EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۰۶۴۵
ضرورت اقدام قاطع در برابر تخریب‌های آمریکا و اسرائیل

میراث کشور در آتش/ ادامه تخریب آثار تاریخی و باستانی ایران در سایه جنگ و تجاوز نظامی

تحریریه آوش/ بر اساس آخرین آماری که سازمان میراث فرهنگی ارائه کرده بر اثر حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران، 114 مورد از آثار تاریخی ایران آسیب دیده است. این درحالی است که از اوایل جنگ سپرآبی روی سقف برخی از این آثار نصب شده بود.

میراث کشور در آتش/ ادامه تخریب آثار تاریخی و باستانی ایران در سایه جنگ و تجاوز نظامی

در حالی که طبق آخرین آمارهای رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تا دوم فروردین‌ماه ۱۴۰۵، شمار آثار باستانی و فرهنگی آسیب‌دیده بر اثر حملات هوایی به ۱۱۴ مورد رسیده است، نصب نمادین نشان سپر آبی بر سردر بناهای تاریخی تهران و اصفهان نتوانست مانع از موج انفجارهایی شود که اکنون قلب تپنده تاریخ ایران را نشانه رفته‌اند. این تراژدی ملی در حالی رقم می‌خورد که میراث فرهنگی ایران نه تنها از سوی تسلیحات نظامی خارجی، بلکه بر اثر دهه‌ها بی‌توجهی و تعرض‌های ساختاری داخلی، در ضعیف‌ترین وضعیت حفاظتی خود طی قرن اخیر قرار دارد. بیانیه شماره ۴ وزارت میراث فرهنگی که در روزهای آغازین سال نو منتشر شد، پرده از ابعاد هولناک تخریب‌هایی برداشت که پیش از این تنها در حد گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مطرح بود.

ت3

آماری که از فاجعه حکایت دارد

بر اساس آخرین گزارش‌های کارشناسی، گستره جغرافیایی خسارات اکنون فراتر از پایتخت رفته و استان‌های متعددی از جمله کردستان، لرستان، اصفهان و خوزستان را در بر گرفته است. تهران با ۶۰ مورد آسیب، در صدر فهرست قرار دارد؛ شهری که در آن بناهای شاخصی همچون ساختمان دانشگاه جنگ با قدمت پهلوی، حدود ۷۰ درصد تخریب شده و بخش‌هایی از فرودگاه تاریخی مهرآباد و ساختمان سابق مجلس یا همان سنا هم در پی موج انفجارها با ریزش سقف و آسیب‌های سازه‌ای جدی مواجه شده‌اند. در اصفهان که به عنوان شهر گنبدهای فیروزه‌ای شناخته می‌شود، ۲۰ اثر تاریخی از جمله کاخ جهانی چهل‌ستون تحت تاثیر لرزه‌های ناشی از حملات قرار گرفته‌اند. در کردستان نیز ۱۲ بنای ارزشمند آسیب دیده‌اند که این موضوع نشان‌دهنده توزیع وسیع حملات در نقاط راهبردی و مجاورت آن‌ها با بافت‌های تاریخی است. نکته تکان‌دهنده در این بیانیه، آسیب به ۴۸ موزه و ۶ بافت تاریخی منسجم در شهرهایی چون سنندج، کرمانشاه، قم و خوانسار است که به معنای زخم بر پیکره هویت جمعی و حافظه تصویری ملت ایران است. همچنین استان‌های لرستان، بوشهر، البرز، آذربایجان شرقی و غربی، مازندران، سیستان و بلوچستان، گیلان، ایلام و فارس هم هر یک با مواردی از خسارات در این فهرست قرار گرفته‌اند که نشان‌دهنده ابعاد ملی این فاجعه است.

سپر آبی

سپر آبی؛ نوشدارویی که ظاهرا اثر نکرد

یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در جریان جنگ اخیر، موضوع عضویت ایران در سازمان بین‌المللی سپر آبی و کارکرد این نهاد در زمان بحران بود. سپر آبی که به عنوان معادل فرهنگی صلیب سرخ شناخته می‌شود، وظیفه دارد با نصب علائم بین‌المللی بر روی بناهای غیرنظامی و فرهنگی، آن‌ها را از دایره اهداف نظامی خارج کند. پس از فاجعه تخریب بخشی از کاخ گلستان در ۱۱ اسفندماه، مقامات مسئول در اقدامی شتاب‌زده و در هفته اول درگیری‌ها، اقدام به نصب نشان سپر آبی بر روی بناهای شاخص کردند و از یونسکو خواستند محوطه‌های ثبت جهانی ایران را تحت حفاظت تقویت ‌شده قرار دهد. اما واقعیت نشان داد که این اقدام تنها یک حرکت نمادین و دیرهنگام بود که برخی فعالان میراث فرهنگی آن را نوشدارو پس از مرگ سهراب توصیف کردند. کارشناسان بر این باورند که وقتی مختصات جغرافیایی سایت‌ها پیش‌تر در پروتکل‌های نظامی تعریف نشده باشد، نصب یک تابلو در میان دود و آتش حملات هوایی نمی‌تواند مانع از اصابت موشک‌ها یا تاثیر موج انفجار شود. در واقع، نصب این نشان‌ها زمانی که جنگ به اوج خود رسیده، بیشتر به یک استغاثه دیپلماتیک شباهت داشت تا یک استراتژی دفاعی کارآمد.

حقوق بین‌الملل و پارادوکس مصونیت آثار تاریخی

طبق کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه که ایران نیز از امضاکنندگان آن است، کشورهای درگیر در جنگ موظف‌اند از هدف قرار دادن آثاری که دارای ارزش فرهنگی و تاریخی برای بشریت هستند، خودداری کنند.

یونسکو در بیانیه‌های اخیر خود اعلام کرد که مختصات دقیق سایت‌های ثبت‌جهانی ایران را در اختیار طرف‌های درگیر قرار داده است، اما تخریب بناهایی چون ساختمان برق میدان شهدا و آسیب جدی به موزه صنعت برق ایران نشان می‌دهد که در معادلات قدرت و جنگ‌های نوین، میراث فرهنگی اغلب به عنوان خسارت جانبی نگریسته می‌شود. از نظر حقوقی، تخریب عمدی یا حتی سهل ‌انگارانه میراث فرهنگی می‌تواند در زمره جنایات جنگی طبقه ‌بندی شود، اما مشکل اساسی در نبود ابزارهای اجرایی برای بازدارندگی است. سازمان بین‌المللی سپر آبی همواره هشدار داده است که نابودی آثار تاریخی، فرآیندی برگشت ‌ناپذیر است که هویت و حافظه مشترک تمدن‌ها را از میان می‌برد. زمانی که ساختمانی مانند سردر منصوب به دفتر امیرکبیر یا ساختمان‌های کلانتری بهارستان و بازار به‌‌طور کامل فرو می‌ریزند، بخشی از سند زنده تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران برای همیشه از بین می‌رود که با هیچ بودجه و مرمتی قابل بازیابی به شکل اصیل خود نخواهد بود.

تاریخی 4

میراث در میان دو لبه قیچی

بخش دردناک‌تر ماجرا اینجاست که بیانیه وزارت میراث فرهنگی در حالی این حملات را نقض آشکار حقوق بین‌الملل می‌خواند که کارنامه داخلی در حفاظت از همین بناها طی ۴۷ سال گذشته مورد نقد جدی است. فعالان میراث فرهنگی به درستی اشاره می‌کنند که میراث ایران سال‌هاست تحت حملات خاموش بی‌توجهی و تعرض‌های ساخت‌وساز قرار دارد. هنوز خاطره تلخ گودبرداری پروژه مروی‌سنتر در حریم درجه یک کاخ گلستان که در آذرماه گذشته جنجال‌آفرین شد، از یادها نرفته است. پروژه‌ای که حریم منظری و سازه‌ای تنها اثر ثبت‌جهانی تهران را به خطر انداخت و تنها با فشارهای بی‌امان افکار عمومی و ورود وزیر میراث فرهنگی به‌طور موقت متوقف شد. تخریب خانه امین‌لشکر در محله پامنار و تعرض به حریم تئاتر شهر و برج آزادی، همگی نشان‌دهنده این واقعیت هستند که پیش از رسیدن شعله‌های جنگ به این آثار، لرزه‌های ناشی از مدیریت ناکارآمد بر اندام آن‌ها افتاده بود. عدم تدوین فهرست قرمز آثار تاریخی تا پیش از وقوع بحران، گواهی بر این مدعاست که آمادگی لازم برای مواجهه با شرایط اضطراری در نهادهای متولی وجود نداشته است.

عمق فاجعه از برج آزادی تا کاخ‌های پهلوی

گزارش‌ها حاکی از آن است که حتی بناهایی که به طور مستقیم هدف قرار نگرفته‌اند، به دلیل لرزه‌های شدید ناشی از انفجار در مجاورتشان، دچار ترک‌های عمیق سازه‌ای شده‌اند. موزه آبگینه، کاخ مرمر، سینما شکوفه و حتی عمارت‌های تاریخی مانند کاخ‌های متعلق به خانواده پهلوی که اکنون کاربری‌های اداری و نهادی دارند، همگی در لیست سیاه آسیب قرار گرفته‌اند. ساختمان دادگستری تهران، مسجد و مدرسه عالی شهید مطهری و حتی زندان تاریخی قصر نیز از این آسیب‌ها مصون نمانده‌اند. این تخریب‌ها تنها از دست دادن سنگ و آجر نیست؛ بلکه گسست در پیوستگی فرهنگی یک ملت است. وقتی ساختمانی با قدمت پهلوی در دانشگاه جنگ یا فرودگاه مهرآباد تخریب می‌شود، در واقع بخشی از معماری مدرن و هویت شهری تهران از بین رفته است. این بناها که در فهرست میراث ملی ثبت شده بودند، نمادهای گذار ایران به دوران مدرن محسوب می‌شدند.

ت1

ضرورتی برای اقدام قاطع بین‌المللی

اکنون که شمار آثار آسیب ‌دیده به ۱۱۴ مورد رسیده و احتمال افزایش این آمار با دسترسی به مناطق محدود شده وجود دارد، تقاضای وزارت میراث فرهنگی برای نقش بازدارنده‌تر یونسکو باید با یک دیپلماسی فعال فرهنگی همراه شود. میراث فرهنگی ایران متعلق به جغرافیای سیاسی فعلی نیست؛ این آثار بخشی از میراث بشری هستند که در کنوانسیون‌های جهانی بر حفاظت از آن‌ها تاکید شده است. تجربه هفته‌های اخیر نشان داد که نشان سپر آبی بدون پشتوانه حقوقی محکم و بدون عضویت رسمی در شبکه‌های نظارتی بین‌المللی، نمی‌تواند معجزه کند. برای نجات آنچه باقی مانده است، نه تنها باید به دنبال توقف حملات نظامی بود، بلکه باید در سیاست‌های داخلی نیز بازنگری اساسی صورت گیرد تا میراث فرهنگی دیگر به عنوان یک موضوع دست چندم در ذیل پروژه‌های عمرانی یا درگیری‌های سیاسی تعریف نشود. ویرانی‌های امروز، تنها با سیمان و آهن جبران نمی‌شوند؛ این زخم‌ها بر روح تمدنی ایران باقی خواهند ماند.

ارسال نظر

آخرین اخبار