EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۴۹۸۲

مهاجرت حاشیه‌ای و کابوس بازگشت به خانه

تحریریه آوش/ با بیشتر شدن فشارهای اقتصادی، بسیاری از پایتخت‌نشینان تصمیم گرفته‌اند به شهرها و شهرک‌های تازه تاسیس در اطراف تهران نقل مکان کنند. رفت و آمد از تهران به این مناطق در ماه‌های اخیر حادثه آفرین بوده است و امنیت شهروندان به ویژه زنان را با چالش مواجه کرده است.

مهاجرت حاشیه‌ای و کابوس بازگشت به خانه

زندگی در حاشیه پایتخت برای میلیون‌ها خانوار ایرانی دیگر یک انتخاب نیست؛ یک اجبار اقتصادی است. در سال‌های اخیر، افزایش شدید قیمت مسکن و اجاره، همراه با تورم بی‌وقفه، بسیاری از طبقات متوسط و پایین را وادار کرده تا خانه‌های خود را در دل تهران رها کنند و به حاشیه و شهرک‌های اطراف کوچ کنند. اما تهرانی که هر صبح هزاران نفر از حومه ‌نشینان را در بازگشت به محل کار، دانشگاه و زندگی روزمره به خود می‌پذیرد، در مسیر بازگشت آنها نه امنیت دارد و نه زیرساختی مناسب. در این میان، وحشت و ناامنی به ویژه برای زنان، با حوادث خونینی چون قتل ملیکا و الهه به نماد بحران تبدیل شده است، بحران حمل‌ونقل، بحران امنیت و بحران عدالت اجتماعی در یک قاب واحد.

کوچ اجباری در سایه گرانی

طی سال‌های اخیر، قیمت مسکن و اجاره در تهران به گونه‌ای افزایش داشته که ادامه سکونت در آن برای بسیاری از خانوارها دیگر ممکن نبوده است. کارشناسان شهری گزارش داده‌اند که مهاجرت از بافت‌های متوسط تهران به حومه و شهرک‌های اطراف در حال افزایش است، به گونه‌ای که بخش قابل توجهی از اسباب‌کشی‌ها در سال ۱۴۰۳ از مناطق مرکزی تهران به مقصد شهرک‌های اطراف انجام شده است. بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد طبقات متوسطی که سال‌ها در مناطقی مثل تهرانپارس، نارمک، هروی و حکیمیه، پونک و... زندگی کرده‌اند، اکنون ترجیح می‌دهند دردسر رفت‌وآمد زندگی در پردیس، اندیشه، پرند و هشتگرد را تحمل کنند اما زیر بار اجاره‌های سنگین و عجیب و بی‌ضابطه در تهران نروند.

این پدیده بخش دیگری از بحران بزرگ‌تر ایران را نیز نمایان می‌کند؛ میل و تصمیم به مهاجرت در میان اقشار مختلف جامعه هر روز پررنگ‌تر شده است؛ گزارشی از مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌ جمهوری ایران از افزایش میل به مهاجرت حتی در میان تحصیل‌ کرده‌ها و نیروی متخصص خبر می‌دهد که به ‌دلیل وضعیت اقتصادی و اجتماعی برای آینده خود چشم‌اندازی بهتر در خارج از کشور جست‌وجو می‌کنند؛ اما مهاجرت از تهران به حومه، در مقایسه با مهاجرت بین‌المللی، هنوز پدیده‌ای کمتر دیده‌ شده اما بسیار گسترده در بافت اجتماعی است؛ صدها هزار نفر در روز برای کار، تحصیل و زندگی مجبورند از شهرک‌های اطراف وارد تهران و از آن خارج شوند.

روزی چند میلیون سفر؟

سازمان حمل‌ونقل و ترافیک شهر تهران داده‌های قابل ‌توجهی درباره حجم سفرهای روزانه در پایتخت منتشر کرده است. طبق برآوردهای رسمی، در اسفندماه ۱۴۰۳ به‌طور میانگین روزانه ۲۰ میلیون و ۹۵۸ هزار و ۶۱۰ نفر/سفر به مناطق مختلف تهران انجام شده است. از این تعداد، بررسی دروازه‌های ورودی و خروجی تهران نشان می‌دهد که روزانه حدود ۷۰۲ هزار وسیله نقلیه وارد شهر و بیش از  ۶۹۱ هزار وسیله نقلیه از آن خارج می‌شود. به گفته مدیرعامل سازمان حمل‌ونقل و ترافیک، این حجم بالای تردد بیانگر میزان قابل‌ توجه سفرهای بین شهری و حومه‌ای به مقصد و از مبدا تهران  بوده است.

این آمار نه تنها نشان ‌دهنده تراکم سفرهاست، بلکه بازتاب ‌دهنده واقعیتی است که شاید کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته شده است؛ یک شهر با میلیون‌ها مسافر اجباری. افرادی که برای تامین معاش، تحصیل و کار باید مسیرهای طولانی را روزانه طی کنند، بی‌آنکه زیرساخت‌های مناسب برایشان فراهم باشد.

زیرساختی که پاسخگوی نیاز نیست

در حالی که روزانه میلیون‌ها سفر بین شهرک‌های اطراف و تهران انجام می‌شود، زیرساخت‌های حمل‌ونقل شهری و حومه‌ای توان پاسخگویی به این حجم جابجایی را ندارد. پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که حمل‌ونقل عمومی تهران با چالش‌های اساسی از جمله عدم تنوع گزینه‌های سفر، تعداد محدود خطوط اتوبوس و مترو و زیرساخت‌های ناکافی برای سفرهای طولانی روبه‌روست، که خود باعث افزایش استفاده از وسایل نقلیه شخصی و تشدید ترافیک می‌شود.

این مشکلات نه تنها کیفیت سفر را کاهش می‌دهند بلکه به شکل ‌گیری بحران‌های اجتماعی منجر می‌شوند. جمعیت عظیمی از مسافران مجبورند در ساعات پیک و در شرایطی که خدمات عمومی پاسخگو نیست، از تاکسی‌های خطی، تاکسی‌های اینترنتی و وسایل نقلیه غیررسمی استفاده کنند؛ خودروهایی که نظارت کافی بر عملکردشان وجود ندارد و در بسیاری از موارد امنیت و ایمنی لازم برای مسافران به‌ ویژه زنان را تامین نمی‌کنند.

ناامنی مسیر بازگشت به خانه

در همین بستر ناکارآمدی حمل‌ونقل عمومی، مسئله امنیت به یک بحران اجتماعی بدل شده است. زنان حومه ‌نشین که بعد از ساعت کاری مجبورند از تهران به شهرک‌های اطراف بازگردند، با خدمات ناقص حمل‌ونقل مواجه‌اند. اتفاقاتی چون قتل الهه حسین‌نژاد  و موارد مشابهی مانند قتل ملیکا که رسانه‌ها آن را با الگوی تکراری حوادث تلخ مرتبط با ناامنی سفرها گزارش کرده‌اند، این ترس‌ها را تشدید کرده است.

پرونده الهه حسین‌نژاد که در رسانه‌ها پوشش قابل توجهی داده شد، نمونه‌ای دردناک از بی‌اعتمادی و ناامنی در مسیرهای شهری و حاشیه‌ای است. این حادثه نه تنها یک جنایت  نبود، بلکه نمادی از مشکلات گسترده‌ترِ نظارت، ایمنی و پاسخگویی در سیستم‌های حمل‌ونقل شهری محسوب شد؛ خصوصا زمانی که مسافران برای بازگشت به خانه ناچار به استفاده از تاکسی‌های اینترنتی و یا خدمات غیررسمی می‌شوند که در بسیاری موارد هیچ سازوکار امنیتی قابل اعتماد ندارند.

تاکسی‌های اینترنتی رهاشدگان بی‌پاسخ

با وجود اینکه تاکسی‌های اینترنتی قرار بود جایگزین امن‌تر و قابل اعتمادتر برای حمل‌ونقل عمومی در ایران باشند، گزارش‌ها نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد نظارت کافی بر رانندگان، مسافران و فرایندهای پشتیبانی وجود ندارد. مسافرانی که در موقعیت‌های اضطراری با پشتیبانی تماس گرفته‌اند، یا پاسخی دریافت نکرده‌اند یا چنان پشت خط مانده‌اند که عملا پاسخ به موقع دریافت نکرده‌اند. این مسئله به نگرانی‌های امنیتی افزوده است، به‌خصوص برای زنان که در شب و در مسیرهای طولانی بین تهران و حومه مجبور به سفر هستند.

همچنین تاکسی‌های خطی سنتی در بسیاری از مسیرها پس از ساعت مشخصی از ایستگاه‌ها می‌روند یا مسافران را صرفا دربست می‌برند یا ترجیح می‌دهند به عنوان راننده به تاکسی‌های اینترنتی بپیوندند، امری که دسترسی امن و مقرون ‌به‌ صرفه به حمل‌ونقل شهری را برای ساکنان حاشیه سخت‌تر می‌کند.

پیامدهای اجتماعی و راهکارهای لازم

بحران حمل‌ونقل و ناامنی سفر، پیامدهای اجتماعی عمیقی دارد؛ از خستگی و استرس مزمن گرفته تا کاهش مشارکت اجتماعی و ترس از خروج از خانه. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ضعف در سیستم حمل‌ونقل و زیرساخت‌های شهری، به ویژه برای گروه‌های آسیب ‌پذیر، نه تنها کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد بلکه باعث می‌شود افراد در تصمیم‌گیری‌های کلان زندگی خود تحت فشار قرار بگیرند.

برای حل این بحران لازم است مسئولین تصمیم‌های مهمی بگیرند تا شهروندان ساکن در مناطق حاشیه‌ای به ویژه زنان احساس امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال گسترش و بهینه ‌سازی حمل‌ونقل عمومی حومه‌ای مثل خطوط مستقیم و منظم تاکسی و اتوبوس به شهرهای اطراف که تا ساعات پایانی شب فعالیت کنند. نظارت دقیق بر تاکسی‌های اینترنتی و احساس آرامش مسافران از اینکه به راحتی و سرعت می‌توانند با پشتیبانی تماس بگیرند.  

روشنایی معابر هم یکی از موضوعاتی است که می‌تواند احساس بهتری به مسافران بدهد. خاموش کردن یا چندتا درمیان کردن چراغ‌های اتوبان و جاده‌های خارج شهر می‌تواند آمار جرم و جنایت را بالا ببرد.

و در آخر اینکه تهران امروز شهری است که میلیون‌ها نفر هر روز صبح به امید کار و بازگشت امن در آن حرکت می‌کنند، اما ساختمان‌های بلند، خیابان‌های شلوغ و بافت عظیم جمعیتی‌اش دیگر پاسخگوی نیازهای واقعی مردم نیستند. مهاجرت اجباری به حاشیه، حمل‌ونقل ناکارآمد و ناامنی در مسیر بازگشت، نه تنها یک مشکل حمل‌ونقلی است بلکه یک بحران اجتماعی و انسانی است که نیازمند توجه عاجل و راه ‌حل‌های ساختاری است. پیش از آنکه این بحران بیش از این به زندگی مردم آسیب بزند و زخم‌های تازه‌ای بر پیکره جامعه بگذارد باید برای آن فکری کرد.

ارسال نظر

آخرین اخبار