EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۲۶۹
گزارش روز

تاراج مشاغل زنانه در تلاطم بحران/ چرا مردان جایگزین زنان در بازار کار می‌شوند؟

تحریریه آوش/ گزارش‌های اخیر از وضعیت اشتغال نشان می‌دهد که در تلاطم‌های اقتصادی و شرایط نیمه جنگی حاکم بر منطقه، زنان نخستین قربانیان تعدیل نیرو و بی‌ثباتی شغلی بوده‌اند. این پدیده نه تنها دستاوردهای ناچیز دهه‌های گذشته در حوزه اشتغال زنان را تهدید می‌کند، بلکه الگویی از جابه‌جایی جنسیتی را به نمایش گذاشته است

تاراج مشاغل زنانه در تلاطم بحران/ چرا مردان جایگزین زنان در بازار کار می‌شوند؟

در حالی که اقتصاد جهانی و منطقه‌ای با تکانه‌های شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بازتاب این بحران‌ها در لایه‌های زیرین بازار کار ایران شکلی نگران کننده به خود گرفته است. گزارش‌های اخیر از وضعیت اشتغال نشان می‌دهد که در تلاطم‌های اقتصادی و شرایط نیمه جنگی حاکم بر منطقه، زنان نخستین قربانیان تعدیل نیرو و بی‌ثباتی شغلی بوده‌اند.
این پدیده نه تنها دستاوردهای ناچیز دهه‌های گذشته در حوزه اشتغال زنان را تهدید می‌کند، بلکه الگویی از جابه‌جایی جنسیتی را به نمایش گذاشته که در آن، مردان به سرعت در حال اشغال موقعیت‌هایی هستند که پیش‌تر در اختیار زنان بود. در حالی که نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در محدوده شکننده ۱۳.۵ درصد در نوسان است، مقایسه این آمار با جهش‌های خیره کننده در کشورهای همسایه همچون عربستان سعودی، زنگ خطری جدی را برای سیاست‌گذاران به صدا درآورده است. 

نرخ بیکاری زنان


شکنندگی اشتغال زنان در بحران‌ها

بررسی داده‌های منتشر شده در رسانه‌های اقتصادی و گزارش‌های آماری نشان می‌دهد که نوسانات ارزی، تحریم‌ها و سایه جنگ، امنیت شغلی زنان را بیش از هر گروه دیگری هدف قرار داده است. در بسیاری از بخش‌های خدماتی و حتی مشاغل فعال در بستر اینترنت که پیش از این به عنوان پناهگاه اصلی اشتغال زنان شناخته می‌شد، روند نگران کننده‌ای از تعدیل نیرو آغاز شده است. نکته حائز اهمیت در این میان، نه تنها حذف فیزیکی زنان از لیست بیمه و حقوق، بلکه جایگزینی هدفمند آن‌ها با نیروی کار مرد است. بسیاری از کارفرمایان در شرایط ناپایداری اقتصادی، با تکیه بر کلیشه‌های سنتی، ترجیح می‌دهند نیروی کار مرد را که به زعم آن‌ها از تعهدات خانوادگی کمتری برخوردار است یا در شرایط بحرانی انعطاف بیشتری دارد، جایگزین زنان کنند. این رویکرد باعث شده تا سهم زنان از بازار کار که پیش از این نیز ناعادلانه بود، باز هم کوچک‌تر شود و بخش بزرگی از زنان تحصیل کرده به سمت مشاغل غیررسمی یا بیکاری پنهان سوق داده شوند. از سوی دیگر برخی از کارفرمایان ترجیح می‌دهند زنان را حفظ کنند اما حقوق کمتری نسبت به مردان پرداخت کنند. 

در تحلیل‌های ارائه شده توسط منابعی نظیر روزنامه «دنیای اقتصاد»، مشخص است که نرخ بیکاری زنان فارغ التحصیل دانشگاهی در ایران بیش از دو برابر مردان در وضعیت مشابه است. در حالی که نرخ بیکاری کل در محدوده ۸ تا ۹ درصد نوسان می‌کند، این عدد برای زنان جوان تحصیل کرده در برخی مناطق به مرزهای نگران کننده‌ای رسیده است. گزارش‌ها تایید می‌کنند که در موج تعدیل نیروهای ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی، نرخ خروج زنان از بازار کار بسیار سریع‌تر از مردان بوده و موقعیت‌های شغلی تخلیه شده، به سرعت توسط جویندگان کار مرد اشغال شده است. 
 

جابه‌جایی جنسیتی در مشاغل اینترنتی و خدماتی

یکی از حوزه‌هایی که به طور سنتی زنان در آن حضور پررنگی داشتند، مشاغل مبتنی بر فناوری اطلاعات و کسب‌وکارهای اینترنتی بود. با این حال، گزارش‌های خبری حاکی از آن است که حتی در این بخش مدرن نیز، مردان در حال پیشروی هستند. به دلیل فشارهای اقتصادی، مردانی که پیش از این در مشاغل سنگین‌تر یا بخش‌های صنعتی فعال بودند، اکنون برای تامین معاش به سمت مشاغلی همچون ادمین شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا و فروش اینترنتی روی آورده‌اند؛ مشاغلی که تا چندی پیش به عنوان حوزه‌ای زنانه شناخته می‌شد. 

طبق گزارش «خبرآنلاین»، این تهاجم به فضای شغلی زنان، آن‌ها را در تنگنای شدیدی قرار داده است. از سوی دیگر، نرخ اشتغال پایدار برای زنان در مقایسه با مردان بسیار پایین‌تر است؛ به این معنا که حتی در صورت یافتن شغل، احتمال اخراج یا تغییر شرایط کاری برای زنان در هر تکانه اقتصادی بسیار بالاتر از همتایان مردشان است.
این‌عدم پایداری، عملا امکان برنامه‌ریزی بلندمدت مالی را از زنان سلب کرده و آن‌ها را در وضعیتی از تعلیق دائمی نگه می‌دارد. آمارهای استخراج شده از «برنا نیوز» نشان می‌دهد که طول دوره اشتغال برای زنان به طور میانگین ۳۰ درصد کوتاه‌تر از مردان است، که این خود ریشه در قراردادهای موقت و آسیب‌پذیری ساختاری دارد. 

زنان شاغل1

مقایسه ایران با رقبای منطقه‌ای

وقتی صحبت از نرخ مشارکت ۱۳.۵ درصدی زنان در ایران به میان می‌آید، عمق فاجعه زمانی مشخص می‌شود که نگاهی به آمارهای کشورهای پیرامونی بیندازیم. در حالی که ایران با پتانسیل بالای نیروی کار تحصیل کرده زن روبه‌روست، نرخ مشارکت اقتصادی آن‌ها به مراتب پایین‌تر از استانداردهای جهانی و حتی منطقه‌ای است. در نقطه مقابل، کشورهایی مانند امارات متحده عربی و به ویژه عربستان سعودی، تحولات شگرفی را تجربه می‌کنند. 

عربستان سعودی که تا همین چند سال پیش یکی از بسته‌ترین محیط‌ها برای فعالیت اقتصادی زنان بود، اکنون به الگویی موفق در منطقه تبدیل شده است. 

این کشور با اجرای اصلاحات ساختاری در قالب «چشم‌انداز ۲۰۳۰»، موفق شد نرخ مشارکت زنان را از ۱۷.۴ درصد در سال ۲۰۱۷ به عدد خیره کننده ۳۴.۴ درصد در سال ۲۰۲۴ برساند. این یعنی عربستان در کمتر از یک دهه، حضور زنان در بازار کار را بیش از دو برابر کرده است. این پیشرفت‌ها تنها در ارقام خلاصه نمی‌شود؛ کاهش نرخ بیکاری زنان عربستانی به ۱۰.۵ درصد و هدف‌گذاری برای رسیدن به مشارکت ۴۰ درصدی، نشان دهنده یک اراده سیاسی قوی برای تحول اقتصادی است. بر اساس گزارش «عصر ایران»، این کشور با برداشتن «سرعت‌گیرهای بزرگ» در رالی اقتصادی، فضایی را فراهم کرده که زنان نه تنها در مشاغل خدماتی، بلکه در سطوح کلان مدیریتی نیز حضور داشته باشند. 


سقف‌های شیشه‌ای و موانع نامرئی زنان 

علاوه بر مشکل بیکاری و جایگزینی جنسیتی، زنان شاغل در ایران با پدیده‌ای به نام «سقف شیشه‌ای» مواجه هستند. این اصطلاح به موانع نامرئی اشاره دارد که مانع از رسیدن زنان به پست‌های مدیریتی ارشد و موقعیت‌های تصمیم ساز می‌شود. حتی در سازمان‌هایی که بدنه اصلی آن را زنان تشکیل می‌دهند، در لایه‌های مدیریتی توازن به نفع مردان تغییر می‌کند. 

این تبعیض سیستماتیک باعث شده تا دستمزد زنان در موقعیت‌های مشابه همواره کمتر از مردان باشد. طبق داده‌های آماری، شکاف دستمزد جنسیتی در ایران در مشاغل غیررسمی به شدت به چشم می‌خورد؛ جایی که زنان برای انجام کار مشابه، گاهی تا ۴۰ درصد حقوق کمتری دریافت می‌کنند. سقف شیشه‌ای نه تنها انگیزه رشد را در زنان شاغل می‌کشد، بلکه باعث می‌شود اقتصاد کشور از توانمندی‌ها و دیدگاه‌های مدیریتی نیمی از جامعه محروم بماند. در شرایط فعلی که اقتصاد ایران به بهره‌وری حداکثری نیاز دارد، نادیده گرفتن زنان در سطوح خرد و کلان، خسارتی جبران‌ناپذیر به بدنه توسعه کشور وارد می‌کند. غیبت زنان در سطوح تصمیم گیری باعث می‌شود سیاست‌های حمایتی نظیر مرخصی زایمان یا امنیت شغلی پس از بازگشت به کار، به درستی اجرا نشوند. 

تله فقر زنانه 

خروج اجباری زنان از چرخه اقتصاد، تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه تبعات اجتماعی و خانوادگی گسترده‌ای به همراه دارد. با توجه به تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید خانوارها، درآمد زنان دیگر یک درآمد تزیینی یا مکمل نیست، بلکه در بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط و فرودست، رکن اساسی برای بقا محسوب می‌شود. وقتی زنان شغل خود را از دست می‌دهند یا جایگاه آن‌ها توسط مردان اشغال می‌شود، ضریب فقر در خانواده‌ها افزایش یافته و آسیب‌های اجتماعی نظیر افسردگی و وابستگی مالی افراطی شدت می‌گیرد. 

بر اساس آمارهای موجود، جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران روندی صعودی داشته است. فقدان اشتغال پایدار برای این گروه به معنای سقوط مستقیم به زیر خط فقر مطلق است. از سوی دیگر، این ریزش شغلی به معنای هدر رفت سرمایه‌های کلانی است که صرف تحصیل و آموزش زنان شده است. فارغ التحصیلان زنی که پشت درهای بسته بازار کار می‌مانند، یا به مهاجرت فکر می‌کنند و یا در انزوای اقتصادی فرو می‌روند که هر دو مسیر به معنای تضعیف سرمایه انسانی کشور است. گزارش‌ها به وضوح نشان می‌دهد که خروج شاغلان زن از بخش‌های مختلف اقتصادی، به ویژه بخش‌های مولد، چگونه توازن عرضه و تقاضا را بر هم زده است. 

زنان شاغل

لزوم بازنگری در سیاست‌های حمایتی و قوانین کار

برای توقف روند جایگزینی مردان به جای زنان در بازار کار، نیازمند یک جراحی در سیاست‌های اشتغال هستیم. اصلاح قوانین کار به گونه‌ای که هزینه استخدام زنان برای کارفرما کاهش یابد، بدون آنکه مزایای رفاهی زنانه آسیب ببیند، یکی از این راهکارهاست. تجربه موفق عربستان سعودی ثابت کرد که بدون تغییر در زیرساخت‌های حقوقی و اجتماعی و بدون حمایت مستقیم دولت، مشارکت اقتصادی زنان بهبود نخواهد یافت. 

ایران برای خروج از بن‌بست نرخ مشارکت ۱۳.۵ درصدی، نیازمند گذار از نگاه سنتی اشتغال مکمل به نگاه مدرن اشتغال پایدار و برابر است. ایجاد مشوق‌های مالیاتی برای بنگاه‌هایی که توازن جنسیتی را در سطوح مدیریتی و عملیاتی رعایت می‌کنند، می‌تواند از موج تعدیل‌های ناعادلانه جلوگیری کند. تا زمانی که نگاه به اشتغال زن به عنوان یک گزینه دست دوم باشد، در هر بحران اقتصادی یا نظامی، این زنان هستند که اولین ضربه را دریافت می‌کنند. بازار کار ایران نیازمند فضایی است که در آن شایستگی جایگزین کلیشه‌های جنسیتی شود و سهم زنان از سفره اقتصاد، متناسب با توانمندی و دانش آن‌ها بازتعریف شود. 
 

چالش‌های اشتغال در مناطق مرزی و محروم

باید توجه داشت که بحران اشتغال زنان در استان‌های مرزی و مناطق محروم ابعاد بسیار پیچیده‌تری دارد. در مناطقی که نرخ بیکاری به طور کلی بالاست، فشار بر زنان برای ترک بازار کار دوچندان می‌شود. 

در این مناطق، رقابت بر سر منابع محدود شغلی باعث شده است که عرف و سنت‌های اجتماعی نیز در کنار مشکلات اقتصادی، به نفع اشتغال مردان عمل کنند. جابه‌جایی جنسیتی در این مناطق نه تنها در مشاغل اداری، بلکه در صنایع دستی و کشاورزی نیز مشاهده می‌شود. وقتی مردان به دلیل رکود در بخش‌های صنعتی بزرگ بیکار می‌شوند، به ناچار جای زنان را در بازارهای محلی و مشاغل خرد می‌گیرند، که این امر منجر به انزوای کامل اقتصادی زنان در این مناطق می‌شود. 
 

زنگ خطرها به صدا درآمدند

در نهایت، آمارها و واقعیت‌های میدانی زنگ خطری را به صدا درآورده‌اند که نادیده گرفتن آن غیرممکن است. جهش خیره‌کننده عربستان سعودی در افزایش نرخ مشارکت زنان نشان داد که تغییر ممکن است، مشروط بر اینکه اراده‌ای برای اصلاح ساختارها وجود داشته باشد. ایران با وجود برخورداری از یکی از تحصیل کرده‌ترین جمعیت‌های زنان در منطقه، نباید در تله نرخ مشارکت پایین و جایگزینی جنسیتی گرفتار بماند.
احیای اشتغال زنان و حفاظت از جایگاه آن‌ها در برابر نوسانات اقتصادی، نه تنها یک مساله حقوق بشری، بلکه یک ضرورت حیاتی برای رشد تولید ناخالص داخلی و ثبات اجتماعی است. اگر سیاست‌گذاران به سرعت برای رفع سقف‌های شیشه‌ای و برقراری عدالت در بازار کار اقدام نکنند، هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی این عقب‌گرد، نسل‌های آینده را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. توسعه پایدار تنها زمانی محقق می‌شود که نیمی از جامعه از دایره اقتصاد به حاشیه رانده نشوند.

ارسال نظر

آخرین اخبار