قمار ازدواج در بازار تورم/ وقتی وام ازدواج حتی حریف خرید مبل و میز نیست!
تحریریه آوش/ طبق گزارشهای خبرگزاریهای متعدد، تسهیلات قرضالحسنه ازدواج که قرار بود مرهمی بر زخمهای مالی زوجین باشد، اکنون به نمادی از ناکارآمدی و وعدههای محقق نشده تبدیل شده است. بسیاری از متقاضیان ماههاست که در صفهای طولانی و در انتظار یک کد تایید یا تعیین شعبه معطل ماندهاند
ازدواج که زمانی سادهترین و طبیعیترین گام برای آغاز فصل جدید زندگی جوانان ایرانی بود، امروز به یک پروژه استراتژیک، پرهزینه و فرسایشی تبدیل شده که عبور از موانع آن نیازمند کفشهای آهنین و جیبی انباشته از میلیاردها تومان نقدینگی است. در حالی که آمارهای رسمی از پیر شدن جمعیت و لزوم حمایت از تشکیل خانواده سخن میگویند، واقعیتهای کف خیابان و پشت باجههای بانک، روایتگر داستانی متفاوت و تلخ است. طبق گزارشهای خبرگزاریهای متعدد، تسهیلات قرضالحسنه ازدواج که قرار بود مرهمی بر زخمهای مالی زوجین باشد، اکنون به نمادی از ناکارآمدی و وعدههای محقق نشده تبدیل شده است. بسیاری از متقاضیان ماههاست که در صفهای طولانی و در انتظار یک کد تایید یا تعیین شعبه معطل ماندهاند، در حالی که تورم لحظهای، ارزش همان وام در صف مانده را هر روز کمتر از دیروز میکند.

سامانه بسته و شعبههایی که نیستند
به گزارش خبرگزاریهای داخلی، دریافت وام ازدواج در سال ۱۴۰۵ به یکی از سختترین کارهای اداری ممکن تبدیل شده است. بر اساس بخشنامههای جاری و با احتساب تورم سنواتی، مبلغ وام ازدواج برای سال ۱۴۰۵ برای هر یک از زوجین مبلغی در حدود ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان (برای شهدا و ایثارگران) برآورد میشود. اگرچه در نگاه اول ممکن است این عدد بزرگ به نظر برسد، اما وقتی قدم در بازار لوازم خانگی و صنایع چوبی میگذارید، متوجه میشوید که این رقم حتی کفاف خرید ضروریترین لوازم یک خانه ۵۰ متری را هم نمیدهد. به گفته خبرگزاریها، اختلالات مداوم در سامانه ثبت نام بانک مرکزی وعدم هماهنگی میان بانکهای عامل، باعث شده تا جوانان در یک پاسکاری اداری گرفتار شوند؛ وضعیتی که در آن بانک مرکزی متقاضی را به بانک عامل حواله میدهد و بانکها نیز با بهانه نبود اعتبار، از پذیرش پرونده خودداری میکنند.

شوکهای پلاستیکی
این بنبست بانکی زمانی دردناکتر میشود که نگاهی به قیمتهای سرسامآور بازار داشته باشیم. بازدیدهای میدانی «آوش» نشان میدهد که قیمت پلاستیک در بازار، به دلیل شرایط خاص اقتصادی و هدف قرار گرفتن زیرساختها، با جهشی سه برابری مواجه شده است. شاید باورکردنی نباشد، اما امروز برای خرید یک سطل آشغال پلاستیکی با طراحی معمولی، باید هزینهای بالای ۱۰ میلیون تومان پرداخت کرد. این یعنی بخش بزرگی از درآمد یک ماه یک کارگر، تنها صرف خرید وسیلهای میشود که قرار است زبالههای زندگی را در خود جای دهد. این ابعاد فاجعهبار تورم، در بخش لوازم چوبی به مرز جنون رسیده است. یکی از مخاطبان در گفتوگو با «آوش» اعلام کرد که برای خرید یک میز ناهارخوری ۶ نفره از تولیدیهای حاشیه شهر تهران و نه مراکز خرید مثل دلاوران، ناچار به پرداخت ۲۰۰ میلیون تومان شده است؛ رقمی که معادل نیمی از کل وام ازدواج یک فرد است.
قیمتهایی که با جیب جوانان غریبهاند
در بازارهای سنتی مبل و چوب مانند یافتآباد، اوضاع به مراتب وخیمتر است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که زیر ۱۰۰ میلیون تومان، عملا نمیتوان وسیله چوبی باکیفیتی برای شروع زندگی خرید. میزهای ناهارخوری دو نفره قیمتی از ۳۰ میلیون تومان به بالا دارند. اگر زوجی بخواهند یک ست ناهارخوری ۶ نفره تهیه کنند، باید بودجهای بین ۹۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان را در چوب فروشیهای مناطق پایینشهر در نظر بگیرند. در بازار یافتآباد، پیدا کردن یک کاناپه مرغوب که حداقل چند سال دوام بیاورد، با قیمتی کمتر از ۲۰۰ میلیون تومان تقریبا غیرممکن شده است. اگرچه اجناس ارزانتر با متریال نازل در بازار وجود دارد، اما خرید آنها به معنای دور ریختن پول است، چرا که عمر مفید این وسایل به سختی به یک سال میرسد.
از سوی دیگر یکی از افرادی که برای خرید جهیزیه به بازار تهران مراجعه کرده میگوید: تنها چند تکه آشپزخانه از جمله ماشین ظرفشویی، لباسشویی، تلویزیون و یخچال بیش از ۵۰۰ میلین تومان هزینه برداشته است.

تیر خلاص به رویای تاهل با تعدیل شغلی و نیود امنیت شغلی
بحران تشکیل خانواده اما تنها به قیمت کالاها محدود نمیشود. لایه پنهان این بحران، موج گسترده تعدیل نیرو در واحدهای تولیدی است. بسیاری از افرادی که در آستانه ازدواج بودهاند یا خانوادههایی که فرزند دمبخت دارند، به دلیل شرایط اقتصادی با خطر اخراج مواجه شدهاند. بیکاری در کنار تورم افسارگسیخته، ازدواج را که روزگاری یک سنت ساده بود، به یک امر لوکس تبدیل کرده است. اکنون خرید وسایل بسیار ساده و اولیه زندگی، برای طبقه متوسط به یک آرزو و برای طبقه ضعیف به یک رویا بدل شده است. وقتی هزینه یک دست مبل ساده از کل مبلغ وام ازدواج فراتر میرود، دیگر صحبت از حمایت از جوانی جمعیت بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است.
وقتی سادگی هم گران تمام میشود
نکته تاملبرانگیز اینجاست که طبق گزارش خبرگزاریها، سامانه ثبتنام وام ازدواج یک ماه است که بهطور کامل از دسترس خارج شده و در نهایت، آنچه در بازار لوازم خانگی مشاهده میشود، نشان دهنده یک گسست عمیق میان توان خرید مردم و قیمتهای موجود است. وقتی برای شروع یک زندگی ساده، به بودجهای میلیاردی تنها برای جهیزیه نیاز است، وامهای دولتی که دریافتشان ماهها به طول میآنجامد، تنها نقش یک مسکن ضعیف را ایفا میکنند. ازدواج با وسایل ساده، امروز دیگر یک انتخاب نیست، بلکه به یک هدف دستنیافتنی برای نسلی تبدیل شده که در میان چرخ دندههای بروکراسی بانکی و تورم بازار پلاستیک و چوب در حال له شدن است.