EN
به روز شده در
روی دیگر سفرهای میلیونی

ویرانی محیط‌‌زیست به نام گردشگری از سفر تا تخریب مقصد/ هر تعطیلات یک زخم تازه بر طبیعت و میراث ایران

تحریریه آوش/ تعطیلات که می‌رسد، جاده‌ها قفل می‌شوند، شهرهای گردشگری از مسافر پر می‌شوند و چند روز بعد، آنچه باقی می‌ماند فقط خاطره سفر نیست؛ کوه زباله است، جنگل آسیب‌دیده ساحل آلوده است و گاهی زخمی تازه بر تن یک بنای تاریخی.

تعطیلات که می‌رسد، جاده‌ها قفل می‌شوند، شهرهای گردشگری از مسافر پر می‌شوند و چند روز بعد، آنچه باقی می‌ماند فقط خاطره سفر نیست؛ کوه زباله است، جنگل آسیب‌دیده ساحل آلوده است و گاهی زخمی تازه بر تن یک بنای تاریخی.این دیگر گردشگری نیست؛ تاخت‌وتازی است که نام سفر بر آن گذاشته‌ایم.

واقعیت تلخ این است که بخشی از ما هنوز یاد نگرفته‌ایم سفر کردن، مجوز تخریب مقصد نیست. طبیعتی که به آن وارد می‌شویم سطل زباله نیست، بنای تاریخی دفتر یادگاری نیست.در ایام اوج سفر، حجم تولید پسماند در سه استان شمالی کشور تا یک‌ونیم برابر افزایش پیدا می‌کند و تنها در مازندران، میزان زباله تولیدشده در روز به بیش از هفت هزار تن می‌رسد؛ انبوهی از زباله که ۷۰ درصد آن بدون تفکیک، مستقیم در طبیعت و مناطق جنگلی دپو می‌شود.

یعنی مسافر می‌آید، چند روز می‌ماند و می‌رود؛ اما پلاستیک، بطری، ظرف یک‌بارمصرف و زباله‌ای که تولید کرده ممکن است سال‌ها در طبیعت باقی بماند.و قربانی فقط شمال ایران نیست و از جنگل‌های هیرکانی تا بناهای تاریخی اصفهان را در بر می‌گیرد.کافی است به دیواره بعضی بناهای تاریخی نگاه کنید؛ اسم، تاریخ، قلب، جمله‌های عاشقانه و یادگاری‌هایی که روی میراث چندصدساله این کشور حک شده‌اند.دیوار سی‌وسه‌پل دفتر خاطرات نیست و تخریب آثار تاریخی جرم است. قانون برای تخریب آثار ثبت‌شده ملی مجازات تعیین کرده و طبق ماده ۵۵۸ قانون مجازات اسلامی، هرگونه تخریب آثار ثبت‌شده‌ی ملی علاوه بر جبران خسارت، ۱ تا ۱۰ سال حبس دارد، اما بی‌تفاوتی حاکم باعث شده سنگ‌نوشته‌های تاریخی به دفترچه یادداشت مسافران تبدیل شوند.رد حضور بعضی گردشگران را در طبیعت هم می‌توان شنید.

اسپیکرهایی که با صدای بلند در جنگل، ساحل و کوه روشن می‌شوند و صدایی که برای انسان شاید چند ساعت تفریح باشد، برای حیات‌وحش مزاحمت و آلودگی صوتی است.

بعد نوبت به چادرها می‌رسد.پارک، میدان، بلوار، ساحل و حتی پیاده‌رو در برخی شهرهای گردشگرپذیر به محل اسکان تبدیل می‌شوند. شهری که باید میزبان گردشگر باشد، زیر فشار جمعیتی قرار می‌گیرد که زیرساخت لازم برای حضورش فراهم نشده است.

اما تمام تقصیر را هم نمی‌توان گردن مسافر انداخت.وقتی میلیون‌ها نفر راهی چند مقصد محدود می‌شوند اما زیرساخت مدیریت پسماند متناسب با این جمعیت وجود ندارد، وقتی تعداد نیروهای حفاظتی و محیط‌بانی کافی نیست، وقتی مراقبت از آثار تاریخی متناسب با حجم بازدیدکنندگان نیست و وقتی تخلف هزینه جدی ندارد، نتیجه قابل پیش‌بینی است.اینجا یک طرف ماجرا گردشگر بی‌مسئولیت است و طرف دیگر، مدیریتی که گاهی فقط ورود میلیون‌ها مسافر را می‌شمارد، اما هزینه‌ای را که این جمعیت بر طبیعت، شهر و میراث تاریخی تحمیل می‌کند نمی‌بیند.

گردشگری قرار است برای یک منطقه ثروت، اشتغال و رونق بیاورد؛ نه کوه زباله، جنگل آلوده و دیوار زخمی. و باید یک سؤال ساده پرسید که آیا ما واقعاً گردشگری می‌کنیم، یا فقط جغرافیای تخریبمان را عوض می‌کنیم؟تا زمانی که مجازات های قانونی قاطعانه اجرا نشود، هر تعطیلات عزای زیست محیطی و فرهنگی این سرزمین خواهد بود.

ارسال نظر

آخرین اخبار