EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۳۶۸۴
در مراسم پاسداشت خالق «باشو غریبه کوچک» چه گذشت؟

از پیام دولت‌آبادی و کیمیایی تا درخواست همسر بهرام بیضایی

پاسداشت بهرام بیضایی با سخنانی از اکبر زنجانپور، داریوش فرهنگ، رویا افشار، یادداشت‌هایی از محمود دولت‌آبادی و مسعود کیمیایی و اجرای قطعات موسیقی توسط وحید تاج برگزار شد.

از پیام دولت‌آبادی و کیمیایی تا درخواست همسر بهرام بیضایی

این مراسم با عنوان پاسداشت بهرام بیضایی، روایتگر اسطوره‌ها شامگاه شنبه ۱۶ آبان ماه با حضور چهره‌هایی همچون داریوش فرهنگ، ایرج راد، مجید قناد، بهرام ابراهیمی، امیر کربلایی‌زاده، مسعود میرطاهری، عباس جهانگیریان، رویا بختیاری، محمدحسین ناصربخت، اسماعیل خلج، علیرضا گیلوری، مهدی قلعه، آرام محضری، مریم رحیمی، آرش فلاحت‌پیشه، پوپک عظیم‌پور، سعید ذهنی، رحیم رشیدی‌تبار، مهدی آشنا و... در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

در این مراسم پیام مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، در حالی پخش شد که در بخشی از آن تاکید شده بود برای بهرام بیضایی هیچ پاسداشتی بهتر از انتشار آثارش در ایران نیست.

پیش از آغاز رسمی برنامه، قطعه‌ای نمایشی با الهام از نمایشنامه‌های بیضایی با حضور چند بازیگر زن در لابی تالار اصلی اجرا شد.

بخش رسمی برنامه با پیش‌پرده‌خوانی مجید رحمتی با متنی از حسین جمالی، آغاز شد. 

وی در ادامه، قطعه‌ای نمایشی درباره بیضایی و معرفی آثار او اجرا کرد.

پس از پخش تصاویری از سخنان هنرمندان درباره بیضایی و معرفی آثار او، اصغر همت که اجرای برنامه را بر عهده داشت، یادداشتی را که سال گذشته بعد از درگذشت بیضایی نگاشته بود، ارائه کرد و بخشی از نمایشنامه «داش آکل به گفته مرجان» را خواند.

سپس اکبر زنجانپور به عنوان نخستین سخنران این برنامه در میان تشویق حاضران روی صحنه رفت و درباره بیضایی گفت: چه می‌توان گفت. یک گوهر را به راحتی روانه کردیم و رفت و حالا یادمان افتاده برایش بزرگداشت بگیریم. باید برایش بزرگداشت می‌گرفتیم ولی زمانی که نفس می‌کشید و زنده بود و در ایران بود.

وی اضافه کرد: بیضایی از نظر من با سوفوکل و شکسپیر هیچ فرقی ندارد. حتی بزرگتر است. خواندن متونش سواد می‌خواهد و تنهایی و تصویر دادن‌. او دنبال کلمات نبود بلکه به هنگام صحبت کردنش، تصویر می‌داد. او مدام در جریان و زایش بود و آثارش پر از تصویر بود و هنر یعنی تصویر. بهرام بیضایی تصویرگر خیلی والایی بود.

زنجانپور با ابراز تاسف از درگذشت بیضایی دور از میهن، اضافه کرد: حیف که دیگر در میان نیست. همه رفتنی هستیم. ولی حیف که در ایران نیست. او باید در ایران دفن می‌شد چراکه فرزند کم‌نظیر ایران بود ولی چرا باید جای دیگری باشد در حالیکه او متعلق به اینجاست.

وی تاکید کرد: باید مواظب بقیه باشیم که مثل برگ خزان نیفتند. مجلس بزرگداشت مال زمان زندگی است و حالا نمی‌دانم این برنامه بزرگداشت است یا یادبود که هر دو برای بهرام بیضایی کم است چون او به گردن تاریخ و هنر این کشور خیلی حق دارد. 

سپس اصغر همت عنوان کرد که قرار بود محمود دولت‌آبادی دیگر سخنران باشد که به دلیل کسالت، امکان حضور در برنامه را نیافت و یادداشت دولت‌آبادی را درباره بیضایی خواند. 

در بخش‌هایی از این یادداشت آمده بود: «برگزارکنندگان مراسم گرامی‌باد بهرام بیضایی به نشانه این است که اکنونیان هنر نمی‌خواهند اجازه بدهند پیوندشان با پیشین ایران گسسته بشود چنان که این گسست، در هر زمینه در کشور ما رخ داده است اما چنان که آگاهید بارها درباره زنده‌یاد بیضایی نوشته و سخن گفته‌ام... دوستداران سازندگان فرهنگ ایران خواستند یادداشتی بنویسم که تقاضای باز آوردن پیکر بهرام به کشور کنم. اطاعت کردم، نوشتم و فرستادم اما پاسخ داده شد، موافقت نمی‌شود. باری اگر خستگی مجال داده بود، با کمال میل آنجا در میان شما می‌بودم به نشانه احترام به یادمان بیضایی، هم به نشانه سپاس از هنرمندانی که به قدرشناسی توانایی‌ها و خدمات بهرام بیضایی به هنر ایران، این مجلس را فراهم آورده‌اند...»

در ادامه، داریوش فرهنگ، دیگر سخنران برنامه که تجربه همکاری با بیضایی را دارد، در سخنانی درباره بیضایی گفت: آنچه باید درباره استاد بگویم، دوستان گفتند اما چند جمله‌ای با شما در میان می‌گذارم.

فرهنگ با خوانش یادداشتی به ویژگی‌های تعدادی از آثار بیضایی همچون نمایشنامه‌های «آرش»، «آژدهاک»، «مرگ یزدگرد»، «فتح‌نامه کلات»، «کارنامه بندار بیدخش»، «شب هزار و یکم» و... اشاره کرد.

فرهنگ با اشاره به چند بعدی بودن شخصیت بیضایی افزود: اگر انگلیسی‌ها به شکسپیر افتخار می‌کنند و در آثارشان به دیالوگ‌های نمایشنامه‌های او ارجاع می‌دهند، ما باید به بهرام بیضایی افتخار کنیم که خود نمایشنامه‌نویس، کارگردان، پژوهشگر و فیلمساز و... است و پیشنهاد می‌کنم که آثار سینمایی و نمایشی ما از دیالوگ‌های او بهره بگیرند.

وی سپس به میزانسن و دکوپاژ در تعدادی از فیلم‌های بیضایی همچون «شاید وقتی دیگر»، «مرگ یزدگرد»، «باشو غریبه کوچک» و... اشاره کرد و گفت: باشو نقطه عطف سینمای بیضایی است.

وی، بیضایی را همچون آرش، یک ایرانی اصیل و وطن‌دوست خواند و ابراز تأسف کرد که این همیشه استاد در غربت از دنیا رفت و ناچار به ترک میهنش شد.

فرهنگ در بخشی از سخنان خود با اشاره به ندادن مجوز ساخت به تعدادی از فیلم‌نامه‌های بیضایی، خاطراتی درباره ساخت فیلم «شاید وقتی دیگر» روایت کرد که در آن مقطع عنوان شده بود فیلمی هندی خواهد شد، در حالیکه یکی از آثار ماندگار بیضایی شد.

وی در پایان سخنانش به بیضایی درود فرستاد و از برگزارکنندگان برنامه قدردانی کرد.

در بخش‌هایی از برنامه تصاویری از بیضایی و مراسم خاکسپاری‌اش پخش شد. 

در ادامه، رویا افشار دیگر سخنران برنامه درباره بیضایی گفت: شانس داشتم ایشان را از نزدیک ببینم. شانس داشتم که کتابخانه عجیب و غریب ایشان را ببینم. شانس دارم که بگویم با ایشان از یک آب و خاک هستیم. شانس این را دارم که آثار ایشان را خوانده‌ام.

این بازیگر ادامه داد: موضوع بسیار مهم در آثار ایشان، مکاشفه بسیار عمیق ایشان درباره آداب و فرهنگ شرق است. ما اسطوره‌های همه جهان را بزرگ کردیم به جز اسطوره‌های خودمان ولی ایشان به اسطوره‌های خودمان اهمیت می‌داد.

افشار، سبک بازی گرفتن بیضایی را از بازیگران آثارش بسیار ویژه خواند و ابراز امیدواری کرد نسل جدید فراموش نکند بزرگانی به نام بیضایی داشته‌ایم.

وی گفت: خیلی درد دارد زمانی که ایشان در پی دریافت مجوز برای ساخت فیلم و تئاترش بود. وزارت ارشادی که باید همراه هنرمندان باشد گاه خود مانعی است برای انجام کار آنان. وقتی به خارج از کشور رفت، همچون آرش بود که با تیر خود، فرهنگ ایران را تا دوردست‌ها گسترش داد. هر جا که بیضایی باشد، آنجا خود ایران است. آرزو می‌کنم هزاران تن مانند بیضایی داشته باشیم‌.

سپس یادداشت کوتاهی از مسعود کیمیایی توسط اصغر همت خوانده شد.

در بخشی از این یادداشت کوتاه آمده بود: دانا در هستی نمی‌ماند. هستی در دانایی زندگی می‌کند. بهرام بیضایی داناست که می‌ماند. من همیشه با احترام با او دوستی می‌داشتم.»

در بخش بعدی برنامه قطعاتی موسیقی با خوانندگی وحید تاج اجرا شد.

تاج که بعد از مدتی فاصله، دوباره روی صحنه حضور یافت، در سخنانی از بیضایی و نقش مؤثر او در توجه کردن به اسطوره‌ها گفت و ادامه داد: اگر امروز تئاتر و سینمای ما در این جایگاه هستند، مدیون استادانی چون آقای بیضایی هستیم. ایشان فقط واژگان را انتخاب نمی‌کرد بلکه در تک تک واژگان‌شان موسیقی جریان دارد.

این خواننده اضافه کرد: مدت‌ها از صحنه دور بودم و امشب این افتخار را دارم که شروع مجدد برنامه‌هایم در این پاسداشت ارزشمند باشد و بسیار افتخار می‌کنم که به استاد بزرگی چون بهرام بیضایی ادای احترام می‌کنم.

در بخش بعدی، پژند سلیمانی به نمایندگی از هنرمندان نسل جوان یادداشتی را درباره بیضایی خواند.

وی در این یادداشت از حسرت نسل جوان‌تر برای دیدن نمایش‌های بیضایی سخن گفت.

وی در این نوشتار همچنین از ویژگی‌های زنان نمایشنامه‌های بیضایی و رنجی که تبعیض بین زنان و مردان بر آنان روا داشته، سخن گفت و به تحلیل بعضی از شخصیت‌های نمایشنامه‌های بیضایی همچون «افرا»، «طومار شیخ شرزین»، «مرگ یزدگرد»، پرداخت و عنوان کرد که او غبار از تاریخ می‌زداید تا حرف امروز را بزند. زنان آثار او امروزی خوانده و شنیده می‌شوند.

در ادامه بخش‌هایی از نمایشنامه «سهراب‌کشی» با کارگردانی کورش شاهونه و بازی ریحانه رضی اجرا شد.

سپس پیام صوتی مژده شمسایی، بازیگر و همسر بیضایی، پخش شد. وی در این پیام، بخش‌هایی از نامه‌های بیضایی را خواند که گله‌هایی را درباره شرایط حرفه‌ای خود عنوان کرده بود.

شمسایی در بخش دیگری از پیام خود به حال و احوال خود پس از درگذشت بیضایی پرداخت و تاکید کرد که برای بهرام بیضایی هیچ پاسداشتی بهتر از انتشار آثارش در ایران نیست.

در ادامه، بهرام ابراهیمی، بازیگر و عضو هیأت مدیره خانه تئاتر به نمایندگی از این خانه یادداشتی را درباره بیضایی خواند و از همکاری همراهان این برنامه قدردانی کرد.

در بخش‌هایی از این برنامه، اصغر همت که در دانشکده هنرهای زیبا دانشجوی بیضایی بوده، خاطراتی از استاد خود روایت کرد.

در بخش‌هایی دیگر از این برنامه‌ که به همت خانه تئاتر و با کارگردانی سیدجواد روشن برگزار شد، تصاویری از هنرمندانی چون علیرضا خمسه، گلاب آدینه، رضا کیانیان، مازیار لرستانی، قطب‌الدین صادقی، مجید مظفری، هرمز هدایت، بهرام شاه‌محمدلو، ستاره اسکندری، محمد بهرامی، اسماعیل خلج، مهرداد ضیایی و... پخش شد که در آن درباره بیضایی سخن گفتند.

در بخشی از این تصاویر، مهرداد ضیایی از اجرای ناتمام نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» ابراز تاسف کرد. همچنین در بخش دیگری از این تصاویر، بهرام بیضایی با اشاره به مانع‌تراشی برای ساخت فیلم و تئاترهایش گفت حق من بود در کشورم کار کنم.

در بخش دیگری از این کلیپ، علیرضا خمسه با بیان اینکه جایزه خود را برای بازی در فیلم مرگ یزدگرد به همسرش تقدیم کرده، با حسرت گفت دستم بشکند که جایزه را به استادم که آنجا نشسته بود، تقدیم نکردم.

این پاسداشت با پخش تصاویری از آخرین اجرای بهرام بیضایی به پایان رسید، زمانی که بیضایی با تشویق تماشاگران، آخرین حضورش را بر صحنه تئاتر تجربه کرد.

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش