زندگی آفلاین؛ توقف شهروند در حفره قطعی اینترنت!
تحریریه آوش/ ۳۸.۸ درصد کاربران گفتهاند مهمترین مشکل آنها، برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده بود و این عدد نشان میدهد اینترنت، پیش از هر چیز، به ابزار ارتباطات روزمره تبدیل شده است
قطع اینترنت شاید در ظاهر فقط از دسترس خارج شدن چند وبسایت و پیامرسان به نظر برسد، اما برای میلیونها نفر، معنای آن بسیار فراتر از یک اختلال فنی است. وقتی ارتباط با خانواده دشوار میشود، کسبوکارهای آنلاین از حرکت میایستند، مسیر دسترسی به اخبار تغییر میکند و بخشی از زندگی روزمره ناگهان از دسترس خارج میشود، اینترنت دیگر تنها یک فناوری نیست؛ بخشی از زیرساخت زندگی است.
تازهترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) تصویری متفاوت از تجربه کاربران ایرانی در روزهای قطع اینترنت بینالملل ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد جامعه، این رویداد را به یک شکل تجربه نکرده است. برخی آن را اختلالی جدی در زندگی خود میدانستند و برخی دیگر تأثیر کمتری احساس کردهاند، اما تقریباً همه پذیرفتهاند که اینترنت امروز، جایگاهی فراتر از یک ابزار ارتباطی پیدا کرده است. این پیمایش که در فاصله ۲۵ تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ و با مشارکت ۴۰۶۰ کاربر اینترنت انجام شده، تلاش کرده از زاویه تجربه کاربران به روزهای قطع اینترنت نگاه کند؛ اینکه مردم چه احساسی داشتند، چه چیزی را بیشتر از دست دادند و پس از بازگشت اینترنت، چه نگاهی به این تصمیم داشتند.
همه یکسان عصبانی نبودند
اما شاید یکی از جالبترین یافتههای ایسپا، واکنش متفاوت کاربران به قطع اینترنت بینالملل است. بر اساس این نظرسنجی، ۴۶.۱ درصد کاربران گفتهاند قطع اینترنت آنها را «زیاد» یا «خیلی زیاد» عصبانی کرده است. در مقابل، ۴۷.۱ درصد اعلام کردهاند این اتفاق اصلاً یا فقط به میزان کمی موجب عصبانیت آنها شده و این تقسیم تقریباً برابر، نشان میدهد تجربه کاربران از قطع اینترنت یکسان نبوده است.
برای بخشی از جامعه، اینترنت آنچنان با زندگی روزمره، ارتباطات یا فعالیت اقتصادی گره خورده که قطع آن به سرعت به احساس نارضایتی تبدیل شده است. اما گروه دیگری، یا وابستگی کمتری به خدمات بینالمللی داشتهاند یا توانستهاند بخشی از نیازهای خود را از مسیرهای دیگر تأمین کنند. به بیان دیگر، این نظرسنجی نشان میدهد جامعه ایران در مواجهه با اینترنت، یکدست نیست. تفاوت در شغل، سبک زندگی، سن، میزان استفاده از خدمات آنلاین و حتی الگوی مصرف رسانهای، تجربه افراد از چنین رویدادی را متفاوت کرده است.

اینترنت که رفت، چه چیزی از زندگی مردم کم شد؟
شاید مهمترین بخش این نظرسنجی، نه میزان عصبانیت کاربران، بلکه پاسخی باشد که به این پرسش دادهاند؛ اگر اینترنت بینالملل وصل نمیشد، بیشترین مشکل در کدام بخش زندگی آنها ایجاد میشد؟ نتایج، تصویری روشن از جایگاه اینترنت در زندگی امروز ایرانیان ارائه میدهد.
۳۸.۸ درصد کاربران گفتهاند مهمترین مشکل آنها، برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده بود و این عدد نشان میدهد اینترنت، پیش از هر چیز، به ابزار ارتباطات روزمره تبدیل شده است. تماسهای تصویری، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، برای بخش بزرگی از کاربران دیگر فقط ابزار گفتوگو نیستند؛ بخشی از روابط خانوادگی و اجتماعی آنان را شکل میدهند.
پس از آن، ۳۳.۶ درصد کاربران اعلام کردهاند نبود اینترنت، بیشترین تأثیر را بر سرگرمی، تماشای فیلم، موسیقی، کلیپ و سایر محتواهای دیجیتال گذاشته است. این یافته نیز از تغییر سبک زندگی حکایت دارد. اینترنت دیگر فقط محلی برای دریافت اطلاعات نیست؛ بخشی از اوقات فراغت میلیونها ایرانی در فضای آنلاین سپری میشود.
اما شاید مهمترین عدد، ۲۹.۶ درصدی باشد که گفتهاند قطع اینترنت، کار و درآمد آنها را با مشکل مواجه میکند و همین رقم نشان میدهد اینترنت دیگر تنها یک ابزار ارتباطی نیست؛ بخشی از اقتصاد خانوادهها به آن وابسته شده است.
صاحبان کسبوکارهای آنلاین، فروشندگان، تولیدکنندگان محتوا، فریلنسرها و بسیاری از مشاغل خدماتی، امروز اینترنت را بخشی از محیط کار خود میدانند؛ به همین دلیل، اختلال در دسترسی، تنها یک مسئله ارتباطی نیست، بلکه میتواند پیامد اقتصادی نیز داشته باشد.
اینترنت؛ فراتر از یک فناوری
اما باید توجه کرد که وقتی این سه عدد در کنار هم قرار میگیرد، تصویری متفاوت شکل میگیرد. مردم بیش از هر چیز، نگران از دست دادن ارتباط بودند؛ پس از آن سرگرمی و سپس کار و درآمد در لیست قرار داشتند. این ترتیب، به خوبی نشان میدهد اینترنت در ایران دیگر صرفاً ابزاری برای جستوجو یا حضور در شبکههای اجتماعی نیست. اینترنت به بستری تبدیل شده که هم روابط انسانی، هم اوقات فراغت و هم بخشی از فعالیتهای اقتصادی مردم بر آن استوار شده است.
شاید به همین دلیل باشد که تجربه قطع اینترنت، برای بسیاری از کاربران، تنها خاموش شدن چند وبسایت نبود؛ بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از زندگی روزمره بود.

خبر را از کجا دنبال کردند؟
یکی دیگر از پرسشهای ایسپا، تصویری جالب از رفتار رسانهای کاربران در روزهای قطع اینترنت بینالملل ارائه میدهد؛ این که مردم در چنین شرایطی، برای آگاهی از تحولات به کدام رسانهها رجوع میکنند. براساس نتایج این نظرسنجی، ۳۹.۲ درصد کاربران گفتهاند در صورت قطع اینترنت، اخبار را معمولاً از صداوسیما دنبال میکنند. پس از آن، ۲۱.۳ درصد شبکههای اجتماعی داخلی مانند بله و ایتا را به عنوان منبع اصلی خود معرفی کردهاند و ۱۴.۵ درصد نیز گفتهاند برای پیگیری اخبار به شبکههای ماهوارهای مراجعه میکنند.
این اعداد، اما بیش از آن که درباره برتری یک رسانه بر رسانه دیگر باشد، از تنوع الگوی مصرف خبر در ایران حکایت دارد. در شرایطی که دسترسی به اینترنت بینالملل محدود میشود، کاربران مسیرهای متفاوتی را برای دریافت اطلاعات انتخاب میکنند؛ برخی به رسانههای رسمی، برخی به سکوهای داخلی و گروهی نیز به رسانههای برونمرزی رجوع میکنند. این تنوع، نشان میدهد جامعه ایران دیگر تنها به یک مسیر اطلاعرسانی وابسته نیست و در شرایط بحران، هر گروه تلاش میکند از کانالی که برایش در دسترستر یا قابل اعتمادتر است، اخبار را دنبال کند.
چرا بازگشت اینترنت مهم بود؟
شاید مهمترین بخش این نظرسنجی، نیز نگاه کاربران به بازگشایی دوباره اینترنت بینالملل باشد. چنان چه بر اساس یافتههای ایسپا، ۶۳.۷ درصد کاربران، بازگشایی اینترنت پس از پایان جنگ را تصمیمی «بسیار درست» دانستهاند. در مقابل، تنها ۶.۹ درصد معتقد بودند این تصمیم اصلاً درست نبوده و ۱۵.۷ درصد نیز آن را فقط تا حد کمی درست ارزیابی کردهاند.
این نتیجه، فراتر از یک ارزیابی درباره یک تصمیم اجرایی است وقتی نزدیک به دو سوم کاربران از بازگشت اینترنت استقبال میکنند، میتوان آن را نشانهای از جایگاه این زیرساخت در زندگی امروز جامعه دانست. برای بسیاری از شهروندان، اینترنت دیگر فقط محلی برای حضور در شبکههای اجتماعی نیست؛ ابزاری برای ارتباط، آموزش، انجام امور اداری، فعالیت اقتصادی، دریافت خدمات، سرگرمی و حتی پیگیری اخبار است. شاید به همین دلیل، بتوان تاکید کرد که بازگشت اینترنت برای بخش بزرگی از کاربران، به معنای بازگشت بخشی از زندگی روزمره بود.

اینترنت؛ زیرساخت زندگی
اگر دادههای این گزارش را کنار دیگر یافتههای ایسپا قرار دهیم، تصویر کاملتری شکل میگیرد. در گزارش «هر ایرانی، چهار ساعت زندگی آنلاین» دیدیم که ایرانیها به طور متوسط روزانه بیش از چهار ساعت در اینترنت حضور دارند، خرید میکنند، از تاکسیهای اینترنتی استفاده میکنند، آموزش میبینند و بخشی از خدمات روزانه خود را به فضای دیجیتال سپردهاند. در گزارش مربوط به «فیلترشکن»نیز مشخص شد نزدیک به سهچهارم کاربران برای دسترسی به بخشی از خدمات آنلاین از VPN استفاده میکنند و حال اکنون، این نظرسنجی نشان میدهد در زمان قطع اینترنت، نخستین دغدغه مردم، ارتباط با خانواده و دوستان، سپس سرگرمی و بعد از آن کار و درآمد بوده است.
اما وقتی این یافتهها کنار هم قرار میگیرند، یک نتیجه روشن به دست میآید؛ اینترنت دیگر یک فناوری جانبی نیست، بلکه به بخشی از زیرساخت زندگی اجتماعی و اقتصادی ایرانیان تبدیل شده و به همین دلیل، هرگونه اختلال در دسترسی، فقط بر ارتباطات دیجیتال اثر نمیگذارد؛ بلکه میتواند بر روابط خانوادگی، فعالیتهای اقتصادی، آموزش، مصرف رسانه و حتی کیفیت زندگی روزمره نیز تأثیر بگذارد.
خاموشی فقط در صفحه نمایش نبود
از سوی دیگر شاید مهمترین پیام این نظرسنجی، نه میزان رضایت یا نارضایتی مردم از قطع اینترنت، بلکه تغییری باشد که طی سالهای اخیر در جایگاه اینترنت رخ داده است. روزگاری اینترنت، ابزاری برای جستوجو، ارسال ایمیل یا حضور در چند وبسایت بود. اما امروز، به بستری برای ارتباط، کسب درآمد، آموزش، خرید، سرگرمی و دریافت خدمات تبدیل شده است. به همین دلیل، خاموش شدن اینترنت برای بسیاری از کاربران، تنها خاموش شدن چند اپلیکیشن یا وبسایت نبود؛ خاموش شدن بخشی از ریتم عادی زندگی بود. شاید به همین دلیل است که یافتههای ایسپا، بیش از آن که درباره یک فناوری سخن بگوید، درباره جامعهای حرف میزند که زندگی روزمرهاش به تدریج با اینترنت گره خورده است. جامعهای که دیگر اینترنت را یک امکان اضافی نمیبیند، بلکه آن را یکی از زیرساختهای اصلی زندگی خود میداند و شاید مهمترین نتیجه این گزارش همین باشد؛ وقتی اینترنت خاموش شد، آن چه از دست رفت فقط اتصال به شبکه جهانی نبود، بلکه بخشی از ارتباطات، بخشی از اقتصاد و بخشی از زندگی روزمره میلیونها ایرانی بود.