EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۸۹۵۷

هرمز؛ برگ برنده تهران، کابوس واشنگتن

بامداد روز دوشنبه ۲۲ تیر، موج تازه‌ای از تنش‌های نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات‌متحده امریکا از سر گرفته شد

هرمز؛ برگ برنده تهران، کابوس واشنگتن
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

بامداد روز دوشنبه ۲۲ تیر، موج تازه‌ای از تنش‌های نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات‌متحده امریکا از سر گرفته شد؛ موجی که در امتداد چندین دور تبادل آتش در روزهای اخیر، ابعاد رویارویی دوطرف را از سطح صرفا میدانی فراتر برده و به حوزه‌های راهبردی و حقوقی نیز تسری داده است. در همین چارچوب، حملات هوایی امریکا چندین نقطه استان خوزستان و آبادان و برخی مناطق جنوبی کشور را هدف قرار داد و در پی یکی از این حملات به جزیره فارور در بندر لنگه، یکی از مدیران مخابرات هرمزگان و 2 نفر در آبادان به شهادت رسیدند؛ همزمان گزارش‌هایی از اصابت پرتابه به جزیره ابوموسی منتشر شد و در مقابل، هرگونه آسیب به نیروگاه اتمی بوشهر و انتشار مواد رادیواکتیو در این سایت ازسوی مقامات رسمی کشورمان قاطعانه تکذیب شد. در واکنش به این دور تازه از حملات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد موج دوم عملیات خود علیه پایگاه‌ها و زیرساخت‌های نظامی امریکا در اردن، بحرین و کویت را اجرا کرده و مجموعه‌ای از مراکز تعمیر و نگهداری تجهیزات، آشیانه‌های هواپیماهای تخصصی و مراکز فرماندهی و کنترل پهپادی و موشکی را هدف قرار داده است، در ادامه ایران از دور جدیدی از حملات پهپادی به محل استقرار نیروهای امریکایی، سامانه‌های پدافندی و موشکی و مراکز پشتیبانی این کشور در کویت خبر داد که بنا بر گزارش برخی خبرگزاری‌ها با وارد آمدن خساراتی همراه بوده است. ارتش کویت نیز اندکی بعد از هدف قرار گرفتن چند مرکز مرزی و حمله به یک سکوی حفاری دریایی در آب‌های سرزمینی خود خبر داد و در همین راستا قطر با صدور هشدار نسبت به مخاطرات امنیتی، از مالکان شناورها خواست تا اطلاع ثانوی فعالیت‌های دریایی خود را به‌ طور موقت متوقف کنند. همزمان وزارت خارجه عمان مدعی شد در پی هدف قرار گرفتن مناطقی در استان‌های مسندم و الوسطی، سفیر ایران را احضار کرده است؛ اقدامی که بازتاب نگرانی فزاینده برخی کشورهای منطقه نسبت به گسترش دامنه درگیری و تبعات آن برای امنیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز به ‌شمار می‌رود. در این میان، اختلاف روایت‌ها درباره وضعیت تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی منازعه تبدیل شده است.

این در حالی است که اسماعیل بقایی، ضمن اشاره به اینکه تفاهم اسلام‌آباد به واسطه نقض اصل تعهد در برابر تعهد توسط امریکا وارد بحران شده، خاطرنشان کرد: تفسیر در برابر نص جایز نیست، اصل عقلانی است، متن صریح است. ما به دلیل بدگمانی به حقی که به امریکا داشتیم، تلاش کردیم این متن چنان دقیق باشد که جای هیچ تفسیر به رای نگذارد. این درحالی است که ساعاتی بعد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری امریکا در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، همانند روزهای گذشته به گزافه‌گویی علیه ایران ادامه داد و ادعا کرد: ما تنگه را در دست می‌گیریم. ایالات‌متحده برای کنترل این آبراه پول دریافت خواهد کرد. همزمان سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیا اعلام کرد: نمی‌گذاریم امریکا در تنگه هرمز دخالت کند. ایران با هرگونه ایجاد اختلال یا ناامنی در عبور و مرور کشتی‌های تجاری و نفتکش از سوی ارتش امریکا، خارج از مسیرهای تعیین‌شده ایران و بدون مجوز نیروهای مسلح، با قاطعیت برخورد خواهد کرد.

دقایقی پس از تاکید مجدد ایران بر بسته بودن این آبراه و اعلام ترتیبات جدید برای عبور کشتی‌ها، فرماندهی مرکزی ارتش امریکا (سنتکام) با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد که تنگه هرمز برای تمامی شناورهایی که به‌ طور قانونی از این آبراه بین‌المللی عبور می‌کنند باز است و نیروهای امریکایی «مستقر و آماده‌اند تا تضمین کنند آزادی تردد دریایی، علی‌رغم خصومت‌های غیرموجه، تهدیدها و اعلامیه‌های خودسرانه، برقرار بماند.» پیش‌تر نهادی که ایران برای اداره عبور و مرور در تنگه هرمز معرفی کرده بود اعلام کرده بود که این آبراه فعلا بسته است. همچنین کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به حملات تازه امریکا که دور دیگری از آن در بامداد دوشنبه به وقت محلی خلیج‌فارس رخ داد، با استناد به مصوبات شورای عالی امنیت ملی تاکید کرده است که نیروهای مسلح ایران موظف‌اند به هرگونه حمله نظامی پاسخ دهند و هیچ اقدام خصمانه‌ای علیه کشور نباید بدون پاسخ بماند. او در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، در تداوم راهبرد «مقابله کوبنده با هر تجاوز نظامی»، ضمن تاکید بر ضرورت اقدام بازدارنده، خواستار آن شده که مجلس شورای اسلامی مقرره مشخصی را به تصویب برساند که براساس آن، پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده نظام درقبال هرگونه سوءقصد احتمالی علیه رهبر معظم انقلاب اسلامی و مقامات لشکری و کشوری، از پیش تعریف و تضمین شده باشد؛ مطالبه‌ای که نشان می‌دهد منطق تصمیم‌گیری در تهران در این مرحله، بیش از پیش به سمت نهادینه‌سازی پاسخ‌های سخت در برابر تهدیدات بالفعل و بالقوه حرکت می‌کند.

امیرعلی ابوالفتح: ایالات‌متحده با تشدید بحران در تنگه هرمز مسیر تفاهم و توافق احتمالی را دشوارتر کرد

 در بستری از تنش‌های چندلایه نظامی، حقوقی و دیپلماتیک، روزنامه اعتماد در گفت‌وگویی با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا و روابط بین‌الملل، کوشیده است ابعاد این رویارویی جدید، جایگاه تنگه هرمز در معادلات جاری و پیامدهای احتمالی تداوم یا تشدید این وضعیت برای آینده روابط ایران و امریکا و نیز امنیت منطقه خلیج‌فارس را مورد واکاوی قرار دهد.

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا و روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره ارزیابی سفر عباس عراقچی به مسقط در شرایطی که تنش‌ها در تنگه هرمز افزایش یافته و رسانه‌ها تفاسیر متفاوتی از نتایج این سفر ارائه می‌کنند، توضیح داد: آنچه امروز اهمیت دارد، نفس ازسرگیری درگیری در تنگه هرمز و خلیج‌فارس است. به گفته این کارشناس ارشد امریکا، واقعیت میدانی نشان می‌دهد سفری که وزیر خارجه ایران به عمان داشته، نتوانسته نتیجه‌ای را که باید -یعنی جلوگیری از آغاز دوباره جنگ و درگیری- رقم بزند؛ از امروز تا ساعات شب، حملات شروع شده، امریکا دوباره به ایران حمله کرده، اهدافی را زده، ایران هم اهدافی را هدف قرار داده و هرمز بار دیگر بسته شده است که به‌ روشنی نشان می‌دهد رایزنی‌ها، ازجمله آنچه در عمان انجام گرفته، به نتیجه لازم نرسیده است.

این کارشناس در ادامه، در توضیح وضعیت تفاهم اسلام‌آباد و امکان کاهش تنش، یادآور می‌شود: تفاهم اسلام‌آباد اساسا به‌ طور کامل اجرا نشده است. به گفته ابوالفتح، ایران می‌گوید بخش‌های زیادی از این تفاهم ازسوی امریکا نقض شده است؛ در بند نخست، توقف جنگ در تمام جبهه‌ها، ازجمله لبنان، قید شده بود، اما این اتفاق نیفتاده و امروز هم شاهد آن هستیم که امریکایی‌ها به ایران حمله کرده‌اند، ایران به پایگاه‌های امریکا پاسخ داده و هرمز دوباره بسته شده است؛ بنابراین این تفاهم حتی در مرحله اولیه نیز کمکی به توقف درگیری و رسیدن به یک چارچوب پایدار نکرده است، چه برسد به آنکه بخواهد به توافق نهایی بر سر همه موضوعات مناقشه‌آمیز منجر شود.

امیرعلی ابوالفتح در بخش دیگری از گفت‌وگو، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اینکه جمهوری اسلامی ایران تا چه زمانی قادر خواهد بود از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار و ابزار راهبردی خود استفاده کند، توضیح داد: این مساله قبل از هر چیز به توان ایران بستگی دارد؛ هم توان نظامی و هم تاب‌آوری اقتصادی. او می‌گوید: تا این لحظه، پاسخ نظامیان ایران نشان داده است که با وجود حملات امریکا، قادرند اقدامات نظامی خود را استمرار ببخشند تا زمان انجام این گفت‌وگو، ایران هم به حملات امریکا پاسخ داده و هم توانسته با بسته نگه داشتن تنگه هرمز از آن پاسداری کند و این هدف را محقق سازد، اما اینکه این وضعیت تا چه زمانی قابل ادامه باشد، به ‌طور دقیق قابل پیش‌بینی نیست و به تداوم توان و شرایط داخلی ایران وابسته است.

این کارشناس ارشد مسائل امریکا در پاسخ به پرسش دیگری درباره اینکه تداوم بسته‌ماندن هرمز و استفاده ایران از این شاهراه به عنوان اهرم فشار آیا می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه ایران شود، تاکید کرد: ائتلاف علیه ایران موضوع تازه‌ای نیست. او در ادامه توضیح داد که امریکا، ناتو و شماری از کشورهای غربی سال‌هاست در مواضع خود علیه ایران هماهنگ عمل می‌کنند و در سطح منطقه نیز بسیاری از کشورهای خلیج‌فارس، رویکردی خصمانه نسبت به ایران داشته‌اند؛ این رویکردها با تحولات فعلی شاید تقویت شود، اما نمی‌توان آن را به‌مثابه شکل‌گیری ناگهانی یک «ائتلاف جدید» دانست، چراکه زیرساخت‌های سیاسی و امنیتی این هم‌پیمانی‌ها از پیش وجود داشته است. ابوالفتح در ادامه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره سناریوهای پیش‌رو در صورت تداوم بحران و اینکه آیا کشورهای میانجی مانند قطر و پاکستان قادرند راهی برای خروج از بن‌بست بیابند، تصریح می‌کند: هیچ‌یک از این کشورها توان آن را ندارند که خودشان راه‌حلی مستقل طراحی و تحمیل کنند. از نظر او، قطر و پاکستان و حتی سازمان ملل، گروه 1+5، روسیه و سایر بازیگران، نقش میانجی دارند؛ یعنی پیام‌ها را منتقل می‌کنند، میزبانی می‌کنند، رایزنی انجام می‌دهند و گفت‌وگوها را تسهیل می‌کنند، اما طرح و راه‌حلی که بتواند به این مناقشه پایان دهد، دراختیار آنان نیست. ابوالفتح تاکید دارد: اراده دوطرف اصلی مناقشه، یعنی ایران و امریکا، تعیین‌کننده است؛ بدین معنا که بدون تصمیم و اراده این دوطرف، هیچ میانجی‌ای قادر نخواهد بود راه‌حل واقعی و پایدار ارائه کند.

امیرعلی ابوالفتح در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اهداف واقعی حملات ایالات‌متحده به جنوب ایران و اینکه این حملات را باید اهرم فشار برای تهران دانست یا بخشی از استراتژی احتمالی امریکا برای اشغال مناطق جنوبی ایران، توضیح داد: در شرایط فعلی، اولویت اصلی امریکا تنگه هرمز است. او یادآور شد: در دوره‌ای، موضوع هسته‌ای در صدر اولویت‌های واشنگتن قرار داشت، اما اکنون هرمز از اهمیت بیشتری برخوردار شده و با فوریت بیشتری به آن نگاه می‌شود؛ تمام حملاتی که امریکا انجام می‌دهد در همین چارچوب قابل فهم است، یعنی تضعیف قدرت آفندی و پدافندی ایران در حوزه تنگه هرمز. به گفته ابوالفتح، اهداف امریکا در این حملات بیشتر سامانه‌ها و زیرساخت‌هایی است که از طریق آنها ایران می‌تواند به پایگاه‌های امریکا حمله کند یا هرمز را ببندد؛ ازجمله سامانه‌های موشکی و پهپادی مرتبط با هرمز، مراکز فرماندهی و ارتباطات، مین‌ریزی دریایی و شناورهایی که در بسته‌شدن تنگه نقش دارند. او می‌افزاید: امریکایی‌ها ادعا می‌کنند هدف‌شان این است که توان ایران را برای بسته نگه داشتن تنگه هرمز از بین ببرند یا به‌طور جدی تضعیف کنند و در عین حال، شرایط را برای سناریوی بالقوه حمله زمینی به جنوب ایران فراهم سازند تا در صورت لزوم بتوانند با قطع دست ایران از هرمز، کنترل این شاهراه را دراختیار بگیرند؛ به ‌عبارتی، از نگاه او هدف اصلی واشنگتن در حملات اخیر، نه اشغال فوری، بلکه بی‌اثر کردن ابزار راهبردی ایران در هرمز و آماده‌سازی صحنه برای هر اقدام بعدی است.

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا و روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نقش اسراییل، لابی‌های یهودی و «شاهین‌های» امریکایی در تحولات اخیر و اینکه آیا این مثلث اجازه خواهند داد تهران و واشنگتن به توافقی جدی و بی‌دغدغه دست یابند یا نه، توضیح داد: نقش اسراییل در این زمینه «بسیار مخرب» است و نباید دست‌کم گرفته شود. به گفته او، بخش مهمی از جریان‌های سیاسی و امنیتی در تل‌آویو اساسا با هر توافقی که به کاهش تنش میان ایران و امریکا بینجامد، به ‌ویژه اگر به تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران تعبیر شود، موافق نیستند و آن را در تضاد با برداشت خود از امنیت ملی اسراییل می‌بینند؛ از این‌رو خود اسراییل و لابی‌های نزدیک به آن در امریکا، همراه با برخی طیف‌های تندرو، در عمل تلاش می‌کنند روند تفاهم و توافق میان تهران و واشنگتن را دشوار و پرهزینه سازند و با طرح نگرانی‌ها، فشارهای سیاسی و کارشکنی در مراحل تصویب و اجرا، مانع از شکل‌گیری یک توافق پایدار شوند.

این کارشناس مسائل امریکا در ادامه یادآور شد: لابی‌های نزدیک به اسراییل، همراه با طیف‌های تندرو و جنگ‌طلب در واشنگتن، هر بار که بحث تفاهم یا توافقی با ایران مطرح می‌شود، وارد عمل می‌شوند تا با طرح اما و اگرهای متعدد، تشدید فشار و القای نگرانی‌های امنیتی، فرآیند را به بن‌بست بکشانند یا اجرای هر توافق احتمالی را با چنان موانعی روبه‌رو کنند که درنهایت به شکست بینجامد؛ همان‌گونه که در تجربه‌های گذشته نیز مشاهده شده است. ابوالفتح به یک تعبیر رایج در محافل اسراییلی اشاره می‌کند که می‌گویند: «راه تهران به واشنگتن باید از تل‌آویو بگذرد»؛ یعنی از نظر آنان تا زمانی که تکلیف جمهوری اسلامی با اسراییل روشن نشده و از نگاه تل‌آویو، چالش‌ها «حل‌وفصل» نشده است، گفت‌وگوی واقعی ایران و امریکا معنا پیدا نمی‌کند. او توضیح می‌دهد: براساس این نگاه، «حل‌وفصل» رابطه تهران و تل‌آویو نه به‌معنای گفت‌وگو، بلکه به ‌معنای ادعای تغییر رژیم در ایران است؛ پس از آن است که اسراییل معتقد است، می‌تواند با «ایرانِ جدید» وارد مذاکره شود و خواسته‌های خود را دنبال کند. ابوالفتح در عین حال تاکید می‌کند: باتوجه به حساسیت بالای تهران نسبت به جبهه لبنان و حملات اسراییل به جنوب این کشور -که از دید ایران خط قرمز محسوب می‌شود- نقش اسراییل در تشدید بحران و سخت‌تر کردن مسیر هر گونه توافق بیش از گذشته قابل‌تأمل است، زیرا هر اقدام تل‌آویو در این جبهه می‌تواند واکنش ایران را برانگیزد و فضای سیاسی را برای هر نوع گفت‌وگو بین تهران و واشنگتن متشنج‌تر کند.

ابوالفتح در ادامه گفت‌وگو، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اینکه امریکا همزمان با فشارهای نظامی، بر تحویل مواد غنی‌شده ایران تاکید دارد و رویکرد تهران در برابر این فشارهای یک‌جانبه چه خواهد بود، توضیح داد: ایران صراحتا اعلام کرده هیچ مواد غنی‌شده‌ای را از خاک خود خارج نخواهد کرد. او یادآور شد: بحث انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصدی، که گفته می‌شود محل نگهداری آن در تاسیسات اصفهان بوده و این تاسیسات هدف بمباران قرار گرفته است، از نظر فنی پیچیده و از نظر سیاسی بسیار حساس است؛ ترامپ مدعی است جز امریکا و چین هیچ کشوری تجهیزات لازم برای دسترسی به این مواد در عمق زمین را ندارد و بیرون آوردن مواد رادیواکتیو بمباران ‌شده بدون ایجاد آلودگی زیست‌محیطی، خود یک چالش جدی است.

ابوالفتح در ادامه خاطرنشان کرد: حتی اگر ایران فرضا و به ادعای ترامپ بخواهد این مواد را تحویل دهد، به‌تنهایی قادر به انجام این کار نیست و دسترسی امن به این مواد مستلزم حضور نیروهای نظامی و کارشناسان امریکایی در محل، نبود درگیری و تیراندازی و فراهم ‌شدن شرایط عملیاتی برای هفته‌ها یا ماه‌هاست؛ در واقع، آنچه ترامپ در ذهن دارد این است که برای دسترسی به این مواد، ابتدا باید نیروهای امریکا در ایران مستقر شوند، امری که خود، معنای حضور نظامی و تنش شدید را در بر دارد. در مقابل، ایران اعلام کرده نه‌ تنها با انتقال این مواد به امریکا موافق نیست، بلکه انتقال به هیچ کشور دیگری -از قبیل قزاقستان، روسیه یا چین- را نیز نمی‌پذیرد و اصل خارج‌ کردن مواد غنی ‌شده از کشور را رد می‌کند.

این کارشناس ارشد مسائل امریکا در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره اینکه ایالات‌متحده باتوجه به مخالفت‌های داخلی، فضای سیاسی امریکا و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، تا چه زمانی می‌تواند حملات خود را ادامه دهد، خاطرنشان کرد: پایان‌پذیری یا استمرار این حملات تا حد زیادی به دو عامل بستگی دارد؛ میزان تلفات ارتش امریکا و اثر جنگ بر زندگی روزمره شهروندان امریکایی. او تاکید دارد که در تجربه‌های گذشته، مانند ویتنام با حدود ۵۷ هزار کشته و عراق با حدود چهار هزار کشته، افزایش شمار تلفات، جنگ را برای جامعه امریکا غیرقابل‌تحمل کرد، درحالی‌که اعدادی در حد ۱۰، ۱۵، ۲۰ یا ۲۵ کشته معمولا هنوز در آستانه حساسیت افکار عمومی قرار نمی‌گیرد. از نظر او، اینکه جنگ ایران و امریکا تا چه حد می‌تواند هزینه انسانی بر دوش دولت بگذارد و چه زمانی مردم امریکا به اعتراض گسترده علیه ادامه جنگ دست خواهند زد، هنوز روشن نیست و تا این لحظه چنین نقطه انفجاری رخ نداده است. ابوالفتح عامل دوم را تاثیر جنگ بر معیشت و زندگی روزمره امریکایی‌ها می‌داند و یادآور می‌شود: در جنگ عراق، افزایش قیمت نفت و بنزین و بالا رفتن تورم، فشار اقتصادی جدی بر مردم وارد کرد و همین امر اعتراض‌ها را تقویت نمود، اما وقتی قیمت‌ها پایین آمد، فشار افکار عمومی نیز کاهش یافت، از همین رو در مورد درگیری کنونی با ایران و بسته ‌شدن تنگه هرمز، هنوز مشخص نیست تا چه مدت این انسداد ادامه خواهد داشت، قیمت‌ها تا کجا بالا خواهد رفت و آیا این روند بار دیگر اعتراض‌های گسترده را برخواهد انگیخت یا نه. این کارشناس مسائل امریکا اضافه می‌کند: هیات حاکمه امریکا پروژه‌ای را تعریف کرده که به ‌نظر می‌رسد عزم خود را برای پیشبرد آن با وجود هزینه‌های نظامی، حیثیتی و اعتباری جزم کرده است؛ ترامپ از حمایت حزب جمهوری‌خواه که اکثریت کنگره را دراختیار دارد برخوردار است و حتی اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای، دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را به دست آورند و سنا دراختیار جمهوری‌خواهان بماند، این ترکیب آن‌قدر دست مخالفان جنگ را باز می‌گذارد که بتوانند جهت‌گیری سیاست خارجی دولت را به ‌طور اساسی تغییر دهند، به ‌ویژه آنکه برخی دموکرات‌ها نیز در مواضع ضدایرانی، سخت‌گیرتر از بخشی از جمهوری‌خواهان هستند. به گفته امیرعلی ابوالفتح، به ‌طور کلی کنگره نقش کاملا قاطع و تعیین‌کننده‌ای در جهت‌گیری‌های سیاست خارجی امریکا ندارد و حتی اگر انتخابات میان‌دوره‌ای به نفع دموکرات‌ها تمام شود، بعید است شاهد تغییر معناداری در رویکرد دولت ترامپ نسبت به ایران باشیم؛ از این‌رو برآورد می‌شود در آینده قابل پیش‌بینی، دست‌کم در کوتاه‌مدت، امریکا به این‌گونه اقدامات ادامه خواهد داد، هر چند ممکن است وارد یک جنگ پرشدت و تمام‌عیار نشود و به جای آن، الگوی «زد ‌و‌ خوردهای مقطعی و موردی» در تنگه هرمز و خلیج‌فارس را دنبال کند. ابوالفتح می‌افزاید: برخی گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که اگر قرار باشد یک جنگ پرشدت دوباره آغاز شود، احتمال آن در حوالی زمان انتخابات نوامبر -آبان ‌ماه به تقویم ایران- افزایش خواهد یافت؛ اما فعلا، نشانه‌ها بیشتر از تداوم یک درگیری فرسایشی با شدت متوسط حکایت دارد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار