تیغ انسداد بر شاهرگ اقتصاد/ کالبدشکافی یک ماه سکوت اجباری کسب و کارها در فضای مجازی
تحریریه آوش/ طبق اظهارات صریح وزیر ارتباطات در مصاحبه ۸ بهمن ۱۴۰۴، خسارت روزانه ناشی از قطع اینترنت بینالملل چیزی بالغ بر ۵ هزار میلیارد تومان است. با یک حساب سرانگشتی اکنون که ۳۰ روز از آغاز جنگ و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل بر کشورمان میگذرد، این خسارت از مرز ۱۵۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است
در حالی که جهان در آستانه انقلاب پنجم صنعتی و ادغام هوش مصنوعی با تار و پود معیشت جوامع قرار دارد، ایران در یک ماه اخیر، سنگینترین هزینه ممکن را از جیب اقتصاد دیجیتال پرداخت کرده است.
طبق اظهارات صریح وزیر ارتباطات در مصاحبه ۸ بهمن ۱۴۰۴، خسارت روزانه ناشی از قطع اینترنت بینالملل چیزی بالغ بر ۵ هزار میلیارد تومان است. با یک حساب سرانگشتی اکنون که ۳۰ روز از آغاز جنگ و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل بر کشورمان میگذرد، این خسارت از مرز ۱۵۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است؛ رقمی معادل بودجه عمرانی چندین استان کشور که در سکوت سرد نمایشگرهای خاموش، دود شد و به هوا رفت.
به این عدد باید خسارات ناشی از قطعی اینترنت در جنگ تحمیلی ۱۲روزه و اعتراضات دی ماه را اضافه کرد. اما فاجعه اصلی فراتر از این اعداد است؛ فاجعه، نااطمینانی کشندهای است که مثل بختک بر سر ۱۰ میلیون شاغل این حوزه افتاده است. وقتی زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال با یک دستور امنیتی از مدار خارج میشود، دیگر سخن گفتن از جذب سرمایه، رشد تولید و اشتغالزایی دانشبنیان، چیزی جز یک شوخی تلخ نخواهد بود. این گزارش، کالبدشکافی زخمی است که قطع ارتباط با جهان بر پیکره نحیف اقتصاد دیجیتال ایران وارد کرده است؛ زخمی که شاید جراحی آن سالها به طول بینجامد.
عبور از خط قرمز بقا
اقتصاد یک موجود زنده است و اینترنت، خون جاری در رگهای آن. سخن وزیر ارتباطات، حقیقتی هولناک را فاش میکند: «آستانه تحمل اقتصاد ایران در برابر قطع نت، تنها ۲۰ روز است.» امروز که بیش از ۳۰ روز از آغاز این محدودیتهای گسترده میگذرد، بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال ما عملا دچار نوعی مرگ مغزی شدهاند.
۱۵۰ هزار میلیارد تومان خسارت، یعنی نابودی فرصتهایی که میتوانست زیرساختهای فرسوده کشور را نوسازی کند. اما نکته اینجاست که این ۱۵۰ همت، تنها نوک کوه یخ است. خسارت واقعی، فروپاشی اعتماد است. کدام کارآفرین یا سرمایهگذاری حاضر است دارایی خود را در بازاری هزینه کند که دسترسی به ابزار اصلی تولید آن یعنی اینترنت، پایدارتر از وضعیت جوی نباشد؟ هر روز که میگذرد، یک لایه دیگر از امنیت سرمایهگذاری در کشور کم میشود و آنچه باقی میماند، زمینی سوخته است که هیچ نهالی در آن سبز نخواهد شد.
معیشت ۱۰ میلیون نفر در گروی یک دکمه
طبق آمارهای رسمی، ۱۰ میلیون نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم در مشاغلی فعالیت دارند که ناف آنها به اینترنت بینالملل گره خورده است. از برنامهنویسان فریلنسر که ارزآوریشان در شرایط تحریمی غنیمت بود تا ادمینهای شبکههای اجتماعی و فروشگاههای اینترنتی کوچک در دورترین نقاط کشور؛ همه و همه در این یک ماه با بحران سفرههای خالی مواجه شدهاند.
قطع اینترنت تنها قطع دسترسی به چند سایت نیست؛ بلکه بسته شدن ممر درآمد میلیونها نفر است. در شرایطی که تورم و فشارهای اقتصادی بر گرده مردم سنگینی میکند، خودتحریمی ارتباطی و قطع دسترسی به بازارهای جهانی، تیر خلاصی بود بر پیکر اشتغالی که دولت همواره شعار حمایت از آن را سر میدهد. پلتفرمهای داخلی به هیچ عنوان نتوانستهاند جایگزین پلتفرمهای جهانی شوند؛ چرا که اساس تجارت دیجیتال بر پایه ارتباط است، نه انزوا.

شکست پارادایم جزیره دیجیتال
بحران یک ماه اخیر ثابت کرد که تصور جداسازی اقتصاد داخلی از دهکده جهانی، سرابی بیش نیست. بسیاری از کسبوکارهای ایرانی برای توسعه محصول، امنیت سرورها، تحلیل دادهها و حتی ارتباطات داخلی خود به ابزارهای بینالمللی نیاز دارند. مسدود شدن دسترسی به مخازن کد، ابزارهای ابری و پلتفرمهای مدیریتی، عملا فرآیند توسعه نرمافزار را در کشور فلج کرده است.
سرمایهگذاران حوزه اقتصاد دیجیتال که در محافل تخصصی همواره بر لزوم پایداری زیرساخت تاکید داشتند، اکنون با واقعیتی تلخ روبرو هستند: زیرساختی که باید حیاتی تلقی شود، جزو اولویتهای چندم تصمیمگیران قرار دارد. اینترنت بینالملل یک کالای لوکس نیست که در مواقع بحران بتوان آن را از سبد مصرفی حذف کرد، بلکه همچون آب و برق، پیشنیاز هر نوع فعالیت اقتصادی در قرن ۲۱ است. چطور میتوان از رشد اقتصادی سخن گفت در حالی که موتور محرک اقتصاد نوین را با دست خود از کار انداختهایم؟
سونامی ناامیدی و بحران نیروی انسانی متخصص
یکی از جبرانناپذیرترین آثار قطعی اینترنت، موج جدید ناامیدی در میان نخبگان فناوری است. وقتی یک برنامهنویس یا متخصص داده میبیند که با یک امضا، تمام مسیر شغلی و تلاشهای چندسالهاش برای ساخت یک محصول به بنبست میخورد، تنها یک راه پیش روی خود میبیند: خروج از کشور.
در این حالت ما تنها سرمایه مادی از دست نمیدهیم. بلکه در حال فراری دادن افرادی هستیم که قرار بود معماران ایران مدرن باشند. خسارت ناشی از مهاجرت یک تیم تخصصی که به دلیل قطع نت دیگر قادر به ادامه پروژه نیست با هیچ متر و معیار ریالی قابل محاسبه نیست. این تخریب سرمایه انسانی، بزرگترین ضربه به بدنه دانشبنیان کشور است. مدیران دولتی شاید بتوانند با اعداد و ارقام بازی کنند، اما نمیتوانند جای خالی مغزهایی را که به دنبال ثبات به کشورهای همسایه کوچ میکنند با بیانیه پر کنند.
ضرورت تغییر نگاه؛ اینترنت به مثابه پدافند غیرعامل
باید بپذیریم که ادامه قطعی اینترنت، خود مصداق بارز آسیب به زیرساختهای حیاتی کشور است. چطور وقتی جادهها یا نیروگاههای ما آسیب میبینند، سخن از فاجعه ملی به میان میآید، اما از کنار قطعی اینترنت به راحتی عبور میکنیم؟ اکنون اینترنت بینالملل، دقیقا همان کارکرد جاده و نیروگاه را دارد و قطع آن یعنی انهدام مسیرهای مواصلاتی داده و از کار انداختن موتور محرک اقتصاد.
نمیتوان از یک سو دم از اقتصاد مقاومتی و حمایت از کسبوکارهای بومی زد و از سوی دیگر، تنها گلوگاه تنفسی این بخش را مسدود کرد. این تضاد در سیاستگذاری، بزرگترین مانع بر سر راه توسعه ملی است. امنیت واقعی در قرن جدید در گرو اقتدار اقتصادی است و اقتدار اقتصادی در فضای دیجیتال همراه با انسداد و محدودیت، فرجامی جز شکست ندارد.

زمان برای بازگشت نیست
۱۵۰هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم و صدها هزار میلیارد تومان خسارت غیرمستقیم در کنار ۱۰ میلیون معیشت به خطر افتاده، آمارهایی نیستند که بتوان به سادگی از کنارشان گذشت. اقتصاد دیجیتال ایران که میتوانست پیشران خروج از رکود باشد، اکنون بر لبه پرتگاه قرار دارد. ترمیم این زخم، نه با وعده و وعید، بلکه تنها با تضمین پایداری زیرساخت اینترنت و به رسمیت شناختن آن به عنوان یک حق و ضرورت ممکن است. اگر امروز فکری به حال بازگشت پایداری به شبکه نشود، فردا دیگر نه کسبوکاری باقی خواهد ماند که مالیاتی بپردازد و نه متخصصی که چرخهای فناوری کشور را بچرخاند.