EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۶۰۳

سقوط در سایه خاله بازی؛ شمشیربازی ایران میان افت فنی و ابهام مدیریتی!

تیم ملی شمشیربازی ایران که زمانی یکی از شانس‌های قطعی مدال آوری در رقابت‌های آسیایی و جهانی به حساب می‌آمد، حالا درگیر سومدیریت مخرب و تصمیم‌گیری‌های عجیب و غریب شده و این روند به افت محسوس این رشته انجامیده است.

سقوط در سایه خاله بازی؛ شمشیربازی ایران میان افت فنی و ابهام مدیریتی!

چند سال پیش، تیم ملی اسلحه سابر ایران یکی از امیدهای جدی کسب مدال در رقابت‌های بزرگ بود؛ تیمی که حتی تا آستانه سکوی المپیک هم پیش رفت. اما حالا همان تیم، نه‌تنها از کورس مدعیان عقب افتاده، بلکه درگیر مجموعه‌ای از تصمیمات بحث‌برانگیز شده که بیش از هر چیز، به ساختار مدیریتی فدراسیون شمشیربازی ایران بازمی‌گردد؛ جایی که افت فنی با شائبه‌های جدی درباره «حلقه‌های بسته» و «روابط خانوادگی» گره خورده است.

آخرین نمونه این روند، عملکرد تیم ملی در رقابت‌های کاپ جهانی پادوا ایتالیا بود؛ جایی که ترکیب اعزامی شامل طاها کارگرپور، احمدرضا شهمیری، نیما آقایی و پارسا پورسلمان نتوانست دستاورد قابل‌توجهی ثبت کند.

این در حالی است که پیش از مسابقات، برای همین نفرات اردو و کمپ تمرینی در ایتالیا و زیر نظر مربیان مطرحی تدارک دیده شده بود. جایی که این چهار نفر عضو تیم ملی هنوز هم در حال تمرین بوده و به کشور بازنگشته‌اند. با این حال، خروجی نهایی تفاوتی با اعزام‌های قبلی نداشت: حضور پر هزینه و البته نتیجه حداقلی.

ترکیبی که تغییر نمی‌کند

با وجود تکرار ناکامی‌ها، نشانه‌ای از تغییر در ترکیب تیم ملی دیده نمی‌شود. اسامی اعزامی به مسابقات آینده، از جمله جام جهانی مصر، نشان می‌دهد همان بدنه قبلی همچنان حفظ شده است.

این در حالی است که در بسیاری از رشته‌های ورزشی، افت نتایج معمولاً به بازنگری در ترکیب و سیاست‌ها منجر می‌شود؛ اما در شمشیربازی ایران، روندی متفاوت دیده می‌شود: ثبات در ناکامی.

افت رنکینگ؛ نشانه‌ای روشن از افول

یکی از واضح‌ترین شاخص‌های این افت، جایگاه شمشیربازان ایرانی در رنکینگ جهانی است. در حالی‌که در سطح بین‌المللی، ورزشکاران باتجربه همچنان در جمع برترین‌ها حضور دارند(مانند آرون ژیلاگی از مجارستان یا بونگیل گو از کره‌جنوبی) و سن بالا مانعی برای رقابت نیست، در ایران شرایط متفاوت است.

برای مثال، علی پاکدامن با وجود سابقه درخشان، به دلیل کاهش اعزام‌ها، با افت رتبه مواجه شده و از چرخه مسابقات دور مانده است. در مقابل، محمد فتوحی با وجود حضور در رقابت‌های متعدد، نتوانسته به جایگاه قابل قبولی در رنکینگ جهانی برسد.

این در حالی است که پارسا پورسلمان(پسر رئیس فدراسیون) با رنکینگ 378 پای ثابت اعزام‌های اخیر این رشته بوده است.

Screenshot 2026-05-05 110931

Screenshot 2026-05-05 111001

1

این تناقض، پرسش مهمی را ایجاد می‌کند: معیار حضور در تیم ملی چیست؟ عملکرد یا عواملی دیگر؟

جوانگرایی یا انتخاب‌های گزینشی؟

فدراسیون در مقاطعی از «جوانگرایی» به‌عنوان دلیل تغییرات یاد کرده، اما ترکیب فعلی نشان می‌دهد این روند نه تدریجی بوده و نه هدفمند. بعد از المپیک پاریس، شمشیربازی ایران نتوانست بازیکن شاخصی در حد آسیا و جهان معرفی کند و عملا پروژه جوانگرایی با شکست مواجه شد. 

در حالی‌که برخی استعدادهای دیگر می‌توانستند در کنار باتجربه‌ها رشد کنند، عملاً از چرخه اعزام‌ها دور مانده‌اند. در مقابل، برخی چهره‌ها با وجود کارنامه نه‌چندان موفق، حضور ثابتی در تیم ملی دارند.

در کنار مسائل فنی، آنچه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، ساختار مدیریتی فدراسیون و نقش پررنگ روابط خانوادگی است. در دوره مدیریت علیرضا پورسلمان، حضور برخی نزدیکان در بخش‌های مختلف فدراسیون و تیم‌های ملی، بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.

از حضور بستگان رئیس فدراسیون در کادر فنی گرفته(مسعود فتوحی) تا نقش‌آفرینی آن‌ها در ساختار مدیریتی(علی‌محمد عزیزی)، مجموعه‌ای شکل گرفته که از نگاه منتقدان، بیش از آنکه مبتنی بر شایستگی باشد، بر پایه ارتباطات است. این مسئله زمانی حساس‌تر می‌شود که پای تیم ملی به‌عنوان ویترین اصلی یک رشته در میان باشد.

در میان نفرات حاضر در تیم ملی، نام پارسا پورسلمان، پسر رئیس فدراسیون بیش از دیگران جلب توجه می‌کند؛ ورزشکاری که با وجود حضور در رقابت‌های متعدد، هنوز نتوانسته دستاورد قابل‌توجهی ثبت کند، اما همچنان در ترکیب اعزامی حضور دارد.

یک خویشاوند دیگر

یکی از کسانی که سال‌هاست در این رشته فعالیت می‌کند اما هیچ گاه نتوانسته خود را به استانداردهای جهانی نزدیک کند محمد فتوحی است. فتوحی تنها نماینده ایران در مسابقت گرندپری اینچئون بود که با حذف از جدول 64 نفره و با اخذ رتبه هشتادم، به کار خود در این مسابقات پایان داد. فتوحی که در رنکینگ جدید رتبه 131 را به خود اختصاص داده، در سا‌ل‌های اخیر مرتباً به مسابقات اعزام شده و یکی از اعضای اصلی تیم ملی به شمار می‌رود. او نیز مانند مثال‌های دیگر، رابطه خویشاوندی نزدیکی با علیرضا پورسلمان، رئیس فدراسیون شمشیربازی دارد. 

تداوم این روند، در حالی‌که برخی چهره‌های دیگر با عملکرد بهتر از چرخه خارج شده‌اند، شائبه‌ها درباره نحوه انتخاب نفرات را تقویت کرده است.

حذف تدریجی ستاره‌ها

پس از المپیک پاریس، تغییرات گسترده‌ای در تیم ملی رخ داد؛ خداحافظی برخی چهره‌های کلیدی و کنار گذاشتن تدریجی ستاره‌ها، بدون آنکه جایگزین‌های آماده‌ای برای آن‌ها تربیت شده باشد. این تصمیمات، بدون برنامه‌ریزی بلندمدت، باعث شد تیم ملی از ترکیب متوازن تجربه و جوانی فاصله بگیرد و وارد دوره‌ای از ناپایداری شود. 

اما فدراسیون شمشیربازی این روزها تصمیم گرفته تا به جای پاسخگویی و بازنگری در روند اخذ تصمیمات، دست به حمله رسانه‌ای به کاپیتان تیم ملی بزند و  با مصاحبه‌های تند علیه علی پاکدامن، سومدیریتی که در این بازه اتفاق افتاده را توجیه و افکار عمومی را به سمت سفر این بازیکن به آمریکا منحرف کند. سفری که با هماهنگی فدراسیون انجام شده و آوش پیش از این، بلیت بازگشت این بازیکن از آمریکا را نیز منتشر کرده است. البته دبیر فدراسیون در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاری ها مدعی شد که پاکدامن اجازه خروج از امریکا را نداشته و به همین علت فرصت حضور در مسابقات را پیدا نکرده است.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رود وزارت ورزش و جوانان ایران و کمیته ملی المپیک ایران نقش فعال‌تری در نظارت بر عملکرد فدراسیون‌ها ایفا کنند. با این حال، تداوم وضعیت فعلی نشان می‌دهد این نظارت یا کافی نبوده یا به نتایج عملی منجر نشده است.

شمشیربازی ایران امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ از یک‌سو، افت محسوس در نتایج و رنکینگ جهانی و از سوی دیگر، ابهام در تصمیم‌گیری‌ها و ساختار مدیریتی. ادامه این روند، می‌تواند فاصله این رشته با سطح اول جهان را بیشتر کند.

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: آیا زمان بازنگری فرا نرسیده است؟

 

ارسال نظر

آخرین اخبار