زنان زیر سایه جنگ/ پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جنگ بر زندگی زنان ایرانی
تحریریه آوش/ آنچه امروز در سایه جنگ دیده میشود، تنها بخشی از پیامدهای آن است. بازسازی زندگی زنانی که شغل خود را از دست دادهاند، عزیزانشان را از دست دادهاند یا با آسیبهای جسمی و روانی مواجه شدهاند، فرآیندی طولانی خواهد بود؛ فرآیندی که بدون توجه جدی به وضعیت زنان، نمیتواند به بهبود واقعی جامعه منجر شود.
جنگها تنها در میدانهای نبرد رخ نمیدهند؛ پیامدهای آنها در خانهها، مدارس، بیمارستانها و بازار کار نیز دیده میشود. در شرایط درگیری نظامی، گروههای آسیبپذیر بیش از دیگران در معرض خطر قرار میگیرند و زنان در صدر این گروهها قرار دارند. تجربه بسیاری از جنگهای جهان نشان داده است که زنان نه تنها در معرض خشونت مستقیم قرار میگیرند، بلکه با مجموعهای از آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی نیز روبهرو میشوند؛ آسیبهایی که حتی پس از پایان جنگ نیز اثرات آنها باقی میماند.
در روزهایی که جنگ میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر ادامه دارد، گزارشها نشان میدهد زنان با مجموعهای از فشارهای چند لایه مواجه شدهاند؛ از تهدید جانی گرفته تا فروپاشی کسبوکارهای کوچک و دشوار شدن دسترسی به خدمات درمانی.
قربانیان خاموش جنگ
سیمین کاظمی، جامعهشناس حوزه زنان، در گفتوگو با ایلنا با اشاره به تجربههای تاریخی و پیامدهای اجتماعی جنگها میگوید درگیریهای نظامی امنیت زنان را به طور مضاعف تهدید میکند. به گفته او، زنان در چنین شرایطی هم در معرض خشونت مستقیم قرار میگیرند و هم با پیامدهای غیرمستقیم و ساختاری جنگ مواجه میشوند.
او توضیح میدهد در شرایط جنگی زنان، همانند دیگر شهروندان غیرنظامی، ممکن است کشته یا مجروح شوند، اما در عین حال تبعیضهای جنسیتی نیز تشدید میشود. به گفته این جامعهشناس، جنگ بسیاری از دستاوردهای زنان در مسیر برابری جنسیتی را از بین میبرد و فرصتهایی را که در زمان صلح برای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده بود، محدود میکند.
آمارهای اولیه از تلفات جنگ نیز نشان دهنده ابعاد انسانی آن است. در جریان حملات ماههای اخیر تاکنون حدود ۲۰۰ زن در این درگیریها جان خود را از دست دادهاند. یکی از تلخترین رخدادها نیز حمله به دبستان دخترانهای در میناب بوده که به کشته شدن ۱۶۵ دانشآموز دختر انجامیده است؛ حادثهای که نشان میدهد در جنگ، حتی فضاهای آموزشی نیز از خطر مصون نیستند.

جنگ و فروپاشی امنیت اقتصادی زنان
اما آسیبهای جنگ به زنان تنها به تلفات انسانی محدود نمیشود. یکی از مهمترین پیامدهای درگیریهای نظامی، فروپاشی امنیت اقتصادی است؛ مسئلهای که برای بسیاری از زنان به معنای از دست دادن شغل یا نابودی کسبوکارهای کوچک است.
در سالهای اخیر، شمار زیادی از زنان ایرانی در حوزههای مختلف اقتصادی، از کسبوکارهای خانگی گرفته تا مشاغل خدماتی و فروش آنلاین، وارد بازار کار شده بودند. بسیاری از این فعالیتها اگرچه در مقیاس کوچک انجام میشد، اما نقش مهمی در تامین معیشت خانوادهها داشت. اکنون با گسترش ناامنی، تعطیلی بازارها، اختلال در حملونقل و کاهش قدرت خرید مردم، بخش بزرگی از این فعالیتها با بحران جدی مواجه شده است.
بسیاری از زنانی که در حوزههایی مانند صنایع دستی، فروش پوشاک، تولید محصولات خانگی یا خدمات آموزشی فعالیت داشتند، اکنون با کاهش شدید مشتریان و اختلال در زنجیره تامین مواجهاند. در برخی مناطق، حتی امکان ارسال کالا یا دسترسی به مواد اولیه نیز به سختی فراهم میشود.
از سوی دیگر، بسیاری از زنان شاغل در بخش خدمات مانند آموزشگاهها، سالنهای زیبایی، فروشگاهها و مراکز فرهنگی نیز با تعطیلی یا کاهش فعالیت این مراکز شغل خود را از دست دادهاند. این وضعیت در شرایطی رخ داده که تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی نیز فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد کرده است.
آنطور که کاظمی میگوید جنگ معیشت زنان را به شدت تهدید میکند. بسیاری از زنان در ماههای اخیر شغل و درآمد خود را از دست دادهاند و گروهی دیگر نیز با بیکاری همسرانشان روبهرو شدهاند. این وضعیت باعث شده فشار اقتصادی بر زنان به طور چشمگیری افزایش یابد.
بازگشت کلیشههای جنسیتی در زمان جنگ
در بسیاری از خانوادهها، زنان ناچار شدهاند مسئولیت بیشتری در تامین هزینههای زندگی برعهده بگیرند، در حالی که فرصتهای شغلی موجود به شدت کاهش یافته است. این تناقض، شرایطی دشوار ایجاد کرده که پیامدهای اجتماعی آن ممکن است سالها ادامه داشته باشد.
از منظر جامعه شناختی، جنگ همچنین باعث تقویت هنجارهای سنتی و کلیشههای جنسیتی میشود. کاظمی معتقد است در زمان جنگ، ارزشهایی که مردانگی و نقشهای نظامی را برجسته میکنند، بیش از گذشته مورد توجه قرار میگیرند. در چنین فضایی، مسائل مربوط به زنان اغلب از اولویت خارج میشود و ساختارهای تبعیضآمیز تقویت میشوند.
در بسیاری از روایتهای جنگی، زنان بیشتر در نقش قربانیان یا افرادی نیازمند حمایت تصویر میشوند. این تصویرسازی باعث میشود نقش فعال زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی کمتر دیده شود. در واقع، جنگ نه تنها امنیت فیزیکی زنان را تهدید میکند، بلکه حضور اجتماعی آنها را نیز محدود میکند. بسیاری از زنان در چنین شرایطی ناچار میشوند بخش بزرگی از فعالیتهای بیرونی خود را کنار بگذارند و بیشتر در نقشهای مراقبتی در خانه باقی بمانند.
بحران سلامت زنان در شرایط جنگی
پیامدهای بهداشتی جنگ نیز از دیگر نگرانیهای مهم در این زمینه است. دسترسی به خدمات درمانی در شرایط درگیری نظامی به طور قابل توجهی دشوار میشود و این مسئله برای زنان، به ویژه زنان باردار، خطرات بیشتری به همراه دارد.
بسیاری از زنان باردار در شرایط جنگی نمیتوانند به راحتی به مراکز درمانی مراجعه کنند. به گفته او، رفتوآمد در شرایطی که خطر حملات موشکی یا بمباران وجود دارد، برای بسیاری از خانوادهها بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. این مسئله میتواند سلامت مادران و نوزادان را به خطر بیندازد. کاهش دسترسی به مراقبتهای پیش از زایمان، کمبود امکانات درمانی و اختلال در خدمات بیمارستانی از جمله مشکلاتی است که در چنین شرایطی بروز میکند.
علاوه بر این، فشار روانی ناشی از جنگ نیز تاثیر عمیقی بر سلامت روان زنان دارد. اضطراب ناشی از ناامنی، نگرانی برای اعضای خانواده، فشار اقتصادی و تجربههای تلخ از دست دادن عزیزان، همگی عواملی هستند که میتوانند پیامدهای بلندمدت روانی ایجاد کنند.

زخمهایی که بعد از جنگ باقی میماند
در بسیاری از موارد، زنان در شرایط جنگی نقش اصلی در مدیریت بحرانهای خانوادگی را برعهده دارند. آنها باید هم از کودکان و سالمندان مراقبت کنند، هم با مشکلات اقتصادی مقابله کنند و هم تلاش کنند ثبات روانی خانواده را حفظ کنند.
با این حال، در سیاستگذاریها و برنامههای مدیریت بحران، اغلب توجه کافی به نیازهای خاص زنان نمیشود. بسیاری از کارشناسان معتقدند در برنامههای امدادرسانی و بازسازی پس از جنگ باید نگاه جنسیتی در نظر گرفته شود تا آسیبهای وارد شده به زنان کاهش یابد.
جنگها در نهایت نه تنها شهرها و زیرساختها، بلکه روابط اجتماعی و فرصتهای انسانی را هم ویران میکنند. در این میان، زنان اغلب با هزینههای سنگینتری روبهرو میشوند؛ هزینههایی که از جان و سلامت گرفته تا شغل و آینده اقتصادی آنها را در برمیگیرد.
آنچه امروز در سایه جنگ دیده میشود، تنها بخشی از پیامدهای آن است. بازسازی زندگی زنانی که شغل خود را از دست دادهاند، عزیزانشان را از دست دادهاند یا با آسیبهای جسمی و روانی مواجه شدهاند، فرآیندی طولانی خواهد بود؛ فرآیندی که بدون توجه جدی به وضعیت زنان، نمیتواند به بهبود واقعی جامعه منجر شود.