EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۵۶۱۹

مهاجرت چگونه معادلات اجتماعی را دگرگون کرد؟

زینب اسماعیلی - روزنامه نگار

مهاجرت چگونه معادلات اجتماعی را دگرگون کرد؟

دیاسپورای ایرانی یا همان مهاجران مقیم نقاط مختلف جهان یک‌بار دیگر نقشی مهم در تاریخ اجتماعی ایران یافته‌اند. شاید از منظر سیاسی بتوان گردهمایی اخیر دیاسپورای ایرانی در شهر مونیخ را قلیل انگاشت، اما از منظر جامعه‌شناسی هر گلوله برفی به‌دلیل ویژگی پویایش باید مورد توجه قرار گیرد.

دست‌کم در سه قرن اخیر تحولات ریز و درشتی در جامعه ایرانی به‌دنبال جرقه ارتباطی با فرنگ رخ داده‌ است. از دوران شاهان صفوی که حیرت‌زده‌ از معماری بیزانسی دستور تأسیس کاخ تابستانه‌ای در فلان قریه خوش آب‌وهوا تا راه‌اندازی راه‌آهن و نظمیه و شفاخانه را داده‌اند.  

اما همیشه موتور محرکه مملکت، پادشاه و اعوان و انصارش نبوده‌اند؛ گاهی جوانان فرنگ‌رفته‌ای بودند که بعد از بازگشت غرورآفرین به میهن رگه‌هایی از تمدن غربی را به ایران آوردند و از وبا و بیماری‌های عفونی نجات دادند و آنها که شهرها را شکل و سامانی دادند و به مردم فهماندند از آب آلوده نهرها و جوها نباید استفاده کنند تا دیگرانی که News Paper انگلیسی را به «کاغذ اخبار» ترجمه کردند و روش مدرن روزنامه‌نگاری را بنیان نهادند تا همین روزها که دیاسپورای ایرانی هر یک به‌زعم خود برای نجات ایران می‌کوشند.

یکی از برهه‌های جدی تأثیرگذاری دیاسپورای ایرانی بر تحولات داخلی برهه قبل و حین پیروزی انقلاب اسلامی در دهه ۴۰ و ۵۰ است. از تظاهرات در اطراف محل سخنرانی «محمدرضا پهلوی» در واشنگتن تا حضور در نوفل‌لوشاتو و همراهی با رهبر انقلاب تا بازگشت به تهران و نوشتن پیش‌نویس اولیه قانون اساسی برگرفته از جمهوری‌های مدرن اروپایی و تلفیق آن با ارزش‌های اسلامی.

اما به‌موازات همین تأثیرگذاری دانشجویان فرنگ‌رفته در جریان انقلاب، بخشی از جامعه نیز از هراس پارامترهای متعددی ایران را به مقاصد متفاوتی (اکثریت به آمریکا) ترک کردند. اخبار افسردگی‌ها و خودکشی‌های متعدد یا بی‌خانمان‌شدن برخی از آنها به ایران می‌رسید و برخی نیز توانستند خود را در جامعه جدید سر‌پا نگه‌دارند که اغلب آ‌نها به پشتوانه سرمایه شخصی یا همراه‌شدن با سرمایه‌داری توانستند خود را بازیابی کنند.

این بازیابی دیاسپورا در لس‌آنجلس، لندن، تورنتو و شهرهای دیگر اگر چه حدود یک دهه طول کشید که تقریباً با پایان جنگ ایران و عراق هم‌زمان بود، اما توانست بر داخل ایران تأثیرات عمیقی بگذارد. به‌نظر من، جامعه ایران از همان‌ زمان دوپاره شد؛ دوپاره‌ای که اصلی‌ترین عاملش خارج از ایران بود؛ ارتباط مستقیم یا غیر‌مستقیم با دیاسپورای ایرانی و البته جهان خارج‌.

بسیاری از بچه‌های دهه ۶۰ در کودکی این سؤال را در ذهن داشتند که «خارج کجاست؟» برخی که برای پیدا‌کردن پاسخشان پیگیرتر بودند، کره جغرافیایی را جوریده‌ و پهنه‌ای به‌نام «خارج» نیافته ‌بودند و فارغ از پاسخ‌هایی که هر خانواده درخور دانش و آگاهی خود به آن فرزندان داده‌ بود، اصل وجود سؤال نشانگر یک نکته قابل‌تأمل بود: مفهوم «خارج» در بستر شنیداری آن کودک آنقدر پرتکرار بود که برایش سؤال ایجاد می‌کرد.

همان خارج بعدها به دعاهای مادران راه یافت که ان‌شالله فلان دانشگاه در خارج درس بخوانی و مواردی ازاین‌دست. هرچه توسعه در داخل رخ‌ می‌داد، جای آن خارج کوفتی را پر نمی‌کرد؛ چون تصاویر، چیزی غیر از آن ‌چیزی بود که در اینجا دیده ‌می‌شد.

ورود نوارهای وی‌‌اچ‌اس رنگارنگ جدی‌ترین تجلی یک دوگانه زیستی در خفا، اما پذیرفته‌شده در همه این سال‌های جامعه ایرانی شد. خانواده‌هایی که درون خانه‌های خود با باورها و ارزش‌های خویش جشن‌ها و دورهمی‌هایی را برگزار می‌کردند، ولی بیرون از خانه‌هایشان با مانتو و شلوارهای گشاد و مشکی و مقنعه‌های چانه‌دار ظاهر می‌شدند.

هرچند بخشی از جامعه هم‌سو با ارزش‌های مورد قبول نظام سیاسی حرکت می‌کرد که در وجود آنها تردیدی نیست‌.

آنچه تمام سال‌های اخیر شاهدش بودیم؛ دو سر طیف هر‌کدام در مقابل هم براساس ارزش‌های خود عمل می‌کنند. بعد از جنبش مهسا به عقیده من، باحجاب‌ها باحجاب‌تر و متعهدتر به اجرای ارزش‌های دینی به‌نظر می‌آیند و شل‌حجاب‌ها {به‌زعم حاکمیت} دیگر تن به حجاب رسمی نمی‌دهند.

عملاً پرده از آن زیست دوگانه که چندین دهه مجبور به سرپوش‌ گذاشتن بر آن بودند، برافتاده است و حال، حاکمیت دیده که نمی‌تواند بار دیگر آن سختگیری‌ها را اجرا کند.

دیاسپورای ایرانی در این بین یک پل قوی ارتباطی بین ایران داخل با ایران خارج و مستحیل‌شده در جهان بود. وقتی یک خانواده در داخل ایران سالی یک یا دو نوبت میزبان یکی از اعضای خانواده بود که مقیم لس‌آنجلس، کالیفرنیا یا هر گوشه دنیا بود، در سوغاتی‌هایش کیفیت برندهای خارجی را می‌دید، ارزش‌های دنیای آزاد و راحتی زندگی آنها را می‌دید و می‌شنوید، دیگر نمی‌توانست خیلی چیزها را قبول کند. نمی‌توانست افزایش قیمت روزانه مرغ و تخم‌مرغ را به‌راحتی هضم کند، درحالی‌که دخترعمه‌ مهاجرت‌کرده‌اش به او می‌گوید ۱۰ سال است در فلان کشور زندگی می‌کند و قیمت موادغذایی تنها پنج درصد تغییر کرده ‌است یا اینکه دستمزدش را با برادرش که در یک کشور اروپایی اقامت گزیده، مقایسه کند و ببیند چه اختلاف فاحشی وجود دارد و بسیاری موارد دیگر.

پس دیاسپورای ایرانی تأثیر خود را می‌گذاشت و بابی برای ایرانی سکونت‌گزیده در ایران باز می‌کرد که همه‌چیز را در داخل قابل نقد و اعتراض بداند. اگرچه می‌داند خدمات بهداشتی در ایران ارزان‌تر از کشورهای دیگر است و دسترسی به این خدمات راحت‌تر، اما این را هم می‌داند که در بسیاری از کشورها برای خرید یک ماشین از ویژه‌ترین برند جهان شش ماه پس‌انداز کافی است و دسترسی به حمل‌و‌نقل عمومی آنقدر آسان و ارزان است که نیازی نیست با خودروی شخصی به جایی بروی و تفاوت‌های بسیار دیگر.

حالا این زیست دوپاره را به موج مهاجرت گسترده بعد از اعتراضات سال ۸۸، ۹۶ و ۴۰۱ پیوند بزنید و ضریب آن ‌را محاسبه کنید. وقتی این موج‌های جدید سبب شده خانواده‌های بسیاری از طبقات مختلف اجتماعی یک یا چند جوان به‌خارج‌رفته داشته باشد، با درنظرگرفتن نقش عمیق اینترنت‌ می‌توان به ضریب تأثیرگذاری آنها پی برد.

دیاسپورای ایرانی از منظر سیاسی اما عمدتاً بی‌شکل بوده ‌است و نظرگاه‌هایشان بسیار با همدیگر اختلاف دارد؛ طیفی گسترده از طرفداران سازمان مجاهدین خلق و سلطنت‌طلبان تا تجزیه‌طلبان و حتی مدافعان نظام سیاسی حاکم در ایران. گردهمایی تقریباً ۲۰۰ هزار نفری دیاسپورا در مونیخ و چند شهر دیگر جهان، اما یک نقطه‌عطف مهم از منظر جامعه‌شناسی است.

در نگاه عمیق‌تر باید این تلنگر را زد که آیا ایرانیان خارج از ایران در حال ایجاد تکان شدید برای ایران داخل هستند؟ رؤسای جمهور ایران در کنار سال‌ها ملاقات سالانه با ایرانیان خارج از کشور در موعد مجمع عمومی سازمان ملل و شهرهای دیگر جهان در جذب آنها ناکارآمد بودند؛ شاید ازاین‌رو که پیام هم‌گرایی را تنها از زبان رئیس‌جمهور می‌شنیدند و تحرکات تهران این پیام را نمی‌داد. اما جریانات بیرون از ایران با همه اختلافات سیاسی و فرهنگی و عقیدتی یک هدف مشترک برای جمع‌کردن دیاسپورای ایرانی پیدا کرده ‌است و این اتحاد می‌تواند موتور محرک اتفاقاتی عجیب باشد.

هنوز یک نقطه باقی مانده‌ است؛ اختلاف بر سر «حمله به ایران» که با همه تلاش برای همگرایی اصلی‌ترین اختلاف ایرانیان خارج از کشور است و این‌ را می‌توان با یک تصمیم هوشمندانه در حل اختلافات با آمریکا، به نقطه‌ای تبدیل‌ کرد که هم خطر از ایران دور شود و هم دیاسپورای ایرانی را بتوان یک‌بار به پتانسیل واقعی ایران تبدیل کرد.   

منبع: پیام ما 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار