ماجرای عجیب بانک ایران زمین؛ رشد در مسیر زیاندهی/ چرا رشد درآمد بانکی به سود تبدیل نمیشود؟
تحریریه آوش/بانک ایرانزمین در تازهترین صورتهای مالی میاندورهای خود برای سهماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، بار دیگر تصویری روشن از یک بحران مزمن را پیش روی ناظران و سهامداران گذاشته است؛ بحرانی که در آن رشد درآمدها نه به سود، بلکه به زیانی بزرگتر ختم شده و ساختار هزینهای بانک، عملا هر نشانهای از بهبود را در خود فرو برده است
بانک ایرانزمین در تازهترین صورتهای مالی میاندورهای خود برای سهماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، بار دیگر تصویری روشن از یک بحران مزمن را پیش روی ناظران و سهامداران گذاشته است؛ بحرانی که در آن رشد درآمدها نه به سود، بلکه به زیانی بزرگتر ختم شده و ساختار هزینهای بانک، عملا هر نشانهای از بهبود را در خود فرو برده است. این بانک در حالی از درآمد عملیاتی ۴۵ هزار و ۹۹۱ میلیارد و ۵۱۹ میلیون ریالی خبر داده که هزینه سود سپردهها به ۱۰۳ هزار و ۸۶۶ میلیارد و ۶۶۴ میلیون ریال رسیده و نتیجه نهایی، ثبت زیان خالص ۱۰۹ هزار و ۷۲۱ میلیارد و ۳۰ میلیون ریالی بوده است. این ارقام، بهروشنی نشان میدهد مسئله بانک تنها یک نوسان مقطعی نیست، بلکه با شکافی ساختاری میان درآمدزایی و هزینهسازی روبهروست؛ شکافی که اگر ترمیم نشود، میتواند در دورههای بعدی نیز تکرار و حتی عمیقتر شود.
درآمد بالا، نتیجه منفی
افزایش درآمد عملیاتی بانک در نگاه اول میتواند نشانهای امیدوارکننده به نظر برسد. درآمدهای عملیاتی بانک ایران زمین نسبت به دوره مشابه سال قبل جهش معناداری داشته و از ۱۰ هزار و ۳۶۶ میلیارد و ۷۹۰ میلیون ریال به ۴۵ هزار و ۹۹۱ میلیارد و ۵۱۹ میلیون ریال رسیده است. اما همین رشد در همان ابتدای مسیر با هزینهای مواجه شده که عملا توان خنثی کردن آن را داشته است. هزینه سود سپردهها که مهمترین سرفصل فشار بر سودآوری بانک محسوب میشود بهتنهایی از کل درآمد عملیاتی بیشتر شده و نشان داده که بانک در جذب منابع، بهای سنگینی میپردازد. نتیجه این ناترازی روشن است: سود ناخالص بانک به منفی ۵۶ هزار و ۸۷۵ میلیارد و ۱۴۵ میلیون ریال رسیده و پس از لحاظ شدن سایر هزینهها و اقلام غیرعملیاتی، زیان خالص به ۱۰۹ هزار و ۷۲۱ میلیارد و ۳۰ میلیون ریال رسیده است. مقایسه این رقم با زیان ۷۲ هزار و ۴۵۱ میلیارد و ۲۱۰ میلیون ریالی دوره مشابه سال قبل نشان میدهد که بانک با وجود رشد درآمد، هنوز نتوانسته از مدار زیان خارج شود.

اتکای سنگین به منابع پرهزینه
یکی از ویژگیهای اصلی صورتهای مالی بانک ایرانزمین، وابستگی جدی آن به منابع پرهزینه است. در ساختار عملکردی بانک، سپردههای مشتریان مهمترین منبع تامین مالی را تشکیل میدهند، اما همین منابع در صورتی که با نرخهای بالا جذب شوند، بهجای مزیت، بدل به یک بار سنگین میشوند. رقم یک میلیون و ۳۴۳ هزار و ۷۶ میلیارد و ۲۲۹ میلیون ریالی سپردههای مشتریان، نشان میدهد که بانک همچنان برای حفظ گردش فعالیت خود به این منبع وابسته است، اما نرخ بالای هزینه این سپردهها، حاشیه سود را بهشدت محدود کرده است.
در کنار آن، بدهی بانک به بانکها و سایر مؤسسات اعتباری غیربانکی نیز 901 هزار و 965 میلیارد و 981 میلیون ریال گزارش شده است. این سطح از بدهی بینبانکی از یکسو نشانه فشار نقدینگی و از سوی دیگر بازتابی از نیاز بانک به تامین منابع کوتاهمدت است. در چنین شرایطی هر اندازه بانک برای تامین مالی بیشتر به منابع گرانقیمت متکی شود، فاصله میان درآمد و هزینه نیز بیشتر خواهد شد.
درآمدهای اصلی چه میگویند؟
نقطه اتکای اصلی درآمدی بانک همچنان تسهیلات اعطایی است. درآمد تسهیلاتی بانک در این دوره به ۴۴ هزار و ۳۳۱ میلیارد و ۵۶۴ میلیون ریال رسیده و سهم غالب را در ترکیب درآمدی ایفا کرده است. پس از آن، درآمد سرمایهگذاری در اوراق بدهی با یک هزار و ۶۳۳ میلیارد و ۲۵۱ میلیون ریال قرار دارد و درآمدهای حاصل از سپردهگذاری در بانکها و موسسات اعتباری غیر بانکی نیز سهمی محدود داشتهاند.
در ظاهر، این ترکیب درآمدی میتواند نشانهای از تنوع نسبی باشد، اما در عمل نشان میدهد بانک هنوز به منابع درآمدی پایدار و کمهزینهتر، مانند کارمزدها و خدمات بانکی، تکیه کافی ندارد. درآمد کارمزدی بانک در این دوره یک هزار و ۶۱۷ میلیارد و ۱۸۶ میلیون ریال بوده است که حتی نسبت به دوره مشابه سال قبل که یک هزار و ۶۳۵میلیارد و ۷۶۳ میلیون ریال بوده، کاهش یافته است و همچنان در مقیاسی نیست که بتواند بار مالی سنگین بانک را جبران کند. به بیان دیگر، بانک از محل عملیات اصلی خود درآمد تولید میکند، اما این درآمد بهقدری نیست که هزینههای جذب و نگهداری منابع را پوشش دهد.
هزینههایی که مجال تنفس نمیدهند
اگر بخواهیم دلیل اصلی تداوم زیان بانک ایرانزمین را در یک جمله خلاصه کنیم، باید به ساختار هزینهای آن اشاره کنیم. هزینههای اداری و عمومی بانک در این دوره ۱۳ هزار و ۸۶۷ میلیارد و ۲۰۳ میلیون ریال بوده است. این رقم، در کنار ۴۲۲ میلیارد و ۵۱۴ میلیون ریال هزینه کارمزد و ۴۰ هزار و ۴۵۸ میلیارد و ۶۳ میلیون ریال هزینههای مالی، نشان میدهد بانک با مجموعهای از هزینههای سنگین و فشرده مواجه است که حاشیه سود آن را از بین بردهاند.
در این میان، هزینههای مالی جایگاه ویژهای دارند. این سرفصل، بازتابی مستقیم از ساختار بدهی و فشار تامین مالی است. وقتی یک بانک برای تامین منابع یا مدیریت نقدینگی ناچار به تحمل چنین هزینهای میشود، دیگر حتی رشد درآمدهای عملیاتی نیز الزاما به سودآوری منجر نخواهد شد. در واقع، مسئله اصلی بانک در این مرحله نه صرفا کسب درآمد، بلکه مهار سرعت رشد هزینههاست.
ترازنامهای بزرگ با سودآوری شکننده
جمع داراییهای بانک در پایان ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ به یک میلیون و ۷۱۶ هزار و ۶۳۲ میلیارد و ۳۸ میلیون ریال رسیده است. این عدد، از نظر ظاهری، ترازنامهای بزرگ را نشان میدهد، اما بزرگی ترازنامه همیشه به معنای سلامت مالی نیست. پرسش اصلی این است که این داراییها تا چه اندازه مولد، نقدشونده و سودآور هستند.
بخش مهمی از داراییهای بانک در اوراق بدهی و مشارکت، سرمایهگذاری در سهام و سایر اوراق بهادار، تسهیلات اعطایی و مطالبات از دولت و اشخاص دولتی و غیردولتی و سایر اقلامی قرار دارد که بازده آنها یا محدود است یا با تاخیر تحقق مییابد. برای نمونه، سرمایهگذاری در سهام و سایر اوراق بهادار به ۳۱ هزار و ۹۷۰ میلیارد و ۷۱۸ میلیون ریال رسیده است. چنین حجمی از سرمایهگذاری مالی اگرچه در ظاهر نشاندهنده حضور فعال بانک در بازار داراییهاست، اما در عمل وقتی به سود خالص منتهی نمیشود، بیشتر به یک چرخه پرهزینه شباهت دارد تا یک موتور درآمدی.
زیان انباشته و فرسایش سرمایه
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای صورتهای مالی بانک ایرانزمین، حجم بالای زیان انباشته است. رقم ۹۸۹ هزار و ۳۳۲ میلیارد و ۳۰۷ میلیون ریالی زیان انباشته، نشان میدهد بانک طی سالهای گذشته با انباشت زیان مواجه بوده و این روند همچنان ادامه دارد. زیان انباشته بالا فقط یک عدد حسابداری نیست و بلکه نشانهای از فرسایش تدریجی سرمایه اقتصادی و کاهش توان بانک برای گسترش فعالیتهای سالم و مولد است.
در چنین وضعیتی، حتی اقلامی مانند سرمایه ثبتشده ۴هزار میلیارد ریالی و اندوخته قانونی ۱۰۵ میلیارد و ۹۳۸ میلیون ریالی، اساسا در برابر حجم زیان انباشته، بسیار کوچک به نظر میرسند. همین فاصله، تصویری نگرانکننده از شکنندگی حقوق مالکانه بانک ارائه میدهد و نشان میدهد که بانک برای عبور از این وضعیت، به چیزی فراتر از اصلاحات جزئی نیاز دارد.
سود هر سهم چه میگوید؟
سود(زیان) پایه هر سهم در این دوره به منفی ۲۷ هزار و ۳۳۲ ریال رسیده است؛ رقمی که نسبت به سود(زیان) پایه هر سهم در دوره مشابه سال قبل، یعنی منفی ۱۸ هزار و ۱۱۳ ریال، عمیقتر شدن زیان را نشان میدهد. برای بازار سرمایه، این شاخص یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین ابزارها برای ارزیابی وضعیت سودآوری است. وقتی سود هر سهم در سطح منفی تثبیت میشود، معنای آن این است که بانک نهتنها سودی برای سهامداران ایجاد نکرده، بلکه با هر دوره فعالیت، بار زیان بیشتری بر دوش آنها گذاشته است. این موضوع از منظر تحلیلی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا نشان میدهد مشکل بانک تنها در حسابهای میاندورهای نیست، بلکه به کیفیت مدل کسبوکار و توان خلق ارزش آن بازمیگردد. بانکی که حتی در دورهای با افزایش درآمد عملیاتی همچنان زیان میسازد، باید در مورد شیوه جذب منابع، نحوه تخصیص داراییها و ساختار درآمدی خود بازنگری جدی انجام دهد.

نشانههای یک بحران ساختاری
آنچه در صورتهای مالی بانک ایرانزمین بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تداوم نشانههای بحران ساختاری است. رشد درآمدهای عملیاتی، افزایش درآمد کارمزدی و محدود شدن برخی هزینههای ریسکی، نتوانستهاند در عمل جهت کلی عملکرد بانک را تغییر دهند. دلیل این امر روشن است و آن این است که سمت هزینهها همچنان سنگینتر از آن است که رشد درآمدها بتواند آن را جبران کند.
این وضعیت نشان میدهد مشکل بانک نه یک شوک مقطعی، بلکه حاصل انباشت مجموعهای از تصمیمها و روندهای مالی در سالهای گذشته است. بانک برای عبور از این چرخه، ناگزیر است هم در جذب منابع و هم در مدیریت داراییها و هزینههای عملیاتی بازنگری کند. در غیر این صورت، هر گزارش میاندورهای تنها تکرار تصویری خواهد بود که اینبار هم با عددی تازه، اما مسئلهای قدیمی منتشر میشود.
ورشکستگی، سرنوشت محتوم بانک ایران زمین
خلاصه که صورتهای مالی سهماهه منتهی به ۳۱خرداد ۱۴۰۵ بانک ایرانزمین نشان میدهد که نه تنها مسیر اصلاح و بازسازی این بانک دشوار است که میتوان این بانک را در عمل ورشکسته نامید. درآمدهای عملیاتی رشد کردهاند، اما نه به اندازهای که بتوانند بار هزینه سود سپردهها، هزینههای مالی و مخارج اداری را جبران کنند. ترازنامه بزرگ بانک، در کنار زیان انباشته ۹۸۹ هزار و ۳۳۲ میلیارد و ۳۰۷ میلیون ریالی، نشان میدهد مسئله اصلی، ضعف در ساختار سودآوری است نه کمبود اندازه یا حجم فعالیت. تا زمانی که نسبت میان درآمد و هزینه در بانک اصلاح نشود و تا وقتی که اتکا به منابع پرهزینه و داراییهای کمبازده ادامه داشته باشد، این بانک عملا مسیر ورشکستگی را میپیماید و انتظار خروج پایدار از زیان برایش دشوار خواهد بود. بررسی این صورت مالی مبین این نکته مهم است که در بانکداری، بزرگی ترازنامه بهتنهایی مزیت نیست و آنچه اهمیت دارد، توان تبدیل این ترازنامه به سودی پایدار و قابل اتکا است. در مورد بانک ایرانزمین، این تبدیل هنوز رخ نداده و ظواهر نشان میدهد که رخ ندهد.