بهای سلامت زنان؛ از هزینه ویزیت تا درمانهای چندصد میلیون تومانی
چکاپ دورهای برای بخشی از جامعه به هزینهای تبدیل شده که باید تا «ضرورت» به تعویق بیافتد
تحریریه آوش/ ریحانه یکی از زنانی است که تجربه چند سال درگیری با اندومتریوز را دارد. او درباره هزینههایی که برای تشخیص و پیگیری بیماری پرداخت کرده، میگوید در سه سال گذشته بخش قابل توجهی از هزینههایش صرف سونوگرافی شده است. در چنین شرایطی، مراجعه پیشگیرانه به پزشک زنان برای بعضی خانوادهها دیگر یک اقدام معمول سلامت نیست؛ هزینهای است که باید در اولویتبندی مخارج خانوار جایی برای آن پیدا شود.
گاهی فاصله میان یک بیماری قابل کنترل و یک بیماری پرهزینه، فقط یک مراجعه به پزشک است؛ اما برای بخشی از زنان، همین مراجعه ساده میتواند به مجموعهای از هزینههای ویزیت، آزمایش، سونوگرافی، تصویربرداری و رفت و آمد تبدیل شود. در چنین شرایطی، مراجعه پیشگیرانه به پزشک زنان برای بعضی خانوادهها دیگر یک اقدام معمول سلامت نیست؛ هزینهای است که باید در اولویتبندی مخارج خانوار جایی برای آن پیدا شود.
تعرفه رسمی خدمات پزشکی در سال ۱۴۰۵ نیز نشان میدهد که مراجعه به پزشک، حتی پیش از انجام آزمایش و تصویربرداری، هزینه مشخصی دارد. بر اساس تعرفههای ابلاغ شده، ویزیت پزشک متخصص در بخش خصوصی ۴۹۸ هزار و ۷۰۰ تومان و ویزیت پزشک فوقتخصص ۵۹۵ هزار و ۲۰۰ تومان تعیین شده است. در بخش دولتی این ارقام برای متخصص و فوقتخصص به ترتیب حدود ۱۷۹ هزار و ۴۳۰ و ۲۱۸ هزار و ۵۰۵ تومان است. این ارقام، البته فقط هزینه ویزیت هستند و هزینه آزمایش، سونوگرافی، ماموگرافی، دارو یا مراجعه مجدد را شامل نمیشوند. مساله زمانی جدیتر میشود که یک مراجعه ساده به پزشک به زنجیرهای از خدمات تشخیصی و درمانی منجر شود؛ زنجیرهای که برای یک بیمار مبتلا به بیماریهای مزمن زنان ممکن است بارها تکرار شود.
چکاپی که برای همه یک نسخه واحد ندارد
چکاپ زنان را نمیتوان به یک نسخه ثابت برای همه زنان تبدیل کرد. نیاز به معاینه، آزمایش یا غربالگری به سن، علائم، سابقه خانوادگی و عوامل خطر بستگی دارد. برای مثال، غربالگری سرطان پستان و دهانه رحم در گروههای سنی و شرایط مشخص انجام میشود و قرار نیست همه زنان بدون توجه به سن و سابقه پزشکی، هر سال تمام آزمایشها را انجام دهند.با این حال، اصل مهم در سلامت زنان، مراجعه به موقع هنگام وجود علائم و انجام غربالگریهای توصیه شده در سن مناسب است.
وزارت بهداشت نیز سرطان پستان، سرطان دهانه رحم و سرطان روده بزرگ را در برنامههای غربالگری خود قرار داده و در سال ۱۴۰۴ از اجرای شکل جدید برنامه غربالگری این سه سرطان خبر داده است.اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که آمار سرطان پستان را بررسی کنیم. بر اساس اعلام جعفر جندقی، مدیرکل دفتر مدیریت بیماریهای غیرواگیر وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۴ بروز خام سرطان پستان در ایران ۴۷.۷ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار زن اعلام شد و سالانه بیش از ۱۹ هزار مورد جدید این سرطان در کشور ثبت میشود. یعنی بهطور متوسط بیش از ۵۰ مورد جدید در روز یا حدود دو مورد در هر ساعت.
سرطان پستان شایعترین سرطان در میان زنان ایران است و وزارت بهداشت اعلام کرده حدود ۲۶ درصد کل سرطانهای زنان را تشکیل میدهد. بر اساس همین اعلام، بیشترین میزان بروز در گروه سنی ۶۵ تا ۶۹ سال دیده میشود. وزارت بهداشت همچنین تاکید کرده که تشخیص بیماری در مراحل اولیه، شانس موفقیت درمان را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
این آمار به معنای آن نیست که هر مراجعه دیرهنگام به سرطان منجر میشود؛ اما نشان میدهد دسترسی به تشخیص زودهنگام، یکی از مسائل مهم سلامت زنان است.
وقتی ویزیت فقط شروع هزینههاست
این آمار لزوم چکاپ و پیگیری سلامت زنان را دوچندان میکند. برای بسیاری از زنان، مشکل اصلی فقط قیمت یک ویزیت نیست. مراجعه به پزشک زنان ممکن است با سونوگرافی، آزمایشهای هورمونی، پاپاسمیر، ماموگرافی یا سایر بررسیهای تشخیصی همراه شود.
در چنین شرایطی، حتی اگر هزینه هر خدمت به تنهایی قابل پرداخت به نظر برسد، مجموع هزینهها میتواند سنگین شود. به ویژه برای زنانی که بیمه پایه یا تکمیلی ندارند، یا مجبورند بخشی از خدمات را در مراکز خصوصی دریافت کنند.
سازمان جهانی بهداشت نیز پرداخت مستقیم از جیب را یکی از شاخصهای مهم سنجش فشار مالی ناشی از هزینههای سلامت میداند؛ به این معنا که هزینه درمان میتواند توان خانوار برای تامین سایر نیازهای ضروری را کاهش دهد.
بنابراین مساله فقط این نیست که «ویزیت پزشک چقدر است». سوال مهمتر این است که یک زن برای رسیدن از مرحله نگرانی تا تشخیص قطعی، در نهایت چقدر باید هزینه کند.
دهها میلیون تومان هزینه سونوگرافی
ریحانه یکی از زنانی است که تجربه چند سال درگیری با اندومتریوز را دارد. او درباره هزینههایی که برای تشخیص و پیگیری بیماری پرداخت کرده، میگوید در سه سال گذشته بخش قابل توجهی از هزینههایش صرف سونوگرافی شده است.
او به آوش میگوید: «در این سه سال که خیلی جدی درگیر بیماری بودم، نزدیک ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان فقط برای سونوگرافی هزینه کردم. سونوگرافی هر چند ماه گرانتر میشود. یک بار حدود سه میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه بعد برای سونوگرافی واژینال نزدیک هفت میلیون تومان پرداخت کردم.»
ریحانه میگوید مشکل فقط قیمت نیست؛ دسترسی به مرکز مناسب و پوشش بیمهای هم بخشی از ماجراست. به گفته او، بعضی خدمات تحت پوشش بیمه قرار میگیرند اما برای دریافت هزینه باید مدارک جمعآوری شود و در برخی مراکز نیز قرارداد بیمه وجود ندارد.
او درباره تجربه تشخیص بیماریاش هم میگوید بخشی از چسبندگیهای ناشی از اندومتریوز در سونوگرافی مشخص نشده و در نهایت MRI تصویر دقیقتری از وضعیت بیماری ارائه کرده است.
ریحانه معتقد است همین روند میتواند هزینه درمان را افزایش دهد؛ بهخصوص اگر بیماری پیشرفت کند و به اندامهای دیگر گسترش پیدا کند.او درباره هزینه عمل نیز میگوید: «سه سال پیش برای عمل حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه کردم، اما الان همان عمل میتواند چند صد میلیون تومان هزینه داشته باشد.»
اندومتریوز یک بیماری مزمن است و شدت و مسیر آن در افراد مختلف متفاوت است؛ بنابراین تجربه ریحانه را نمیتوان به همه بیماران تعمیم داد. اما روایت او یک مسئله مهم را نشان میدهد؛ در بیماریهایی که نیازمند پیگیری و تصویربرداریهای مکرر هستند، هزینههای درمان فقط به یک بار مراجعه محدود نمیشود.
میدانم مشکلی دارم، اما فعلا توان پرداخت ندارم
مریم یکی دیگر از زنانی است که میگوید هزینه، مراجعه او به پزشک زنان را به تعویق انداخته است. او میگوید: «یکی از مشکلات بزرگ من این است که اگر بخواهم دکتر بروم، باید هزینه زیادی پرداخت کنم و الان واقعا نمیتوانم این هزینه را بدهم. خصوصا این که فعلا وضعیت بیمه درستی ندارم و برای این که تحت پوشش بیمه قرار بگیرم باید اقساط عقب مانده را بپردازم.»
مریم میگوید از وجود برخی مشکلات جسمی خود مطلع است و حتی در بعضی موارد نگرانیاش بیشتر شده، اما هزینه مراجعه باعث شده پیگیری پزشکی را عقب بیندازد.
این تجربه، به خصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که مراجعه به پزشک فقط به پرداخت هزینه ویزیت ختم نشود. ممکن است پزشک انجام چند آزمایش یا تصویربرداری را تجویز کند و همین موضوع هزینه نهایی مراجعه را چند برابر کند.

شش سال زندگی با تخمدان پلیکیستیک بدون پیگیری منظم
سارا شش سال پیش متوجه شده که به سندرم تخمدان پلیکیستیک مبتلاست؛ اما میگوید هزینه آزمایشها، مراجعه به پزشک و رفت و آمد باعث شده پیگیری درمان را ادامه ندهد.
او میگوید: «همین که وارد مطب میشوی، اول سونوگرافی رحم و تخمدان و بعد آزمایشهای هورمونی میخواهند. هزینه این آزمایشها زیاد است. بعد از آن هم دکتر یک تست پاپ اسمیر میخواهد که هزینه پرداخت این آزمایشها از توان من خارج است. »
سارا میگوید نداشتن بیمه نیز شرایط را برایش سختتر کرده است: «وقتی بیمه نداشته باشی، هزینه آزمایشها خیلی بیشتر میشود. رفتوآمد به دکتر هم خودش هزینه دارد.»
روایت سارا نیز مانند دو تجربه دیگر، یک نکته مشترک دارد؛ بیماری یا نگرانی پزشکی وجود دارد، اما هزینه باعث شده مراجعه و پیگیری منظم به تعویق بیفتد. آنچه در این روایت اهمیت دارد، تجربه فردی از هزینه و دسترسی است، نه تجویز یک روش درمانی مشخص.
زنان مناطق محروم و هزینههای فراتر از ویزیت
هزینه سلامت برای همه زنان یکسان نیست. برای زنی که در یک کلانشهر زندگی میکند، دسترسی به متخصص، آزمایشگاه و مرکز تصویربرداری ممکن است در فاصله کوتاهی از محل زندگیاش وجود داشته باشد. اما برای زنی که در یک منطقه دورافتاده زندگی میکند، مراجعه به پزشک متخصص میتواند به معنای سفر به یک شهر دیگر باشد.
در این شرایط، هزینه فقط ویزیت نیست. کرایه رفت و آمد، اقامت احتمالی، هزینه همراه و از دست دادن حداقل یک روز کاری نیز به هزینه درمان اضافه میشود؛ تازه اگر لازم نباشد برای گرفتن نتیجه آزمایش و نشان دادن به پزشک، چند شب را در آن شهر بماند.
این تفاوت جغرافیایی میتواند دسترسی به خدمات سلامت را نابرابر کند. سازمان جهانی بهداشت نیز در ارزیابی نظام سلامت کشورها، دسترسی به خدمات و کاهش فشار مالی ناشی از هزینههای سلامت را از مولفههای مهم پوشش همگانی سلامت میداند.در واقع، برای برخی زنان، مسئله از «توان پرداخت ویزیت» فراتر میرود و به «توان رسیدن به پزشک» تبدیل میشود.

اعدادی که اهمیت تشخیص زودهنگام را یادآوری میکنند
سرطان پستان در سالهای اخیر همچنان مهمترین سرطان در میان زنان ایران بوده است. آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۴، بیش از ۱۹ هزار مورد جدید در سال و بروز خام ۴۷.۷ مورد در هر ۱۰۰ هزار زن را نشان میدهد.
در همین حال، رئیس انجمن جراحان پستان ایران نیز در آذر ۱۴۰۴ از شناسایی حدود ۲۰ هزار بیمار جدید در سال خبر داده و گفته بود حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد بیماران مبتلا به سرطان پستان، کمتر از ۴۰ سال دارند و نیمی از بیماران زیر ۵۰ سال هستند.
برای سرطان دهانه رحم، وضعیت متفاوت است و میزان بروز آن در ایران بسیار پایینتر از سرطان پستان گزارش شده است. یک مطالعه ملی که دو سال پیش منتشر شد و دادههای ثبت سرطان حدود ده سال پیش را بررسی کرد، ۸۰۸ مورد سرطان دهانه رحم ثبت شده و نرخ بروز استانداردشده سنی را ۱.۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر به دست آورد. این مطالعه همچنین بر ادامه غربالگری و تشخیص زودهنگام تاکید کرده است.
بنابراین وقتی از سلامت زنان حرف میزنیم، نباید همه بیماریها را در یک سطح قرار دهیم. سرطان پستان، دهانه رحم، بیماریهای تخمدان، اندومتریوز و بسیاری از مشکلات دیگر، الگوی ابتلا و نیاز متفاوتی دارند. اما یک وجه مشترک دارند و آن دسترسی به موقع به خدمات پزشکی است که میتواند در تشخیص و مدیریت بیماری اهمیت داشته باشد.
هزینه پیشگیری یا هزینه درمان؟
در نهایت، مسئله سلامت زنان فقط به این سوال محدود نمیشود که «ویزیت پزشک چقدر گران شده است». مسئله بزرگتر، هزینهای است که یک زن ممکن است به دلیل به تعویق انداختن مراجعه در آینده با آن روبهرو شود.
اگر یک بیماری در مرحلهای تشخیص داده شود که نیاز به درمان پیچیدهتر، جراحی، بستری یا داروهای طولانیمدت داشته باشد، هزینهها میتواند بسیار بیشتر از هزینه یک مراجعه اولیه باشد. البته نمیتوان درباره هر بیماری چنین رابطه مستقیمی را ادعا کرد؛ اما در بسیاری از بیماریها، تشخیص زودهنگام از نظر پزشکی اهمیت دارد و وزارت بهداشت نیز دقیقا به همین دلیل برنامههای غربالگری سرطانهای پستان، دهانه رحم و روده بزرگ را دنبال میکند.
در این میان، افزایش تعرفه رسمی خدمات نیز تنها بخشی از معادله است. در سال ۱۴۰۵، ویزیت متخصص در بخش خصوصی حدود ۵۰۰ هزار تومان تعیین شده و این رقم تنها نقطه شروع مراجعه است.
برای زنی که درآمد محدودی دارد، این رقم در کنار هزینههای آزمایش، تصویربرداری، دارو و رفتوآمد میتواند به مانعی جدی تبدیل شود. مساله سلامت زنان، در نتیجه، فقط مسئله بیمار و پزشک نیست؛ مسئلهای درباره دسترسی، بیمه، توان مالی خانوار و سیاستهای سلامت است. وقتی زنی به دلیل هزینه، مراجعهای را که برایش ضروری میداند به تعویق میاندازد، مسئله دیگر فقط یک تصمیم شخصی نیست. آنجا میتوان از یک مسئله اجتماعی صحبت کرد؛ مسئلهای که اگر برای آن راهحلهای واقعی پیدا نشود، هزینه آن ممکن است دیرتر و بسیار سنگینتر به خود فرد، خانواده و نظام سلامت بازگردد.