سفرههای ایرانی روی مرز سوءتغذیه از حذف پروتئین تا سیری با کربوهیدرات
تحریریه آوش/سفره ایرانی که روزگاری به تنوع و طعمهای اصیلش شناخته میشد، حالا در تبوتاب یک اقتصاد فرساینده، روزبهروز کوچکتر و بیرمقتر میشود. شاخصهای اقتصادی نشان میدهند که الگوی مصرف به سمت استراتژیهای سخت برای بقا حرکت کرده و کیفیت فدای کمیت شده است.
بر اساس دادههای رسمی آماری، نرخ تورم مواد غذایی در سالهای اخیر مرزهای نگران کنندهای را رد کرده و دهکهای کم درآمد و متوسط جامعه اکنون کمتر از ۵۰ درصد از نیازهای تغذیهای و کالری استاندارد خود را دریافت میکنند.
سفره ایرانی که روزگاری به تنوع و طعمهای اصیلش شناخته میشد، حالا در تبوتاب یک اقتصاد فرساینده، روزبهروز کوچکتر و بیرمقتر میشود. شاخصهای اقتصادی نشان میدهند که الگوی مصرف به سمت استراتژیهای سخت برای بقا حرکت کرده و کیفیت فدای کمیت شده است.
این بحران، حتی مرزهای سنتی تولید و مصرف را هم جابهجا کرده است. در شمال ایران، یعنی مهد شالیزارهای سرسبز، بسیاری از خانوادهها به دلیل هزینههای سرسامآور تولید و افت قدرت خرید، توان مصرف محصول دسترنج خود را ندارند
در حالی که قیمت هر کیلوگرم برنج هاشمی ممتاز شمال در بازار تیر ۱۴۰۵ به حدود ۴۱۵ هزار تومان رسیده است، مردم این خطه ناچارا به خرید برنجهای ارزان قیمت خارجی با میانگین قیمت ۲۸۰ هزار تومان روی آوردهاند.
در سراسر کشور، الگوی آشپزی خانوادهها تغییر کرده و بیشتر مردم عملا به پخت تنها یک وعده غذای گرم در روز بسنده میکنند و کیفیت مواد اولیه به شدت افت کرده است.
قیمت هر کیلوگرم مرغ کامل در بازار تیر ۱۴۰۵ به محدوده ۳۱۰ تا ۳۲۰ هزار تومان رسیده و سینه مرغ تا ۶۵۲ هزار تومان قطعه بندی میشود؛ عددی که باعث شده بسیاری از شهروندان توان خرید مرغهای بستهبندی و برند را نداشته باشند و حتی برای تامین پروتئین به گوشتهای منجمد یا گوشتهای تنظیم بازاری حدودا ۷۰۰ هزار تومانی پناه ببرند، چرا که قیمت گوشت گرم ممتاز گوسفندی به مرز ۲ میلیون تومان در هر کیلوگرم رسیده است.
پیامدهای این جابهجایی غذایی فراتر از یک تغییر ساده در ذائقه است. لبنیات و پروتئینهای حیاتی به دلیل جهشهای قیمتی مداوم عملا از رژیم غذایی روزمره قشر وسیعی از مردم حذف یا به حاشیه رانده شدهاند. سرانه مصرف شیر و فرآوردههای لبنی در ایران به شکلی چشمگیر به زیر استانداردهای جهانی سقوط کرده است.
در این میان، جاهای خالی سفره با کربوهیدراتهای ارزانقیمت و خوراکیهای صرفا شکمپرکن پر میشود تا فقط احساس سیری موقت ایجاد کند؛ تغییری ساختاری که کارشناسان نسبت به پیامدهای میان مدت آن بر سلامت عمومی، سوتغذیه پنهان و کاهش شدید ویتامینها و املاح اساسی در بدن جامعه هشدار میدهند.