تله جنگ فرسایشی
امریکا با حملات محدود به جنوب ایران در حال آزمودن ظرفیت نظامی تهران و همزمان تشدید فشار اقتصادی و روانی بر کشورمان است
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با مرتضی مکی منتشر کرده است:
امریکا با حملات محدود به جنوب ایران در حال آزمودن ظرفیت نظامی تهران و همزمان تشدید فشار اقتصادی و روانی بر کشورمان است، اما از ورود به رویارویی تمامعیار پرهیز میکند، چراکه درگیری گسترده میتواند هزینههای سنگین منطقهای و داخلی برای این کشور به همراه داشته باشد. با این همه میتوان گفت وضعیت کنونی بسیار ناپایدار است؛ بهگونهای که ادامه حملات و تقویت حضور نظامی امریکا در منطقه، خطر خطای محاسباتی و کشیده شدن تنشها به رویارویی گسترده را افزایش میدهد. مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره پیامدهای حملات اخیر امریکا به جزیره لارک و مناطقی از جنوب کشور، باتوجه به تداوم تنشها در تنگه هرمز و اهمیت ژئواستراتژیک منطقه، گفت: حمله به لارک و دیگر تحرکات اخیر امریکا در جنوب ایران، که گفته میشود سایتهای موشکی را هدف قرار داده، باید در چارچوب اقدامات واشنگتن پس از حمله سوم به ایران و بازگشت به سیاست «فشار حداکثری» بررسی شود. این کارشناس مسائل بینالملل افزود: به نظر میرسد امریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که حمله نظامی گسترده، لزوما آنها را به اهداف سیاسیشان نزدیک نمیکند. از این رو، بار دیگر بر تحریم و فشار اقتصادی متمرکز شدهاند و با توجه به برداشتشان از شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران، تصور میکنند «محاصره اقتصادی» میتواند در تحمیل خواستههایشان به تهران موثرتر باشد. مکی ادامه داد: فضای داخلی امریکا نیز با شکافهای جدی روبهرو است و با نزدیک شدن به انتخابات کنگره در آبان ماه، چهرههای دموکرات و منتقدان سیاستهای دولت با شدت بیشتری درباره پیامدهای حمله به ایران هشدار میدهند. آنان معتقدند چنین اقدامی نه تنها به «تغییر رفتار» یا «تغییر نظام» در ایران منجر نمیشود، بلکه میتواند به «تضعیف هژمونی امریکا» بینجامد. او در ادامه خاطرنشان کرد: از همین رو مجموعه فشارهای داخلی امریکا و نگرانیهای منطقهای از گسترش جنگ، واشنگتن را به سمت پرهیز از رویارویی فراگیر و تمرکز بر تحریم و محاصره اقتصادی سوق داده است. با این حال، امریکا برای تشدید اثر فشار اقتصادی، در کنار آن «جنگ روانی گستردهای» را نیز دنبال میکند، زیرا هر تهدید نظامی میتواند بر بازار، فعالان اقتصادی و فضای روانی جامعه ایران اثر بگذارد. او تاکید کرد: بنابراین، حملات اخیر را باید اقدامی محدود در راستای پیشبرد همزمان «جنگ روانی»، تشدید تحریمها و افزایش فشار اقتصادی علیه ایران ارزیابی کرد.
فشار چندلایه برای تنگتر کردن محاصره اقتصادی
مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره لایههای استراتژی ایالاتمتحده هم در میدان و هم در حوزه دیپلماسی گفت: ترامپ بارها اعلام کرده که به تفاهم اسلامآباد بازنمیگردد، اما با توجه به سابقه او در توافقهایی که امضا کرده و سپس از آنها عدول کرده، نمیتوان این مواضع را به معنای پایان قطعی آن تفاهم دانست.
از همین رو ممکن است امریکا همچنان خواهان اجرای این تفاهم برمبنای «تفسیر و برداشت خود» باشد و برای تحمیل شروطش به ایران فشار وارد کند. در این چارچوب، واشنگتن در کنار محاصره و فشار اقتصادی، تلاش میکند موضوع حمله به ایران را نیز بینالمللی کند. این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: اکنون تحریمهای اقتصادی و محاصره دریایی، به ویژه در ارتباط با تنگه هرمز، مبنای سیاست امریکا درقبال ایران قرار گرفته است. از این رو، واشنگتن به دنبال «یارگیری بینالمللی» و همراه کردن بازیگران بیشتر برای افزایش فشار بر تهران است. مکی در ادامه خاطرنشان کرد: بیانیه اتحادیه اروپا پیش از نشست امریکا نیز باید در همین چارچوب بررسی شود. امریکا میکوشد کشورهای عربی و اعضای گروه ۲۰ را برای پیوستن به تحریمهای خود علیه ایران ترغیب کند و هر جا امکان داشته باشد، از مسیر تحریمهای ثانویه، «حلقه محاصره اقتصادی علیه ایران» را تنگتر کند.
شانگهای؛ فرصتسازی سیاسی
نه راهحلی برای پایان تحریمها
مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در پاسخ پرسشی درباره اهمیت حضور مسعود پزشکیان در نشست سازمان همکاری شانگهای در شرایط کنونی و اینکه آیا این سازمان میتواند محدودیتهای امریکا علیه ایران را کاهش دهد، گفت: جایگاه و نقش سازمان همکاری شانگهای باید «به اندازه واقعی خود» ارزیابی شود و نباید انتظار داشت این نهاد بهتنهایی بتواند موقعیت ایران را در برابر امریکا تثبیت یا تقویت کند. به باور مکی سازمان همکاری شانگهای مجموعهای از قدرتهای بزرگ اقتصادی، جمعیتی و صنعتی جهان است، اما اعضای آن در عین اشتراکها، اختلافهای جدی سیاسی، امنیتی، مرزی و تجاری نیز دارند. چین، روسیه، هند و پاکستان هر یک رویکردها و منافع خاص خود را دنبال میکنند، بنابراین نمیتوان از شانگهای انتظار یک بلوک کاملا منسجم در برابر غرب داشت. این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: با وجود این محدودیتها، تقویت همکاریهای اقتصادی و تجاری در چارچوب شانگهای و عضویت ایران در این سازمان، فرصتی برای افزایش کنشگری تهران در عرصه منطقهای و بینالمللی فراهم میکند. مکی در ادامه خاطرنشان کرد: حضور رییسجمهور ایران در نشست سران شانگهای و بیانیه پایانی آن نشان داد تهران توانسته بخشی از دغدغهها و مطالبات خود در مواجهه با امریکا را در این نشست مطرح کند و تا حدی همراهی برخی اعضا را جلب کند. او افزود: مواضع روسیه درباره آمادگی برای تامین نیازهای اولیه ایران، با وجود آنکه مسکو نیز زیر فشار تحریمهای امریکا قرار دارد، از منظر سیاسی و روانی میتواند برای تهران کمککننده باشد. چین نیز تاکنون کوشیده است در برابر بخشی از تحریمهای امریکا مقاومت کند و واشنگتن نیز در برخی موارد، بهدلیل نگرانی از آسیب دیدن روابط با پکن، برخورد شدید با همکاری برخی شرکتهای چینی با ایران را نادیده گرفته است. این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان تاکید کرد: این وضعیت نشان میدهد امریکا، با وجود تلاش برای اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران، ممکن است نتواند همه مسیرهای همکاری اقتصادی و تجاری تهران را مسدود کند.
چین آماده رویارویی مستقیم با امریکا نیست
مرتضی مکی، در پاسخ به این پرسش که چین به عنوان اصلیترین خریدار نفت ایران، چه اهرمهایی برای کاهش اثر محدودیتهای امریکا دراختیار دارد، به «اعتماد» گفت: مهمترین ابزار پکن، قدرت اقتصادی و تجاری این بازیگر است. چین و امریکا روابط تجاری گستردهای دارند و هر دو از این مناسبات منتفع میشوند؛ از این رو، هیچیک علاقهمند نیستند این روابط به بحرانی فراگیر تبدیل شود. او افزود: تجربه نزدیک به یک سال گذشته دولت ترامپ نشان داده چین حاضر نیست به طور کامل از سیاست فشار امریکا تبعیت کند. پکن در موضوع مواد معدنی کمیاب، که در صنایع خودروسازی برقی، فضایی و دیجیتال کاربرد دارند، از اهرمهای خود استفاده کرده و امریکا را وادار به بازنگری در برخی سیاستها کرده است. این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: چین در قبال ایران نیز میتواند با «جسارت بیشتری» مرزهای خود با امریکا را روشن کند و همکاریهای تجاری و نفتی با تهران را، با وجود فشارهای واشنگتن، ادامه دهد. اهمیت تنگه هرمز، خلیجفارس و غرب آسیا برای تامین انرژی چین و جایگاه این منطقه در طرح جاده ابریشم، انگیزه پکن را برای حفظ این همکاریها افزایش میدهد. مکی در ادامه خاطرنشان کرد: افزایش درگیری امریکا در غرب آسیا، از منظر چین، میتواند توجه و توان واشنگتن برای تمرکز بر شرق آسیا را کاهش دهد. بنابراین، پکن تلاش میکند از این وضعیت برای محدودکردن فشار امریکا در محیط پیرامونی خود بهره ببرد. از منظری دیگر چین تاکنون نشان داده که نمیخواهد زیر فشار امریکا، خرید نفت از ایران و تامین بخشی از نیازهای کالایی تهران را متوقف کند. تداوم این روابط اقتصادی و تجاری میتواند تا حدی آثار تحریمها و محاصره امریکا علیه ایران را کاهش دهد. این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان تاکید کرد: باوجود این، چین هنوز آماده ورود مستقیم به بحران ایران و امریکا یا میانجیگری فعال برای رسیدن به توافق نیست، زیرا نمیخواهد هزینههای اقتصادی و امنیتی یک مواجهه مستقیم با واشنگتن را بپردازد. پکن ترجیح میدهد از مسیرهای غیرمستقیم و با تکیه بر کشورهایی مانند پاکستان، نقشآفرینی کند و در عین حال، تعهدات اقتصادی و تجاری خود درقبال ایران را حفظ کند.
هراس امریکا از اجرای سناریوی رویارویی تمامعیار با ایران
مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش نهایی «اعتماد» مبنی بر نتایج تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و اینکه آیا راهبرد ایران یا دکترین کشور وارد مرحله تازهای خواهد شد، گفت: به نظر میرسد امریکا دستکم تا انتخابات میاندورهای کنگره در آبان ماه، تداوم وضعیت تعلیق و «نه جنگ، نه صلح» را بهترین سناریو میداند. او افزود: هر اقدام نظامی گسترده علیه ایران میتواند پیامدهای پیشبینیناپذیری داشته باشد و بر انتخابات کنگره اثر منفی بگذارد. در مقابل، حرکت به سمت سازش نیز مستلزم دادن امتیازهایی است که ممکن است برای ترامپ دستاورد قابل عرضهای در افکار عمومی امریکا نداشته باشد. بنابراین، واشنگتن میکوشد با حفظ فشار، محاصره و تهدید، بحران را مدیریت و ایران را در یک روند فرسایشی اقتصادی و اجتماعی قرار دهد. این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران نیز به دلایل مختلف، احتمالا شرایط را برای ورود به جنگی گسترده مناسب نمیداند، زیرا چنین جنگی میتواند تبعات گسترده و جبرانناپذیری داشته باشد. این مساله به معنای ناتوانی ایران در پاسخگویی نیست، اما به نظر نمیرسد تهران در واکنش به حملات محدود امریکا، به دنبال گسترش سریع دامنه درگیری باشد. مکی در ادامه خاطرنشان کرد: در شش ماه گذشته، «تابآوری اجتماعی» به یکی از برگهای برنده اصلی دوطرف تبدیل شده است. امریکا برخلاف گذشته نمیتواند بدون هزینه علیه ایران اقدام کند. افزایش هزینههای انرژی در امریکا و تحمیل هزینه به متحدان منطقهای و اروپایی واشنگتن، ازجمله پیامدهای فشار و درگیری با ایران است. او افزود: شرایط کنونی بسیار ناپایدار است و هر لحظه امکان خطای محاسباتی و حرکت به سمت جنگی گسترده وجود دارد. ارسال تجهیزات و مهمات به منطقه نیز نشان میدهد امریکا خود را برای سناریوی درگیری بزرگتر آماده میکند؛ هر چند این آمادگی به معنای قطعی بودن جنگ نیست. این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان تاکید کرد: باوجود هزینههای سنگین جنگ برای دوطرف، راهکار دیپلماتیک همچنان میتواند در دستور کار قرار گیرد. مواضع اخیر مقامهای ایرانی، ازجمله رییسجمهور، نشان میدهد تهران آمادگی بازگشت به تفاهم را دارد؛ اما به باور او، امریکا هنوز اراده و انگیزه جدی برای مذاکره ندارد و احتمالا زمانی به این مسیر بازمیگردد که دریابد راهبرد محاصره و فشار به نتیجه نمیرسد.