لیگ بیستوششم؛ فصل بدون مربی خارجی و میدان تازهنفسها
لیگ برتر فوتبال ایران از امروز در شرایطی وارد بیستوششمین دوره خود میشود که برای نخستین بار در سالهای اخیر هیچ مربی خارجی روی نیمکت تیمهای لیگ برتری حضور ندارد. ۱۸ تیم حاضر در این فصل با ترکیبی از مربیان باتجربه، چهرههای نسل جدید و چند سرمربی که برای نخستین بار حضور در سطح اول فوتبال ایران را تجربه میکنند، به استقبال فصلی رفتهاند که میتواند معادلات نیمکتهای فوتبال ایران را تغییر دهد.
فصل جدید لیگ برتر از نظر ترکیب مربیان، چهره متفاوتی نسبت به بسیاری از دورههای گذشته دارد. در استقلال، سهراب بختیاریزاده هدایت تیم را برعهده دارد و پرسپولیس با مهدی تارتار وارد فصل جدید میشود. جواد نکونام در تراکتور، محرم نویدکیا در سپاهان و عبدالله ویسی در ذوبآهن دیگر چهرههای شناختهشده نیمکتهای لیگ هستند.
حمید مطهری در فولاد، مهدی رحمتی در گلگهر، پیروز قربانی در آلومینیوم، مازیار زارع در ملوان و وحید رضایی در شمسآذر نیز هدایت تیمهای خود را برعهده دارند.
فراز کمالوند در خیبر، امیر خلیفهاصل در استقلال خوزستان، سعید اخباری در چادرملو، ساکت الهامی در پیکان، قاسم شهبا در مس شهربابک، محمد نوری در صنعتنفت آبادان، رسول خطیبی در فجر سپاسی و سیدمجتبی حسینی در نساجی نیز دیگر نیمکتهای لیگ بیستوششم را تشکیل میدهند.
ترکیبی که یک ویژگی مشترک دارد: تمام نیمکتها ایرانی هستند.
تارتار؛ مرد اول تجربه روی نیمکتها
اگر معیار، تعداد سالهای حضور در عرصه سرمربیگری باشد، مهدی تارتار فاصله محسوسی با دیگر مربیان این فصل دارد. او فعالیت خود در قامت سرمربی را از هفتههای پایانی لیگ هشتم و راهآهن آغاز کرد و حالا پس از نزدیک به دو دهه حضور در فوتبال ایران، مهمترین چالش دوران مربیگریاش را پیش رو دارد؛ هدایت پرسپولیس.
تارتار در سالهای گذشته روی نیمکت تیمهای متعددی حضور داشته و حالا در بزرگترین باشگاهی که تاکنون هدایت آن را برعهده گرفته، باید پاسخگوی انتظاراتی متفاوت باشد.
در رده مربیان باسابقه، فراز کمالوند نیز قرار دارد؛ مربیای که این فصل با خیبر خرمآباد بار دیگر به سطح اول فوتبال ایران بازگشته است.
در نقطه مقابل این دو، محمد نوری و قاسم شهبا قرار دارند؛ دو مربیای که لیگ بیستوششم برای آنها نخستین تجربه سرمربیگری در بالاترین سطح فوتبال ایران خواهد بود.
فقط یک قهرمان لیگ روی نیمکتها
بررسی کارنامه مربیان این فصل یک نکته قابل توجه دیگر هم دارد؛ از میان ۱۸ سرمربی، تنها عبدالله ویسی سابقه قهرمانی در لیگ برتر را دارد.
ویسی در لیگ پانزدهم استقلال خوزستان را به قهرمانی فوتبال ایران رساند و حالا باید در ذوبآهن تجربه خود را در اختیار تیمی قرار دهد که به دنبال بازگشت به روزهای بهتر است.
البته ویسی تنها مربی صاحب جام در این جمع نیست. جواد نکونام سابقه قهرمانی با فولاد در جام حذفی و سوپرجام را دارد و ساکت الهامی نیز با تراکتور و نساجی قهرمانی جام حذفی را تجربه کرده است.
با این حساب، تعداد مربیانی که در جمع ۱۸ سرمربی این فصل سابقه قهرمانی در یکی از جامهای اصلی فوتبال ایران را دارند، به سه نفر میرسد؛ ویسی، نکونام و الهامی.
نیمکتهای باثبات در میان موج تغییرات
در کنار تغییرات متعدد، چند باشگاه نیز تصمیم گرفتهاند با مربی فصل گذشته خود به کار ادامه دهند. استقلال خوزستان، چادرملو، سپاهان، شمسآذر، ملوان و مس شهربابک از جمله تیمهایی هستند که نیمکت خود را حفظ کردهاند.
در میان این مربیان، سعید اخباری یکی از باثباتترین چهرهها محسوب میشود. او از تابستان ۱۴۰۱ هدایت چادرملو را در اختیار دارد؛ تیمی که با اخباری مسیر صعود از ردههای پایینتر فوتبال ایران تا لیگ برتر را طی کرد و فصل گذشته نیز عملکرد قابل توجهی داشت.
اخباری طی این مدت ۱۲۹ بار روی نیمکت چادرملو نشسته و حاصل کارش ۵۳ پیروزی، ۴۱ تساوی و ۳۵ شکست بوده است.
مازیار زارع نیز از دیگر مربیانی است که ارتباط طولانیتری با تیم خود دارد؛ هرچند در این مسیر برای مدتی از ملوان جدا شد و هدایت شمسآذر را برعهده گرفت.
نسل جدید در صف آزمون بزرگ
یکی از مهمترین ویژگیهای نیمکتهای لیگ بیستوششم، حضور پررنگ مربیانی است که خود زمانی در زمین فوتبال چهره بودند و حالا در قامت سرمربی به دنبال تثبیت نام خود هستند.
محرم نویدکیا، جواد نکونام، مهدی رحمتی، پیروز قربانی و تعدادی دیگر از مربیان این نسل، حالا باید ثابت کنند موفقیت در دوران بازیگری لزوماً به معنای موفقیت روی نیمکت نیست و میتوانند تیمی را در یک فصل فرسایشی و پررقابت تا رسیدن به اهدافش هدایت کنند.
از سوی دیگر، مربیانی مانند حمید مطهری، سیدمجتبی حسینی، مازیار زارع و رسول خطیبی نیز فرصت دارند با نتایج خود جایگاهشان را در میان نسل جدید مربیان ایرانی مستحکمتر کنند.
لیگ بدون خارجی؛ فرصت یا تهدید؟
نبود حتی یک سرمربی خارجی روی نیمکت ۱۸ تیم، مهمترین تفاوت لیگ بیستوششم با بسیاری از دورههای اخیر است. این اتفاق از یک سو فرصت بزرگی برای مربیان ایرانی ایجاد میکند تا خود را در بالاترین سطح فوتبال کشور محک بزنند و از سوی دیگر، فشار روی آنها را افزایش خواهد داد.
در چنین شرایطی دیگر نمیتوان ضعف یا ناکامی یک تیم را به تفاوتهای فرهنگی، شناخت ناکافی از فوتبال ایران یا زمان کم برای سازگاری نسبت داد. تمام مسئولیت فنی روی دوش مربیانی است که فوتبال ایران و فضای آن را بهخوبی میشناسند.
حالا باید دید این اعتماد گسترده به مربیان داخلی در پایان فصل چه نتیجهای خواهد داشت؛ آیا لیگ بیستوششم سکوی پرتابی برای نسل جدید مربیان ایرانی خواهد بود یا تجربه بار دیگر دست بالا را روی نیمکتها خواهد گرفت؟