شمشیربازی ایران؛ وقتی چند روز مانده به ناگویا هنوز باید دنبال پاسخ بگردیم!
چند روز بیشتر تا آغاز بازیهای آسیایی ناگویا باقی نمانده و در شرایطی که شمشیربازی ایران یکی از رشتههای پرابهام کاروان اعزامی محسوب میشود، هنوز باید به جای صحبت درباره شانس مدال و برنامه آمادهسازی ملیپوشان، درباره این سؤال بدیهی بحث کنیم که ورزشکار اعزامی دقیقاً این روزها مشغول چه کاری است؟ مربیگری؟ داوری؟ یا آماده شدن برای مهمترین میدان آسیایی؟ پاسخ فدراسیون به ماجرای مربیگری محمد فتوحی و نجمه سازنچیان نهتنها ابهامها را برطرف نکرده، بلکه پرسشهای تازهای را به وجود آورده است.
چند روز مانده به ناگویا؛ وقت مربیگری و داوری است؟
اصل ماجرا را نباید وارونه کرد. اینکه یک ورزشکار ملیپوش در مقطعی از دوران حرفهای خود مربیگری کند یا در مسابقات بهعنوان داور فعالیت داشته باشد، نهتنها ایرادی ندارد، بلکه میتواند نشانهای از رشد و چندوجهی بودن جامعه ورزشکاران باشد اما مسئله زمان است.
وقتی فقط چند روز تا بازیهای آسیایی ناگویا باقی مانده، وقتی خود رئیس فدراسیون شمشیربازی از سختتر شدن رقابتها و قدرت گرفتن رقبای آسیایی صحبت میکند و صراحتاً میگوید گرفتن مدال دیگر کار سادهای نیست، آیا منطقی است که ورزشکار اعزامی به جای آنکه تمام تمرکزش روی تمرین، ریکاوری، آمادگی جسمانی، آمادگی فنی و ذهنی باشد، درگیر فعالیتهای جانبی شود؟ اگر جواب «بله» است، فدراسیون باید توضیح دهد چرا؛ اگر جواب «خیر» است، باز هم باید توضیح دهد چرا چنین برنامههایی اصلاً شکل گرفته یا تبلیغ شده است.
یک پاسخ؛ چند سؤال بیجواب
محسن وحدانی، دبیر فدراسیون شمشیربازی، در واکنش به این موضوع گفته محمد فتوحی و نجمه سازنچیان اصلاً مربیگری نکردهاند و صرفاً پوسترهای مربوط به این فعالیت را در صفحات شخصی خود منتشر کردهاند.


این توضیح اما با یک مشکل جدی روبهروست: خود این استوریها چه چیزی را نشان میدهند؟
اگر یک ورزشکار صرفاً برای تبلیغ فعالیت شخصی خود پوستری را منتشر میکند که در آن بهعنوان مربی معرفی شده، آیا این اقدام برای فدراسیون کاملاً عادی و بیاهمیت است؟ اگر چنین است، آیا فدراسیون از انتشار این تبلیغات اطلاع داشته؟ آیا چنین فعالیتهایی در دوره آمادهسازی ملیپوشان جزو برنامههای مورد تأیید است؟
و مهمتر از همه؛ اگر فتوحی و سازنچیان در آن فعالیتها حضور نداشتهاند، چرا باید نام و تصویر آنها بهعنوان مربی روی پوستر قرار گرفته باشد؟
اینها سؤالهایی است که با یک جمله «فقط تبلیغ کردهاند» تمام نمیشود.
ماجرای داوری؛ اتفاقی که نمیتوان نادیده گرفت
ماجرا فقط به پوسترهای مربیگری ختم نمیشود. نجمه سازنچیان و نیما زاهدی در مسابقات قهرمانی کشور جوانان بهعنوان داور چند مسابقه حضور داشتهاند و حتی زاهدی قضاوت فینال را بر عهده داشته است.
باز هم تأکید میکنیم: داوری برای یک ورزشکار، فینفسه اتفاق بدی نیست. اما سؤال اینجاست که آیا فدراسیون برای روزهای منتهی به یک رویداد مهم، هیچ اولویتبندی مشخصی ندارد؟
اگر ورزشکار قرار است چند روز دیگر در مهمترین رقابت آسیایی سال روی پیست برود، آیا بهتر نیست تمام ظرفیت جسمی و ذهنی او صرف آمادهسازی خودش شود؟
ورزش قهرمانی در بالاترین سطح، فقط چند ساعت تمرین در سالن نیست. ریکاوری، خواب، آمادگی ذهنی، تحلیل رقبا، تمرکز و حتی مدیریت انرژی در روزهای منتهی به مسابقه بخشی از فرآیند آمادهسازی است.
نمیشود هر فعالیتی را با این استدلال که «تمرین را مختل نمیکند» بیاهمیت دانست.
شمشیربازی ایران خودش را در موقعیتی نمیبیند که بتواند ریسک کند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم وضعیت شمشیربازی ایران در سالهای اخیر چندان مطابق انتظار نبوده و نتایج اخیر نیز آنطور که باید امیدبخش نبوده است. حالا ناگویا برای این رشته فقط یک مسابقه دیگر نیست؛ فرصتی برای جبران و اثبات دوباره جایگاه شمشیربازی ایران در آسیاست و در چنین شرایطی، کوچکترین حاشیه و فعالیت جانبی باید با دقت مدیریت شود.
رئیس فدراسیون خودش از سخت شدن مسیر مدال صحبت کرده است. وقتی حریفان آسیایی قدرتمندتر شدهاند و گرفتن مدال «ساده» نیست، طبیعی است که انتظار داشته باشیم فدراسیون حتی درباره جزئیترین مسائل آمادهسازی هم حساس باشد. اما آنچه دیده میشود، دقیقاً خلاف این انتظار است؛ ابهام پشت ابهام.
حتی هنوز نمیدانیم نفر دوم انفرادی چه کسی است!
ماجرا وقتی عجیبتر میشود که هنوز تکلیف ترکیب انفرادی مردان ایران هم بهطور شفاف مشخص نشده است. تا اینجا میدانیم علی پاکدامن یکی از نمایندگان ایران در بخش انفرادی خواهد بود، اما نفر دوم چه کسی است؟ محمد فتوحی یا طاها کارگرپور؟
در فاصله چند روز تا بازیهای آسیایی، چنین ابهامی اصلاً نشانه خوبی نیست.
وقتی قرار است یک ورزشکار برای بازیهای آسیایی انتخاب شود، باید مدتها قبل مشخص باشد چه کسی قرار است در رقابت انفرادی روی پیست برود، چه برنامهای برای او طراحی شده، رقبایش چه کسانی هستند و قرار است با چه استراتژیای وارد مسابقات شود. اما اینجا هنوز باید درباره اصل ترکیب سؤال کنیم.
مسئول این بینظمی کیست؟
اگر فعالیت مربیگری و داوری ملیپوشان با هماهنگی فدراسیون انجام شده، سؤال این است که چه کسی این تصمیم را گرفته و بر چه اساسی گرفته است؟ اگر هماهنگ نشده، سؤال مهمتر این است: فدراسیون دقیقاً چه نظارتی بر ملیپوشان اعزامی دارد؟
و اگر همهچیز طبق برنامه بوده، چرا افکار عمومی باید از طریق استوری اینستاگرامی و سپس تکذیب و توضیح مسئولان متوجه ماجرا شود؟ این دقیقاً همان نقطهای است که مسئله از «یک فعالیت جانبی» عبور میکند و به مسئله مدیریت میرسد.
پول بیتالمال، نتیجه بیتالمال
اعزام به بازیهای آسیایی هزینه دارد. از انتخاب ورزشکار و اردو گرفته تا تجهیزات، سفر، اقامت و تمام هزینههای آمادهسازی، منابع عمومی کشور صرف حضور کاروان ایران میشود.
بنابراین ورزشکاری که با این منابع راهی یک میدان بینالمللی میشود، باید در روزهای پایانی پیش از مسابقه در بهترین شرایط ممکن قرار داشته باشد. این به معنای سلب اختیار از ورزشکار نیست. به معنای آن است که در ورزش حرفهای، اولویتها باید روشن باشند. اگر یک ورزشکار همزمان میتواند مربی، داور و ورزشکار باشد، بسیار هم خوب؛ اما نه لزوماً در چند روزی که باید برای رقابت در سطح اول آسیا آماده شود.
کمیته ملی المپیک هم باید پاسخ بدهد
این سؤال فقط متوجه فدراسیون شمشیربازی نیست. کمیته ملی المپیک بهعنوان نهاد مرتبط با آمادهسازی و اعزام کاروان ایران نیز باید مشخص کند چه سطحی از نظارت بر شرایط ورزشکاران اعزامی وجود دارد. آیا برنامه آمادهسازی ملیپوشان رشتههای مختلف بررسی میشود؟ آیا فعالیتهای خارج از اردو و تمرینات ملیپوشان رصد میشود؟ آیا برای روزهای پایانی پیش از بازیها دستورالعمل یا چارچوب مشخصی وجود دارد یا اینکه هر ورزشکار و هر فدراسیون برنامه خودش را دارد و در نهایت فقط روز اعزام همه کنار هم قرار میگیرند؟
مسئله، مربیگری نیست؛ مسئله مدیریت است
فدراسیون میتواند بگوید فتوحی در تهران نبوده، سازنچیان در آکادمی حضور نداشته و هر دو در اردو بودهاند. حتی اگر این توضیح را بپذیریم، یک سؤال همچنان سر جای خودش باقی میماند: چرا باید در چنین مقطعی اصلاً چنین ابهامی ایجاد شود؟
چرا باید ملیپوشی که چند روز دیگر قرار است برای ایران بجنگد، در پوستر یک کلاس مربیگری معرفی شود؟ چرا باید ملیپوشان در آستانه بازیهای آسیایی در مسابقات داخلی در قامت داور دیده شوند؟ و چرا وقتی درباره آن سؤال میشود، پاسخ مسئول فدراسیون به جای ارائه یک توضیح روشن و مستند، بیشتر شبیه تلاش برای جمع کردن یک حاشیه ایجادشده باشد؟
مسئله این نیست که ورزشکار نباید مربی شود یا داوری کند. مسئله این است که در چند روز مانده به ناگویا، اولویت باید فقط یک چیز باشد: مدال.
اگر فدراسیون برای مدال گرفتن در ناگویا برنامه دارد، باید نشان دهد که همه چیز، از انتخاب نفرات تا برنامه اردو و حتی فعالیتهای جانبی ورزشکاران، در خدمت همین هدف قرار گرفته است.
اما اگر در فاصله چند روز تا مسابقات هنوز درباره ترکیب انفرادی، حضور یا عدم حضور ملیپوشان در فعالیتهای جانبی و حتی صحت توضیحات مسئولان باید سؤال کنیم، مشکل دیگر یک استوری اینستاگرامی یا قضاوت یک مسابقه نیست. مشکل، مدیریت شمشیربازی ایران است.
و حالا وقت پاسخگویی است؛ نه بعد از ناگویا و نه زمانی که نتایج رقم خورده و هرکس بتواند مسئولیت ناکامی احتمالی را به گردن دیگری بیندازد.
فدراسیون شمشیربازی باید شفاف بگوید: ملیپوشان در روزهای پایانی پیش از بازیهای آسیایی دقیقاً چه برنامهای دارند، ترکیب نهایی انفرادی مردان چه زمانی مشخص میشود و آیا فعالیتهای مربیگری و داوری ورزشکاران اعزامی با تأیید کادر فنی و فدراسیون بوده است یا خیر.
چون در آستانه ناگویا، دیگر جایی برای آزمون و خطا، ابهام و پاسخهای دوپهلو باقی نمانده است.