EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۵۱۷۵
گزارش روز

جوان‌ها می‌روند، روستاها پیر می‌شوند/ خالی‌شدن تدریجی مرزهای ایران با مهاجرت جوانان روستایی

با ادامه روند مهاجرت ها چه بر سر شهرهای کوچک مرزی و روستاهای ایران می‌آید؟

تحریریه آوش/ مهاجرت جوانان از روستاها و شهرهای کوچک به مراکز بزرگ‌تر، فقط جابه‌جایی چند میلیون نفر روی نقشه نیست؛ بخشی از جمعیت مولد و فعال از مبدا جدا می‌شود، خانواده‌های گسترده از هم فاصله می‌گیرند و در برخی مناطق، ترکیب سنی جمعیت به سمت سالمندی می‌رود.

جوان‌ها می‌روند، روستاها پیر می‌شوند/ خالی‌شدن تدریجی مرزهای ایران با مهاجرت جوانان روستایی

مهاجرت جوانان از روستاها و شهرهای کوچک به مراکز بزرگ‌تر، فقط جابه‌جایی چند میلیون نفر روی نقشه نیست؛ بخشی از جمعیت مولد و فعال از مبدا جدا می‌شود، خانواده‌های گسترده از هم فاصله می‌گیرند و در برخی مناطق، ترکیب سنی جمعیت به سمت سالمندی می‌رود. در مناطق مرزی، این مسئله ابعاد دیگری هم پیدا می‌کند؛ جایی که کاهش جمعیت می‌تواند به تضعیف فعالیت اقتصادی، کاهش حضور اجتماعی و دشوارتر شدن تثبیت جمعیت در نواحی حساس منجر شود.

مهاجرتی که شکلش تغییر کرده است

ایران در چند دهه گذشته یکی از مهم‌ترین دوره‌های شهرنشینی خود را پشت سر گذاشته است. بر اساس داده‌های سرشماری عمومی نفوس و مسکن، سهم جمعیت شهری کشور از حدود ۵۴ درصد در سال ۱۳۶۵ به حدود ۷۴ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است. در همین دوره، سهم جمعیت روستایی کاهش پیدا کرده است. اما تصویر امروز مهاجرت با الگوی چند دهه قبل تفاوت دارد. دیگر نمی‌توان همه مهاجرت‌ها را در قالب ساده «روستا به شهر» توضیح داد. بخش قابل توجهی از جابه‌جایی‌های جمعیتی امروز میان شهرها اتفاق می‌افتد و مقصد بسیاری از مهاجران، شهرهای بزرگ‌تر و برخوردارتر از فرصت‌های شغلی، آموزشی و خدماتی است.

داده‌های مربوط به سرشماری‌های ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ نیز این تغییر را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، در فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ حدود ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار جابه‌جایی مهاجرتی از روستا به شهر ثبت شد. این رقم در فاصله ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ به حدود پنج میلیون نفر و در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ به حدود چهار میلیون و ۷۰۹ هزار نفر رسید. کاهش این رقم به معنای متوقف ‌شدن مهاجرت نیست؛ بلکه نشان‌ دهنده تغییر الگوی جابه‌جایی جمعیت و افزایش سهم مهاجرت‌های شهری و سایر اشکال جابه‌جایی است.

در واقع، جوانی که در یک شهر کوچک یا روستا چشم‌انداز مناسبی برای اشتغال، تحصیل یا درآمد نمی‌بیند، لزوما فقط به نزدیک‌ترین شهر مهاجرت نمی‌کند. مقصد می‌تواند مرکز استان، کلانشهر یا حتی شهری در فاصله‌ای بسیار دورتر باشد. نتیجه این روند برای محل مبدا مهم است؛ جمعیتی که خارج می‌شود، الزاما به اندازه جمعیت وارد شده جایگزین ندارد.

مهاجرت به شهر2

وقتی جوان‌ها می‌روند، سن جمعیت بالا می‌رود

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌ شده مهاجرت، تغییر ساختار سنی جمعیت است. مهاجران معمولا در سنین فعالیت اقتصادی، تحصیل و تشکیل خانواده جابه‌جا می‌شوند. بنابراین خروج جوانان تنها به کاهش تعداد ساکنان یک روستا یا شهر کوچک منجر نمی‌شود؛ بلکه ترکیب جمعیت باقی‌مانده را نیز تغییر می‌دهد.

محمد جلال عباسی ‌شوازی، جمعیت‌شناس و استاد دانشگاه تهران، در گفت‌وگویی با استناد به داده‌های جمعیتی توضیح داده است که با مهاجرت جمعیت جوان روستاها، سهم سالمندان در ساختار جمعیتی روستا افزایش پیدا کرده است. بر اساس داده‌های مطرح ‌شده در این گزارش، در سال ۱۳۹۰ سهم جمعیت ۶۵ ساله و بیشتر در روستاها حدود ۶.۵ درصد و در شهرها ۵.۴ درصد بوده است.

این یعنی مهاجرت فقط «کم‌شدن جمعیت» نیست؛ نوعی انتخاب جمعیتی هم اتفاق می‌افتد. افراد جوان‌تر و فعال‌تر احتمال بیشتری برای خروج دارند و بخشی از سالمندان، به دلیل تعلق خانوادگی، مالکیت خانه یا زمین و وابستگی به محل زندگی، در مبدا باقی می‌مانند.

در چنین شرایطی، یک روستا ممکن است هنوز خالی از سکنه نشده باشد، اما بخش مهمی از ظرفیت انسانی خود را از دست داده باشد. مدرسه با دانش‌آموز کمتر، بازار با مشتری کمتر، کشاورزی با نیروی کار محدودتر و خانواده‌هایی که اعضای جوانشان در شهرهای دیگر زندگی می‌کنند، تصویری از همین تغییر هستند.

از روستای خالی تا شهر کوچک کم‌رمق

این روند در برخی نقاط حتی به تخلیه کامل سکونتگاه‌ها منجر شده است. بر اساس داده‌های سرشماری سال ۱۳۹۰ که در گزارشی از وضعیت روستاهای کشور منتشر شده، طی فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ تعداد یک‌هزار و ۳۷۷ روستا خالی از سکنه شده بودند.در همان گزارش تاکید شده است که بخشی از این تغییرات البته ناشی از تبدیل برخی روستاها به شهر بوده و نمی‌توان همه موارد را مستقیما به مهاجرت نسبت داد اما حتی در روستاهایی که همچنان جمعیت دارند، مسئله می‌تواند شکل دیگری پیدا کند و آن کاهش جمعیت فعال است.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در بررسی وضعیت روستاهای کشور بر نقش اشتغال، درآمد پایدار و خدمات در ماندگاری جمعیت تاکید کرده است.

در گزارش‌ها و اظهارنظرهای منتشرشده از سوی این مرکز، مهاجرت روستاییان به شهرها و پیامدهای اجتماعی آن از جمله گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه ‌نشینی مورد توجه قرار گرفته است.

به این ترتیب، مسئله فقط این نیست که یک شهر کوچک یا روستا جمعیتش را از دست می‌دهد؛ مقصد مهاجران هم با مسئله روبه‌رو می‌شود. وقتی فرصت‌های شغلی و خدمات در چند مرکز بزرگ متمرکز می‌شود، مهاجرت می‌تواند فشار بر بازار مسکن، حمل‌ونقل، آموزش، درمان و اشتغال شهرهای مقصد را افزایش دهد. در سوی دیگر، مبدا مهاجرت با کاهش نیروی انسانی و کوچک ‌شدن بازار محلی مواجه می‌شود.

خالی شدن شهرهای مرزی و مسئله‌ای فراتر از جمعیت

این وضعیت در مناطق مرزی حساسیت بیشتری دارد. در مناطق مرزی، جمعیت فقط مصرف ‌کننده خدمات یا نیروی کار نیست؛ حضور پایدار جمعیت بخشی از پیوند اجتماعی، اقتصادی و اداری کشور با مرز محسوب می‌شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس در موارد مختلف نسبت به پیامدهای تخلیه روستاهای مرزی هشدار داده است. در یکی از گزارش‌های منتشرشده درباره سیستان و بلوچستان، تخلیه روستاهای مرزی به‌عنوان عاملی که می‌تواند امنیت این مناطق را تحت تاثیر قرار دهد، مورد اشاره قرار گرفته است.در گزارش دیگری از مرکز پژوهش‌ها نیز بر ضرورت توجه به جمعیت شهرها و روستاهای مرزی تاکید شده و این موضوع با مسئله امنیت مناطق مرزی مرتبط دانسته شده است.این نکته البته به این معنا نیست که هر روستای خالی ‌شده الزاما به ناامنی منجر می‌شود یا مهاجرت را می‌توان علت مستقیم وقوع جرم و ناامنی دانست. چنین رابطه‌ای نیازمند بررسی موردی و داده‌های امنیتی است. مسئله دقیق‌تر این است که کاهش حضور جمعیت در مناطق مرزی، از نگاه سیاست‌گذاری عمومی، یک متغیر مهم برای امنیت پایدار و مدیریت مرزها محسوب می‌شود.

به همین دلیل، سیاست تثبیت جمعیت در مناطق مرزی صرفا با ساخت جاده و مدرسه حل نمی‌شود. اگر جوانی در شهر محل تولد خود چشم‌انداز شغلی و درآمدی نداشته باشد، صرفا وجود زیرساخت‌های فیزیکی الزاما او را ماندگار نمی‌کند.

چرا جوان‌ها می‌روند؟

داده‌های سرشماری سال ۱۳۹۰ تصویری از انگیزه‌های مهاجرت روستایی ارائه می‌دهد. در میان دلایل ثبت ‌شده، تبعیت از خانوار با ۴۶.۸ درصد سهم بالایی داشته، اما جست‌وجوی کار با ۶.۷ درصد، جست‌وجوی کار بهتر با ۳.۶ درصد، دستیابی به مسکن مناسب‌تر با ۱۲.۳ درصد و تحصیل با ۸.۱ درصد نیز از دلایل مهم جابه‌جایی بوده‌اند.

این اعداد نشان می‌دهد مهاجرت را نمی‌توان صرفا تصمیمی فردی دانست. پشت خروج یک جوان ممکن است مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی قرار داشته باشد. نبود شغل متناسب با تحصیلات، محدود بودن مسیر پیشرفت شغلی، دسترسی کمتر به آموزش عالی، خدمات درمانی و فرهنگی، دشواری تشکیل خانواده یا حتی محدودیت در انتخاب سبک زندگی از این موارد است.

به بیان دیگر، مهاجرت اغلب زمانی آغاز می‌شود که فرد احساس کند «آینده» در جای دیگری قابل دسترس‌تر است.
 

مسئله‌ای که با یک سیاست جمعیتی حل نمی‌شود

آمارهای ارائه شده بر اساس آخرین سرشماری‌ها به دست آمده و این به معنای این است که در این سال‌ها با آمار بالاتری مواجه خواهیم بود؛ چرا شرایط زندگی سخت‌تر و مهاجرت از شهرهای کوچک به مراکز استان و یا کلانشهرها به مراتب بیشتر شده است. این درحالی است که سیاست‌های جمعیتی در سال‌های اخیر بر افزایش ماندگاری جمعیت روستایی و توسعه مناطق کم‌برخوردار تاکید کرده‌اند. در قوانین و برنامه‌های توسعه نیز موضوع ایجاد اشتغال، درآمد پایدار، مسکن روستایی و مهاجرت معکوس مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که ماندگاری جمعیت با یک عامل تعیین نمی‌شود. جاده، آب، برق و اینترنت لازم‌اند، اما کافی نیستند. جوانی که مدرسه و دانشگاه را پشت سر گذاشته، به شغل، درآمد، امکان تشکیل خانواده و چشم‌انداز پیشرفت نیاز دارد.

از طرف دیگر، نمی‌توان تمام مهاجرت را پدیده‌ای منفی دانست. مهاجرت بخشی طبیعی از تحرک جمعیت است و می‌تواند به افزایش فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی افراد منجر شود. مسئله زمانی شکل بحرانی پیدا می‌کند که مهاجرت در یک منطقه به صورت مستمر و یک ‌طرفه اتفاق بیفتد و خروج جمعیت فعال، توان بازتولید اقتصادی و اجتماعی آن منطقه را کاهش دهد.

آینده‌ای که روی نقشه تغییر می‌کند

ایران در آستانه تغییرات مهم جمعیتی قرار دارد. بر اساس اظهارات معاون راهبردی ستاد ملی جمعیت که در سال ۱۴۰۴ منتشر شد، سهم سالمندان کشور در دهه‌های آینده می‌تواند به سطوح بسیار بالایی برسد و ساختار سنی کشور با چالش‌های جدیدی مواجه خواهد شد.

در چنین شرایطی، مهاجرت جوانان از شهرهای کوچک و روستاها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا سالمندی جمعیت در کشوری که همزمان با کاهش باروری روبه‌روست، فقط مسئله کلان جمعیت نیست. اگر مناطق خاصی از کشور زودتر از سایر نقاط جوانان خود را از دست بدهند، سالمندی در آنها می‌تواند سریع‌تر و عمیق‌تر رخ دهد. مساله در نهایت به یک دوگانه ساده «شهر یا روستا» محدود نمی‌شود. پرسش اصلی این است که آیا توسعه در ایران به شکلی توزیع شده که یک جوان برای داشتن آینده‌ای قابل قبول مجبور نباشد محل تولد خود را ترک کند؟

اگر پاسخ منفی باشد، مهاجرت ادامه پیدا می‌کند؛ شهرهای بزرگ‌تر بزرگ‌تر، شهرهای کوچک‌تر کوچک‌تر و روستاها پیرتر می‌شوند. در مناطق مرزی نیز مسئله از یک تغییر جمعیتی فراتر می‌رود و به موضوع ماندگاری جمعیت، اقتصاد محلی و امنیت پایدار گره می‌خورد.در این میان، شاید مهم‌ترین نشانه بحران نه روستایی باشد که کاملا خالی شده است، بلکه روستایی باشد که هنوز روی نقشه وجود دارد اما جوانانش دیگر در آن زندگی نمی‌کنند. روستایی که خانه‌هایش پابرجاست، اما نیروی انسانی‌اش در جای دیگری آینده خود را جست‌وجو می‌کند.

ارسال نظر

آخرین اخبار