پرهیز از سادهانگاری در روابط ایران و آمریکا
کارشناسان در مراسم رونمایی و بررسی کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل»مطرح کردند
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
مراسم رونمایی و بررسی کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» تالیف حسین موسویان، عصر دوشنبه ۹ شهریور با پیام علی اکبرصالحی، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس بنیاد ایرانشناسی و حضور ۴ کارشناس ارشد مسائل بین الملل در خبرگزاری خبرآنلاین برگزار شد.
در این نشست کاظم سجادپور دیپلمات و رئیس پیشین مرکز مطالعات سیاسی و بینالملل وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه من فکر میکنم در مجموعه این کتاب، سه ویژگی از شخص محترم نویسنده بازتاب یافته است، گفت: ویژگی اول، بعد «پژوهشگرمحور بودن» اوست که برای تجزیه و تحلیل واقعیتهای موجود در نوشتار بسیار کمککننده است؛ و ویژگی دوم، یک نوع «اکتیویسم» و کنشگری است. نویسنده فقط یک پژوهشگر به معنای فردِ فاصله گرفته از مطلب نیست، بلکه یک «کنشگر» است. سومین ویژگی که از بقیه مهمتر است، «جانبداری» و داشتن یک ارزشمندی یا مجموعهارزشهایی است؛ بدین معنا که این روابط (روابط ایران و آمریکا) نباید حالتی داشته باشد که با منافع، ارزشها، توسعه و پیشرفت ایران و بهبود شرایط در تضاد باشد.
نگاه «راهحلگرایانه» کتاب
وی اضافه کرد: در این کتاب، یک نگاه «راهحلگرایانه» در کل کار مشهود است. کتاب شامل دو بخش است؛ یکی مربوط به دوره اوباما و دیگری مربوط به دوره ترامپ. هر کدام حدود ۱۲فصل را در بر میگیرند. در هر دو بخش، به نظر من چند مفهوم و گزاره اصلیتر و جدیتر وجود دارد و آن، «پرهیز از سادهانگاری در روابط» است. وقتی از سادهانگاری فاصله میگیریم، به نظر من این، روح غالب فصلهاست و در همین زمینه، نقد نظراتی است که بعداً در ایران توسط افراد مختلف دانشگاهی با سادهانگاری در مورد قضیه آمریکا و سیاست ایران مطرح شده
است .
سجادپور تأکید کرد: نکته دیگری که در این کتاب در باب امنیت مطرح است، مساله «اهمیت فرد رئیسجمهوری» و تفاوت بین دموکراتها و جمهوریخواهان است. این همان چیزی است که ما به آن اصطلاحاً «دانشوری» یاScholarship میگوییم. ما اصطلاح دیگری داریم که همه دوستان جدیداً به کار میبرند، تحت عنوان Diplomat-Scholar یا «دیپلماتِ دانشور». فردِ دانشور به کلیات نمیپردازد؛ کلیگویی سادهترین کار است، بلکه به جزئیات میپردازد و به نظر من، از این جهت، کتاب در این دو بخش، محوریت شخص رئیسجمهوری در ایالات متحده را برای فهم روابط ایران و آمریکا و مدیریت آن برجسته میکند.
عدم تکیه صرف به اصول در روابط ایران و آمریکا
وی با اشاره به اینکه، جو و جهت کتاب، برای جمعبندی مفهومی و روحِ حاکم بر آن، خیلی کلیدیتر از دو بحث پیشین است، گفت: نخست، از نظر جوّ کتاب، مقابله با «ذاتانگاری» در رابطه است. عدهای در ایران وجود دارند که هر دو طرف را ذاتانگارانه نگاه میکنند؛ منتها جهت کتاب این است که ما نمیتوانیم در یک پدیده سیال و پویایی مثل روابط ایران و آمریکا، به اصول به اصطلاح همیشگی، پایدار و ذاتی تکیه کنیم.
رئیس سابق مرکز مطالعات سیاسی وزارت خارجه ادامه داد: نکته دوم در جهت و جوّ کتاب، «نقش عامل انسانی» است؛ لیست افرادی که در این کتاب به آنها اشاره شده، قابل توجه است، بهویژه جزئیاتی که درباره جریانات ضدایرانی وجود دارد. به نظر من کتاب از این جهت با خیلی از کتابهای دیگر متفاوت است که عامل انسانی و نهادهای درگیر را برجسته میکند.
رابطه ایران و آمریکا، رابطه ایستایی نیست
سجادپور افزود: و سرانجام، مساله «پویایی این رابطه» است. رابطه ایران و آمریکا، رابطه ایستایی نیست. ذاتانگاری، نوعی ایستایی را در رابطه فرض میکند؛ ولی آقای موسویان، پویایی را به نمایش میگذارد. ما پویایی را میان سه سطح میبینیم: سطح اول، سیاست داخلی در آمریکا و ایران؛ سطح دوم، سیاست منطقهای؛ و سطح سوم، سیاست بینالمللی.
به گفته وی آنچه که از این کتاب درباره آمریکا و روابط ایران و این کشور دریافت میشود، این است که این رابطه، بسیار پربازیگر، پرمساله و پرپرونده است، اما اراده و عامل انسانی، قابل مدیریت است؛ اگر آن برداشتِ من به صورت الف، ب، ج از کتاب روشن شده باشد.
عوامل مهم در شناخت روابط ایران و آمریکا
این دیپلمات پیشین درباره اینکه چگونه میتوان از چارچوب های مذکور در فهم روابط ایران و آمریکا استفاده کرد؛ گفت: برای فهمش به نظر من سه دسته عامل مهم وجود دارد؛ اول، «عوامل ساختاری» است که تغییر دادنشان سخت است. یعنی، اول،Power (قدرت) که آمریکا قدرت جهانی است و ایران یک قدرت منطقهای؛ دوم، Geopolitics (ژئوپلیتیک) که این رابطه فقط مربوط به یکی-دو مساله نیست و ژئوپلیتیک در آن مطرح است؛ و سوم، Past (گذشته) که یک موضوع ساختاری است؛ نه به معنای فیزیکی، بلکه به معنای معنایی آن؛ یعنی توان، قدرت، مکان ژئوپلیتیک و زمان در آن حائز اهمیتاند.
سجادپور با اشاره به اینکه دسته دوم، «مفاهیم انسانی» است، گفت: در اینجا نقش رهبران در ایران، رؤسای جمهوری در ایالات متحده و مجموعه دستگاهها و نخبگان امنیت ملی حائز اهمیت هستند. همچنین موضوعPerception یا برداشتها (شخصیتها و برداشتها) مطرح است. نهایت اینکه، این رابطه فقط به سطح رهبران و برداشتهای آنها منتهی نمیشود؛ این رابطه ابعاد مردمی هم دارد. اکنون بیش از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی میکنند و کمتر خانوادهای است که در آنجا پیوندی نداشته باشد. اتفاقاً ما درسی به نام «جامعه ایرانی مقیم آمریکا» داریم که پنج سال است در دوره دکتری تدریس میشود و واقعاً موضوع قابلتوجهی است و این عامل انسانی وجه بسیار مهمی دارد.
سیاستهای ایالات متحده متکی بر «تهدیدانگاری ایران» است
وی اضافه کرد: دسته سوم، مفاهیم مربوط به برخورد این دو سطح (یعنی سطح ساختاری و سطح انسانی) است که بحث «سیاستگذاری» را تشکیل میدهد. در این سطح، اول با دو جامعه سیاسی مختلف روبرو هستیم (Polity)؛ جامعه آمریکا مثل ایران نیست، ایران هم مثل آمریکا نیست و گاهی فکر میکنیم مثل هم هستیم، اما اینطور نیست. دوم، بازیهای سیاسی(Politics) مطرح است؛ موضوع ایران و آمریکا، موضوع بازی سیاستهای داخلی در آمریکا، سیاستهای داخلی در ایران، سیاستهای منطقهای و سیاستهای بینالمللی است. و در نهایت، مسالهPolicy یا سیاستگذاری است که سیاستهای ایالات متحده عمدتاً بر «تهدیدانگاری ایران» و مدیریت این تهدید استوار است؛ حالا یا در قالب تحریم و مهار، یا در قالب تغییر نظام، یا در قالب ترکیبی
از اینها.
این دیپلمات پیشین در پایان تصریح کرد: در مجموع، ارزیابی بنده از کتاب این است: یک شخصیت تحلیلگر، کنشگر، ارزشگرا؛ بافت کتاب مبتنی بر دو پاره ترامپ و اوباما با محوریت آنهاست؛ و جهتگیری نهایی کتاب، نوعی راهحلگرایی است. در چارچوب فهم روابط آمریکا از بعد ساختاری، انسانی و سیاستگذاری، بهویژه از جهت انسانی و سیاستگذاری، این اثر بسیار برجستهای است.
پرهیز کتاب از خبرهای روزانه و تاریخ مصرفدار
مجید تفرشی کارشناس ارشد روابط بینالملل هم در این مراسم با اشاره به اینکه در فضای مجازی مدام در دنیایی خبرمحور قرار داریم، گفت: پرهیز از خبرهای روزانه و تاریخ مصرفدار در این کتاب خیلی مهم است که باعث میشود در آینده، پژوهشگران و رسانهها و ... از آن استفاده کنند.وی تأکید کرد: روابط ایران و آمریکا بحث تازهای نیست و مدام در مورد آن یادداشت نوشته و منتشر میشود. مهمترین موضوع در این کتاب این است که آقای موسویان در هیچ بخش از کتاب خود دست به کلیگویی در مورد مسائل مرتبط با روابط ایران و آمریکا نزده است. روابط ایران و آمریکا نیازمند لایهبندی است.
این کارشناس روابط بینالملل اضافه کرد: کتاب حسین موسویان تلفیقی از خاطره و تجربه آکادمیک است که این موضوع قابل توجه است.
این کتاب باید دقیق واکاوی و موشکافی شود
عباس ملکی، دیپلمات سابق و عضو هیات علمی دانشگاه شریف هم در این مراسم گفت: من وقتی کتاب را خواندم با خودم گفتم این کتاب چیست؟ مخاطبش کیست؟ خاطرات است یا تحلیل سیاسی یا توصیههایی برای تصمیمگیران ایرانی؟ به نظر من این کتاب باید دقیق واکاوی و موشکافی شود. چون بعدها دانشجویان از راه همین کتابها باید تحقیق کنند و کتاب بنویسند.
وی افزود: نمیشود گفت کل دوره اوباما سیاست تعامل و در کل دوره ترامپ سیاست آمریکا در مورد ایران، فشار حداکثری بوده است. آنهایی که در کار مذاکرات هستند میدانند که جریان تعامل هم در کنار فشار حداکثری وجود دارد.
موسویان یک دیپلمات حرفهای، اراده گراست
دیاکو حسینی کارشناس ارشد روابط بینالملل، دیگر سخنران این مراسم بود و درباره این اثر گفت: فکر میکنم سیاست خارجی مهمتر از آن است که فقط به دیپلماتها سپرده شود. در این کتاب آقای موسویان همچون یک دیپلمات حرفهای اراده گراست.
وی با اشاره به اینکه، موسویان در معرفی این اثر، صلاحیت کاملاً روشنی را در رابطه با اینکه چنین کتابی به قلم ایشان نوشته شود، ترسیم میکند، گفت: این صلاحیت ابتدا به خاطر سابقه طولانی حضور در عرصه سیاسی ایران پس از انقلاب و مسئولیتهایی است که در نقاط کلیدی حکمرانی کشور بر عهده داشتهاند، و دوم به دلیل فرصت نسبتاً طولانی است که برای تعامل با دنیای غرب و دیدن ایران از زاویه دید غرب به طور کلی داشتهاند. این تجربه باعث شده است که ایشان نگاهی همهجانبه و بدون تعصبات ناشی از ناآگاهی نسبت به شناخت طرف مقابل پیدا کند.
این کارشناس روابط بین الملل با اشاره به اینکه، برای فهم روابط ایران و آمریکا، رویکرد اول عمدتاً نگاه مبتنی بر شخصیت افراد است، گفت: یعنی این فرض که رهبران ، جهانبینی ویژهای دارند، از داوریهای مشخصی تحت تأثیر قرار میگیرند، سوابق ذهنی دارند و ایدئولوژی خاصی را دنبال میکنند، بنابراین ممکن است به سمت تعارض یا بالعکس به سمت تعاون حرکت کنند. این یک نوع نگاه است که اصالت را به شخصیت رهبران حاکم در دو کشور میدهد.
به گفته دیاکو حسینی، نگاه دوم، کمی ساختاریتر و مبتنی بر «فرهنگ استراتژیک» در کشورهای مختلف است؛ بهویژه آنهایی که نظامهای سیاسی ایدئولوژیک دارند یا سوابق تاریخی دیرینهتری دارند. به دلیل داشتن یک فرهنگ استراتژیک معین، ممکن است این کشورها با یکدیگر سازگار یا ناسازگار باشند. ایالات متحده به خاطر فرهنگ استراتژیک خود، باور منحصربهفردی به «استثناگرایی آمریکایی» دارد؛ خود را برتر از بقیه ملتها و یک کشور منتخب میپندارد که مأموریتی تاریخی برای متمدنسازی جهان بر عهده دارد. در مقابل، ایران دارای فرهنگ استراتژیک ایرانی، شیعی و انقلابی است که بر مبنای مهدویت شکل گرفته و بر پایه ظلمستیزی بنا شده است و به دفاع از مستضعفین میپردازد. فارغ از اینکه چه کسانی رهبران آمریکا یا ایران باشند، وجود این فرهنگهای استراتژیک در بستر دو جامعه، زمینههای تعارض را فراهم میکند.
وی تأکید کرد: نگاه سوم، ساختاریتر است؛ به این معنا که شما ایران و آمریکا را نه با تمرکز بر رهبران و نگاه آنها، و نه با توجه به فرهنگ استراتژیک، بلکه بر اساس جایگاهشان در نظام جهانی و به عنوان ابرقدرتها مطالعه میکنید. در این نگاه که مبتنی بر موازنه قواست، آمریکا ابرقدرتی است که به دنبال ایجاد نظم هژمونیک و جهانی است و ایران یک قدرت منطقهای است که تلاش میکند در منطقه خود به سلطه دست یابد و از عهده ایالات متحده یا هر قدرت دیگری برای جلوگیری از این سلطه برآید. به همین ترتیب، آمریکا به طور طبیعی تلاش خواهد کرد که بر منطقه پیرامون ایران مسلط شود تا هرگونه چالش را از بین ببرد. در ۳۰ سال گذشته، این مبنای عملکردی همچنان به جای خود باقی است و بخشی از تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی جهانی محسوب میشود، بنابراین؛هیچکدام از این سه نگاه به تنهایی درست یا غلط نیستند، بلکه هر سه اهمیت دارند و نقش خود را بازی میکنند.
کسانی باید مسئولیت تعامل را بر عهده بگیرند که به آن اعتقاد داشته باشند
وی در پایان تصریح کرد: در نهایت، فکر میکنم برای فهم درست روابط خارجی آمریکا و ایران خیلی مهم است تا هم به ذاتگرایی دچار نشویم و هم به ارادهگرایی صرف. نباید فکر کنیم چون فرهنگ استراتژیک متفاوتی داریم، ناسازگار و محکوم به جنگ اولیه هستیم؛ این نگاه میتواند ما را فرسوده کند و البته واقعاً هم فرسوده میکند. از طرف دیگر، با ارادهگرایی صرف هم دچار توهم نمیشویم که اگر افراد عوض شوند، همه چیز تغییر میکند. بنابراین، به نظر من راهحلی که میتوان داد، فقط راهحلهای کوتاهمدت نیستند، بلکه مجموعهای از استراتژیهاست که به توازن قدرت و تاریخچه فرهنگی متفاوت اهمیت میدهد و مبتنی بر گفتگوهای مستمر است. در عین حال، کسانی باید مسئولیت تعامل را بر عهده بگیرند که به تعامل اعتقاد داشته باشند، ضمن اینکه محدودیتهای آن را هم درک کنند و متوجه باشند که روابط ایران و آمریکا در جاهایی و در موضوعاتی با تعارض همراه است، اما مدیریت صحیح این روابط به نفع هر دو طرف است تا از جنگهای فرسودهکننده جلوگیری شود و منجر به تضعیف منافع ملی نشود.
در پایان مراسم، آیین رونمایی از کتاب توسط چهره های حاضر برگزار شد.