از استیل گنگ تا سکوت امروز؛ قصه تلخ مرد شماره 10 فوتبال ایران
گاهی بعضی آدمها آنقدر بزرگ میشوند که دیگر فقط یک فوتبالیست نیستند؛ تبدیل میشوند به بخشی از حافظه جمعی یک ملت.
علی دایی برای فوتبال ایران دقیقا همین است؛ مردی که سالها هرجا نام ایران در فوتبال آسیا و جهان مطرح میشد، تصویرش هم کنار آن دیده میشد. حالا اما انگار مدتی است صندلی او در مراسمهای بزرگ خالی مانده؛ صندلیای که عجیبتر از خالی بودنش، بیتفاوتی نسبت به خالی ماندنش است.
مراسم قرعهکشی نهایی رقابتهای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ عربستان، روز ۹ می (۱۹ اردیبهشت) در شهر درعیه برگزار خواهد شد تا مسیر تیمهای حاضر برای رسیدن به قهرمانی مشخص شود.
این رقابتها که نوزدهمین دوره جام ملتهای آسیا محسوب میشود، برای نخستینبار به میزبانی عربستان سعودی برگزار خواهد شد. مراسم قرعهکشی در کاخ تاریخی «سلوه» واقع در منطقه الطریف در حومه شمالغربی ریاض برگزار میشود؛ بنایی که از مهمترین نمادهای تاریخی این کشور به شمار میرود و در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسیده است.
کاخ سلوه که در سال ۱۷۶۶ میلادی به دستور امام عبدالعزیز بن محمد ساخته شد، برای چند دهه مرکز حکمرانی نخستین دولت سعودی بود. این مجموعه با وسعتی بیش از ۱۰ هزار متر مربع، بزرگترین بنای تاریخی در منطقه درعیه محسوب میشود و به سبک معماری نجدی با دیوارهای عظیم و تزئینات خاص ساخته شده است.
مراسم قرعهکشی از ساعت ۲۱ به وقت محلی آغاز میشود. در این دوره ۲۴ تیم حضور دارند که تاکنون تکلیف ۲۳ تیم مشخص شده و آخرین سهمیه بین دو تیم لبنان و یمن در دیداری که ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ برگزار میشود، تعیین خواهد شد.
قرعهکشی جام ملتهای آسیا برگزار میشود و از هر گوشه قاره، یک چهره نمادین دعوت شده؛ اسطورههایی که قرار است نماینده تاریخ فوتبال کشورشان باشند. اما نامی از ایران نیست. نه دایی، نه مهدویکیا، نه حتی کسی که بتواند یادآور بخشی از اعتبار فوتبال ایران در آسیا باشد.
و این فقط یک دعوتنامه نیست؛ مسئله، غیبت تدریجی ایران از قابهایی است که روزی در آن سهم داشت.
سالها هر وقت مراسم مهمی برگزار میشد، علی دایی آنجا بود؛ با همان کتوشلوار شیک، همان ابهت همیشگی و همان چهرهای که برای فوتبال آسیا و جهان آشنا بود، به قول خودمانیتر گنگی بود به چشم همه مردم ایران. از قرعهکشی جام جهانی تا مراسم فیفا، از توپ طلای فرانس فوتبال تا شبهای رسمی AFC. دایی فقط یک مهمان نبود؛ او بخشی از اعتبار فوتبال ایران بود.
حالا سه سال گذشته؛ سه سال از آخرین باری که او روی صحنهای جهانی ایستاد و جایزه بازی جوانمردانه فیفا را اهدا کرد. بعد از آن، انگار ناگهان همهچیز خاموش شد. نه تصویری، نه دعوتی، نه نمایندهای از فوتبال ایران.
اما واقعیت عجیبتر جای دیگری است؛
اینکه علی دایی را میشود از یک مراسم حذف کرد، اما نمیشود از ذهن فوتبال آسیا پاک کرد.
او هنوز همان مهاجمی است که سالها رکورد جهان را در اختیار داشت. همان نامی که نسلهای مختلف فوتبال آسیا با آن بزرگ شدند. اعتبار دایی از تابلوی یک خیابان یا دعوتنامه یک مراسم نیامده که با حذفشان از بین برود.
شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛
فوتبال ایران هنوز ستارهای در ابعاد علی دایی دارد، اما انگار بلد نیست با اسطورههایش کنار بیاید.
در روزگاری که خیلی از کشورها با گذشته فوتبالیشان برند میسازند، ایران هنوز با بزرگترین نامهایش مسئله دارد. انگار فراموش کرده که بعضی آدمها فقط متعلق به یک نسل یا یک دولت نیستند؛ آنها بخشی از هویت فوتبالاند.
و شاید به همین دلیل است که حتی وقتی هیچکس دعوتش نمیکند، باز هم نام علی دایی از همه بلندتر شنیده میشود.