کارگران ایرانی در چرخدنده ناایمنی و بیمهای که نیست/ حوادث کار؛ مرگهایی که فقط نوک کوه یخاند
تحریریه آوش/ آمارهای رسمی نشان میدهد از فروردین تا بهمن سال گذشته، هزار و ۸۷۹ کارگر بر اثر حوادث کار جان باختند؛ آماری که نسبت به سال قبل از آن ۰.۹ درصد افزایش یافته و سالانه بیش از ۲۴ هزار مصدوم و معلول بر جای میگذارد.
سقوط در چرخ دندههای دستگاه حمل آجر در آشخانه، بلعیده شدن دو کارگر در دریچه سیمان داغ، سقوط کارگر ساختمانی در ارومیه، تصادف کارگر شهرداری در زاهدان، مرگ کارگر ۳۶ ساله در معدن مس قلعه زری، سقوط دو کارگر افغانستانی هنگام حفر چاه در بهبهان، مرگ کارگر ۳۵ ساله بر اثر سقوط از درخت در روستای کهریز ارومیه، خفگی کارگر ۴۸ ساله در قنات روستای گویین و آوار سقف کانال بر سر کارگر ۲۲ ساله در تهران، تنها مواردی هستند که فقط در مرداد ماه امسال اخبارشان رسانهای شد. اما این اخبار تنها قله کوه یخ حوادث کار در ایران است.
آمارهای رسمی نشان میدهد از فروردین تا بهمن سال گذشته، هزار و ۸۷۹ کارگر بر اثر حوادث کار جان باختند؛ آماری که نسبت به سال قبل از آن ۰.۹ درصد افزایش یافته و سالانه بیش از ۲۴ هزار مصدوم و معلول بر جای میگذارد.
عمق فاجعه در شکاف میان آمارها نمایان میشود. طبق گزارشها، در حالی که سازمان پزشکی قانونی حدود ۱۹۰۰ فوتی حوادث کار را ثبت میکند، سازمان تامین اجتماعی تنها حدود ۴۵۰ فوتی را به عنوان بیمهشده بهرسمیت میشناسد. این تفاوت فاحش نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جانباختگان حوادث کار از داشتن حداقلهای بیمه تامین اجتماعی محروم ماندهاند. همچنین مرکز پژوهشهای مجلس و گزارشهای کارگری تایید میکنند که بین ۵۰ تا ۶۰ درصد کل شاغلین و کارگران بخشهایی مانند خدمات و ساختمان اساسا فاقد بیمهاند.پشت این ارقام، بحران حقوق، بیمه و معیشت قربانیان قرار دارد.
بر اساس قوانین تامین اجتماعی، اگر حادثهای ناشی از کار تشخیص داده شود، سازمان مکلف به پرداخت مستمری و غرامت است.
اما برای این جمعیت عظیم کارگران غیررسمی و بیبیمه یا خانوادههایشان، روند طولانی اثبات حادثه و دریافت دیه سالها زمان میبرد و کارفرمایان متخلف نیز به راحتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند.
از سوی دیگر، مستمری پرداختی به کارگران دچار معلولیت بر اساس حداقل حقوق تعیین میشود که حتی هزینههای درمان و پروتز آنها را پوشش نمیدهد، چه رسد به اداره یک زندگی.
عدم نظارت بر ایمنی کارگاهها، نه تنها به مرگ خاموش کارگران انجامیده، بلکه جانباختگان و معلولان را با سفرههایی خالی و بدنی آسیب دیده رها کرده است.