EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۸۶۶

نیمکت‌های لیگ برتر یکدست ایرانی شد

لیگ بیست‌وششم در شرایطی از راه می‌رسد که برای نخستین بار خبری از سرمربی خارجی روی نیمکت تیم‌های لیگ برتر نیست؛ اتفاقی که می‌تواند سکوی پرتاب مربیان ایرانی باشد، اما اگر با انتخاب‌های درست همراه نشود، به یک زنگ خطر جدی برای کیفیت فنی فوتبال کشور تبدیل خواهد شد.

نیمکت‌های لیگ برتر یکدست ایرانی شد

فصل جدید لیگ برتر در حالی آماده شروع است که یک اتفاق متفاوت، بیش از هر چیز دیگری توجه‌ها را به خود جلب می‌کند؛ تمام نیمکت‌های لیگ در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته است. دیگر خبری از مربی اروپایی، آفریقایی یا حتی آسیایی نیست که با ایده‌های متفاوت خود وارد فوتبال ایران شود و رقابت تازه‌ای را روی نیمکت‌ها شکل دهد. این اتفاق شاید در نگاه اول یک خبر ساده درباره کادر فنی تیم‌ها باشد، اما در واقع می‌تواند یکی از مهم‌ترین نشانه‌های وضعیت امروز فوتبال ایران باشد؛ فوتبالی که از یک سو فرصت بیشتری برای مربیان داخلی ایجاد کرده و از سوی دیگر، عملاً درهای لیگ را به روی بخشی از دانش و تجربه خارجی بسته است.

حالا دیگر بهانه‌ای برای مربیان ایرانی وجود ندارد

سال‌ها یکی از مهم‌ترین گلایه‌های مربیان ایرانی این بود که باشگاه‌ها در بسیاری از مواقع به مربی خارجی اعتماد بیشتری دارند. حتی در شرایطی که یک مربی داخلی کارنامه قابل قبولی داشت، باز هم مدیران باشگاه‌ها تصور می‌کردند حضور یک مربی خارجی می‌تواند برای تیم آنها اعتبار بیشتری ایجاد کند.

حالا اما شرایط کاملاً متفاوت است.

در لیگ بیست‌وششم، مربیان ایرانی تقریباً تمام ویترین فوتبال باشگاهی کشور را در اختیار گرفته‌اند. این یعنی فرصتی که شاید بسیاری از آنها سال‌ها انتظارش را می‌کشیدند.

اما این فرصت، یک روی دیگر هم دارد.

وقتی تمام نیمکت‌ها در اختیار مربیان داخلی است، دیگر نمی‌توان ناکامی‌ها را به اختلاف فرهنگی، مشکلات ارتباطی، سازگاری مربی خارجی با فوتبال ایران یا شرایط خاص کشور نسبت داد. عملکرد مربیان ایرانی مستقیماً زیر ذره‌بین قرار خواهد گرفت و هر نتیجه‌ای، بیش از گذشته به نام آنها نوشته خواهد شد.

به زبان ساده‌تر؛ این فصل می‌تواند فصل اثبات مربی ایرانی باشد.

فوتبال ایران از مربی خارجی چه می‌خواست؟

نباید فراموش کرد که حضور مربیان خارجی در لیگ برتر همیشه به معنای موفقیت نبوده است. در فوتبال ایران نمونه‌های زیادی از مربیان خارجی وجود دارند که با قراردادهای سنگین وارد شدند اما دستاورد قابل توجهی نداشتند و حتی در برخی موارد، پرونده‌های مالی و حقوقی آنها سال‌ها گریبان باشگاه‌ها را گرفت.

اما در نقطه مقابل، مربیانی هم بوده‌اند که صرفاً برای کسب نتیجه به ایران نیامدند؛ بلکه بخشی از دانش روز فوتبال را با خود وارد لیگ کردند.

تغییر نگاه به تمرین، استفاده از روش‌های جدید آنالیز، ساختار تاکتیکی، مدیریت رختکن و حتی نوع نگاه به بدنسازی و آماده‌سازی بازیکنان، بخشی از میراثی بود که مربیان خارجی موفق می‌توانستند وارد فوتبال ایران کنند. بنابراین حذف مربی خارجی، اگرچه می‌تواند مشکلات اقتصادی و مدیریتی باشگاه‌ها را کاهش دهد، اما نباید به معنای قطع ارتباط فوتبال ایران با دانش روز دنیا تعبیر شود. مسئله اصلی اینجاست: اگر قرار است مربی خارجی نباشد، چه کسی قرار است دانش جدید را وارد فوتبال ایران کند؟

فرصت تاریخی برای یک نسل تازه

شاید مهم‌ترین دستاورد این اتفاق، ایجاد فضای بیشتر برای نسل جدید مربیان ایرانی باشد. فوتبال ایران در سال‌های اخیر مربیان جوانی را معرفی کرده که بعضی از آنها توانسته‌اند در رده‌های پایه، لیگ‌های پایین‌تر یا حتی لیگ برتر، ایده‌های تازه‌ای ارائه کنند. اما مشکل همیشگی این نسل، نداشتن فرصت کافی برای کار در تیم‌های بزرگ بوده است.

لیگ بیست‌وششم می‌تواند این معادله را تغییر دهد. اگر مدیران باشگاه‌ها واقعاً به مربیان ایرانی اعتماد کنند و اجازه دهند آنها حداقل برای یک فصل یک پروژه فنی را پیش ببرند، شاید نتیجه آن چیزی فراتر از یک فصل لیگ برتر باشد؛ یعنی شکل‌گیری نسلی از مربیانی که بتوانند در سال‌های آینده فوتبال ایران را در سطح بالاتری هدایت کنند. اما این اتفاق یک شرط اساسی دارد: اعتماد نباید با بی‌حساب‌وکتاب بودن اشتباه گرفته شود. مربی ایرانی باید به دلیل توانایی فنی انتخاب شود، نه صرفاً به این دلیل که گزینه خارجی وجود ندارد.

خطر بزرگ؛ نیمکت‌هایی که با رابطه پر می‌شوند

دقیقاً همین‌جا بخش نگران‌کننده ماجرا آغاز می‌شود. اگر باشگاه‌ها به جای استفاده از معیارهای فنی، رزومه، دانش و عملکرد مربیان، صرفاً به ارتباطات، شهرت یا فشارهای بیرونی تکیه کنند، ایرانی شدن نیمکت‌ها هیچ دستاوردی برای فوتبال نخواهد داشت. در چنین شرایطی، ممکن است مربیانی فرصت حضور در لیگ برتر پیدا کنند که هنوز از نظر فنی برای چنین سطحی آماده نیستند.

این مسئله در نهایت به ضرر خود مربیان ایرانی تمام خواهد شد. چرا که اگر چند انتخاب اشتباه پشت سر هم رخ دهد، خیلی زود این گزاره در فوتبال ایران شکل می‌گیرد که «مربی ایرانی توان اداره تیم‌های بزرگ را ندارد». آن وقت تمام فرصتی که امروز در اختیار مربیان داخلی قرار گرفته، می‌تواند به ضد خودش تبدیل شود.

استقلال و پرسپولیس؛ امتحان اصلی

اما آزمون واقعی این فصل را باید در تیم‌های بزرگ جست‌وجو کرد. هدایت یک تیم لیگ برتری با هدایت استقلال یا پرسپولیس قابل مقایسه نیست. در این تیم‌ها نتیجه فقط نتیجه یک مسابقه نیست؛ هر تساوی می‌تواند بحران بسازد و هر شکست ممکن است موجی از اعتراض هواداران و رسانه‌ها را به راه بیندازد.

مربیان ایرانی این فصل در تیم‌های بزرگ، با یک فشار مضاعف مواجه خواهند بود. آنها از یک طرف باید نتیجه بگیرند و از طرف دیگر ثابت کنند که نبود مربی خارجی، به معنای پایین آمدن سقف فنی تیم‌های بزرگ نیست. حتی ممکن است هواداران، عملکرد آنها را با مربیان خارجی موفقی که در سال‌های گذشته روی نیمکت تیم‌های بزرگ نشسته‌اند مقایسه کنند. این همان جایی است که صبر مدیران اهمیت پیدا می‌کند. اگر قرار است پروژه مربی ایرانی جدی گرفته شود، نمی‌توان با دو یا سه نتیجه ضعیف همه چیز را برهم زد.

یک لیگ ایرانی؛ بدون نسخه خارجی

فصل بیست‌وششم می‌تواند یک آزمایش بزرگ برای فوتبال ایران باشد. برای اولین بار، تمام مربیان باید در یک زمین مشترک و بدون حضور رقیب خارجی توانایی‌های خود را نشان دهند. این شرایط می‌تواند باعث شود رقابت میان مربیان ایرانی جدی‌تر شود و حتی سبک‌های مختلف مربیگری داخلی بیشتر دیده شود.

اما فوتبال در دنیای امروز بدون ارتباط با جهان فوتبال پیشرفت نمی‌کند. اگر مربی خارجی روی نیمکت نیست، باشگاه‌ها باید راه دیگری برای ارتباط با دانش روز پیدا کنند؛ از حضور مربیان و آنالیزورهای خارجی در کادر فنی گرفته تا دوره‌های آموزشی، اردوهای خارجی، همکاری با باشگاه‌های معتبر و استفاده از تکنولوژی‌های جدید در آنالیز و تمرین.

نباید لیگ بدون مربی خارجی را با فوتبال بدون دانش خارجی اشتباه گرفت.

فرصت هست؛ اما تضمینی برای موفقیت نیست

ایرانی شدن کامل نیمکت‌های لیگ‌برتر نه ذاتاً یک اتفاق مثبت است و نه الزاماً یک فاجعه. این اتفاق زمانی به یک فرصت تاریخی تبدیل خواهد شد که مربیان شایسته انتخاب شوند، باشگاه‌ها برنامه داشته باشند و مدیران برای نتیجه گرفتن، پروژه‌های فنی را قربانی تصمیم‌های لحظه‌ای نکنند. در غیر این صورت، ممکن است در پایان فصل به جای آنکه از ظهور نسل تازه‌ای از مربیان ایرانی صحبت کنیم، دوباره همان بحث قدیمی باز شود؛ اینکه چرا فوتبال ایران از مربی خارجی فاصله گرفته و چرا کیفیت فنی لیگ کاهش پیدا کرده است.

حالا توپ در زمین مربیان ایرانی است. لیگ بیست‌وششم برای آنها فقط یک فصل معمولی نیست؛ شاید مهم‌ترین فرصت چند سال اخیر برای اثبات این ادعا باشد که فوتبال ایران می‌تواند روی نیمکت‌های خودش هم مربیان بزرگ بسازد. اما اگر این فرصت از دست برود، این بار دیگر نمی‌توان همه تقصیرها را گردن خارجی‌ها انداخت.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار