رکابزدن در جا؛ چهار سال بیبرنامگی دوچرخهسواری ایران را به ته جدول آسیا رساند
دوچرخهسواری با آن همه ماده مسابقه، از پرمدالترین رشتههای بازیهای آسیایی است. ایران در ناگویا با دو نماینده، آرش میرباقری و ماندانا دهقان، رفت و بهترین نتیجهاش هشتم شد. این یک شکست ساده نیست. حاصل چهار سال بیبرنامگی است.
از چهارمی هانگژو تا هشتمی ناگویا
در هانگژو ایران دو چهارمی در بخش مردان و یک برنز در بخش زنان گرفت. هر مسئول جدیای با این سرمایه برنامه میچید تا چهارمیها را به مدال برساند. در ناگویا اما نتیجهای که باید ارتقا پیدا میکرد، به هشتمی سقوط کرد و فاصله با سکو بیشتر شد. حضور با حداقل نفرات در دو دوره پیاپی هم نشان میدهد خود فدراسیون به مدالآوری این رشته امید چندانی نداشته است.
چهار سال، فقط دورههای درآمدزا
رسول اسدی از هانگژو تا ناگویا چهار سال وقت داشت. فعالیت اصلی فدراسیون در این مدت برگزاری دورههای مربیگری و داوری بود؛ دورههایی که بیشتر جنبه درآمدزایی داشتند. چنین فدراسیونی نتیجهای جز آنچه در ناگویا دیدیم نمیگیرد. مربی آنلاین خارجی و تور ترکیه هم، که تنها اقدامهای مرتبط با قهرمانی بودند، هیچ تغییر محسوسی در نتایج ایجاد نکردند.
ساختار تیمهای ملی دستنخورده ماند
در این چهار سال هیچ تغییری در سازمان تیمهای ملی رخ نداد. به باور خیلی از کارشناسان این رشته، رئیس فدراسیون راه را فقط بر پایه رفاقت و تعارف و با همان سیستم قبلی ادامه داده است. وقتی ساختار فنی عوض نشود، نباید از نتیجهای متفاوت تعجب کرد.
مرکز سنجش؛ از معضل تا فاز جدید بحران
از وقتی انتخاب ورزشکاران به عهده مرکز سنجش واگذار شده، معضلات دوچرخهسواران وارد فاز جدیدی شده است. رئیس فدراسیون این مسئولیت را به کسی سپرده که بارها امتحان پس داده و کارایی لازم را نشان نداده. تکرار یک انتخاب شکستخورده با امید به نتیجهای تازه، مدیریت نیست؛ لجبازی است.
انتخاب سلیقهای، مسابقات بیکیفیت
حلقه دیگر ماجرا، نگاه سلیقهای در انتخاب نفرات اعزامی است. اعزام ماندانا دهقان با توجه به سن و نتایجش هنوز بیپاسخ مانده است. اگر این فرصت به رکابزنی جوانتر میرسید، حتی با ناکامی، تجربه حضور در بازیهای آسیایی سرمایهای برای آینده بود. در کنارش، مسابقات داخلی با کیفیت پایین برگزار میشود و با رقابتهایی از این دست نمیتوان انتظار داشت رکابزنی به سطح قهرمانی آسیا برسد.
گزارشهایی برای پوشاندن واقعیت
سرانجام، فدراسیون چند گزارش به وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک ارائه میکند که به باور کارشناسان این رشته خلاف واقع است. حاصل همه اینها نتیجهای است که در ناگویا دیدیم، و هیچ. اما راه چیست؟ دوچرخهسواری ایران به برنامهای جدی و بلندمدت نیاز دارد: جذب مربی توانمند اروپایی برای بازسازی ساختار فنی، اعزام مستمر ورزشکاران به مسابقات معتبر اروپایی و انتخاب نفرات بر اساس شایستگی، نه سلیقه. در غیر این صورت باید منتظر ادامه ناکامی بود؛ از دست رفتن مدالهای آسیایی تا دشواری کسب سهمیه المپیک.
مدالهای پاراآسیایی را به نام فدراسیون ننویسید
مبادا کسی دو مدال نقره و برنز بهروز فرزاد، رضا رشنو و محمد دلیر در پاراآسیایی ناگویا را به حساب موفقیت فدراسیون بگذارد. اگر این سه ورزشکار به مدال رسیدند، نتیجه پیگیریها و تلاش خودشان بود، نه برنامهریزی فدراسیون. به گفته آگاهان، فدراسیون در طول سال به سختی حمایت از این ورزشکاران را گردن میگرفت. مدالی که ورزشکار با دست خالی و با پیگیری شخصی میگیرد، نمیتواند سند موفقیت مدیریتی باشد که برای پیشرفت رشته کاری نکرده است. بعید نیست در گزارشهای رسمی همین مدالها پوششی برای ناکامیهای ناگویا شوند.