شبنشینی گربه، سگ و روباه در تهران/ جای آمار حیات وحش شهری در ایران خالی است
تحریریه آوش/ روباهی که امروز روی دیوار یک خانه، کنار یک خیابان یا میان ساختمانها دیده میشود، همچنان یک حیوان وحشی است؛ نه حیوان خانگی و نه مهمانی که باید برای ماندنش غذا گذاشت. حضور روباه ها در شهر میتواند نشانه مجموعهای از تغییرات باشد که بدون پایش علمی نمیتوان سهم هرکدام را مشخص کرد
روباه شب نیامده بود. در روشنایی روز روی دیوار مشترک حیاط دو خانه ایستاده بود؛ آنقدر نزدیک که یکی از ساکنان توانست حضورش را ببیند و گزارش کند. مشاهده روباه در تهران البته اتفاق تازهای نیست، اما روایتهای مشابه از دیده شدن این حیوان در خیابانها، پارکها، میان ساختمانها و حتی حیاط خانهها این پرسش را دوباره مطرح کرده است که چه اتفاقی در مرز میان شهر و حیاتوحش افتاده است؟
پاسخ دادن به این سؤال چندان ساده نیست. هیچ آمار مستندی از جمعیت روباههای تهران و تغییرات آن وجود ندارد؛ همانطور که آمار دقیقی از جمعیت بسیاری از گونههای جانوری ساکن شهر در دسترس نیست. بنابراین نمیتوان صرف افزایش تصاویر و گزارشهای شهروندان، از افزایش قطعی جمعیت روباهها سخن گفت. ممکن است روباهها بیشتر شده باشند، ممکن است بیشتر وارد محدودههای پرتردد شهر شده باشند و حتی ممکن است گسترش عکاسی حیاتوحش و تلفنهای همراه باعث شده باشد انسانها بیش از گذشته حضور آنها را ثبت کنند.
با این حال، یک تغییر قابل توجه است؛ روایتهای بیشتری از نزدیک شدن حیاتوحش به محیط زندگی انسان شنیده میشود. اما چرا؟ گسترش شهر و تخریب زیستگاهها حیوانات را به سوی انسان رانده یا وفور غذا و پسماند در شهر آنها را به این محیط جذب کرده است؟ و مهمتر اینکه نزدیک شدن حیوانی مانند روباه به انسان چه پیامدی برای شهروندان و خود حیاتوحش دارد؟ «آوش» این پرسشها را با سه فعال و کارشناس محیطزیست در میان گذاشته است؛ سه نفری که درباره افزایش جمعیت روباهها اتفاق نظر ندارند، اما هر سه بر نقش مداخله انسان در تغییر رابطه شهر و حیاتوحش تأکید میکنند.

آمار نداریم؛ مشاهدات بیشتر شده است
در همین حال اما «علی برهانیکیا»، دکترای حرفهای دامپزشکی، در گفتوگو با آوش درباره مشاهده حیوانات حیاتوحش، از جمله روباه، در شهر تهران اظهار داشت که: «به دلیل این که آماری از حیوانات حیاتوحش شهری، از جمله روباه، گربه، سگ و گنجشک، در اختیار نداریم، فرضیهها مبنی بر افزایش یا کاهش گونههای حیوانی در شهر براساس مشاهدات عینی است؛ در حالی که یکی از زیرمجموعههای مدیریت شهر توسط شهرداری، حیاتوحش شهری است و باید آمار این بخش را داشته باشیم. در نتیجه براساس مشاهدات میدانی از افزایش جمعیت روباهها یا گنجشکها صحبت میکنیم.»
وی در ادامه نیز به آوش گفت: «از یک سو در سالهای اخیر شاهد رشد قابل توجه جمعیت عکاسان حیاتوحش هستیم و همین امر باعث شده تعداد تصاویر ثبتشده از حیوانات نسبت به سالهای قبل رشد چشمگیری داشته باشد. برای مثال، در سالهای اخیر عکسهای متعدد و جدیدی از هما، پرنده خوشبختی و سعادت، منتشر شده است؛ در حالی که پیش از این گفته میشد آخرین عکسی که از این پرنده ثبت شده مربوط به ۲۰ سال پیش بوده است.»
حساب روباههای مقیم جداست
این دامپزشک هم چنین افزود: «از سالها پیش روباهها در برخی مناطق کمرفتوآمد، مثل لویزان، مقیم بودهاند و در برخی مناطق، مانند بلوار کشاورز، بهصورت گذری عبور میکنند. حضور روباه در تهران به سالهای اخیر خلاصه نمیشود. اما با گسترش شهر، انسان بیشتر وارد محل زندگی حیوانات شده و در نتیجه، برای مثال، شاهدیم که گزارشهای مردمی از مشاهده پرندگان شکاری و روباهها در حاشیه شهر بیشتر شده است. این در حالی است که این قلمرو از اساس محل زندگی پرندگان شکاری یا روباه بوده و اینطور نیست که این حیوانات بهتازگی وارد این مناطق شده باشند.»
برهانیکیا در ادامه نیز افزود: «همچنین در مواقع سرد سال که رقابت غذایی بیشتر میشود، حتی روباه که اساساً حیوانی ترسو و فاصلهگیر از انسان است، برای پیدا کردن غذا و زنده ماندن به محیطهای شهری میآید یا مانند گربه داخل سطلهای زباله میرود یا موش شکار میکند. این حضور میتواند فصلی و محدود به ایام خاصی باشد و دائمی نباشد.»
حیاتوحش غذای دستی نیاز ندارد
این دامپزشک هم چنین یادآور شده است که «باوجود نزدیک شدن روباه به محیط شهری، همیشه تأکید میشود که روباه حیوان شهری یا اهلی نیست و تماس با این حیوانات یا غذا دادن به آنها، در صورت آلودگی حیوان، میتواند خطر انتقال بیماریهایی از جمله هاری را به همراه داشته باشد. اساساً غذا دادن به حیوانات حیاتوحش توسط افراد غیرمسئول اشتباه است و غذارسانی به حیوانات در حیاتوحش فقط باید بهصورت کنترلشده، توسط افراد مشخص و در مواقع خاص انجام شود. بنابراین حتی در صورت مشاهده روباه نیز شهروندان باید از غذارسانی به آن خودداری کنند.»

آوارههای زیستگاه طبیعی
در همین حال اما «مجید فاضلی»، فعال محیطزیست از «مجمع محیطزیست نوین پایش» ، نظر دیگری درباره میزان آمدوشد حیوانات حیاتوحش، از جمله روباه، به شهر دارد. فاضلی این تردد را بهوضوح بیشتر از قبل میداند و متهم اول را نیز انسان و فعالیتهای انسانی معرفی میکند.
مجید فاضلی در همین باره به آوش میگوید: «بهوضوح شاهد افزایش حضور حیوانات وحشی در شهرها هستیم و این موضوع به روباه خلاصه نمیشود. حتی در شهرهای دیگر پلنگ و خرس نیز از زیستگاههای خود خارج شده و سر از شهرها درمیآورند.»
این کارشناس و فعال محیط زیست از سوی دیگر، دخالتهای انسانی در حیاتوحش و حیاتوحش شهری را مهمترین عامل ورود حیوانات غیراهلی به شهر میداند و میگوید: «احداث جادهها، توسعه معادن، گسترش شهرها، تخریب زیستگاههای طبیعی و کمبود غذا در کنار خشکسالی، حیوانات را دچار ناامنی غذایی کرده است. چه جایی بهتر از شهرها برای دسترسی به غذا؛ جایی که هم پسماند غذایی وجود دارد و هم غذارسانی دستی به گونههایی از جمله سگ و گربه انجام میشود.»

آمدوشد خطرناک به شهر برای حیاتوحش
فاضلی هم چنین زندگی شهری روباه را برای انسان و حیوان خطرناک دانست و با تأکید بر آسیبهایی که حیوان از این همزیستی میبیند، به آوش می گوید: «بهطور کلی احتمال قرار گرفتن حیوانی که وارد محیط شهری میشود در معرض برخی آلودگیها افزایش پیدا میکند. حیواناتی که در شهر تردد میکنند و در محیطهایی که گربهها و سگها حضور دارند رفتوآمد میکنند، ممکن است در معرض آلودگی قرار بگیرند و در صورت بازگشت به حیاتوحش، این آلودگی را به سایر حیوانات منتقل کنند. چنین اتفاقاتی پیش از این نیز رخ داده و مصداق دارد و خطری بالقوه برای حیاتوحش است. از سوی دیگر، حیوانی که به زندگی در کنار انسان عادت کند، ممکن است بخشی از رفتارهای طبیعی خود را از دست بدهد و امکان زندگی مستقل برای او دشوارتر شود.»
غذای گربه و سگ به روباه میرسد
اما به نظر می رسد که دخالتهای غیرعامدانه انسانی همه جوانب حضور این مهمان ناخوانده در تهران نیست. چنان که «اردوان پورمحمدی»، کارشناس ارشد مدیریت، برنامهریزی و آموزش محیطزیست و مدیر پیشین کنترل حیوانات شهری شهرداری تهران، در گفتوگو با آوش، یکی از عوامل اصلی این حضور را غذارسانی انسانها به گونههایی مانند گربه و سگ میداند و میگوید: «بخشی از غذایی که انسان برای سگ و گربه در محیط شهری و حاشیه شهرها رها میکند، نصیب روباهها میشود و این بخش جدا از غذایی است که انسانها بهصورت موردی و از سر مهربانی برای روباهها بر جای میگذارند. این حیوان براساس غریزه وقتی میداند در ساعت خاصی در منطقه مشخصی غذا وجود خواهد داشت، به محل تجمع حیوانات موردنظر گروههای غذارسان سوق پیدا میکند و هرچه بیشتر به شهر نزدیک میشود؛ در حالی که اساساً روباه حیوانی انسانگریز است و تمایلی به زندگی در نزدیکی انسان ندارد، اما با این کار، انسان حیوان را به سمت خود میخواند.»
از پارکها تا میان ساختمانها
پورمحمدی صراحتاً تأکید میکند که تعداد روباهها در شهرها، هم در مناطق خانهباغی و هم مناطق غیرباغی، افزایش یافته و توضیح میدهد: «بهدرستی گفته میشود که از قدیم روباه در شهر تهران وجود داشته و حضور این حیوان در مناطق خانهباغی بالای شهر یا پارکهای داخل شهر، جایی که بهصورت کلونی زندگی میکردند و شبها دیده میشدند، ثبت شده بود؛ اما امروز حضور روباه تا میدانهای شهر و میان ساختمانها گسترده شده و حتی در روز دیده میشوند.»
وی در ادامه نیز افزود: «البته افزایش حضور در شهر مختص روباه نیست و درباره گربه و سگ هم وضعیت همین است. ۳۰ سال پیش تعداد گربهها و سگهای شهر و اطراف تهران به این اندازه نبود. بهطور مشخص در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و بهبود زادآوری این گونهها به دلیل مساعد شدن وضعیت غذایی روبهرو شدهایم که این وضعیت نیز نتیجه مستقیم غذارسانی به گربهها و سگهاست.»

مرزی که انسان جابهجا کرده است
باید توجه داشت که روباهی که در روشنایی روز روی دیوار یک خانه دیده میشود، بهتنهایی نمیتواند مدرکی برای افزایش جمعیت روباههای تهران باشد؛ همانطور که تصاویر متعدد منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز جای سرشماری و پایش علمی حیاتوحش شهری را نمیگیرد.
مساله اینجاست که تهران هنوز آماری ندارد که نشان دهد چند روباه در محدوده شهر زندگی میکنند، جمعیت آنها در سالهای اخیر چه تغییری کرده یا چه تعداد از آنها تنها برای یافتن غذا وارد شهر میشوند و دوباره به زیستگاه خود بازمیگردند.
اما نبود آمار یک واقعیت دیگر را نیز از بین نمیبرد؛ مرز میان شهر و زیستگاه حیوانات بیش از گذشته محل برخورد انسان و حیاتوحش شده است. گاهی شهر با جاده، معدن، ساختمان و توسعه بیوقفه به قلمرو حیوانات نزدیک شده و گاهی حیوان در جستوجوی آب و غذا راه خود را به سمت شهر پیدا کرده و در سوی دیگر این رابطه نیز پسماند غذایی و غذارسانی انسان، منبع غذایی تازه و قابل پیشبینی در اختیار گونههایی قرار میدهد که قرار نبوده برای ادامه زندگی به انسان وابسته باشند.
بنابراین شایدپرسش اصلی فقط این نباشد که «چرا روباهها به تهران آمدهاند؟» و پیش از پاسخ به آن باید پرسید چه بخشی از این فاصله را روباه طی کرده و چه بخشی را شهر.
روباهی که امروز روی دیوار یک خانه، کنار یک خیابان یا میان ساختمانها دیده میشود، همچنان یک حیوان وحشی است؛ نه حیوان خانگی و نه مهمانی که باید برای ماندنش غذا گذاشت. حضور روباه ها در شهر میتواند نشانه مجموعهای از تغییرات باشد که بدون پایش علمی نمیتوان سهم هرکدام را مشخص کرد. آنچه روشن است این است که هر بار که زیستگاهی تخریب میشود، شهر یک قدم جلوتر میرود و هر بار که غذا در دسترس حیاتوحش قرار میگیرد، حیوان نیز یک قدم به شهر نزدیکتر میشود. در این میان، مرزی که باید میان زندگی شهری و حیاتوحش باقی بماند، آرامآرام کمرنگتر میشود.