از مدعی مدال المپیک تا تیم پانزدهم آسیا؛ شمشیربازی ایران قربانی مدیریت یا بیبرنامگی؟
قهرمانی آسیا برای شمشیربازی ایران فقط یک ناکامی نبود؛ سندی بود بر سقوط رشتهای که نهچندان دور یکی از امیدهای اصلی مدال در المپیک و بازیهای آسیایی به شمار میرفت. امروز اما تیمی که با کرهجنوبی برای قهرمانی آسیا رقابت میکرد، مقابل قزاقستان، هند و حتی سنگاپور حرفی برای گفتن ندارد. این دیگر افت فنی نیست؛ این نتیجه سالها مدیریت اشتباه، تصمیمهای متناقض و بیبرنامگی است.
شمشیربازی ایران در دهلی تقریباً در هیچ بخشی حرفی برای گفتن نداشت. نه مدالی، نه فینالی، نه حتی حضور جدی در جمع مدعیان.
سابر مردان که سالها ویترین شمشیربازی ایران بود، بدون حتی یک مدال به کارش پایان داد. تیمی که تا همین المپیک پاریس یکی از امیدهای مدال بود، حالا حتی نتوانست از قزاقستان عبور کند و در نهایت به رتبه نهم آسیا رسید؛ رتبهای که برای این تیم چیزی کمتر از یک فاجعه نیست.
در سایر اسلحهها هم وضعیت تفاوتی نداشت. فلوره، اپه و سابر زنان یکی پس از دیگری حذف شدند؛ بدون اینکه حتی بوی مدال به مشامشان برسد. اپه تیمی هم با شکست مقابل قزاقستان، سنگاپور و هند، مسابقات را در جایگاه پانزدهم در میان نوزده تیم به پایان رساند؛ نتیجهای که تا چند سال قبل حتی تصورش هم برای شمشیربازی ایران غیرممکن بود.
مشکل فقط روی پیست نیست
سادهترین کار این است که همه تقصیرها را گردن شمشیربازان بیندازیم، اما واقعیت جای دیگری است.
این تیم ماههاست با سردرگمی فنی زندگی میکند. هنوز مشخص نیست فرمانده واقعی نیمکت تیم ملی چه کسی است. یک روز از حضور کریستین بائو به عنوان ناجی شمشیربازی صحبت میشود، روز دیگر محمد رهبری هدایت تیم را بر عهده دارد و در مهمترین مسابقه سال، خبری از بائو نیست.
رئیس فدراسیون بارها وعده داده بود که کریستین بائو در مسابقات قهرمانی آسیا کنار تیم خواهد بود، اما وقتی مسابقات آغاز شد، نه خبری از این مربی بود و نه توضیح شفافی درباره علت غیبتش. اگر قرار بود او کنار تیم نباشد، قرارداد با این مربی دقیقاً چه خروجیای برای شمشیربازی ایران داشته است؟ اگر قرار است فقط هزینه اردوهای ایتالیا و ترکیه پرداخت شود، اما در روز مسابقه خبری از مربی نباشد، این مدل مدیریت چه دستاوردی داشته است؟
وقتی نتیجه اهمیتی ندارد
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که به نظر میرسد نتایج، دیگر اهمیت سابق را ندارند. در سالهای اخیر، انتقادهای زیادی نسبت به حضور پررنگ اعضای خانواده رئیس فدراسیون در بدنه تیمهای ملی مطرح شده است. حالا با وجود این نتایج ضعیف، این سؤال جدیتر از همیشه مطرح میشود که اولویت فدراسیون دقیقاً چیست؟
وقتی خروجی مسابقات یکی پس از دیگری ناامیدکننده است، وقتی تیم ملی از جمع مدعیان آسیا خارج شده و وقتی جایگاه شمشیربازی ایران هر سال پایینتر میآید، طبیعی است که این شائبه در افکار عمومی شکل بگیرد که انگار برای مدیران، اعزامهای خارجی، اردوها و حضور نزدیکان در ترکیب تیمها، مهمتر از نتیجهگیری و بازگرداندن شمشیربازی به روزهای اوج است.
زنگ خطر برای آینده
تا بازیهای آسیایی ناگویا زمان زیادی باقی نمانده و پس از آن، مسیر المپیک لسآنجلس آغاز میشود. اما با تیمی که امروز حتی در آسیا هم مدعی نیست، چگونه میتوان از کسب مدال در بازیهای آسیایی یا حضور موفق در المپیک صحبت کرد؟
شمشیربازی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به پاسخ نیاز دارد؛ نه وعده، نه توجیه و نه مصاحبههای امیدوارکننده.
فدراسیون باید توضیح دهد برنامه فنی تیم ملی چیست، تکلیف سرمربی مشخص است یا نه، قرارداد کریستین بائو دقیقاً چه خروجیای داشته و مهمتر از همه، چه کسی مسئول این سقوط آزاد است؟