شبیخون به سفرههای خالی/ بازخوانی گزارش هولناک مرکز آمار از شاخص قیمت مصرفکننده در اسفند ۱۴۰۴
تحریریه آوش/ در حالی که دهک دهم (ثروتمندان) تورم سالانه ۴۹.۲ درصد را تجربه میکنند، دهک اول و دوم با تورم بالای ۵۴ درصد روبرو هستند. این ۵ واحد درصد فاصله، در ادبیات اقتصادی به معنای حذف فیزیکی گرسنگان است. ضریب اهمیت خوراکیها برای فقرا ۴۲ درصد است؛ یعنی هشت برابر بیش از ثروتمندان از گرانی گوشت و نان آسیب میبینند
اسفند ۱۴۰۴ دیگر برای شهروندان نشانی از عید نداشت. امسال آتش تنشهای اجتماعی دیماه با دود غلیظ انفجارهای جنگ رمضان گره خورد تا تلخترین پایان سال قرن رقم بخورد. گزارش تازه مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) دیگر یک جدول خشک ریاضی نیست؛ این سند، کالبدشکافی پیکر اقتصادی است که زیر ضربات متوالی پتکهای داخلی و خارجی، نفسهای آخر را میکشد. اعداد به ما میگویند که اسفندماه نه یک دوره اقتصادی، بلکه یک تراژدی معیشتی بوده است.
در حالی که کشور هنوز از شوک اعتراضات گسترده دیماه کمر راست نکرده بود، حمله نظامی نهم اسفند، ایران را به یک اقتصاد سنگری پرتاب کرد؛ جایی که قیمتها نه روزانه، بلکه هر ساعت تغییر میکنند. شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای کشور به عدد خیرهکننده ۵۴۲.۳ رسیده و تورم نقطهبهنقطه ۷۱.۸ درصدی، اعلام وضعیت اضطراری برای سفرههایی است که حالا با باروت و تورم عجین شدهاند.
اسفندماه همیشه در ادبیات اقتصادی ایران، ماه تکانههای تقاضا بود؛ ماهی برای چانهزنی در بازارهای شب عید. اما اسفند ۱۴۰۴ داستانی متفاوت دارد. نگاهی به دادههای رسمی نشان میدهد که ما با یک انحراف معیار تاریخی روبرو هستیم. تورم ماهانه ۵.۶ درصدی در این ماه، در حالی ثبت شده که این شاخص در گروه خوراکیها و آشامیدنیها رشد وحشتناک ۸.۶ درصدی را تنها در ۳۰ روز تجربه کرده است. این یک شوک سهمگین به معیشت است.
میراث خاکستری دیماه؛ زخمی که دهان باز کرد
پیش از آنکه اولین موشک در نهم اسفند شلیک شود، اقتصاد ایران در تله پیامدهای اعتراضات دیماه گرفتار بود. ناآرامیهایی که ریشه در معیشت داشت، خود به عاملی برای فرار سرمایه و توقف چرخهای تولید تبدیل شد. فلج شدن سیستمهای توزیع در بهمنماه، پیشدرآمدی بود بر سمفونی فلاکت اسفند. اما نهم اسفند، لحظهای بود که فنر فشردهشدهی تورم ناگهان رها شد. تهاجم به بنادر و زیرساختهای حیاتی، ایران را وارد فاز «تورم جنگی» کرد.
طبق گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها به رقم باورنکردنی ۱۱۲.۵ درصد رسیده است. به زبان ساده، سفره ایرانی نسبت به اسفند پارسال بیش از دو برابر گران شده است. چرا؟ چون جنگ یعنی ناامنی در جادهها. وقتی کامیونهای حامل آرد و روغن از ترس حملات هوایی یا کمبود سوخت در جادهها زمینگیر شدند، قفسه فروشگاهها خالی شد و قیمتها به پرواز درآمدند.
هولوکاست گوشت و نان
در میان گروههای کالایی، انواع گوشت قرمز و سفید با تورم ماهانه ۱۱.۳ درصدی، رکورددار سقوط قدرت خرید شده است. گوشت که پیش از این هم از سفره بسیاری از دهکها پر کشیده بود، حالا در میانه جنگ و بحران به یک کالای لوکس تبدیل شده است. گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرفکننده اسفند ۱۴۰۴ میگوید قیمت گوشت نسبت به ماه پیش بیش از ۱۱ درصد گران شده، اما واقعیت در قصابیهای تهران و کلانشهرها نشاندهنده تغییرات لحظهای است.
وضعیت در مورد نان و غلات نیز بحرانی است. با ضریب اهمیت ۶.۳۸ درصدی برای کل کشور، نان تنها پناهگاه فقرا بود؛ اما تورم ماهانه ۷.۱ درصدی نان گویای آن است که حتی سنگر آخر هم در حال فروپاشی است. وقتی در روزهای پایانی اسفند، بنادر جنوبی که شریان ورود غلات هستند هدف قرار گرفتند، نان به ابزار فشار روانی تبدیل شد. ضریب اهمیت خوراکیها برای دهک اول (فقیرترین) ۴۲.۳۶ درصد است؛ یعنی نیمی از زندگی یک خانواده فقیر ایرانی در اسفندماه زیر آتش تورم ۸.۶ درصدی خوراکیها خاکستر شده است.

دخانیات؛ دود در میان خون
در پدیدهای عجیب که تنها در اقتصادهای بحرانزده دیده میشود، دخانیات با تورم ماهانه ۱۷.۱ درصدی و تورم نقطهبهنقطه ۱۲۵.۱ درصدی در صدر جدول تورم ایستاده است. به نظر میرسد در شرایط جنگی و استرس ناشی از اعتراضات پسادیماه، تقاضا برای دخانیات افزایش یافته و همزمان زنجیره تامین آن قطع شده است. این عدد، نمادی از تورم ناشی از اضطراب در جامعهای است که آیندهای برای خود متصور نیست.
مسکن؛ از رکود اعتراضات تا آوار جنگ
بخش مسکن و اجارهبها که ۳۶.۱۱ درصد از سبد هزینهای کل کشور را میبلعد در اسفندماه وارد فاز جمود شد. تورم ماهانه مسکن ۱.۷ درصد ثبت شده که نسبت به خوراکیها کمتر است؛ اما این به معنای بهبود نیست، بلکه به معنای توقف کامل معاملات است. با آغاز حمله در ۹ اسفند، بازار ملک از رمق افتاد. کسی نمیخرد، کسی نمیفروشد؛ همه منتظرند ببینند آیا فردا سقفی بر سر خواهند داشت یا نه. با این حال، تورم نقطهبهنقطه ۳۴.۹ درصدی مسکن نشان میدهد که هزینه سرپناه داشتن همچنان مانند بختکی بر روی زندگی مردم سنگینی میکند.
حملونقل و بهداشت، زیر تیغ تحریم و تهاجم
تورم نقطهبهنقطه ۶۷.۵ درصدی حملونقل، پیامد مستقیم آسیب به زیرساختهاست. قطعات یدکی خودرو و وسایل حملونقل عمومی به دلیل انسداد مرزها نایاب شدهاند. از سوی دیگر، بخش بهداشت و درمان با تورم نقطهبهنقطه ۵۹ درصدی، وحشتناکترین بخش گزارش است. در شرایطی که مجروحان جنگی یا مصدومان اعتراضات نیازمند خدمات درمانی هستند، قیمت دارو و خدمات پزشکی به شکلی ناجوانمردانه بالا رفته است. مرکز آمار میگوید تورم سالانه بهداشت ۵۰.۶ درصد است؛ یعنی نیمی از شانس درمان در یک سال از دست رفته است.
بنزین روی آتش نقدینگی
دولت در این میان کجا ایستاده است؟ گزارش مرکز آمار به صورت غیرمستقیم از رشد نقدینگی پرده برمیدارد. شاخص کالاها و خدمات متفرقه که شامل طلا و ارز نیز میشود، تورم ماهانه ۶.۷ درصدی و نقطهبهنقطه ۹۰.۴ درصدی را ثبت کرده است. این یعنی فرار بزرگ پول از بانکها به سمت داراییهای امن. چاپ پول برای جبران هزینههای ناگهانی جنگی و همچنین پرداختهای ترمیمی برای مهار خشم پسااعتراضات، تورم را به مرز انفجار رسانده است. نرخ تورم سالانه کل کشور به ۵۰.۶ درصد رسیده است؛ عددی که معنایش نصف شدن قدرت خرید ملی در عرض یک سال است.
مجمعالجزایر تورمی
گزارش استانی مرکز آمار نشاندهنده نابرابری در توزیع فلاکت است. در حالی که هرمزگان و خوزستان (مناطق درگیر جنگ) شاهد بالاترین نرخهای تورم خوراکی ماهانه بودهاند، پایتخت نیز با تورم نقطهبهنقطه تند، لیدری افزایش قیمت خدمات را بر عهده دارد. تورم سالانه در استانهایی مثل کردستان و لرستان که هنوز از شوکهای دیماه بیرون نیامدهاند از مرز ۵۸ درصد گذشته است. ایران اسفند ۱۴۰۴، مجموعهای از مجمعالجزایر تورمی است که تنها وجه اشتراکشان، ناامیدی است.
دهکهای پایین در مسلخ شکاف طبقاتی
فاجعهبارترین لایه این گزارش، فاصله تورمی دهکهاست. در حالی که دهک دهم (ثروتمندان) تورم سالانه ۴۹.۲ درصد را تجربه میکنند، دهک اول و دوم با تورم بالای ۵۴ درصد روبرو هستند. این ۵ واحد درصد فاصله، در ادبیات اقتصادی به معنای حذف فیزیکی گرسنگان است. ضریب اهمیت خوراکیها برای فقرا ۴۲ درصد است؛ یعنی هشت برابر بیش از ثروتمندان از گرانی گوشت و نان آسیب میبینند. در اسفند ۱۴۰۴، فقرا نه تنها نانشان گران شد، بلکه رویای نان را هم در میان صدای موشکها گم کردند.
سقوط آزاد در آستانه ۱۴۰۵
سوالی که در لایههای پنهان این آمارها بیپاسخ مانده این است: فروردین ۱۴۰۵ با چه قیمتی آغاز شده؟ وقتی زیرساختهای حملونقل آسیب دیده، وقتی بنادر اصلی تحت فشار نظامی هستند و وقتی اعتماد عمومی در اعتراضات دیماه به پایینترین سطح خود رسیده، اعداد بهار ۱۴۰۵ نمیتوانند چیزی جز فریاد باشند. ما با اقتصادی روبرو هستیم که فرمانپذیری خود را از بخشنامههای دولتی از دست داده و تنها از نرخ ارز و صدای انفجارها فرمان میگیرد.
در نهایت اسفند ۱۴۰۴ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ما خواهد بود؛ ماهی که در آن آمارها از زبان افتادند و واقعیتهای عریان خیابان، جای جداول اکسل را گرفتند. این نشاندهنده شکست تمام الگوهای اقتصادی در برابر طوفان همزمان بحران داخلی و تهاجم خارجی است.

پایان سال ترومایی اقتصاد ایران
خلاصه که گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرفکننده اسفندماه ۱۴۰۴، آمار نیست؛ مرثیهای است برای اقتصادی که میان دو لبه قیچی خشم داخلی و تجاوز خارجی گرفتار شده است. این اعداد به ما میگویند که زمان برای اصلاحات قطرهچکانی به پایان رسیده است. وقتی نان مردم با بوی باروت عجین شود، دیگر نمیتوان با وعده و وعید، بازار را آرام کرد. فروردین آمد، اما برای سفرههایی که اسفند خونین را پشت سر گذاشتهاند، بهار معنایی جز تداوم زمستان ندارد. اقتصاد ایران حالا در یک وضعیت ترومایی به سر میبرد که درمان آن در تغییرات بنیادین سیاسی و پایان دادن به انزوای بینالمللی نهفته است. در غیر این صورت، گزارش فروردین ماه، تنها یک عدد نخواهد بود؛ بلکه بیانیه رسمی فروپاشی طبقه متوسط و فقیر ایران خواهد بود. سفرهها در حال محو شدن در افق جنگ هستند.