شورش بورس کالا علیه منطق بازارها
تحریریه آوش/ شاید عجیبترین نکته در معاملات فروردین، عقبنشینی طلا و نقره بود. در حالی که انتظار میرفت با تنشهای نظامی، قیمت طلا اوج بگیرد، قیمت جهانی و به تبع آن قیمت داخلی (گواهیهای شمش و سکه) حدود ۷ درصد ریزش کرد. نقره نیز با سقوط ۱۵ درصدی، بازنده بزرگ ماه لقب گرفت.
فضای اقتصادی ایران در فروردین امسال، شاهد یکی از پیچیدهترین پارادوکسهای معاملاتی بود. در بورس کالا، متغیرهای سنتی نظیر نرخ ارز و قیمتهای جهانی، نقش مکمل را بازی کردند تا جایگاه نقش اول به یک بازیگر نامرئی اما قدرتمند برسد: انتظارات تورمی. در شرایطی که سایه سنگین جنگ و تنشهای ژئوپلیتیک، بازار نفت را به مرز انفجار رساند و جریان انرژی در تنگه هرمز را با شوکی بیسابقه مواجه کرد، معاملهگران وطنی ترجیح دادند به جای پناه بردن به ساحل امن طلا در میان شعلههای قیر، فولاد و خودرو به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود باشند. این گزارش، روایتی است از واگرایی عجیب بازدهیها در ماهی که طلا سقوط کرد و میلگرد اوج گرفت.
تحلیلگران معتقدند در شرایط بحرانی فروردین ۱۴۰۵، نیاز مبرم به نقدینگی باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران دست به فروش داراییهای کاغذی طلا بزنند. تحولات فروردینماه ثابت کرد که در اقتصاد ایران، ادراک از آینده بسیار قدرتمندتر از واقعیتهای حال حاضر عمل میکند. بازار کالا با پیشبینی یک تابستان پرالتهاب، قیمتها را پیشخور کرد و نسبت به متغیرهای جهانی واکنشی بومی نشان داد.
تندباد در تنگه؛ وقتی نفت معادلات را آتش زد
در نخستین روزهای سال، جهان با واقعیتی عریان روبهرو شد: اختلال در حیاتیترین شریان انرژی زمین. درگیریهای اخیر در منطقه، فراتر از یک جدال کلامی، بهسرعت بر لولههای نفت اثر گذاشت. آمارها تکاندهندهاند؛ خروج روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت از مسیر استراتژیک تنگه هرمز ناگهان به زیر ۴ میلیون بشکه سقوط کرد. این به معنای حذف ناگهانی ۱۰ میلیون بشکه از عرضه جهانی در یک چشمبرهمزدن بود.
بازار جهانی نفت با غریزه بقای خود به این اتفاق واکنش نشان داد. قیمتها حصار ۱۰۰ دلار را شکسته و در محدودهی ۱۳۰ دلار آرام گرفتند. اگرچه این جهش برای تولیدکنندگان در نگاه اول یک پیروزی مالی به نظر میرسید، اما دومینوی هزینههای حملونقل و تولید بهسرعت حباب این خوشبینی را ترکاند. نهادهای بینالمللی با دیدن قیمت انرژی، ترمز پیشبینیهای رشد اقتصادی را کشیدند و جهان در بیم یک رکود تورمی فرو رفت. افزایش هزینه انرژی موجب رشد هزینههای تولید و در نهایت افزایش سطح عمومی قیمتها شد، موضوعی که زمینهساز فروکش کردن تقاضا در بلندمدت خواهد بود.

پارادوکس فلزی؛ ثبات در میانه آشوب
در حالی که بازار نفت در آتش میسوخت، تالار فلزات لندن و معاملات نیویورک رفتار متفاوتی پیشه کردند. مس در حوالی ۱۲ هزار دلار میخکوب شد و آلومینیوم و روی، علیرغم هزینههای گزاف برق برای تولیدشان، روند خنثی را برگزیدند. علت اصلی این درجا زدن، تقویت دلار آمریکا و هراس از فروپاشی تقاضا در اقتصادهای بزرگ بود. اینجا بود که شکاف میان هزینه تولید و قدرت خرید نمایان شد. کارخانهها در اروپا به دلیل قیمت سرسامآور انرژی با حاشیه سود حداقلی کار میکردند، اما از آنسو، کاهش فعالیتهای ساختوساز در ایالات متحده و چین، اشتهای بازار برای خرید فلزات اساسی را کور کرده بود. این خستگی جهانی، بستر را برای یک رفتار متفاوت در بازار داخلی ایران فراهم کرد تا معاملات بورس کالا مسیری کاملا مستقل از قیمتهای جهانی را در پیش بگیرد.
بورس کالا؛ ویترین اضطراب معاملهگران
اما در تالار بورس کالای ایران، داستان بهگونهای دیگر روایت شد. فروردینماه، شاهد یک پیروزی مطلق برای کالاهای واسطهای و صنعتی بود، آن هم در فصلی که قاعدتا باید با رکود تقاضا همراه میشد.
گواهی سپرده قیر با ثبت بازدهی خیرهکننده ۲۷ درصدی، صدرنشین جدول شد. این رشد نه فقط به دلیل قیمت جهانی نفت، بلکه به دلیل هجوم خریدارانی بود که میدانستند هزینههای تمامشده پروژههای عمرانی در راه است.
در بخش فولاد، میلگرد با ۲۵ درصد رشد قیمت، عملا منطق اقتصادی را به چالش کشید. نکته کلیدی اینجاست که در فروردینماه، بازار ارز تقریبا ثابت بود و قیمتهای جهانی فولاد نیز حرکتی صعودی نداشتند. پس چرا میلگرد گران شد؟ پاسخ در پیشدستی خریداران نهفته است. معاملهگران با نگاه به افق پیش رو، ترجیح دادند انبارها را در قیمت فعلی پر کنند تا در ماههای آینده با قیمتهای ناشی از تورم تولید مواجه نشوند.
رشد ۳۱ درصدی گواهیهای خودرویی، مهر تاییدی بود بر اینکه خودرو در چشم معاملهگران ایرانی هنوز یک دارایی حفاظتی است. محدودیت در عرضه مواد اولیه نظیر ورقهای فولادی، این حس را در بازار تقویت کرد که تولید در ماههای آتی دشوارتر و بهای تمامشده بالاتر خواهد رفت.
سقوط پناهگاههای سنتی؛ معایب نقدینگی در روزهای سخت
شاید عجیبترین نکته در معاملات فروردین، عقبنشینی طلا و نقره بود. در حالی که انتظار میرفت با تنشهای نظامی، قیمت طلا اوج بگیرد، قیمت جهانی و به تبع آن قیمت داخلی (گواهیهای شمش و سکه) حدود ۷ درصد ریزش کرد. نقره نیز با سقوط ۱۵ درصدی، بازنده بزرگ ماه لقب گرفت.
تحلیلگران معتقدند در شرایط بحرانی فروردین ۱۴۰۵، نیاز مبرم به نقدینگی باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران دست به فروش داراییهای کاغذی طلا بزنند. ابطال واحدهای صندوقهای طلا در بورس، مدیران را ناچار به عرضه سنگین کرد تا جریان نقدینگی را مدیریت کنند. اینگونه بود که طلا در روزهایی که باید نقش ناجی را ایفا میکرد، تحت فشار فروش قرار گرفت و بازدهی منفی ثبت کرد.
پیشخور شدن قیمتها، ناشی از غلبه آینده بر حال
تحولات فروردینماه ثابت کرد که در اقتصاد ایران، ادراک از آینده بسیار قدرتمندتر از واقعیتهای حال حاضر عمل میکند. بازار کالا با پیشبینی یک تابستان پرالتهاب، قیمتها را پیشخور کرد و نسبت به متغیرهای جهانی واکنشی بومی نشان داد. اکنون با پایان یافتن ماه اول سال ۱۴۰۵، بورس کالا در انتظار ثبات سیاسی است؛ چرا که نشان داد در غیاب آرامش، حتی فلزات سرد هم میتوانند زیر حرارت انتظارات تورمی، ذوب شوند.