زلزله در قلب تپنده اقتصاد ایران؛ آیا صنعت ایران به کما میرود؟
تحریریه آوش/ برخلاف بسیاری از واحدهای کوچک که محصولات میانی تولید میکنند، فولاد مبارکه تولیدکننده نهایی ورقهای تخت است. بیش از ۸۰ درصد نیاز بازار داخلی به ورقهای گرم، سرد، گالوانیزه و قلعاندود توسط این مجتمع تأمین میشود. توقف این واحد یعنی حذف فوری سالانه بیش از ۷ میلیون تن محصولات نورد شده که جایگزینی برای آنها در داخل کشور وجود ندارد
صنعت فولاد در ادبیات توسعه جهانی، مادر صنایع نامیده میشود؛ بخشی که نبض تولید ناخالص داخلی (GDP)، تراز تجاری و امنیت شغلی صدها هزار خانوار ایرانی به آن گره خورده است. خبر توقف فعالیت و آسیب به زیرساختهای شرکت «فولاد مبارکه اصفهان» و «فولاد خوزستان»، صرفا یک حادثه صنعتی یا از دست رفتن چند هزار تن محصول فلزی نیست؛ این اتفاق به معنای قطع شدن شریانهای حیاتی در شاکله اقتصاد ایران است.
وقتی از توقف این دو غول سخن میگوییم در واقع از فلج شدن زنجیره تامین بیش از هزار کارخانه پاییندستی، اختلال عمیق در صادرات غیرنفتی و بروز بحران ساختاری در صنایع استراتژیکی همچون خودروسازی، مسکن، لوازم خانگی و حتی نفت و گاز حرف میزنیم.
فولاد مبارکه؛ ستون فقرات نیمی از صنایع ایران
شرکت فولاد مبارکه اصفهان نه تنها بزرگترین تولیدکننده فولاد در ایران، بلکه بزرگترین واحد صنعتی در کل منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا محسوب میشود. سهم این شرکت از تولید فولاد خام کشور به تنهایی حدود ۳۵ درصد است، اما اهمیت واقعی آن در نوع محصولاتش نهفته است.
۱. انحصار استراتژیک در ورقهای فولادی
برخلاف بسیاری از واحدهای کوچک که محصولات میانی تولید میکنند، فولاد مبارکه تولیدکننده نهایی ورقهای تخت است. بیش از ۸۰ درصد نیاز بازار داخلی به ورقهای گرم، سرد، گالوانیزه و قلعاندود توسط این مجتمع تأمین میشود. توقف این واحد یعنی حذف فوری سالانه بیش از ۷ میلیون تن محصولات نورد شده که جایگزینی برای آنها در داخل کشور وجود ندارد.
۲. تیر خلاص به صنعت خودرو و لوازم خانگی
صنعت خودروی ایران که سالانه بیش از یک میلیون دستگاه تولید دارد به شدت به ورقهای کشش عمیق مبارکه وابسته است. از بدنه تا شاسی خودروها همگی از خروجیهای این کارخانه تغذیه میشوند. توقف فولاد مبارکه یعنی تعطیلی خطوط مونتاژ ایرانخودرو و سایپا در کمتر از دو هفته. همین وضعیت در صنایع لوازم خانگی نیز صادق است؛ جایی که بدنه یخچال، ماشین لباسشویی و اجاقگاز همگی نیازمند ورقهای گالوانیزه و سرد این مجتمع هستند. با خروج فولاد مبارکه، قیمت این کالاها در بازار مصرف به دلیل نایاب شدن مواد اولیه، جهشی نجومی خواهد داشت.
۳. بحران در سفره مردم (بستهبندی و صنایع کنسرو)
شاید کمتر کسی بداند که بخش بزرگی از امنیت غذایی کشور به فولاد مبارکه وابسته است. تنها خط تولید ورق قلعاندود کشور در این مجتمع قرار دارد که مواد اولیه قوطیهای کنسرو، روغن و رب گوجهفرنگی را تامین میکند. توقف این خط یعنی اختلال در شبکه توزیع مواد غذایی و وابستگی ۱۰۰درصدی به واردات ورق از خارج از کشور که در شرایط تحریم و نوسان ارز به معنای قحطی یا صعود بیسابقه قیمت خوراکیهاست.

فولاد خوزستان؛ دروازه ارزآوری و خوراکدهنده نوردکاران
فولاد خوزستان به عنوان دومین قطب بزرگ تولید فولاد خام کشور، نقش تغذیهکننده کلان را در زنجیره ارزش ایفا میکند. این شرکت با سهم حدود ۱۵درصدی از تولید ملی، نبض صادرات فولاد ایران را در دست دارد.
۱. سقوط آزاد صادرات و درآمدهای ارزی
فولاد خوزستان همواره رتبه اول صادرات فولاد کشور را بر عهده داشته است. در شرایطی که اقتصاد ایران برای تامین کالاهای اساسی و دارو به درآمدهای ارزی غیرنفتی نیاز حیاتی دارد، خارج شدن این شرکت از مدار تولید، یعنی حذف یک منبع چند میلیارد دلاری ارزآوری سالانه. این خلاء تولید، بازار جهانی را به کام رقبای منطقهای نظیر ترکیه و هند تلخ نخواهد کرد، بلکه فرصتی طلایی برای آنهاست تا بازارهای صادراتی ایران را برای همیشه تصاحب کنند.
۲. دومینوی تعطیلی کارخانههای کوچک نورد
برخلاف فولاد مبارکه که محصول نهایی تولید میکند، فولاد خوزستان تولیدکننده بیلت و بلوم (شمش) است. صدها کارخانه خصوصی و کوچک نورد در سراسر کشور که میلگرد، تیرآهن و نبشی تولید میکنند، خوراک خود را از خوزستان دریافت میکنند. با توقف این قطب فولادی، زنجیره تامین این واحدهای کوچک قطع شده و شاهد موجی از بیکاری کارگران در کارخانههای نورد از شمال تا جنوب کشور خواهیم بود.
۳. توقف پروژههای ملی نفت و عمرانی
فولاد خوزستان تامینکننده اصلی اسلبهای خاص برای کارخانههایی مثل فولاد اکسین است. این اسلبها تبدیل به ورقهای عریض فولادی میشوند که در ساخت لولههای انتقال نفت و گاز و همچنین پروژههای عظیم سدسازی و پلسازی کاربرد دارند. از کار افتادن خوزستان یعنی توقف پروژههای استراتژیک انتقال انرژی کشور.
اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی صنعت فولاد
چرا دشمن این دو نقطه را هدف قرار داده است؟ پاسخ در ضریب فزاینده اقتصادی این صنعت است. به ازای هر یک شغل مستقیم در صنعت فولاد، حدود ۲۰ شغل غیرمستقیم در بخشهای معدن، حمل و نقل، خدمات و صنایع پاییندستی ایجاد میشود.
اشتغال زیر ضرب: مجموع کارکنان مستقیم و پیمانکاری این دو شرکت به همراه زنجیره تأمینشان به بیش از یک میلیون نفر میرسد. هر روز تعطیلی این واحدها، امنیت معیشتی یک جامعه میلیونی را به خطر میاندازد که میتواند پیامدهای جدی اجتماعی به همراه داشته باشد.
وابستگی متقابل معدن و فولاد: توقف تولید در فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، باعث انباشت مواد اولیه در معادن بزرگ سنگآهن (مثل چادرملو و گلگهر) میشود. وقتی مشتری اصلی نباشد، معادن مجبور به اصلاح استخراج و در نهایت تعطیلی موقت میشوند که این خود ضربه دیگری به بخش معدنی کشور است.
خسارتی که واردات هم نمیتواند جبرانش کند
اگر مجموع توان تولیدی این دو شرکت را در کنار زیرمجموعههایشان (مانند فولاد هرمزگان، ورق خودرو و امیرکبیر کاشان) قرار دهیم، با واقعیتی تلخ روبرو میشویم: بیش از ۵۰درصد از کل تولید فولاد ایران متوقف شده است.
این یعنی نیمی از قدرت صنعتی ایران در حوزه متالورژی عملا از کار افتاده است. این حجم از خسارت با هیچ نوع وارداتی قابل جبران نیست، چرا که زیرساختهای بندری و لجستیک کشور توان تخلیه و انتقال این حجم از فلزات را برای جایگزینی تولید داخلی ندارند. علاوه بر این، خروج ارز از کشور برای خرید چیزی که خودمان تولیدکننده آن بودیم، تیر خلاصی به ارزش پول ملی خواهد بود.
ایست قلبی در کالبد صنعت
توقف فعالیت فولاد مبارکه و فولاد خوزستان برای اقتصاد ایران، چیزی شبیه به ایست قلبی در یک پیکر تنومند است. اگرچه سایر اعضا ممکن است برای مدتی کوتاه به حیات خود ادامه دهند، اما بدون پمپاژ خون (فولاد) به رگهای صنعت، کل سیستم به زودی از حرکت باز خواهد ایستاد. صیانت از این دو قلعه صنعتی و بازگرداندن سریع آنها به مدار تولید، امروز یک موضوع صرفا اقتصادی نیست، بلکه یک ضرورت آنی برای حفظ بقای صنعتی و امنیت ملی کشور در برابر تهاجمی است که معیشت ۸۶ میلیون ایرانی را هدف گرفته است.