امنیت غذایی با شعار تامین نمیشود/ سفرههای شهروندان وابسته به واردات ذرت و نهادهها
تحریریه آوش/ در فضای پرالتهاب این روزهای اقتصاد ایران، موضوع واردات نهادههای دامی از آمریکا به تیتر برخی رسانهها و محل مناقشه تبدیل شده است. درحالیکه این بحثها اغلب با رویکردی سیاسی مطرح میشود، بررسی دقیق دادهها و ساختار بازار جهانی نشان میدهد که ماجرا بیش از آنکه یک انتخاب باشد، الزامی اقتصادی است.
در شرایط کنونی اقتصاد ایران، موضوع واردات نهادههای دامی از ایالات متحده بار دیگر به عنوان تیتر رسانهای و موضوعی مورد مناقشه مطرح شده است. با وجود اینکه این مباحث غالباً با رویکردی سیاسی صورت میگیرد، بررسی دقیق دادهها و ساختار بازار جهانی نشان میدهد که این امر بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک الزام اقتصادی است.
ایران سالانه به حدود ۷۵ تا ۸۰ میلیون تن خوراک دام و طیور نیاز دارد؛ رقمی که تنها بخشی از آن در داخل کشور تولید میشود. در سال ۱۴۰۴، بیش از ۱۰.۵ میلیون تن ذرت، ۴.۵ میلیون تن کنجاله سویا و ۳.۵ میلیون تن جو وارد کشور شد. این آمار به وضوح نشان میدهد که واردات، ستون اصلی تأمین خوراک دام کشور است و نه یک گزینه حاشیهای.
شرایط کنونی این وابستگی را تشدید کرده است. کاهش حدود ۴۰ درصدی بارندگی در سال گذشته، دستکم ۴ میلیون تن از علوفههای مرتعی را از چرخه تولید خارج کرده و همزمان، تولید بقایای کشاورزی نیز بین ۴ تا ۵ میلیون تن کاهش یافته است. در بخش زراعت نیز وضعیت مطلوب نیست؛ کاهش سطح زیرکشت و خسارات اقلیمی باعث شده است که تولید جو با افتی نزدیک به ۴۰ درصد مواجه شود. در مجموع، حدود ۱۰ میلیون تن از ظرفیت تأمین داخلی نهادههای دامی از دست رفته و این کسری ناگزیر باید از طریق واردات جبران گردد.
در چنین شرایطی، تمرکز بر پرسش اینکه واردات از کدام کشور انجام میشود، بدون توجه به ساختار تجارت جهانی، تصویری دقیق ارائه نمیدهد. بازار جهانی غلات در اختیار چند شرکت بزرگ بینالمللی است که زنجیره تولید، حملونقل و توزیع را در سطح جهان مدیریت میکنند. شرکتهایی مانند کارگیل و بانگی، حتی زمانی که محموله از برزیل یا آرژانتین بارگیری میشود، نقش اصلی را در تأمین و انتقال ایفا میکنند. به همین دلیل، ارتباط با این شبکهها نه پدیدهای جدید است و نه محدود به یک دولت خاص. در سالهای گذشته، بخش قابل توجهی از نهادههای دامی ایران از همین مسیر تأمین شده و برآوردها نشان میدهد که در برخی دورهها تا نیمی از واردات از طریق این شبکهها انجام شده است. حتی در سالهایی که فشار تحریمها به اوج خود رسیده بود، واردات این کالاها به دلیل ماهیت حیاتیشان ادامه یافته است.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که به نقش نهادههای دامی در زنجیره تولید توجه کنیم. این نهادهها نقطه آغاز تولید مواد غذایی هستند. هر اختلالی در تأمین آنها، مستقیماً بر تولید گوشت، مرغ و سایر محصولات پروتئینی اثر میگذارد و نهایتاً منجر به افزایش قیمت در بازار مصرف میشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که کوچکترین وقفه در تأمین خوراک دام به سرعت در سفره خانوارها نمایان میشود. در نتیجه، واقعیت آن است که اقتصاد کشاورزی ایران، دستکم در کوتاهمدت، بدون تکیه بر واردات قادر به پاسخگویی به نیاز داخلی نیست. در چنین وضعیتی، پیوند با شبکههای اصلی تأمین جهانی نه یک انتخاب سیاسی، بلکه بخشی از مدیریت حداقلی برای جلوگیری از بحران است.