سایهروشن خطرات در بزرگراههای تاریک/ چرا انرژی خورشیدی ایران در برابر خاموشیهای شهری هدر میشود؟
تحریریه آوش/مدیریت شهری و سازمانهای متولی با هدف صرفهجویی در مصرف برق، کلید خاموشی شاهراههای حیاتی را میزنند، اما نگاهی به وضعیت کلی شهرها تناقضی آشکار را نمایان میکند. در حالی که دکلهای روشنایی اتوبانهای اصلی و جادههای بینشهری پرخطر خاموش هستند، در گوشه و کنار شهرها چراغهای تزئینی، بیلبوردهای تبلیغاتی ناهمگون و نورپردازیهای غیرضروری همچنان پابرجا ماندهاند.
چند سالی است که با فرا رسیدن شب، چهره پایتخت و بسیاری از جادههای مواصلاتی کشور تغییر میکند. معابری که روزگاری با نور چراغها امنیت و وضوح را به رانندگان هدیه میدادند، اکنون در تاریکی مطلق فرو میروند. این وضعیت که ابتدا به عنوان طرحی موقت برای مدیریت مصرف انرژی و کاهش بار شبکه برق معرفی شد، حالا به یک روال عادی و نگران کننده در سیاستهای مدیریت شهری تهران و استانهای مختلف تبدیل شده است. مدیریت شهری و سازمانهای متولی با هدف صرفهجویی در مصرف برق، کلید خاموشی شاهراههای حیاتی را میزنند، اما نگاهی به وضعیت کلی شهرها تناقضی آشکار را نمایان میکند. در حالی که دکلهای روشنایی اتوبانهای اصلی و جادههای بینشهری پرخطر خاموش هستند، در گوشه و کنار شهرها چراغهای تزئینی، بیلبوردهای تبلیغاتی ناهمگون و نورپردازیهای غیرضروری همچنان پابرجا ماندهاند. این دوگانگی در تصمیم گیری نه تنها هدف اولیه یعنی بهینهسازی مصرف را زیر سوال برده، بلکه جادهها و شریانهای ارتباطی را به بستری خطرناک برای وقوع حوادث ناگوار بدل ساخته است.
تاریکی مطلق در شریانهای اصلی و تناقض در مدیریت مصرف انرژی
بررسی عملکرد طرح خاموشی معابر نشان میدهد که این اقدام بیش از آنکه یک راهکار علمی و پایدار برای حل بحران ناترازی انرژی باشد، رویکردی ابتدایی و واکنشی است. کارشناسان حوزه انرژی همواره تاکید میکنند که سهم روشنایی معابر عمومی از کل مصرف برق کشور درصد بسیار ناچیزی است و خاموش کردن آنها تغییر ساختاری و معناداری در سبد مصرفی ایجاد نمیکند. بر اساس آمارهای موجود، سهم این بخش معمولا کمتر از 2 درصد کل انرژی مصرفی شبکه است. بنابراین، تاریک کردن خیابانها و اتوبانها باری از دوش ناترازی برق برنمیدارد، اما هزینههای پنهان و سنگینی را به بخشهای دیگر جامعه تحمیل میکند. تناقض اصلی جایی آشکار میشود که در سیستم توزیع برق، اولویت حفظ روشنایی مکانهای پرخطر مانند تقاطعها، تونلها و بزرگراهها نادیده گرفته میشود. رانندگی در اتوبانهای تهران یا جادههای مواصلاتی بین شهری در تاریکی مطلق، نیازمند تمرکز بیش از حد توان یک راننده معمولی است و عملا ضریب خطای انسانی را به شدت افزایش میدهد. این در حالی است که فضاهای تجاری یا بخشهای غیرضروری شهری اغلب از این محدودیتها معاف میمانند و این پرسش را در ذهن شهروندان ایجاد میکنند که معیار واقعی این فداکاری امنیتی چیست.

هشدار پلیس و مستندات حادثهخیز بودن مسیرهای تاریک
پلیس راهور و کارشناسان تصادفات جادهای بارها نسبت به پیامدهای مرگبار این تاریکیهای عمدی هشدار دادهاند. آمارهای رسمی نشان میدهند که وقوع تصادفات رانندگی در ساعات پایانی شب و بامداد در معابر بدون روشنایی به طور چشمگیری افزایش یافته است. یکی از جدیترین معضلات این خاموشیها، از کار افتادن یا اختلال در عملکرد چراغهای راهنمایی و رانندگی در تقاطعهای اصلی شهر است. وقتی برق یک منطقه قطع میشود یا به طور عمدی هدایت میشود، تقاطعها به گرههای کور ترافیکی و محل برخورد خودروها تبدیل میشوند، چرا که حق تقدم دیگر معنایی ندارد و رانندگان در تاریکی ناگهانی غافلگیر میشوند. در جادههای بین شهری، وضعیت به مراتب فاجعهبارتر است. سرعت بالای خودروها در جادههای مواصلاتی همراه با نبود دید کافی، زمان عکسالعمل رانندگان را به حداقل میرساند. پلیس راهور صراحتا اعلام کرده است که رفع تاریکی معابر و جادهها یک ضرورت ایمنی غیرقابل چشمپوشی است و نمیتوان امنیت جان مسافران را قربانی محاسبات نادرست توزیع انرژی کرد. هر تصادفی که در این مسیرها رخ میدهد، علاوه بر خسارتهای مالی سنگین، هزینههای روحی و جانی جبران ناپذیری برای خانوادهها و جامعه به همراه دارد.

کمین چالهها، جادههای مواج و خطرات پنهان در مسیر رانندگان
رانندگی در شب به خودی خود چالشهای خاص خودش را دارد، اما وقتی این امر با کیفیت نامناسب آسفالت و تاریکی مطلق همراه شود، به یک بازی مرگبار تبدیل میشود. وجود دستاندازها، چالههای عمیق و تخریبهای موضعی آسفالت در اتوبانها و جادههای ایران یک واقعیت انکارناپذیر است. در طول روز، رانندگان میتوانند با تغییر مسیر یا کاهش سرعت از این موانع عبور کنند، اما در شب و بدون روشنایی، این دستاندازها تا آخرین لحظه از چشم پنهان میمانند. برخورد ناگهانی لاستیک خودرو با یک چاله عمیق در سرعتهای بالا میتواند منجر به ترکیدگی لاستیک، انحراف ناگهانی فرمان و در نهایت واژگونی خودرو شود. علاوه بر این، خطکشیهای جادهای در بسیاری از نقاط کشور فرسوده شدهاند و بدون نور مستقیم چراغهای معابر، تشخیص مرز جاده و حاشیه آن غیرممکن میشود.
این مسئله احتمال خارج شدن خودرو از مسیر اصلی و سقوط به درهها یا واژگونی در شانه خاکی را به شدت افزایش میدهد. رانندهای که در تاریکی مطلق ناچار به استفاده مداوم از نوربالا است، نه تنها دید خود را به سختی حفظ میکند، بلکه موجب نابینایی موقت رانندگان مسیر مقابل میشود و این خود زنجیرهای از حوادث جدید را رقم میزند.
تهدید جان بومیان و حیات وحش در جادههای تاریک بین شهری
ابعاد فاجعه خاموشی جادهها تنها به برخورد خودروها با یکدیگر یا موانع فیزیکی محدود نمیشود. جادههای بین شهری معمولا از مجاورت روستاها، شهرکهای اقماری و زیستگاههای طبیعی عبور میکنند. در این میان، عبور عابران پیاده محلی، کشاورزان و ساکنان بومی از عرض جاده در تاریکی شب یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی رانندگان است. لباسهای تیره عابران در تاریکی مطلق جاده عملا آنها را نامرئی میکند و راننده تنها زمانی متوجه حضور آنها میشود که دیگر فرصتی برای ترمز کردن باقی نمانده است. این موضوع سالانه جان بسیاری از بومیان حاشیه جادهها را میگیرد. از سوی دیگر، حیات وحش و حیوانات اهلی مانند سگها، گاوها یا شترها در مناطق کویری و روستایی، به طور مداوم از جادهها عبور میکنند. برخورد با یک حیوان بزرگ جثه در تاریکی شب، ضربهای معادل برخورد با یک دیوار بتنی به خودرو وارد میکند و در اکثر مواقع به قیمت جان سرنشینان تمام میشود. روشنایی معابر جادهای میتوانست حاشیه جاده را آشکار کند تا راننده بتواند حرکت حیوان یا عابر را از دور تشخیص داده و سرعت خود را کنترل کند، اما اکنون این لایه حفاظتی مهم به طور کامل حذف شده است.
پتانسیل عظیم و هدر رفته انرژی خورشیدی در پهنه جغرافیایی ایران
در حالی که کشور با بحران سوختهای فسیلی و ناترازی شدید برق دستوپنجه نرم میکند و مدیریت شهری سادهترین راه یعنی قطع روشنایی را انتخاب کرده است، در حالی که یک منبع عظیم و بیپایان در آسمان ایران نادیده گرفته میشود. ایران به لحاظ جغرافیایی در کمربند تابش جهانی قرار دارد و یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای بهرهبرداری از انرژی خورشیدی است. طبق آمارهای بینالمللی، ایران به طور متوسط بیش از 300 روز آفتابی در سال دارد و میزان تابش نور خورشید در بسیاری از استانهای مرکزی، جنوبی و شرقی، بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی برای تولید انرژی است.
مناطقی مانند کویر مرکزی، استانهای کرمان، یزد، اصفهان و حتی دشتهای اطراف تهران پتانسیل این را دارند که به قطبهای بزرگ تولید برق پاک تبدیل شوند. با این حال، سهم انرژیهای تجدید پذیر و به ویژه نیروگاههای خورشیدی در سبد انرژی کشور همچنان کمتر از یک درصد است. این حجم از انرژی رایگان و در دسترس در حالی هدر میرود که شهرداری تهران و سایر استانها میتوانستند با یک برنامهریزی بلند مدت، تمام سیستم روشنایی معابر خود را به پنلهای خورشیدی و باتریهای ذخیرهساز مجهز کنند تا بار این بخش به طور کامل از روی شبکه سراسری برداشته شود.
غفلت شهرداریها از فناوریهای نوین و توسعه پایدار شهری
پایدارسازی روشنایی شهری از طریق انرژیهای نو، سالهاست که در شهرهای پیشرفته جهان به عنوان یک استاندارد اولیه پذیرفته شده است. چراغهای خیابانی خورشیدی که در طول روز انرژی را ذخیره و در شب معابر را روشن میکنند، نیازی به سیمکشیهای پیچیده شهری و اتصال به شبکه سراسری ندارند. با این وجود، در ساختار مدیریت شهری تهران و استانهای دیگر، هرگز پیشبینیها و سرمایهگذاریهای جدی در این زمینه انجام نشده است.
شهرداریها مبالغ کلانی را صرف پروژههای کوتاه مدت یا تغییرات ظاهری شهر میکنند، اما از سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار مانند روشنایی خورشیدی غافل ماندهاند. توجیه اولیه مسئولان معمولا هزینهبر بودن خرید و نصب پنلها و باتریهای خورشیدی است، اما نگاهی اقتصادی نشان میدهد که این هزینهها در میان مدت از طریق حذف قبوض برق مصرفی، کاهش هزینههای تعمیر و نگهداری شبکه و مهمتر از همه، کاهش آمار تصادفات و تلفات جادهای جبران میشود. تن دادن به تاریکی معابر به جای حل مسئله از طریق نوآوری، نشان دهنده یک ضعف ساختاری در نگاه به توسعه پایدار است که دود آن مستقیما به چشم شهروندانی میرود که بهای این ناکارآمدی را با جان و مال خود میپردازند.