EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۷۵۳۵
بررسی گزارش تکان‌دهنده الجزیره از یک جنایت با موشک‌های آمریکایی در میناب

روایت یک حمله و فاجعه‌ای که سهم کودکان ایران شد/ موشکی که در میناب خون به پا کرد

تحریریه آوش/ در سطح حقوق بین‌الملل، حمله به اهداف غیرنظامی یکی از حساس‌ترین موضوعات در زمان جنگ محسوب می‌شود. بر اساس اصول حقوق بشردوستانه بین‌المللی، مدارس و مراکز آموزشی تا زمانی که در عملیات نظامی مورد استفاده قرار نگیرند، اهداف مشروع نظامی محسوب نمی‌شوند. علاوه بر این، کودکان در زمان جنگ در دسته «افراد تحت حمایت ویژه» قرار می‌گیرند و آسیب رساندن به آن‌ها می‌تواند مصداق نقض جدی قوانین جنگ تلقی شود

روایت یک حمله و فاجعه‌ای که سهم کودکان ایران شد/ موشکی که در میناب خون به پا کرد

حمله‌ای که با ده‌ها موشک و جنگنده در نخستین ساعات جنگ و صبح روز ۹ اسفند آغاز شد، در کمتر از چند ساعت به یکی از مرگبارترین تراژدی‌های غیرنظامی جنگ تبدیل شد؛ فاجعه‌ای در مدرسه‌ای دخترانه در میناب که اکنون به یکی از بحث‌برانگیزترین پرونده‌های جنگ تبدیل شده است. 
بامداد جمعه، آسمان ایران ناگهان به صحنه جنگی تمام‌عیار تبدیل شد. در حالی که بسیاری از شهروندان ایرانی در حوالی ساعت ۱۰ صبح بر سر کار حاضر بودند و یا به دنبال کار و مشغولیات خود می‌رفتند، نخستین موج حملات هوایی و موشکی آغاز شد؛ حملاتی که به گفته مقام‌های نظامی با هدف قرار دادن مراکز نظامی و زیرساخت‌های دفاعی ایران انجام شد و منجر به شهادت آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران شد.
اما تنها چند ساعت بعد، خبری از جنوب کشور منتشر شد که جنگ را وارد مرحله‌ای تازه کرد؛ اصابت موشک به یک مدرسه دخترانه در شهر میناب و کشته شدن ده‌ها کودک. 
آن چه ابتدا به عنوان یک حادثه مبهم در میانه درگیری‌های نظامی گزارش شد، خیلی زود به یکی از تلخ‌ترین و پرابهام‌ترین رخدادهای جنگ تبدیل شد؛ حادثه‌ای که اکنون تحقیقات مستقل رسانه‌ای، به‌ویژه گزارش مفصل واحد تحقیق دیجیتال الجزیره، روایت رسمی درباره آن را زیر سؤال برده است. 

آغاز جنگ؛ ساعات نخستین حمله

در نخستین ساعات آغاز جنگ، موجی از حملات هوایی و موشکی به اهداف مختلف در ایران گزارش شد. منابع نظامی غربی اعلام کردند هدف این عملیات «تضعیف زیرساخت‌های نظامی و دفاعی ایران» بوده و به گفته این منابع، پایگاه‌های موشکی، مراکز راداری و برخی تأسیسات نظامی در فهرست اهداف قرار داشتند.
با این حال، گستردگی جغرافیایی حملات نشان می‌داد که عملیات ابعاد بزرگ‌تری دارد و گزارش‌ها از حملات هم‌زمان در چند استان ایران منتشر شد؛ از مناطق مرکزی گرفته تا سواحل جنوبی خلیج فارس. 
تاکنون مشخصا گفته شده که بخش جنوبی ایران زیر فشار موشک‌های آمریکایی است که در برابر پدافند جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. 

خبری از جنوب؛ حادثه‌ای که توجه‌ها را جلب کرد

اما نزدیک به میانه روز ۹ اسفند بود که گزارش‌هایی از استان هرمزگان منتشر شد. در این گزارش‌ها گفته می‌شد ساختمانی در شهر میناب هدف حمله موشک‌های آمریکایی قرار گرفته و در ابتدا مشخص نبود هدف دقیق حمله چه بوده است. برخی گزارش‌ها از اصابت موشک به نزدیکی یک پایگاه نظامی خبر می‌دادند اما به سرعت روشن شد که ساختمان مورد اصابت، یک مدرسه دخترانه بوده است. 
خبر اولیه از تعداد محدودی کشته و زخمی سخن می‌گفت، اما با گذشت زمان ابعاد حادثه روشن‌تر شد. تصاویر منتشر شده از محل حادثه، ساختمانی تخریب شده را نشان می‌داد که خانواده‌ها و نیروهای امدادی در میان آوار آن به دنبال دانش‌آموزان می‌گشتند و به تدریج شمار قربانیان افزایش یافت و مشخص شد که حادثه با یکی از مرگبارترین حملات غیرنظامی در جنگ‌های اخیر منطقه روبه‌رو است. 

مدرسه میناب

کودکان در خون نشسته مدرسه‌ای در میناب

مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب، ساختمانی آموزشی بود که دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در آن تحصیل می‌کردند. بیشتر دانش‌آموزان این مدرسه بین ۷ تا ۱۲ سال سن داشتند. 
در روز حادثه، کلاس‌های درس در حال برگزاری بود. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که با آغاز حملات هوایی در مناطق مختلف کشور، مقامات محلی دستور آماده‌باش داده بودند، اما فاصله میان هشدارها و وقوع انفجار آن‌قدر کوتاه بود که بسیاری از خانواده‌ها نتوانستند خود را به مدرسه برسانند.
لحظه اصابت موشک، بخشی از ساختمان مدرسه را به طور کامل تخریب کرد. سقف کلاس‌ها فرو ریخت و تعداد زیادی از دانش‌آموزان زیر آوار گرفتار شدند. 
نیروهای امدادی و مردم محلی در همان دقایق نخست عملیات جست‌وجو را آغاز کردند اما حجم تخریب به حدی بود که بیرون آوردن مصدومان و قربانیان ساعت‌ها طول کشید.
هم چنین گزارش‌ها نشان می‌داد که بسیاری از دانش‌آموزان در کلاس‌های درس حضور داشتند و فرصت خروج از ساختمان را پیدا نکردند. 

مدرسه میناب

افشای ابعاد فاجعه به فاصله یک روز 

با ادامه عملیات امداد و جست‌وجو، آمار قربانیان به شکل تکان‌دهنده‌ای افزایش یافت. در نهایت گزارش‌ها از کشته شدن ۱۶۵ نفر خبر دادند؛ آماری که بیشتر آن را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دادند. شماری از کارکنان مدرسه نیز در میان قربانیان بودند. 
بیمارستان‌های منطقه به سرعت با موج مصدومان روبه‌رو شدند. برخی گزارش‌ها حاکی از آن بود که ظرفیت سردخانه‌های بیمارستان‌ها تکمیل شده و اجساد قربانیان در کامیون‌های یخچال‌دار نگهداری شده است.
برای بسیاری از خانواده‌ها، این حادثه به معنای از دست دادن بیش از یک فرزند بود. در تصاویر منتشر شده از محل حادثه، والدینی دیده می‌شدند که در میان آوار مدرسه به دنبال نشانه‌ای از فرزندان خود می‌گشتند. صحنه‌هایی که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و موجی از واکنش‌های احساسی و سیاسی را در داخل و خارج از ایران برانگیخت. 

بازسازی فاجعه میناب و افشاگری تحقیق الجزیره

چند دقیقه پس از انفجار، نخستین ویدئوها از محل حادثه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. در نگاه اول این تصاویر تنها صحنه‌ای از آوار و دود را نشان می‌دادند؛ اما همان تصاویر بعدتر به یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها در تحقیقات مستقل رسانه‌ای تبدیل شدند. 
به این ترتیب بود که واحد تحقیق دیجیتال الجزیره با بررسی دقیق این ویدئوها و تطبیق آن‌ها با تصاویر ماهواره‌ای منطقه، به نتیجه‌ای رسید که روایت اولیه درباره حادثه را زیر سؤال می‌برد. 

دو ستون دود نشان از دو هدف متفاوت

در این ویدئوها دو ستون دود جداگانه دیده می‌شد. یکی از آن‌ها از داخل یک پایگاه نظامی در نزدیکی مدرسه بلند می‌شد و دیگری از ساختمان مدرسه دخترانه. تحلیل مختصات جغرافیایی و زاویه تصویربرداری نشان می‌داد که این دو ستون دود دقیقاً با فاصله واقعی میان دو ساختمان مطابقت دارند. 
به بیان دیگر، انفجار مدرسه نه بر اثر موج انفجار یا ترکش ناشی از حمله به پایگاه نظامی، بلکه در نتیجه اصابت مستقیم یک موشک جداگانه رخ داده بود. این یافته نخستین نشانه‌ای بود که نشان می‌داد مدرسه ممکن است به طور مستقل هدف قرار گرفته باشد. 

ده سال جدایی یک مدرسه با فاصله یک کلینیک ۶ هکتاری از پایگاه نظامی

برای بررسی دقیق‌تر این احتمال، تیم تحقیق الجزیره به سراغ تصاویر ماهواره‌ای چندین سال گذشته رفت. آن‌ها مجموعه‌ای از تصاویر ماهواره‌ای از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۶ را بررسی کردند تا تغییرات ساختاری در محل مدرسه را تحلیل کنند. 

نتیجه این بررسی روندی روشن را نشان می‌داد. در سال‌های ابتدایی دهه ۲۰۱۰، مدرسه درون مجموعه‌ای قرار داشت که بخشی از یک پایگاه نظامی محسوب می‌شد. ساختمان مدرسه، پایگاه و برخی تأسیسات دیگر در یک مجموعه با دیوار مشترک قرار داشتند و ورودی آن‌ها نیز یکسان بود اما در سال ۲۰۱۶ تغییر مهمی رخ داد. 

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در آن سال دیوارهای جدیدی میان بخش‌های مختلف مجموعه کشیده شد. برج‌های دیده‌بانی که پیش‌تر بر اطراف مدرسه مشرف بودند حذف شدند و دروازه‌های جدیدی برای دسترسی مستقیم مدرسه به خیابان عمومی ساخته شد. در نتیجه این تغییرات، مدرسه عملاً از مجموعه نظامی جدا شد و به یک فضای آموزشی مستقل تبدیل شد. 

هم چنین تمامی تصاویر ماهواره‌ای سال‌های بعد نیز این تغییر را تأیید می‌کنند. در تصاویر مربوط به سال ۲۰۱۸، حیاط مدرسه با زمین بازی کودکان و نقاشی‌های رنگی روی دیوارها دیده می‌شود؛ نشانه‌هایی که نشان می‌دهد ساختمان به طور کامل به کاربری آموزشی اختصاص داشته است. 

مدرسه میناب

کلینیکی که میان دو هدف قرار داشت

یکی دیگر از یافته‌های مهم تحقیقات الجزیره به ساختمانی مربوط می‌شود که میان مدرسه و پایگاه نظامی قرار داشت. 
در سال ۲۰۲۵ یک مرکز درمانی با نام «کلینیک شهید آبسالان» در همین مجموعه افتتاح شد. این مرکز درمانی حدود ۵۷۰۰ متر مربع مساحت داشت و خدماتی مانند سی‌تی‌اسکن، سونوگرافی، آزمایشگاه و خدمات تخصصی زنان و کودکان ارائه می‌داد.
این کلینیک نیز مانند مدرسه با دیوارکشی از پایگاه نظامی جدا شده بود و ورودی مستقل خود را به خیابان عمومی داشت.
 
در واقع مجموعه‌ای که پیش‌تر یک پایگاه نظامی یکپارچه محسوب می‌شد، طی سال‌های بعد به سه بخش کاملاً مستقل تبدیل شده بود؛ یک پایگاه نظامی، یک مدرسه دخترانه و یک کلینیک عمومی دقیقا در وسط آن پایگاه نیمه متروک و مدرسه دخترانه.
اما نکته قابل توجه در حمله این بود که در حالی که موشک‌ها به پایگاه نظامی و مدرسه اصابت کردند، ساختمان کلینیک که دقیقاً میان آن دو قرار داشت هیچ آسیبی ندید. 

دو فرضیه الجزیره درباره حمله به مدرسه میناب

تحقیقات الجزیره بر اساس این شواهد دو فرضیه را مطرح می‌کند. نخستین احتمال آن است که اطلاعات مورد استفاده برای این حمله بسیار قدیمی بوده باشد؛ به گونه‌ای که مهاجمان تصور کرده باشند مدرسه همچنان بخشی از مجموعه نظامی است. در این صورت حمله بر اساس بانک اطلاعاتی متعلق به بیش از یک دهه قبل انجام شده است. 

اگر چنین فرضیه‌ای درست باشد، به گفته تحلیلگران این تحقیق، این حمله نمونه‌ای از یک شکست اطلاعاتی جدی محسوب می‌شود؛ اشتباهی که می‌تواند به کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان منجر شود. 

کما این که مساله این که چرا کلینیک پس سالم مانده و هدف نبوده تا حد زیادی این فرضیه را درباره ناآگاهی آمریکایی‌ها رد می‌کند. این الگوی اصابت موشک‌ها پرسش مهمی را برای الجزیره مطرح می‌کند که چگونه ممکن است حمله‌ای که قادر است اهداف مشخصی را در یک مجموعه انتخاب کند، از برخورد به کلینیک تازه‌تأسیس اجتناب کند اما به مدرسه‌ای فعال برخورد می‌کند؟ آن هم کلینیکی که بیش از ۵ هکتار وسعت دارد؟ آمریکایی‌ها کلینیک را پیدا کردند اما نمی‌دانستند مدرسه‌ای که اصلا درب‌هایی جدا از خیابان مجاور دارد هدف قرار می‌گیرد؟ 

مدرسه میناب

اما فرضیه دوم بسیار جنجالی‌تر است. 
بر اساس این فرضیه، مهاجمان از وضعیت فعلی منطقه اطلاع داشته‌اند و می‌دانستند که مدرسه و کلینیک از مجموعه نظامی جدا شده‌اند. در این صورت هدف قرار گرفتن مدرسه نمی‌تواند صرفاً نتیجه اشتباه اطلاعاتی باشد و ممکن است بخشی از یک راهبرد برای ایجاد شوک اجتماعی و فشار روانی بر جامعه تلقی شود. 

ادعای واهی و رد شده موشک پدافندی

در روزهای پس از حادثه، برخی حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی ادعا کردند که مدرسه نه بر اثر حمله خارجی بلکه در نتیجه اصابت یک موشک پدافندی ایرانی تخریب شده؛ اما این ادعا با انتشار تصاویر بعدی کاملا رد شد.
بررسی‌های بعدی نشان داد تصویری که برای این ادعای جعلی استفاده شده بود در واقع مربوط به حادثه‌ای در استان زنجان است؛ منطقه‌ای کوهستانی و سردسیر که بیش از هزار کیلومتر با میناب فاصله دارد. 
در حالی که تصاویر واقعی میناب نشان می‌دهد این شهر در منطقه‌ای ساحلی با آب‌وهوای گرم قرار دارد و هیچ شباهتی به محیط برفی تصویر منتشر شده ندارد. این موضوع باعث شد بسیاری از تحلیلگران رسانه‌ای، این اقدام را بخشی از جنگ روایت‌ها در فضای رسانه‌ای بدانند؛ تلاشی برای انتقال سریع مسئولیت حادثه به طرف مقابل پیش از آنکه تحقیقات مستقل انجام شود. 

پیامدهای حقوقی و سیاسی حمله به کودکان

در سطح حقوق بین‌الملل، حمله به اهداف غیرنظامی یکی از حساس‌ترین موضوعات در زمان جنگ محسوب می‌شود.  بر اساس اصول حقوق بشردوستانه بین‌المللی، مدارس و مراکز آموزشی تا زمانی که در عملیات نظامی مورد استفاده قرار نگیرند، اهداف مشروع نظامی محسوب نمی‌شوند. علاوه بر این، کودکان در زمان جنگ در دسته «افراد تحت حمایت ویژه» قرار می‌گیرند و آسیب رساندن به آن‌ها می‌تواند مصداق نقض جدی قوانین جنگ تلقی شود.
در همین حال تحقیقات الجزیره تأکید می‌کند که فاصله مدرسه با پایگاه نظامی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر بوده و این ساختمان دسترسی مستقلی به خیابان عمومی داشته است. 

این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که مدرسه از نظر ساختاری کاملا یک هدف غیرنظامی مستقل محسوب می‌شده است. 
به همین دلیل، نتیجه‌گیری این تحقیق این است که در هر دو سناریوی مطرح شده ( چه در صورت خطای اطلاعاتی و چه در صورت حمله عمدی ) مسئولیت حمله از منظر حقوقی همچنان متوجه عاملان آن باقی می‌ماند. 

فرار وزیر جنگ جنایت از پاسخگویی

فاجعه مدرسه دخترانه میناب اکنون به یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای جنگ تبدیل شده است؛ حادثه‌ای که نه تنها از نظر انسانی بلکه از نظر سیاسی و حقوقی نیز پیامدهای گسترده‌ای دارد. تحقیقات رسانه‌ای نشان می‌دهد که این حمله نظامی آمریکایی پرسش‌های جدی درباره نحوه انتخاب اهداف در عملیات نظامی و همچنین جنگ روایت‌ها در فضای رسانه‌ای ایجاد کرده است. 
در حالی که روایت‌های رسمی همچنان در حال رقابت با یکدیگر هستند و حتی وزیر جنگ آمریکا بارها مورد پرسش توسط خبرنگاران و رسانه‌های مستقل قرار گرفته اما آنچه مسلم است این است که حمله‌ای که در ساعات ابتدایی جنگ رخ داد، به مرگ ده‌ها کودک انجامید و نام شهر میناب را به یکی از تلخ‌ترین نمادهای این جنگ تبدیل کرد.

عجیب‌تر این که در روزهای اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره گزارش‌ها از کشته شدن بیش از ۱۶۰ نفر در حمله‌ای نظامی به یک مدرسه دخترانه در میناب، گفته که نیروهای آمریکایی «به‌عمد یک مدرسه را هدف قرار نمی‌دهند»، گفت: «اگر این حمله از سوی ما انجام شده باشد، وزارت جنگ آن را بررسی خواهد کرد و من شما را برای پاسخ به آن‌ها ارجاع می‌دهم.» 

چطور ممکن است که وزیر خارجه کشوری که اکنون موشک‌هایش کودکان ایران را هدف قرار داده است اصلا بتواند مدعی گزارش بی‌طرفانه شود؟ 

هم چنین در نشست خبری که وزیر جنگ آمریکا چند روز پس از آغاز تجاوز نظامی این کشور به ایران در همراهی با رژیم اسرائیل برگزار کرد، بدون اشاره به جنایات آمریکا در روزهای گذشته، از جمله به شهادت رسیدن بیش از ۱۶۰ کودک در حمله به یک مدرسه در شهرستان میناب از اقدامات کشورش دفاع کرد و گفت: این، هرگز قرار نبود یک جنگ عادلانه باشد و نیست. 

عجیب‌تر این که او با ادعاهای عجیب که به همه جزییات جنگ آگاهی دارد دستکم برای سه بار در برابر پرسش یک خبرنگار درباره فاجعه مدرسه میناب سعی در فرار از پاسخ داشت و مدام ارجاع به پرسش و اعلام نتیجه کرد. سوالی که اتفاقا دقیقا او به عنوان وزیر جنگ کشور متجاوز باید به آن پاسخ بدهد.

مدرسه میناب

در همین حال فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، خواستار انجام تحقیقات فوری درباره حمله‌ای شد که مدرسه دخترانه را در شهر میناب در جنوب ایران هدف قرار داد و ده‌ها دانش‌آموز دختر در پی آن شهید یا زخمی شدند. فولکر تورک در بیانیه‌ای رسمی تأکید کرد که «مسئولیت تحقیق در وهله اول بر عهده نیروهایی است که این حمله را اجرا کردند» و از آن‌ها خواست نتایج تحقیقات را اعلام و ضامن محاکمه عاملان و جبران تلفات قربانیان و خانواده‌هایشان باشند. 

البته سوال اینجاست که چطور مسولیت تحقیق بر عهده همان طرف (اینجا آمریکایی ها) است؟ اساسا طرفی که دست به جنایت زده است چطور ممکن است بی‌طرفی را رعایت کند؟ پرسشی اخلاقی که باید نهادهای حقوق بشری پاسخ بدهد!
و شاید مهم‌ترین موضوع هم چنان همان است که این فاجعه چه نتیجه یک خطای مرگبار اطلاعاتی بود یا بخشی از یک تصمیم آگاهانه در میدان جنگ؛ جنایت مسلم جنگی است. موضوعی که نهادی مستقل حقوق بشری نیز بر آن تاکید دارند.

ارسال نظر

آخرین اخبار