هر ایرانی، چهار ساعت زندگی آنلاین/ اینستاگرام پادشاه شبکههای اجتماعی میان ایرانیان
تحریریه آوش/ بر اساس یافتههای ایسپا، ۵۷.۱ درصد کاربران در یک سال گذشته خرید اینترنتی انجام دادهاند و ۵۵.۵ درصد نیز از خدمات حملونقل آنلاین مانند اسنپ و تپسی استفاده کردهاند. آموزش مجازی با ۳۷.۹ درصد در رتبه بعد قرار دارد و پس از آن رزرو بلیت و اقامتگاه با ۱۷.۹ درصد و خدمات نظافت و تعمیرات با ۸.۹ درصد دیده میشود
صبح با تلفن همراهش تاکسی اینترنتی میگیرد، در مسیر اینستاگرام را مرور میکند، ظهر خرید خانه را از یک فروشگاه آنلاین سفارش میدهد، عصر در یک کلاس مجازی شرکت میکند و شب فیلم مورد علاقهاش را از یک پلتفرم نمایش خانگی میبیند. این تصویر، دیگر روایت زندگی گروه کوچکی از کاربران حرفهای اینترنت نیست؛ بلکه بخشی از سبک زندگی میلیونها ایرانی است.
یافتههای تازه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد حدود ۸۹ درصد مردم ایران از اینترنت استفاده میکنند و کاربران ایرانی به طور متوسط روزانه ۴ ساعت و ۳ دقیقه در فضای آنلاین حضور دارند. اما اهمیت این عدد، فقط در طول زمان استفاده نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که اینترنت دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط یا سرگرمی نیست و آرامآرام به زیرساخت زندگی روزمره تبدیل شده است.
اگر تا یک دهه پیش، اینترنت بیشتر با ایمیل، جستوجو یا شبکههای اجتماعی شناخته میشد، امروز بخش مهمی از فعالیتهای روزانه مردم از خرید و حملونقل گرفته تا آموزش، سرگرمی و حتی دریافت خدمات، به فضای دیجیتال منتقل شده است. دادههای ایسپا نیز دقیقاً همین تغییر را روایت میکند؛ تغییری که شاید بتوان آن را «دیجیتالی شدن زندگی روزمره ایرانیان» نامید.

از خرید تا تاکسی؛ اینترنت وارد زندگی شد
نگاهی به فعالیت کاربران در یک سال گذشته نشان میدهد اینترنت در ایران دیگر فقط محلی برای مصرف محتوا نیست؛ بلکه به بستری برای انجام کارهای روزمره تبدیل شده است.
بر اساس یافتههای ایسپا، ۵۷.۱ درصد کاربران در یک سال گذشته خرید اینترنتی انجام دادهاند و ۵۵.۵ درصد نیز از خدمات حملونقل آنلاین مانند اسنپ و تپسی استفاده کردهاند. آموزش مجازی با ۳۷.۹ درصد در رتبه بعد قرار دارد و پس از آن رزرو بلیت و اقامتگاه با ۱۷.۹ درصد و خدمات نظافت و تعمیرات با ۸.۹ درصد دیده میشود.
این اعداد، تصویری متفاوت از نقش اینترنت در جامعه ایران ارائه میدهد. اینترنت دیگر تنها جایی برای گفتوگو یا تماشای عکس و فیلم نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد روزمره خانوادهها شده است. از سفارش کالا گرفته تا جابهجایی در شهر، از یادگیری مهارتهای جدید تا برنامهریزی سفر، بخش قابل توجهی از خدماتی که تا چند سال پیش به حضور فیزیکی نیاز داشت، امروز تنها با چند لمس روی صفحه تلفن همراه انجام میشود.
در واقع، اینترنت از یک فضای مجازی به بخشی از زندگی واقعی تبدیل شده است؛ تغییری که شاید مهمترین تحول زیست دیجیتال ایرانیان در سالهای اخیر باشد.

چهار ساعت آنلاین؛ اما این چهار ساعت کجا میگذرد؟
میانگین حضور روزانه کاربران ایرانی در اینترنت ۴ ساعت و ۳ دقیقه است؛ اما این زمان به شکل یکسان میان همه فعالیتها تقسیم نمیشود. ایسپا نشان میدهد کاربران به طور متوسط روزانه ۲ ساعت و ۵ دقیقه در شبکههای اجتماعی خارجی حضور دارند، در حالی که میانگین استفاده از شبکههای اجتماعی داخلی یک ساعت و ۳۷ دقیقه است.
این تفاوت نشان میدهد شبکههای اجتماعی همچنان سهم بزرگی از زندگی دیجیتال ایرانیان را در اختیار دارند، اما تمام ماجرا نیستند. بخشی از این چهار ساعت صرف خرید، آموزش، استفاده از خدمات آنلاین، جستوجوی اطلاعات، سرگرمی و دهها فعالیت دیگر میشود.
به بیان دیگر، امروز «آنلاین بودن» دیگر مترادف حضور در یک شبکه اجتماعی خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از فعالیتهای روزمره را در بر میگیرد که زندگی دیجیتال را از زندگی واقعی جدا نمیکند، بلکه آن دو را در هم میآمیزد.

اینستاگرام هنوز پادشاه است
یکی از جالبترین یافتههای ایسپا، الگوی استفاده از شبکههای اجتماعی خارجی است. برخلاف تصور برخی که گمان میکنند با گذشت زمان یا تغییر سیاستها، جایگاه شبکههای اجتماعی دگرگون شده است، دادههای این نظرسنجی نشان میدهد اینستاگرام همچنان پرنفوذترین شبکه اجتماعی در میان کاربران ایرانی است.
بخش بزرگی از کاربران اینستاگرام، چند بار در روز یا دستکم روزانه به این شبکه مراجعه میکنند. پس از آن، تلگرام و واتساپ قرار دارند و یوتیوب و شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) فاصله قابل توجهی با سه سکوی نخست دارند.
این الگو نشان میدهد رفتار کاربران ایرانی در استفاده از شبکههای اجتماعی، بیش از آنکه به یک سکوی خاص محدود باشد، بر اساس نوع نیاز شکل گرفته است؛ اینستاگرام برای محتوای تصویری و کسبوکار، تلگرام برای کانالها و گروهها، واتساپ برای ارتباطات شخصی و یوتیوب برای محتوای ویدئویی. هر کدام جایگاه خود را پیدا کردهاند و به همین دلیل، اکوسیستم شبکههای اجتماعی در ایران، متنوعتر از آن چیزی است که تنها با نگاه به یک پلتفرم بتوان آن را توضیح داد.

شکست یا همزیستی میان شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی؟
سالهاست بحث بر سر رقابت میان شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی ادامه دارد. معمولاً این رقابت به شکل یک دوگانه ساده روایت میشود؛ یا کاربران به سمت پلتفرمهای داخلی مهاجرت کردهاند یا همچنان تنها از نمونههای خارجی استفاده میکنند. اما یافتههای ایسپا، تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
براساس این نظرسنجی، ۵۵.۹ درصد کاربران اینترنت به طور همزمان از شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی استفاده میکنند. در مقابل، ۱۵.۶ درصد فقط از شبکههای اجتماعی خارجی و ۲۴ درصد فقط از شبکههای اجتماعی داخلی استفاده میکنند.
این اعداد، یک نکته مهم را آشکار میکند؛ در زندگی دیجیتال ایرانیان، «همزیستی» جای «جایگزینی» را گرفته است.
کاربران، الزاماً میان پلتفرمهای داخلی و خارجی یکی را انتخاب نکردهاند. بسیاری از آنها برای هر نیاز، ابزار متفاوتی برگزیدهاند؛ شاید اخبار را از یک پیامرسان داخلی دنبال کنند، ارتباط کاری را در پیامرسانی دیگر انجام دهند و همزمان برای سرگرمی، آموزش یا دنبال کردن کسبوکارها از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده کنند.
در واقع، کاربران ایرانی بیش از آنکه به مرزبندی «داخلی» و «خارجی» توجه کنند، به کارکرد هر پلتفرم نگاه میکنند.

آیا پلتفرمهای داخلی شکست خوردهاند؟
یکی از برداشتهای رایج این است که شبکههای اجتماعی داخلی نتوانستهاند جایگاهی در میان کاربران پیدا کنند. اما دادههای ایسپا، چنین نتیجهای را تأیید نمیکند.
روبیکا، ایتا و بله، هر سه میلیونها کاربر فعال دارند و بخش قابل توجهی از کاربران آنها، روزانه از این سکوها استفاده میکنند. در میان شبکههای داخلی، روبیکا بیشترین میزان استفاده را به خود اختصاص داده و پس از آن ایتا و بله قرار دارند.
در مقابل، شبکههای اجتماعی خارجی نیز همچنان جایگاه تثبیتشده خود را حفظ کردهاند؛ اینستاگرام، تلگرام و واتساپ همچنان پرکاربردترین سکوهای ارتباطی و محتوایی هستند.
بنابراین شاید دقیقتر باشد که به جای واژه «شکست»، از تقسیم نقش سخن بگوییم. پلتفرمهای داخلی در بسیاری از خدمات، اطلاعرسانیها، ارتباطات سازمانی و بخشی از ارتباطات روزمره حضور پیدا کردهاند، اما هنوز نتوانستهاند نقش شبکههایی مانند اینستاگرام یا تلگرام را در تولید و مصرف گسترده محتوا به طور کامل بر عهده بگیرند. از سوی دیگر، شبکههای خارجی نیز با وجود حفظ جایگاه خود، دیگر تنها بازیگران میدان نیستند. فضای دیجیتال ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، یک زیستبوم چندسکویی است؛ جایی که کاربران بسته به نیاز خود، میان چندین پلتفرم جابهجا میشوند.

آیا اینترنت همه نیازهای مردم را برآورده میکند؟
ایسپا در بخش دیگری از این پیمایش، از کاربران پرسیده است که پلتفرمهایی مانند اسنپ، تپسی، دیجیکالا و فیلیمو تا چه اندازه نیازهای روزمره آنها را برطرف میکنند. نتیجه، تصویری واقعبینانه ارائه میدهد.
از سوی دیگر تنها ۲۷.۶ درصد کاربران گفتهاند این پلتفرمها «زیاد» یا «خیلی زیاد» نیازهای روزانه آنها را تأمین میکنند و در مقابل، بخش قابل توجهی از پاسخدهندگان معتقدند این خدمات فقط تا حدودی یا در سطح کمی نیازهای آنها را پوشش میدهد و ۱۸.۲ درصد نیز گفتهاند این پلتفرمها اساساً نقشی در رفع نیازهای روزانه آنها ندارند.
این دادهها نشان میدهد اقتصاد دیجیتال ایران، اگرچه طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته، اما هنوز تا تبدیل شدن به ستون اصلی زندگی روزمره فاصله دارد و به بیان دیگر، اینترنت به بخشی از زندگی مردم تبدیل شده اما هنوز جایگزین کامل بسیاری از خدمات سنتی نشده و ظرفیت توسعه آن همچنان بالاست.

جامعهای که آرامآرام دیجیتال میشود
وقتی همه این دادهها را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری فراتر از چند نمودار و جدول شکل میگیرد. جامعه ایران امروز، جامعهای است که نزدیک به ۹ نفر از هر ۱۰ نفر آن از اینترنت استفاده میکنند، روزانه بیش از چهار ساعت در فضای آنلاین حضور دارند، خرید میکنند، تاکسی میگیرند، آموزش میبینند، فیلم تماشا میکنند، از شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی به طور همزمان بهره میبرند و بخشی از زندگی خود را در بستر پلتفرمهای دیجیتال سامان میدهند. این تغییر، فقط یک تحول فناورانه نیست؛ بلکه تغییری در سبک زندگی، الگوی مصرف، روابط اجتماعی و حتی اقتصاد خانوادههاست.
اگر سالها پیش اینترنت تنها پنجرهای برای ارتباط با جهان بود، امروز به بخشی از خودِ زندگی تبدیل شده است. چنان چه یافتههای ایسپا نشان میدهد زیست دیجیتال ایرانیان، دیگر فقط به حضور در شبکههای اجتماعی خلاصه نمیشود. خرید، حملونقل، آموزش، سرگرمی، ارتباطات و حتی بخشی از خدمات روزمره، همگی در یک اکوسیستم دیجیتال به هم گره خوردهاند.
شاید مهمترین پیام این نظرسنجی نیز همین باشد؛ ایرانیها دیگر فقط از اینترنت استفاده نمیکنند، بلکه در آن زندگی میکنند و شاید به همین دلیل، بحث درباره اینترنت دیگر صرفاً بحثی فنی یا فناوریمحور نیست؛ بلکه گفتوگویی درباره سبک زندگی، اقتصاد، فرهنگ و آینده جامعه ایران است. به همین دلیل، هر تغییری در این زیستبوم دیجیتال، دیگر فقط یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ تغییری است که مستقیماً بر شیوه زندگی میلیونها شهروند اثر میگذارد.