«لذت تولید» باید جایگزین «لذت مصرف» شود
بازسازی اقتصاد آسیب دیده ایران از تحریمهای بینالمللی و جنگهای اخیر، به اعتماد مردم برای مشارکت در طرح های سرمایهگذاری نیاز دارد.
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
بازسازی اقتصاد آسیب دیده ایران از تحریمهای بینالمللی و جنگهای اخیر، به اعتماد مردم برای مشارکت در طرح های سرمایهگذاری نیاز دارد.
حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا تهران با اشاره به نیازهای اساسی برای بازسازی اقتصاد ایران در دوره پساتوافق گفت: امروز دائما از کمبود منابع مالی سخن گفته میشود، در حالی که مسأله اصلی فقدان یک نقشه راه و برنامه منسجم برای توسعه است. آنچه امروز تحت عنوان برنامههای توسعه ارائه میشود، بیش از آنکه برنامه باشد، مجموعهای از آرمانها و آرزوهاست؛ آرزوهایی که در بسیاری از موارد نه امکان تحقق دارند و نه حتی با یکدیگر سازگار هستند.
به گزارش خبرنگار اطلاعات، وی گفت: اقتصاد ایران پس از جنگ تحمیلی با اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری از اصول اولیه خود فاصله گرفت و به سمت گسترش مصرفگرایی، رانت، نابرابری و تضعیف تولید حرکت کرد. در حالی که کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به «انقلاب اقتصادی» نیاز دارد. بدون اصلاح نظام تصمیمگیری و بازگشت به اصول توسعه، امکان عبور از بحرانهای کنونی وجود نخواهد داشت.
راغفر ادامه داد: یکی از مهمترین مشکلات برنامههای توسعه، فقدان هدف محوری است. اساسا مشخص نیست هدف برنامه پنجساله چیست و قرار است در افق بلندمدت، مثلا ۲۵ ساله، کشور به چه جایگاهی برسد. برنامههای پنجساله باید برشهایی از یک برنامه بلندمدت باشند و هر یک زمینه تحقق مرحله بعدی را فراهم کنند، اما چنین ارتباطی در برنامههای ما وجود ندارد و به همین دلیل نگاه بلندمدت نیز شکل نگرفته است.
وی با تاکید بر اینکه مهمترین عامل گشایش اقتصادی اعتماد است، نه صرفا پول، گفت: آنچه سرمایهگذاران، تولیدکنندگان و مردم امروز فاقد آن هستند، اعتماد به برنامهها و اجرای آنهاست. ما نتوانستهایم اعتماد عمومی را نسبت به برنامههای توسعه ایجاد کنیم و همین مسأله یکی از موانع اصلی پیشرفت کشور است.
راغفر تاکید کرد: توسعه در همه کشورهایی که به موفقیت رسیدهاند، دو وجه مشترک داشته است؛ نخست شکوفایی همهجانبه ظرفیتهای انسانی و دوم ارتقای توانمندیهای مردم. اگر حکومتها بر این دو اصل تاکید نکنند، اساسا توسعه امکانپذیر نخواهد بود، زیرا توسعه چیزی جز توسعه ظرفیتهای انسانی نیست .
راغفر در ادامه، «شفافیت» را یکی دیگر از اصول اساسی هر برنامه توسعه برای دوران پساتوافق دانست و گفت: متاسفانه در هیچیک از برنامههای توسعه کشور این اصل بهدرستی رعایت نشده است. گاهی در یک برنامه پنجساله هزاران حکم و پروژه گنجانده میشود، اما مشخص نیست منابع مالی اجرای آنها از کجا باید تامین شود، اولویتها چیست و چه نسبتی میان این برنامهها با برنامههای بعدی و چشمانداز بلندمدت کشور وجود دارد. روشن نیست منتفعان این برنامهها چه کسانی هستند، منابع چگونه توزیع میشود و اساساً هر برنامه چگونه باید زمینه اجرای برنامه بعدی را فراهم کند. در حالی که در کشورهای موفق، برشهای میانمدت کاملاً در خدمت تحقق یک هدف بلندمدت قرار دارند.
هیچکس نباید یکشبه میلیاردر شود
این اقتصاددان با انتقاد از برخی الگوهای ترویجشده در اقتصاد ایران اظهار داشت: امروز بهراحتی گفته میشود که «مردم میخواهند زندگی کنند» و نباید به آنان فشار آورد؛ اما هیچکس توضیح نمیدهد منظور از این الگوی زندگی چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ آیا این همان مصرفگرایی افراطی است که امروز در جامعه ترویج شده است؟ در یک اقتصاد سالم، ثروت از مسیر کار، تلاش، نوآوری و در طول زمان شکل میگیرد. هیچکس نباید یکشبه میلیاردر شود، اما در اقتصاد ایران شاهد آن هستیم که برخی افراد بدون هیچ فعالیت تولیدی، فقط از طریق ارتباط با کانونهای قدرت، دریافت تسهیلات، رانت یا امتیازهای خاص، ظرف مدت کوتاهی به ثروتهای افسانهای دست پیدا میکنند.
راغفر افزود: چگونه ممکن است جوانی ۲۳ یا ۲۴ ساله، بدون هیچ سابقه تولید، نوآوری یا کارآفرینی، ناگهان به تجارتهای بزرگ، واردات، صادرات یا منابع عظیم اقتصادی دسترسی پیدا کند؟ این ثروتها محصول کار نیست، بلکه محصول رانت است.
وی افزود: متأسفانه نسل امروز بیش از هر چیز تحت تأثیر فرهنگ مصرفگرایی و الگوهای زندگی مبتنی بر مصرف قرار گرفته است؛ فرهنگی که، جامعه را به سمت تباهی سوق میدهد. در حالی که طی ۱۳ سال گذشته، هر سال با عناوینی مرتبط با «تولید» نامگذاری شده، اما در عمل وضعیت تولید کشور هر سال دشوارتر از سال قبل شده است. در حالی سالها شعار تولید انتخاب می شود و درباره ضرورت آن توضیحات مفصلی ارائه می دهند، که همزمان شاهد گسترش فعالیتهایی هستیم که هیچ ارزش افزودهای برای اقتصاد ایجاد نمیکنند؛ فعالیتهایی چون سوداگری در بازار طلا، ارز، زمین و مسکن که نه شغلی ایجاد میکنند و نه تولیدی به همراه دارند، بلکه فقط منابع گستردهای را از جیب مردم خارج میکنند و در اختیار گروههای محدود و مافیای اقتصادی قرار میدهند.
راغفر با بیان اینکه در مقابل، صدها کارخانه در کشور تعطیل شده یا با ظرفیتهای بسیار پایین فعالیت میکنند، اظهارنظر کرد: بسیاری از واحدهای تولیدی به دلیل کمبود منابع مالی یا نبود حمایت مؤثر، یا تعطیل شدهاند یا با بخش کوچکی از ظرفیت خود کار میکنند، در حالی که منابع مالی به جای تولید، وارد بازارهای غیرمولد شده است. تا زمانی که نتوانیم این تغییر اساسی را از «لذت مصرف» به «لذت تولید» ایجاد کنیم و این نگرش را از طریق آموزش در جامعه نهادینه نسازیم، امکان دستیابی به توسعهای که منافع آن میان همه مردم توزیع شود، وجود نخواهد داشت.
راغفر با اشاره به آثار توسعه صنعتی اظهارنظر کرد: توسعه صنعتی فقط به معنای افزایش تولید نیست، بلکه رفتارهای اجتماعی را نیز متحول میکند. وقتشناسی، نظم، درستکاری، احساس مسئولیت، پاسخگویی در برابر مشتری، قانونمداری و رضایت از خدمت به دیگران، همگی از نتایج فرهنگ تولید و صنعت هستند.
مقاومت در برابر وابستگی اقتصادی
سید محمد بحرینیان تحلیلگر ارشد اقتصادی هم با انتقاد از روند تعیین اولویتها در برنامه هفتم توسعه بیان کرد: در این برنامه ۲۶ اولویت تعیین شده که عملا به معنای نداشتن اولویت مشخص است.
وی با انتقاد از رویه استفاده از واژههایی مانند «ارز متقاضی» در ادبیات اقتصادی کشور، این واژهها را نوعی «بزک کلامی» برای پوشاندن واقعیت سیاستهای غلط ارزی توصیف کرد وگفت: با وجود پتانسیل بالای کشور، تنها راهحل مسائل اقتصادی ایران، اصلاح نهادهای تصمیمگیری و بازگشت اهلیت حرفهای به ساختار تصمیمسازی است و ساختار کنونی قوه مجریه و قوه مقننه برای تدوین برنامه توسعه کارآمد کافی نیست.
وی با اشاره به بحثهای مطرحشده درباره تفاهمهای اخیر میان ایران و آمریکا، اظهار داشت: اگرچه در این چارچوب فرصت سرمایهگذاری برای طرفهای خارجی فراهم شده است، ولی این موضوع نباید به معنای ورود دوباره به سرمایهگذاری خارجی و استخراج نفت به نفع آنها تلقی شود. این چرخه سبب میشود که به یک عامل برونزا مجددا متکی باشیم و مرتبا با عامل برونزا بازی داده شویم و همیشه محتاج نفت باشیم. این موضوع در دورانهایی از تاریخ کشور رخ داده و بحرانها در کشور ایجاد کرده است.
بحرینیان ادامه داد: در چنین شرایطی، وابستگی به بیرون تکرار میشود و کشور همچنان در مدار نیاز به نفت و منابع خام باقی میماند.
این صنعتگر باسابقه کشور با اشاره به تجربههای تاریخی ایران در حوزه استقلال اقتصادی گفت: بنیانهایی در کشور شکل گرفته است که باید مورد توجه قرار گیرد، اما نگرانی این است که این مسیرها مجدداً تحتالشعاع سیاستهای وابسته به سرمایهگذاری خارجی قرار گیرد. تجربههای تاریخی کشور نشان میدهد تکیه بر توان داخلی و طراحی سازوکارهای درونزا، مسیر اصلی حل مسائل اقتصادی ایران بوده است.
بازسازی اعتماد سرمایهگذاران
عباس آرگون یکی از فعالان اقتصادی اتاق بازرگانی ایران هم به گونه ای دیگر این دیدگاه را تائید کرد و گفت: مهمترین اولویت اقتصاد ایران در دوران پساجنگ، افزایش ثبات و پیشبینیپذیری در فضای اقتصادی است. این کار میتواند زمینهساز بازگشت سرمایهگذاری، رونق تولید و توسعه صادرات شود.
وی به ایرنا گفت: موضوع تحریمها اهمیت بسیار زیادی دارد. با کاهش این محدودیتها، قدرت پیشبینی در اقتصاد افزایش پیدا میکند و ثبات بیشتری در شرایط اقتصادی ایجاد میشود؛ در چنین فضایی، افراد و فعالان اقتصادی میتوانند آینده را بهتر پیشبینی و در حوزههای مختلف سرمایهگذاری کنند. همچنین اقتصاد کشور میتواند تعامل و ارتباط مؤثرتری با اقتصاد جهانی داشته باشد.
آرگون با اشاره به الزامات اقتصاد پساجنگ توضیح داد: مهمترین مسأله، تثبیت شرایط و خروج از وضعیت «نه جنگ - نه صلح» است. عبور از این شرایط میتواند کمک بزرگی به افزایش سرمایهگذاری، ایجاد اشتغال و توسعه صادرات کند. همچنین در کنار مسائل خارجی، یک بحث مهم دیگر، اصلاحات داخلی است که باید از سوی دولت و مجلس با تعامل و هماهنگی دنبال شود.
به گفته این فعال اقتصادی، بهبود فرآیندها، ارتقای فضای کسبوکار، پرهیز از دخالتهای غیرضروری دولت در اقتصاد، کاهش قیمتگذاری دستوری، کنترل تورم و سایر اصلاحات ساختاری از جمله اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد .
عضو اتاق بازرگانی ایران تصریح کرد: رفع قوانین و مقررات زائد، تسهیل بستر سرمایهگذاری داخلی، حفظ سرمایههای موجود، توسعه سرمایهگذاری و جذابتر کردن بخشهای واقعی و مولد اقتصاد، در کنار کاهش جذابیت فعالیتهای غیرمولد و واسطهگری، از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر رشد و توسعه اقتصادی را هموار کند. در این میان، بنگاههایی که در این دوره آسیب دیده یا متحمل خسارت شدهاند نیز باید هرچه سریعتر به مدار فعالیت بازگردند. اینها از جمله نکات مهم و کلیدی است که در شرایط کنونی باید مورد توجه قرار گیرد.
آرگون درباره موانع پیشروی دولت برای تحقق این اهداف گفت: در حوزه داخلی، اقداماتی وجود دارد که باید بهدرستی انجام شود. در حوزه هدفمندی یارانهها، انرژی، قیمتگذاری و اصلاح قوانین و مقررات، نیاز به تصمیمهای سخت وجود دارد و طبیعی است که در برابر برخی از این تصمیمها مقاومتهایی شکل بگیرد. با این حال، باید کار درست انجام شود؛ حتی اگر در کوتاهمدت فشارهایی ایجاد کند. اگر تصمیمهای سخت گرفته نشود و اصلاحات اصولی صورت نگیرد، قطعاً نمیتوان انتظار رشد، توسعه و پیشرفت اقتصادی داشت.
پیشبینیپذیری در اقتصاد باید افزایش یابد
عضو اتاق بازرگانی ایران گفت: بستر فعالیت برای فعال اقتصادی باید فراهم شود و پیشبینیپذیری در اقتصاد افزایش یابد. اجرای این اصلاحات طبیعتاً با مقاومتهایی همراه خواهد بود، اما اراده و عزم لازم برای انجام آن باید وجود داشته باشد.
وی اضافه کرد: کنترل مصرف، رعایت الگوی مصرف و اصلاحات در سایر بخشها نیز نیازمند تصمیمگیری جدی است. این جراحی اقتصادی باید متناسب و اصولی انجام شود. در عین حال، از اقشار آسیبپذیر نیز باید حمایت لازم صورت گیرد تا در فرآیند اجرای اصلاحات با مشکلات جدی مواجه نشوند .
ارگون درباره جذب سرمایهگذار نیز اظهار داشت: جذب سرمایهگذاری، چه داخلی و چه خارجی، موضوعی بسیار مهم و کلیدی است. سرمایهگذار پیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیشبینی شرایط نیاز دارد. وقتی سرمایهگذار با نگاه بلندمدت، مثلاً سهساله یا بیشتر، قصد سرمایهگذاری دارد، باید بتواند آینده را پیشبینی کند. اگر پیشبینیپذیری وجود نداشته باشد، سرمایهگذاری بهراحتی شکل نمیگیرد.
عضو اتاق بازرگانی ایران ادامه داد: سرمایهگذار به دنبال محیطی باثبات است تا بتواند در بازه زمانی مشخص، بازده مناسب سرمایه خود را دریافت کند. همچنین دولت باید نقش مداخلهگر خود را به حداقل رساند و بیشتر در جایگاه تنظیمگر عمل کند. این موضوع میتواند به رشد فعالیتهای اقتصادی و توسعه کشور کمک کند.