فرد قرار خواهد داد.

ارسال نظر

آخرین اخبار