از گوگل تا ChatGPT؛ تغییر بزرگ در کاربران ایرانی/ هوش مصنوعی، پایان جستجو و آغاز گفتوگو
تحریریه آوش/ شاید مهمترین پیام یافتههای ایسپا، نه تعداد کاربران ChatGPT و نه حتی میزان آشنایی مردم با هوش مصنوعی باشد؛ بلکه نشانهای از آغاز مرحله تازهای در تحول دیجیتال ایران است. روزگاری دسترسی به اینترنت، مهمترین شاخص توسعه دیجیتال محسوب میشد. پس از آن، کیفیت اتصال، سرعت و حضور در شبکههای اجتماعی اهمیت پیدا کرد. امروز اما به نظر میرسد معیار تازهای در حال شکلگیری است
هوش مصنوعی دیگر مفهومی متعلق به آینده نیست؛ آرامآرام وارد زندگی روزمره مردم شده است. درست همانگونه که اینترنت دو دهه پیش از یک فناوری ناشناخته به بخشی جداییناپذیر از زندگی ایرانیان تبدیل شد، اکنون ابزارهای هوش مصنوعی نیز در حال پیمودن همان مسیر هستند. با این تفاوت که سرعت این تحول بهمراتب بیشتر است.
یافتههای تازه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) تصویری جالب از این گذار ترسیم میکند. امروز حدود ۸۹ درصد ایرانیها به اینترنت دسترسی دارند و کاربران ایرانی بهطور متوسط روزانه بیش از چهار ساعت در فضای مجازی حضور دارند. با این حال، هنوز حدود ۳۸ درصد مردم اصلاً هوش مصنوعی را نمیشناسند. اما در سوی دیگر این ماجرا، اتفاق مهمتری در حال وقوع است؛ از میان کسانی که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند، بیش از ۹۰ درصد، ChatGPT را بهعنوان ابزار اصلی خود انتخاب کردهاند.
این اعداد، تنها چند درصد و چند نمودار نیستند. آنها از تغییری عمیقتر خبر میدهند؛ تغییری که شاید مهمترین تحول اینترنت در سالهای اخیر باشد. اگر تا دیروز کاربران برای یافتن پاسخ، وارد گوگل میشدند و میان دهها لینک جستوجو میکردند، امروز بسیاری ترجیح میدهند سؤال خود را از یک دستیار هوشمند بپرسند و پاسخ را همانجا دریافت کنند. به همین دلیل، گزارش پیش رو بیش از آنکه درباره ChatGPT باشد، درباره تغییر رفتار کاربران ایرانی در عصر هوش مصنوعی است.

از اینترنت تا هوش مصنوعی
در دو دهه گذشته، معیار توسعه دیجیتال در ایران بارها تغییر کرده است. زمانی مهمترین سؤال این بود که چند درصد مردم اصلاً به اینترنت دسترسی دارند. سالها بعد، سرعت اینترنت، کیفیت اتصال و میزان استفاده از شبکههای اجتماعی به شاخصهای اصلی تبدیل شد. امروز اما به نظر میرسد پرسش تازهای در حال شکلگیری است؛ چند نفر از هوش مصنوعی استفاده میکنند؟
این تغییر، تنها جابهجایی یک فناوری با فناوری دیگر نیست. اینترنت، کاربران را به اطلاعات متصل میکرد، اما هوش مصنوعی میکوشد همان اطلاعات را تحلیل، خلاصه و بازآفرینی کند. به بیان دیگر، اگر اینترنت پنجرهای به جهان اطلاعات بود، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به دستیاری است که به جای کاربر، در میان آن اطلاعات جستوجو میکند، آنها را کنار هم میگذارد و پاسخ آماده ارائه میدهد.
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران، هوش مصنوعی مولد را بزرگترین تحول اینترنت پس از ظهور موتورهای جستوجو میدانند. همانگونه که گوگل در ابتدای دهه ۲۰۰۰ شیوه دسترسی به اطلاعات را متحول کرد، اکنون ابزارهایی مانند ChatGPT نیز در حال تغییر شیوه تعامل انسان با اطلاعات هستند. تفاوت مهم اینجاست که این بار، کاربر دیگر الزاماً به دنبال «لینک» نیست؛ او به دنبال «پاسخ» است.
دادههای ایسپا نشان میدهد جامعه ایران نیز آرامآرام وارد همین مرحله شده است. اگرچه هنوز بخش قابل توجهی از مردم تجربه استفاده از هوش مصنوعی را ندارند، اما در میان کسانی که وارد این دنیا شدهاند، استفاده از این ابزارها با سرعت قابل توجهی در حال گسترش است؛ نشانهای از اینکه موج جدید تحول دیجیتال، دیر یا زود بخشهای گستردهتری از جامعه را نیز دربر خواهد گرفت.
۳۸ درصد هنوز پشت در ماندهاند
یکی از مهمترین یافتههای این نظرسنجی، شاید نه میزان استفاده از ChatGPT، بلکه همان ۳۸ درصدی باشد که هنوز اساساً با مفهوم هوش مصنوعی آشنا نیستند.
این عدد، از شکلگیری نوع تازهای از شکاف دیجیتال خبر میدهد؛ شکافی که با شکافهای دهههای گذشته تفاوت اساسی دارد. در سالهای نخست گسترش اینترنت، شکاف دیجیتال به معنای نابرابری در دسترسی بود؛ برخی به اینترنت دسترسی داشتند و برخی نه. بعدها، این شکاف به کیفیت اتصال، سرعت اینترنت و دسترسی به خدمات آنلاین گره خورد. اما امروز، در بسیاری از کشورها بحث تازهای مطرح شده است؛ شکاف هوش مصنوعی.
در این شکاف جدید، موضوع فقط داشتن اینترنت یا تلفن هوشمند نیست. ممکن است دو نفر هر دو اینترنت پرسرعت، تلفن همراه و حضور فعال در شبکههای اجتماعی داشته باشند، اما یکی از آنها از هوش مصنوعی برای یادگیری، تولید محتوا، برنامهریزی، ترجمه، تحلیل اطلاعات و انجام کارهای روزمره استفاده کند و دیگری حتی نداند چنین ابزارهایی وجود دارند.
همین تفاوت، میتواند در آینده به شکافی عمیقتر از شکاف اینترنت تبدیل شود. زیرا هوش مصنوعی صرفاً یک نرمافزار جدید نیست؛ ابزاری است که به تدریج بر شیوه یادگیری، کار کردن، تصمیمگیری و حتی رقابت در بازار کار اثر میگذارد.
به همین دلیل، عدد ۳۸ درصد را نباید فقط به عنوان یک آمار ساده خواند. این عدد، میتواند نشانه آن باشد که بخشی از جامعه هنوز در آستانه ورود به یکی از بزرگترین تحولات فناورانه دهههای اخیر قرار نگرفته است؛ تحولی که احتمالاً همان اندازه که اینترنت، تلفن همراه و شبکههای اجتماعی سبک زندگی را تغییر دادند، آینده آموزش، اشتغال و اقتصاد را نیز دگرگون خواهد کرد.

یک پادشاه به نام ChatGPT
شاید جالبترین بخش یافتههای ایسپا، جایی باشد که از کاربران هوش مصنوعی میپرسد از کدام ابزار استفاده میکنند. پاسخ، تصویری روشن از بازار هوش مصنوعی در ایران ارائه میدهد؛ ChatGPT با فاصلهای بسیار زیاد، شناختهشدهترین و پرکاربردترین ابزار هوش مصنوعی میان کاربران ایرانی است.
این موضوع از یک جهت طبیعی به نظر میرسد. ChatGPT نخستین ابزاری بود که توانست هوش مصنوعی مولد را به شکل گسترده وارد زندگی روزمره مردم کند. بسیاری از کاربران، نخستین تجربه گفتوگو با یک هوش مصنوعی را از طریق همین سرویس به دست آوردند و برای بخش بزرگی از جامعه، نام «هوش مصنوعی» عملاً با نام «ChatGPT» گره خورده است.
در حالی که در سطح جهان، ابزارهای متعددی مانند Gemini، Claude، Copilot، Perplexity و DeepSeek نیز رقابت فشردهای را آغاز کردهاند، تجربه کاربران ایرانی نشان میدهد ChatGPT همچنان بازیگر اصلی این میدان است. این برتری، تنها به کیفیت پاسخها مربوط نمیشود؛ بلکه نتیجه پیشگامی این ابزار در معرفی هوش مصنوعی مولد به کاربران و تبدیل شدن آن به نقطه آغاز تجربه بسیاری از مردم است.
در واقع، همانگونه که سالها نام «گوگل» برای بسیاری از کاربران مترادف جستوجو در اینترنت شده بود، امروز نیز برای بخش قابل توجهی از کاربران ایرانی، نام «ChatGPT» مترادف هوش مصنوعی شده است؛ تغییری که شاید بیش از هر چیز، از شکلگیری یک عادت جدید در میان کاربران خبر میدهد؛ عادتی که در بخش دوم این گزارش، میتواند ما را به یک پرسش مهم برساند: آیا دوران جستوجو در اینترنت، آرامآرام جای خود را به دوران گفتوگو با هوش مصنوعی میدهد؟
زمان خداحافظی با گوگل نزدیک است؟
شاید مهمترین پرسشی که یافتههای ایسپا پیش روی ما قرار میدهد، این نباشد که چند نفر از ChatGPT استفاده میکنند؛ بلکه این باشد که آیا شیوه پیدا کردن پاسخ در حال تغییر است؟
برای نزدیک به سه دهه، گوگل مهمترین دروازه ورود کاربران به جهان اطلاعات بود. هر پرسشی که در ذهن شکل میگرفت، با چند کلمه در موتور جستوجو آغاز میشد. گوگل دهها یا حتی صدها لینک در اختیار کاربر قرار میداد و او باید میان منابع مختلف جستوجو، مقایسه و انتخاب میکرد تا به پاسخ برسد.
اما ابزارهای هوش مصنوعی، این الگو را تغییر دادهاند. اکنون بسیاری از کاربران، دیگر به دنبال فهرستی از وبسایتها نیستند؛ آنها میخواهند مستقیماً با یک دستیار دیجیتال گفتوگو کنند. سؤال خود را بنویسند، پاسخ را همان لحظه دریافت کنند و اگر ابهامی باقی ماند، دوباره سؤال بپرسند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران فناوری، از گذار جهان از «موتور جستوجو» به «موتور پاسخ» سخن میگویند.
البته این به معنای پایان گوگل نیست. هنوز اخبار لحظهای، جستوجوی تصاویر، خرید آنلاین، یافتن منابع علمی، نقشهها و بسیاری از خدمات اینترنتی بر پایه موتورهای جستوجو انجام میشود. اما آنچه در حال تغییر است، رفتار کاربران در مواجهه با پرسشهای روزمره است؛ پرسشهایی که تا همین دو سال پیش مستقیماً در گوگل نوشته میشد و امروز، بیش از گذشته راه خود را به پنجره گفتوگوی ChatGPT و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی پیدا کرده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید در آینده نزدیک، جستوجو در اینترنت نیز مانند بسیاری از فناوریهای پیشین، وارد مرحله تازهای شود؛ مرحلهای که در آن، گفتوگو جایگزین جستوجو میشود.

دستیار نامرئی به نام هوش مصنوعی
نکته مهم دیگر این است که هوش مصنوعی، برخلاف بسیاری از فناوریهای نوظهور، تنها یک ابزار تخصصی برای برنامهنویسان یا پژوهشگران نیست. امروز دانشآموز برای خلاصه کردن یک درس، دانشجو برای تدوین مقاله، مترجم برای ویرایش متن، برنامهنویس برای نوشتن کد، خبرنگار برای جمعآوری اطلاعات اولیه، کارمند برای تنظیم نامه اداری و حتی بسیاری از خانوادهها برای برنامهریزی سفر، آشپزی یا آموزش زبان، از این ابزارها استفاده میکنند.
به همین دلیل، ChatGPT و ابزارهای مشابه به تدریج در حال تبدیل شدن به دستیار نامرئی میلیونها کاربر هستند؛ دستیاری که شاید دیده نشود، اما در پشت صحنه بسیاری از کارهای روزمره حضور دارد.
البته این تحول، روی دیگری نیز دارد. همانقدر که هوش مصنوعی میتواند سرعت یادگیری، تولید محتوا و انجام کارها را افزایش دهد، استفاده بیچونوچرا از پاسخهای آن نیز میتواند خطرآفرین باشد. این ابزارها ممکن است دچار خطا شوند، اطلاعات نادرست ارائه دهند یا پاسخهایی بسازند که ظاهری قانعکننده اما پشتوانه علمی ضعیفی دارند. به همین دلیل، کارشناسان تأکید میکنند مهمترین مهارت آینده، صرفاً استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ بلکه توانایی ارزیابی و راستیآزمایی پاسخهای آن است.
به بیان دیگر، همانگونه که سواد رسانهای در عصر شبکههای اجتماعی اهمیت پیدا کرد، اکنون سواد استفاده از هوش مصنوعی نیز به یکی از مهمترین مؤلفههای سواد دیجیتال تبدیل شده است.
انقلابی آرام، اما عمیق در فناوری اطلاعات
شاید اگر همین نظرسنجی پنج سال پیش انجام میشد، نامی از ChatGPT یا هوش مصنوعی در آن دیده نمیشد. اما امروز، تنها چند سال پس از فراگیر شدن این فناوری، میلیونها ایرانی آن را میشناسند و بخش قابل توجهی از کاربران، آن را وارد زندگی روزمره خود کردهاند.
در نگاه نخست، ممکن است عدد ۳۸ درصد ناآشنایی با هوش مصنوعی بزرگتر از همه به نظر برسد، اما شاید مهمتر از آن، سرعت تغییر باشد. تجربه اینترنت، تلفن هوشمند و شبکههای اجتماعی نشان داده است که پذیرش فناوریهای جدید معمولاً از گروههای کوچک آغاز میشود و سپس با شتابی قابل توجه به سایر لایههای جامعه گسترش پیدا میکند.
اگر چنین الگویی درباره هوش مصنوعی نیز تکرار شود، احتمالاً در چند سال آینده دیگر پرسش اصلی این نخواهد بود که «آیا از ChatGPT استفاده میکنید؟» بلکه این خواهد بود که «چقدر از آن درست استفاده میکنید؟»
اما شاید مهمترین پیام یافتههای ایسپا، نه تعداد کاربران ChatGPT و نه حتی میزان آشنایی مردم با هوش مصنوعی باشد؛ بلکه نشانهای از آغاز مرحله تازهای در تحول دیجیتال ایران است.
روزگاری دسترسی به اینترنت، مهمترین شاخص توسعه دیجیتال محسوب میشد. پس از آن، کیفیت اتصال، سرعت و حضور در شبکههای اجتماعی اهمیت پیدا کرد. امروز اما به نظر میرسد معیار تازهای در حال شکلگیری است؛ توانایی استفاده آگاهانه از هوش مصنوعی.
شاید هنوز برای گفتن اینکه ایرانیها با گوگل خداحافظی کردهاند، زود باشد. گوگل همچنان یکی از مهمترین دروازههای ورود به اینترنت است و نقش آن در بسیاری از خدمات آنلاین پابرجاست. اما یک واقعیت را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ برای نخستین بار پس از ظهور موتورهای جستوجو، نسلی در حال شکلگیری است که برای پیدا کردن پاسخ، قبل از آنکه چیزی را جستوجو کند، ترجیح میدهد با یک هوش مصنوعی گفتوگو کند و شاید همین تغییر کوچک در رفتار کاربران، آغاز یکی از بزرگترین انقلابهای دیجیتال عصر ما باشد.