مچ اندازی دیپلماسی و جنگ در لحظات حساس خاورمیانه
در جدیدترین شنیده ها در خصوص روند مذاکرات ایران و آمریکا، یک مقام ارشد اماراتی میگوید نسبت به مذاکرات میان ایالات متحده و ایران محتاطانه خوشبین است و به پیشرفتهایی اشاره میکند که طی روزهای گذشته از طریق میانجیگری قطر حاصل شده است
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در جدیدترین شنیده ها در خصوص روند مذاکرات ایران و آمریکا، یک مقام ارشد اماراتی میگوید نسبت به مذاکرات میان ایالات متحده و ایران محتاطانه خوشبین است و به پیشرفتهایی اشاره میکند که طی روزهای گذشته از طریق میانجیگری قطر حاصل شده است؛ این در حالی است که نگرانیها از احتمال وقوع دوباره رویارویی نظامی همچنان خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.
علی راشد النعیمی، رئیس کمیته دفاع، امور داخلی و روابط خارجی شورای ملی فدرال امارات، در لیت رابطه گفت: «ما شاهد پیشرفتهایی هستیم. امیدواریم هر دو طرف بتوانند به نقطهای برسند که در آن اعتمادسازی را آغاز کنند و بهگونهای تعامل داشته باشند که از وقوع جنگ جلوگیری شود و به یک راهحل سیاسی دست یابند. من تا حدودی خوشبین هستم، اما احتمال گزینه دیگر را نیز منتفی نمیدانم.»
ظهارات او در حالی مطرح میشود که خبرگزاری رویترز در پنجم نوامبر گزارش داد ایران از طریق قطر پیشنهاد هستهای جدیدی را به واشنگتن ارائه کرده است.
با این حال، تهران همچنان بر این موضع پافشاری میکند که آمریکا پیش از آغاز مذاکرات باید هفت شرط ایران، از جمله کاهش تحریمها و پایان دادن به محاصره دریایی آمریکا، را بپذیرد.
این خوشبینی محتاطانه در فضایی شکل گرفته که پس از درگیریهای نظامی اوایل سال جاری میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، منطقه همچنان در وضعیت شکنندهای به سر میبرد.
حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکایی و کشورهای خلیج فارس و پاسخهای متقابل، نه تنها زیرساختهای انرژی و کشتیرانی را تهدید کرده، بلکه تنگه هرمز را به نقطه کانونی تنش تبدیل ساخته است.
میانجیگری قطر که در هفتههای اخیر با رفتوآمدهای فشرده هیئتهای دیپلماتیک به تهران و دوحه همراه بوده، نشان از تلاش جدی برای جلوگیری از تشدید مجدد پس از انتخابات میاندورهای آمریکاست.
گزارشها حاکی از آن است که پیشنهادهای متقابل برای اقدامات اعتمادساز کوتاهمدت، مانند اجازه بازرسی محدود از تأسیسات هستهای آسیبدیده در ازای برخی تسهیلات تحریمی یا کاهش تدریجی محاصره دریایی، روی میز قرار گرفتهاند، هرچند فاصله مواضع همچنان قابل توجه است.
در کوتاهمدت، محتملترین مسیر ادامه رایزنیهای غیرمستقیم از طریق دوحه خواهد بود. قطر و احتمالاً بازیگران دیگری مانند پاکستان تلاش خواهند کرد چارچوبی برای اقدامات متقابل و همزمان طراحی کنند تا دو طرف بدون پذیرش کامل شروط یکدیگر، گامهای اولیه را بردارند.
اگر این روند موفق شود، ممکن است در روزها یا هفتههای آینده شاهد اعلام اولیه برخی تسهیلات محدود، مانند آزادی بخشی از داراییهای مسدودشده یا بازگشایی نسبی مسیرهای کشتیرانی، باشیم که فضای تنفسی برای مذاکرات گستردهتر هستهای فراهم کند. چنین پیشرفتی میتواند قیمت نفت را تا حدی تثبیت کند و فشار اقتصادی بر کشورهای منطقه را کاهش دهد، هرچند بازارها همچنان نسبت به هر نشانه بنبست واکنش حساسی نشان خواهند داد.
با این حال، گزینه نظامی کاملاً از میز خارج نشده است. اظهارات مقامات آمریکایی پیش از انتخابات مبنی بر آمادگی برای اقدام سریع و هشدارهای ایران درباره پاسخ گسترده جغرافیایی، نشان میدهد که هر شکست در مذاکرات میتواند به سرعت به دور جدیدی از درگیری محدود منجر شود.
در این سناریو، کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات و عربستان، بیش از دیگران در معرض خطر قرار میگیرند و احتمالاً سطح آمادگی دفاعی خود را بالاتر خواهند برد. همزمان، تلاشهای دیپلماتیک چین و روسیه برای ایفای نقش ضامن احتمالی توافق، میتواند پیچیدگیهای بیشتری به معادله بیفزاید و رقابت قدرتهای بزرگ را در منطقه تشدید کند.
عوامل داخلی نیز نقش تعیینکنندهای خواهند داشت. در تهران، نیاز به کاهش فشار اقتصادی ناشی از تحریمها و محاصره ممکن است انعطافپذیری نسبی ایجاد کند، در حالی که در واشنگتن، نتایج انتخابات میاندورهای و اولویتهای سیاست خارجی دولت ترامپ، زمانبندی و شدت هرگونه اقدام را شکل میدهد.
کشورهای عربی منطقه که خود هدف حملات قبلی بودهاند، به شدت خواهان پرهیز از جنگ تمامعیار هستند و فشار دیپلماتیک خود را بر هر دو طرف افزایش خواهند داد. در نتیجه، هفتهها و ماههای پیش رو احتمالاً با نوسان میان پیشرفتهای محدود دیپلماتیک و تهدیدهای متقابل نظامی همراه خواهد بود.
اگر میانجیگری قطر بتواند اعتماد اولیه را بازسازی کند، خاورمیانه ممکن است از لبه پرتگاه دور شود و مسیر مذاکرات پایدارتری گشوده شود؛ در غیر این صورت، خطر بازگشت به درگیریهای پراکنده اما پرهزینه همچنان جدی باقی میماند و اقتصاد انرژی جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
این تعادل شکننده، واقعیت امروز منطقه است و هرگونه تحول سریع، چه مثبت و چه منفی، پیامدهای گستردهای فراتر از مرزهای دو طرف اصلی خواهد داشت.