EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۳۶۴۸

پایان سرپرستی یا آغاز مهندسی انتخابات؟ رؤسای فدراسیون‌ها یک قدم به ابقا نزدیک‌تر می‌شوند؟

تصمیم جدید وزارت ورزش برای برگزاری انتخابات فدراسیون‌ها پیش از پایان دوره ریاست، اگرچه می‌تواند به بلاتکلیفی مدیریتی پایان دهد، اما یک نگرانی جدی را نیز به همراه دارد؛ آیا این سیاست فرصت رقابت برابر را از سایر نامزدها می‌گیرد و مسیر ابقای رؤسای فعلی را هموارتر می‌کند؟

پایان سرپرستی یا آغاز مهندسی انتخابات؟ رؤسای فدراسیون‌ها یک قدم به ابقا نزدیک‌تر می‌شوند؟

وزارت ورزش و جوانان ظاهراً تصمیم گرفته است یکی از چالش‌های تکراری مدیریت ورزش ایران را کنار بگذارد؛ انتخاب سرپرست برای فدراسیون‌هایی که دوره ریاست آنها به پایان می‌رسد. سیدمحمدشروین اسبقیان، معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای وزارت ورزش، از سیاست جدیدی خبر داده که براساس آن، انتخابات فدراسیون‌ها باید پیش از پایان دوره چهار ساله رؤسای فعلی برگزار شود؛ به این ترتیب، دیگر قرار نیست فدراسیون‌ها پس از پایان دوره مدیریتی با سرپرست اداره شوند.

بر اساس توضیحات معاون وزیر، ثبت‌نام نامزدها از ۱۲۰ روز پیش از پایان دوره ریاست آغاز خواهد شد و مجمع انتخاباتی نیز باید پیش از اتمام دوره برگزار شود. وزارت ورزش معتقد است این شیوه می‌تواند از حاشیه‌ها، ابهامات و آسیب‌هایی که در دوران سرپرستی به وجود می‌آید جلوگیری کند.

در نگاه نخست، این تصمیم منطقی و حتی قابل دفاع به نظر می‌رسد. فدراسیونی که با پایان دوره رئیس خود وارد مرحله سرپرستی می‌شود، ممکن است برای ماه‌ها با بلاتکلیفی مدیریتی مواجه شود. در چنین شرایطی، تصمیمات مهم به تعویق می‌افتد، برنامه‌ریزی بلندمدت دشوار می‌شود و حتی برخی فعالیت‌های بین‌المللی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بنابراین، جلوگیری از شکل‌گیری دوره‌های طولانی سرپرستی می‌تواند به ثبات مدیریتی ورزش کمک کند.

اما مسئله اصلی اینجاست که آیا پایان دادن به دوره سرپرستی، به‌تنهایی به معنای اصلاح روند انتخابات است؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست.

رئیس مستقر؛ یک قدم جلوتر از رقبا؟

مهم‌ترین ابهام درباره سیاست جدید وزارت ورزش، موقعیت رؤسای فعلی در زمان برگزاری انتخابات است. مدیری که هنوز رئیس فدراسیون محسوب می‌شود، به امکانات، ساختار اداری، ارتباطات سازمانی و شبکه مدیریتی مجموعه تحت اختیار خود دسترسی دارد. طبیعی است که چنین شرایطی می‌تواند در مقایسه با نامزدهایی که بیرون از ساختار فدراسیون قرار دارند، امتیازاتی برای رئیس مستقر ایجاد کند.

در واقع، اگر انتخابات در حالی برگزار شود که رئیس فعلی همچنان بر مسند مدیریت نشسته است، این نگرانی وجود دارد که رقابت از همان ابتدا با توازن یکسانی میان نامزدها آغاز نشود. رئیس مستقر فرصت دارد عملکرد خود را به‌عنوان کارنامه مدیریتی عرضه کند، در حالی که سایر رقبا برای معرفی برنامه‌ها و جلب حمایت مجامع، ممکن است با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو باشند.

البته این موضوع به معنای آن نیست که تمام رؤسای فعلی با چنین رویکردی به دنبال حفظ صندلی خود هستند یا برگزاری انتخابات پیش از موعد الزاماً به ابقای آنها منجر می‌شود؛ اما نمی‌توان از تأثیر موقعیت مدیریتی بر فضای رقابت نیز چشم‌پوشی کرد.

رقابت انتخاباتی یا تمدید فرصت مدیران فعلی؟

نگرانی مهم‌تر زمانی شکل می‌گیرد که ترکیب مجامع انتخاباتی و سازوکار رأی‌دهی نیز مورد توجه قرار بگیرد. اگر ساختار مجامع، شیوه تعامل با اعضای رأی‌دهنده و فضای مدیریتی فدراسیون‌ها همچنان تحت تأثیر همان الگوهای گذشته باشد، تغییر زمان برگزاری انتخابات نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده رقابت سالم و برابر باشد.

در چنین شرایطی، ممکن است رئیس فعلی با تکیه بر ارتباطات و مناسبات شکل‌گرفته در دوره مسئولیت خود، از موقعیت بهتری برای جلب آرای مجمع برخوردار باشد. به‌خصوص در فدراسیون‌هایی که طی سال‌های گذشته ساختار مدیریتی آنها با نظر و سلیقه رئیس مستقر شکل گرفته است، نامزدهای جدید برای ورود به رقابت با موانع بیشتری روبه‌رو خواهند شد.

از این منظر، سیاست جدید وزارت ورزش می‌تواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد؛ از یک سو، مانع شکل‌گیری دوره‌های طولانی سرپرستی شود و از سوی دیگر، در صورت نبود سازوکارهای نظارتی کافی، به ابزاری برای تثبیت مدیران فعلی تبدیل شود.

سامانه‌ای شدن ثبت‌نام‌ها کافی نیست

اسبقیان در توضیحات خود به سامانه‌ای شدن ثبت‌نام نامزدها و افزایش کنترل‌ها اشاره کرده است. بدون تردید، الکترونیکی شدن فرآیند ثبت‌نام می‌تواند شفافیت اداری را افزایش دهد و از برخی مداخلات سلیقه‌ای جلوگیری کند؛ اما شفافیت در ثبت‌نام، تمام آن چیزی نیست که یک انتخابات سالم به آن نیاز دارد.

مسئله اصلی، نحوه احراز صلاحیت نامزدها، امکان حضور برابر در رقابت، شفافیت در ترکیب مجامع، نظارت بر روند تبلیغات و جلوگیری از استفاده ابزاری از امکانات فدراسیون برای حمایت از یک نامزد خاص است. اگر این موارد به‌درستی مدیریت نشوند، حتی برگزاری انتخابات در موعد مقرر نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده عدالت انتخاباتی باشد.

از طرف دیگر، باید پرسید آیا نامزدهای جدید فرصت کافی برای معرفی برنامه‌ها و جلب حمایت اعضای مجمع را خواهند داشت؟ فاصله ۱۲۰ روزه برای ثبت‌نام و برگزاری انتخابات، زمانی مشخص در تقویم مدیریتی است، اما کیفیت رقابت به نحوه اجرای این فرآیند و میزان استقلال آن از مدیران مستقر بستگی دارد.

وزارت ورزش باید به پرسش مهم‌تری پاسخ دهد

تصمیم جدید وزارت ورزش را نمی‌توان به‌طور کامل نادیده گرفت یا صرفاً اقدامی در جهت حفظ رؤسای فعلی دانست. پایان دادن به سرپرستی‌های طولانی، یک مطالبه منطقی در مدیریت ورزش است؛ اما اصلاح یک رویه نامطلوب نباید به قیمت ایجاد امتیازهای تازه برای مدیران مستقر تمام شود.

اگر قرار است انتخابات فدراسیون‌ها پیش از پایان دوره ریاست برگزار شود، وزارت ورزش باید هم‌زمان تضمین کند که رئیس فعلی از امکانات و جایگاه سازمانی خود برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات استفاده نکند و سایر نامزدها نیز از فرصت واقعی و برابر برای رقابت برخوردار باشند.

در غیر این صورت، ممکن است تنها اتفاقی که در ساختار مدیریتی ورزش ایران رخ می‌دهد، حذف عنوان سرپرست از فدراسیون‌ها و فراهم شدن شرایط مناسب‌تر برای تمدید حضور رؤسای فعلی باشد؛ مدیرانی که حالا می‌توانند پیش از پایان دوره مسئولیت خود، برای چهار سال دیگر نیز تکلیف صندلی ریاست را مشخص کنند.

پرسش اصلی از وزارت ورزش این است: آیا هدف، پایان دادن به سرپرستی و ایجاد ثبات مدیریتی است یا قرار است با تغییر زمان انتخابات، همان چهره‌ها و همان مناسبات مدیریتی با اطمینان بیشتری به کار خود ادامه دهند؟ پاسخ این پرسش را نه در بخشنامه‌ها و وعده‌ها، بلکه در کیفیت برگزاری انتخابات و میزان واقعی رقابت میان نامزدها خواهیم دید.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش