EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۴۱۵۲
گزارش روز

سونامی تعدیل در بهار خونین/ تامین اجتماعی در گرداب اخراجی‌ها

تحریریه آوش/ جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل که از اواخر سال گذشته شعله‌ور شد، اکنون در ابعاد اقتصادی، زخمی عمیق‌تر از موشک و راکت بر پیکره جامعه بر جای گذاشته است. گزارش‌ها از سراسر کشور نشان می‌دهد که موج تعدیل نیرو نه یک اتفاق پراکنده، بلکه یک فرآیند سیستماتیک و ناگزیر در تمامی بخش‌ها، از صنایع سنگین گرفته تا کسب‌وکارهای خرد و خدماتی است.

سونامی تعدیل در بهار خونین/ تامین اجتماعی در گرداب اخراجی‌ها

نخستین روزهای کاری فروردین ۱۴۰۵، به جای آنکه نویدبخش شروعی تازه برای چرخه تولید و خدمات باشد، به کابوسی بدل شده که تار و پود خانواده‌های ایرانی را نشانه رفته است. جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل که از اواخر سال گذشته شعله‌ور شد، اکنون در ابعاد اقتصادی، زخمی عمیق‌تر از موشک و راکت بر پیکره جامعه بر جای گذاشته است. گزارش‌ها از سراسر کشور نشان می‌دهد که موج تعدیل نیرو نه یک اتفاق پراکنده، بلکه یک فرآیند سیستماتیک و ناگزیر در تمامی بخش‌ها، از صنایع سنگین گرفته تا کسب‌وکارهای خرد و خدماتی است.

تعطیلات تمام شد، سفره‌ها کوچک‌تر شدند

با پایان تعطیلات نوروزی، کارگرانی که با هزاران امید از مرخصی‌های اجباری و ایام عید بازگشته بودند، به جای دستگاه‌های روشن، با درهای بسته و نامه‌های تسویه حساب روبه‌رو شده‌اند. وضعیت در مناطق صنعتی اطراف تهران، البرز و قطب‌های تولیدی چون پاکدشت بحرانی است. کارفرمایانی که تا آخرین روزهای سال گذشته تلاش داشتند با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند، اکنون با گسست کامل زنجیره تامین، نبود مواد اولیه و ناامنی گسترده، ساده‌ترین راه را در حذف نیروی انسانی دیده‌اند. این تعدیل‌ها دیگر محدود به بخش‌های خاص نیست؛ از کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی که به دلیل تهدیدات امنیتی با نیمی از ظرفیت کار می‌کنند، تا شرکت‌های کوچک قطعه‌سازی، همه در حال اخراج گسترده هستند.

بیکاری در ایران

فاجعه در کمین سازمان تامین اجتماعی

یکی از هولناک‌ترین ابعاد این بحران، فشار کمرشکنی است که به سازمان تامین اجتماعی وارد می‌شود. این سازمان که پیش از این نیز با ناترازی منابع و مصارف دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون در یک قیچی دوسویه گرفتار شده است. از یک سو با اخراج صدها هزار نفر، واریزی حق بیمه به شدت کاهش یافته و از سوی دیگر، سیل عظیم بیکار‌شدگان برای دریافت بیمه بیکاری پشت درهای این سازمان صف کشیده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر دولت مداخله فوری و کلان نکند، صندوق تامین اجتماعی توان پاسخگویی به این حجم از متقاضیان را نخواهد داشت و این به معنای فروپاشی آخرین لایه حفاظتی طبقه کارگر است. بحران زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از این تعدیل‌ها در بخش‌هایی رخ داده که حتی قرارداد رسمی نداشته‌اند و حالا در برزخ بیکاری، حتی از حق قانونی بیمه بیکاری نیز محروم مانده‌اند.

از صنعت تا خدمات، هیچ‌کسی در امان نیست

تصور اینکه بحران بیکاری تنها مختص به بخش صنعت باشد، خطایی استراتژیک است. بخش خدمات که سهم عمده‌ای در اشتغال شهری دارد، بر اثر جنگ و اختلالات شدید ارتباطی و اینترنتی کاملا زمین‌گیر شده است. شرکت‌های فناوری، استارت‌آپ‌ها و پلتفرم‌های آنلاین که پیشران اقتصاد مدرن ایران بودند، با قطعی‌های مکرر اینترنت بین‌الملل و از دست رفتن بازارهای هدف، بخش بزرگی از نیروهای متخصص خود را تعدیل کرده‌اند. خبرنگاران، مدرسان، نیروهای بخش گردشگری و حتی مهمانداران هواپیما نیز از این موج در امان نمانده‌اند. رسانه‌ها نیز اگرچه خود روایت‌گر این فاجعه هستند، اما در درون با بحران شدید مالی روبه‌رو شده و بسیاری از تحریریه‌ها به حداقل نیروی ممکن رسیده‌اند. این وضعیت نشان‌دهنده یک فلج عمومی در چرخه اقتصاد است که از کف خیابان تا دفاتر مدرن اداری را در برگرفته است.

وقتی راویان بحران خود قربانی می‌شوند

در این میان، صنف روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه با پارادوکس تلخی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در حالی که نیاز جامعه به آگاهی و تحلیل در روزهای جنگ به اوج خود رسیده، اقتصاد لرزان رسانه‌های بخش خصوصی زیر آوار نبود آگهی و هزینه‌های کمرشکن کاغذ و زیرساخت، قد خم کرده است. موج تعدیل‌ها به تحریریه‌ها رسیده و خبرنگارانی که تا دیروز از امنیت شغلی دیگران می‌نوشتند، امروز خود با نامه‌ها یا پیامک‌های قطع همکاری مواجه شده‌اند. بسیاری از روزنامه‌نگاران حق‌التحریر و نیروهای فنی رسانه‌ها بدون دریافت تسویه‌حساب سال گذشته، در نخستین روزهای فروردین ۱۴۰۵ به صف بلند بیکاران پیوسته‌اند. خاموشی چراغ تحریریه‌ها و تعدیل راویان حقیقت، نه تنها یک بحران معیشتی برای این صنف است، بلکه در میان‌ مدت به معنای لکنت زبان جامعه در برابر فجایع پیش‌رو خواهد بود؛ چرا که خبرنگارِ بیکار و رسانه‌ ورشکسته، توان ایستادگی در برابر امواج سهمگین شایعات و شوک‌های روانی جنگ را نخواهد داشت.

بیکاری خبرنگاران

نابودی کسب‌وکارهای خرد و شوک معیشتی

کسب‌وکارهای خرد که همواره ضربه‌گیر بحران‌های اقتصادی بودند، این بار خود در خط مقدم نابودی قرار دارند. نانوایی‌ها، خواربارفروشی‌ها و کارگاه‌های کوچک محلی با کاهش شدید قدرت خرید مردم و افزایش هزینه‌های جاری، توان ادامه کار ندارند. وقتی در یک منطقه صنعتی، کارخانه مادر تعطیل می‌شود، تمام اقتصاد محلی اطراف آن، از حمل‌ونقل گرفته تا اغذیه فروشی‌ها، دچار فروپاشی زنجیره‌ای می‌شوند. پدرانی که پس از سال‌ها کار تخصصی، اکنون خود را در صف مشاغل کاذب و غیررسمی می‌بینند، تنها بخشی از تصویر تلخ بهار ۱۴۰۵ هستند. این فشار معیشتی به سرعت در حال تبدیل شدن به یک تنش اجتماعی است؛ جایی که فقر شهری و ناامیدی از آینده، امنیت روانی جامعه را به مرز انفجار رسانده است.

بیکای در ایران

سکوت چرخ‌های تولید و ضرورت اقدام فوری

واقعیت تلخ این است که اقتصاد ایران، فاقد سازوکارهای حمایتی لازم برای چنین ابعادی از بیکاری است. در حالی که حاکمیت تمرکز خود را بر مسائل نظامی و امنیتی معطوف کرده، جبهه اقتصاد در داخل با ریزش جدی نیروها مواجه است. چرخ تولید که باید با تمام ظرفیت برای تامین نیازهای دوران بحران بچرخد، اکنون به دلیل بدهی‌های بیمه‌ای، مالیاتی و نبود چشم‌انداز روشن، در حال توقف است.

اگر سیاست‌های فوری برای تزریق نقدینگی به بنگاه‌های حفظ‌ کننده اشتغال و حمایت مستقیم معیشتی از بیکاران اتخاذ نشود، تبعات اجتماعی این سونامی بیکاری، از جمله افزایش بزهکاری، تخریب ساختار خانواده و مهاجرت‌های اجباری، بسیار سنگین‌تر از خسارات مستقیم جنگ خواهد بود.
فروردین ۱۴۰۵، نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی ایران است. روزی که نامه‌های تعدیل نیرو، جایگزین تبریک‌های سال نو شده و سفره‌های کارگران، بیش از هر زمان دیگری بوی نگرانی و بی‌پولی می‌دهد. بحران بیکاری اکنون دیگر یک آمار در گزارش‌های دولتی نیست؛ فریادی است که از خانه‌های خاموش و کارخانه‌های سوت‌وکور به گوش می‌رسد و نیازمند تدبیری فراتر از شعار برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی تمام‌عیار است.

ارسال نظر

آخرین اخبار